انتشار محتوا

20 آذرماه | سالروز شهادت سومین شهید محراب
تصویر خبر
به مناسبت بزرگداشت سالروز شهادت سومین شهید محراب :

جهت مشاهده کلیپ به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله دستغیب ( کلیک کنید)  5:41 دقیقه

جهت مشاهده کلیپ دوم به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله دستغیب(کلیک کنید) 1:55 دقیقه

جهت شنیدن صوت شهید دستغیب در حال ایراد خطبه های نماز جمعه ( کلیک کنید) | 1:30 دقیقه

 

 

آیت نیک‌کردار حق

شهید محراب آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب

پیش‌خوان:

به نماز که می‏ایستادی، محراب در جذبه لاهوتی حضورت به مناجات می‏نشست. در تسبیح‏های ملکوتی‏ات به رکوع می‏رفتی و سایه‏ات، سایه آسمان‏ها می‏شد. هیجان سجده‏هایت، در دل بی‏تاب سجاده، رستاخیزی به پا می‏کرد. منبر و محراب، از حضورت سرشار شد. اینک از حنجره افلاک، نامت شنیده می‏شود.

به گمانشان بال‏های پرندگی‏ات را چیده‏اند و برای همیشه زمین‌گیر خاک‏ها کرده‏اند، به گمانشان نامت را از زبان‏ها دزدیده‏اند؛ بی‏خبر از آن‏که شهادت، سکوی پرواز سرخت بود و محراب، نردبان بلند رستگاری‏ات. «سبز» زیستن، قانون زندگی‏ات بود «سرخ»رفتن، آرزوی دیرینه‏ات. قفس‏ها، کوچکند برای بستن بال‏های دلدادگی.

ردایت جهاد بود و دستارت، عشق. چه جان‏های مشتاقی که پای منبرت مکتب‏نشین اخلاص و تقوای گفتارت بودند و خوشه‌چین معرفت از کلامت! تو پروانه‏وار، گرد شعله شمع عشق، طواف کردی.

ولادت: خاستگاه و خانواده

شهيد آيت‌الله سيد عبدالحسين دستغيب در شب عاشوراي 1292 شمسي در شهر شيراز‌، در يك خانواده روحاني پاي به عرصه وجود گذاشت. اين تولد مبارك در خانه‌اي محقر در يكي از كوچه‌هاي قديمي شيراز، كنار بازار مرغ كه امروز «خيابان احمدي» ناميده مي‌شود، صورت گرفت. ولادت او در شب عاشورا، سبب گرديد كه به «عبدالحسين» مسمي شود و حياتش مصداق بارزي از نام شريفش گردد.

پدرش سيد محمد‌تقي فرزند ميرزا هدايت‌الله مرجع بزرگ فارس بود كه به هنگام تولد فرزندش در كربلا به سر مي‌برد. شهيد دستغيب در سن 12 سالگي از نعمت داشتن پدر محروم گرديد و از همان تاريخ سرپرستي مادر، سه خواهر و دو برادر خويش را به عهده گرفت. خاندان دستغيب از خاندان‌هاي اصيل و شريف استان فارس و شيراز است كه سابقه‌اي800-700  ساله دارد و از اين سلسله رجال، دانشمندان بزرگ، ادباء و خطباي شايسته‌اي برخاسته‌اند. اين خاندان با 33 واسطه به حضرت امام سجاد (عليه‌السلام) مي‌رسد.

تحصیلات: درس و مدرسه

در سال‌هاي كودكي‌، از بركت هوش سرشار و استعداد شكوفايي كه خداوند در ذاتش به وديعه نهاده بود، دروس مقدماتي را خواند و پس از اتمام دروس سطح، امامت جماعت مسجد باقرخان را عهده‌دار گرديد و پس از گذراندن سال‌ها رنج و مشقت و فقر شديد مادي، در سال 1314 به منظور ادامه تحصيل راهي نجف اشرف شد. 

در آنجا از محضر اساتيدي هم‌چون آیات عظام حاج شيخ كاظم شيرازي، حاج سيد ابوالحسن موسوي اصفهاني، حاج سيد ميرزا آقا اصطهباناتي و حاج ميرزا علي‌آقا قاضي طباطبايي كه يكي از اعاظم اهل معرفت بود، كسب فيض نمود. در سن 24 سالگي موفق به كسب درجه اجتهاد از مراجعي چون آيات عظام آقا ضياء عراقي، شيخ كاظم شيرازي و سيد ابوالحسن اصفهاني گرديد. شهيد دستغيب صاحب 8 اجازه اجتهاد بود.

پس از مراجعت از نجف اشرف، ضمن اقامه نمازجماعت در مسجد جامع عتيق و تنوير افكار عمومی، تحصيل و فراگيري علم و دانش را ادامه داد و خدمت فقيه و عارف نام مرحوم آيت‌الله حاج شيخ محمد‌جواد انصاري همداني (‌قدس‌سره‌) رسيد و با بهره‌گيري از مراحم آن بزرگوار‌، مدارج عاليه‌اي را در عرفان طي كرد و بالاخره همنشيني و رفاقت با حضرت آيت‌الله نجابت، جملگي موجب آزادي از قيود عالم طبع گرديد و آرزويي جز تقرب به ذات مقدس پروردگار و وصال او باقي نگذاشت.

مبارزات و فعالیت‌ها:

شهيد آيت‌الله دستغيب در سال 1341 فعاليت ضد رژيم را در راستاي مبارزات حضرت امام خميني‌ (قدس‌سره) آغاز كرد و از آن تاريخ مستقيماً با امام در تماس بود و از جانب ايشان در امور مختلف راهنمايي مي‌شد. پس از جريانات 15 خرداد سال 42 توسط عوامل رژيم شاه دستگير و پس از مدت كوتاهي به طرز معجزه‌آسايي آزاد گرديد. درسال 1342 مجدداً دستگير و زنداني شد.

شهيد آيت‌الله دستغيب ازاين تاريخ به بعد كه موج خفقان بر جامعه ايران سايه شوم خود را گسترده بود، با زيركي و پايمردي هر چه تمام‌تر مبارزات ضد رژيمي مسلمانان به خصوص اهالي محترم فارس را رهبري مي‌كرد. مبارزات پنهاني و سازش‌ناپذير ايشان در طول حيات رژيم طاغوت به هيچ‌كس پوشيده نيست و در زمان تبعيد امام خميني (قدس‌سره) ايشان به كرّات در سخنراني‌ها رژيم شاه را زير سؤال قرار مي‌دادند.

مسجد جامع عتيق كه به همت ايشان پس از سال‌هاي طولاني مرمت و تجديد بنا گرديد، مركزي براي هدايت و ارشاد اقشار مختلف مردم خصوصاً جوانان مشتاق و تشنه معارف اسلامي بود و شهيد دستغيب در حدود40 سال از اين سنگر بذر اعتقاد و ايمان و جهاد و مبارزه و آگاهي و اخلاق اسلامي در دل‌هاي مستعد و جان‌هاي با طراوت مي‌كاشت و چه بسيار نهال‌هاي بارور و پرثمر كه در سايه تربيت و مراقبت اين عارف والامقام ريشه گرفته و به بارنشستند.

رژيم كه متوجه شده بود جوانان مسلمان و دانشگاهي و بازاري و ديگر اصناف و اقشار گرد ايشان جمع شده و از اين مركز ارشاد و هدايت مي‌شوند، شهيد دستغيب را در سال 56 ممنوع‌الملاقات كرد و منزل وي را تحت محاصره خود درآورد، اما بلافاصله با عكس‌العمل شديد مردم روبرو شد و مفتضحانه عقب نشست.

شهيد آيت‌الله دستغيب همواره در سال‌هاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي، منشاء و محرك خروش انقلابي مردم فارس بود و با مجاهدات و روشنگري‌‌هاي خود نقش مهمي در سرنگوني رژيم سفاك و غاصب شاه معدوم ايفا نمود.

مسئولیت‌ها:

شهيد آيت‌الله دستغيب پس از پيروزي انقلاب به عنوان نماينده مردم استان فارس در مجلس خبرگان شركت كرد و در همين ايام بنا به درخواست كتبي اهالي و به فرمان امام(قدس‌سره) به سمت نمایندگی ولی‌فقیه و امام جمعه شيراز منصوب گرديد.

ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری:

1. رعايت جهات معنوي و صوري در خطبه ها 

یکی از ویژگی‌ها التزام آن شهيد به جمع بيان آداب خطبه و جهات معنوي آن با وضع اجتماع و سياست روز است. ایشان معتقد بود خطيب بايد مردم را به ملازمت تقوي و اهتمام به انجام واجبات و ترک محرمات تشويق کند و از اخلاق اسلامي آنان را آگاه ساخته، مخصوصاً سوره يا آيه‌اي که بهره کافي داشته باشد، به زبان قابل فهم به مردمان گوشزد نمايد. برنامه دوم خطيب در خطبه جمعه، ‌تذکرات لازم براي وضع اجتماع و جهت زندگي سياسي جامعه مسلمين است. ضمناً نبايد به واسطه سرگرم شدن به تذکرات دنيوي و حيات اجتماعي، از تذکرات اخروي و حيات باقي بازماند.

2. خطبه‌هاي انسان‌ساز 

روزي مردي ميانسال با قيافه عشايري آمد و گفت: مي‏خواهم با آقا صحبت كنم. خودش را معرفي كرد و گفت: آقا من دزدي مي‏كنم و در دوره رژيم پهلوي هم دنبال من بودند و متواري شده بودم؛ به نماز و روزه و احكام هم عمل نمي‏كنم و انواع جنايتها را هم مرتكب شده‏ام. جمعه گذشته از راديو، خطبه‏هاي روز جمعه شما را شنيدم، سخن شما مرا عوض كرد و به فكر مرگ و آخرت افتادم، حالا آمده‏ام كه توبه كنم.

3. آشوبي را با جمله‌اي برطرف مي‌کرد 

پيش از ظهر جمعه بود، خبر آوردند در فسا و اطرافش آشوب شده و در بعضي دهاتش نزاع به کشتار نيز کشيده است. در خطبه دوم سخن را به مناسبتي به اين موضوع کشانيد و بالاخره فرمود: ‌هم اکنون در فسا و اطرافش چه خبراست؟‌چرا چنين مي‌کنيد؟ ‌بايد قواي مسلح نظامي و انتظامي هم اکنون سريعاً اقدام نمايند و مسببين حادثه را گرفته براي محاکمه و تنبيه به دادگاه اعزام نمايند. صداي دل‌نوازش از راديو به گوش نزاع‌کنندگان رسيد و روحانيتش کار خودش را کرد و غائله را خاتمه داد.

4. کيسه اي درکفن براي پاره هاي بدن 

همسر شهید دستغیب می‌گوید:

هنگامي‌که خلعتي (کفني) ايشان را بيرون آوردم، در ميان پارچه‌هاي کفن، کيسه‌اي از چلواري سفيد دوخته شده ديدم که بند و قيطان آن معمولي بود. متحيّر شدم اين براي چيست؟ آن‌ را کنار گذاشتم و بقيه تکه‌ها و پارچه‌ها را دادم.

يک هفته گذشت، اربعين حسين (علیه‌السلام) بود و عاشوراي ديگر. هفتم شهداي جمعه خونين شيراز بود. قضيه خواب‌هائي که شب قبل ديده شده بود که پاره‌هاي بدن آقا هنوز لابلاي ديوار و پشت بام‌ها و بر سر درخت‌هاي خانه مجاور باقيمانده؛ ولوله‌اي در شهر انداخته بود. وقتي معلوم شد اين رؤياها صادقانه است، ‌قطعات گوشت را جمع‌آوري کردند. من هم به ياد آن کيسه لاي خلعتي افتادم، رفتم وآن را آوردم و به بعضي از بستگان دادم و گفتم معلوم شد چرا آقا اين کيسه را در کفن خود گذاشته است. اين بقيه کفني ايشان است که بايد تتمه بدنشان در آن قرار گيرد و دفن شود. 

5. بزرگ منشي و ساده زيستي، شيوه اولياء

شهيد دستغيب در خانه‌اي محقر و ساده كه بي‌شباهت به خانه اجداد طاهرينش نبود، زندگي را به سر مي‌برد و از هرگونه تجملات و مظاهر فريبنده دنيا پرهيز مي‌نمود. ارادت به اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام)، تقوي، زهد، صبر، اخلاق حسنه، قدرت بيان و قلم از صفات بارز وي به شمار مي‌رفت. خوراكش كمتر از يك چهارم نان جوين بود كه آن را با مقداري پياز، نمك و گاه مختصري پنير مي‌خورد و از خوردن گوشت پرهيز مي‌نمود‌؛ چنان‌كه رياضت‌هاي شرعي مداوم، مجاهدات و ترك شهوات او را ضعيف و رنجور ساخته بود. 

6. ارائه طريق و استمرار رسالت پيامبران

 از ديگر خصوصيات ارزنده اين شهيد والامقام، برگزاري مراسم هفتگي دعاي كميل و هدايت و ارشاد مردم بود كه در آن هنگام كم‌نظير مي‌نمود. بيان شيوا و نفوذ كلام ايشان گمراهان بسياري را به راه مي‌آورد و موجب توبه گنهگاران زيادي شد. در حقيقت، در دوران طاغوت علي‌رغم فشار و تباهي عالم‌گير دستگاه حاكم، مجالس دعاي كميل او اثري شبيه تأثير صحيفه سجاديه و مبارزه منفي ائمه اطهار (عليهم‌السلام) داشت.  

7. در صحنه سياست و مبارزه عليه تهاجم فرهنگي

مبارزات سياسي اين شهيد بزرگوار از هنگامي شروع شد كه اساس دين را با روي كار آمدن رضا‌خان در خطر ديد. بنابراين در منابر و سخنراني‌ها مردم را از توطئه آگاه مي‌نمود؛ به ويژه در مورد كشف حجاب كه از نخستين برنامه‌هاي ضد اسلامي و زمينه‌ساز نشر منكرات و مفاسد در سطح جامعه و در نهايت نفوذ و سلطه هرچه بيشتر اجانب و بيگانگان برهمه شئون ميهن اسلامي بود، به شدت مخالفت مي‌كرد. هنگامي‌كه رضاخان بناي مخالفت با روحانيون را گذاشت، باز هم او در صف اول مبارزه قرار داشت. تفنگ به دست‌هاي رضاشاه مانع از منبر رفتن و سخنراني وي مي‌شدند و به قول خود شهيد، كار اين مزاحمت‌ها و اخلال‌گري‌ها به جايي رسيد كه او ناگزير بر روي زمين مي‌‌نشست و مردم را موعظه مي‌كرد. در جواب اعتراض مأمورين هم پاسخ مي‌داد كه «مرا از منبر رفتن منع كرده‌اند، نه از سخن‌گفتن بر روي زمين.»

8. من اطاع الخميني فقد اطاع الله

شهيد دستغيب چنان عظمت وجودي حضرت امام و اتصال ايشان به مبدأ وحي را دريافته بود كه اطاعت از ايشان را همان اطاعت از خداوند سبحان مي‌دانست و سرپيچي از فرمان امام را نافرماني خداي تعالي. او عارفانه مي‌گفت: «من اطاع الخميني فقد اطاع الله» و بنابر همين اعتقاد، از همان آغاز نهضت اسلامي تا پايان عمر همواره پشت سر ايشان حركت مي‌كرد و از نظر خاص و عام سخت‌ترين مدافع ولايت‌فقيه بود. 

9. توكل به خدا

آیت‌الله دستغیب فرمودند: روز اول ماه كه مي‏خواستم شهريه طلاب را واريز كنم، پول‌ها را شمردم و متوجه شدم كه يازده هزار و پانصد تومان آن كم است. من در بازار افراد ثروتمند آشنا سراغ نداشتم و اگر هم سراغ مي‏داشتم، بنايم بر آن نبود كه از كسي تقاضا كنم. در اتاقم تنها نشسته بودم؛ عرض كردم: خدايا! خودت مي‏داني بنا ندارم به سوي غير تو دست دراز كنم و حال هم اميد و اطمينانم به توست. لحظاتي بيش نگذشت كه درب منزل را زدند. يك نفر براي حساب وجوهاتش آمد و بيست هزارتومان مقدار وجوهات او شد. امّا وقتي پول‌هايش را شمرد، گفت: آقا! معذرت مي‏خواهم، بيش از اين برايم ميسر نشد. وجه را كه شمردم، ديدم يازده هزار و پانصد تومان است. مي‏فرمود: بدانيد! اگر براي خدا گام برداريد، درهاي رزق و رحمتش را به روي شما مي‏گشايد.

10. مردمی بودن 

يكي از محافظان ايشان مي‏گويد: «در روزهاي جمعه كه براي رفتن به نمازجمعه آماده مي‏شديم، هرچه اصرار مي‏كرديم كه اجازه دهند ماشين را براي رفتن آماده كنيم، نمي‏پذيرفتند و مي‏فرمودند: «مي‏خواهم در اين كوچه‏ها در ميان مردم باشم تا اگر كسي سؤال يا گرفتاري‏اي داشته باشد و خجالت بكشد به منزل بيايد، به كارش رسيدگي كنم.» بارها از ايشان خواسته شده بود كه منزل قديمي خود را از درون كوچه‏هاي پرپيچ و خم و قديمي شهر، به جاي ديگري تغيير دهند تا نگهباني و حراست از ايشان هم آسان‏تر شود؛ اما نمي‏پذيرفت و مي‏فرمود: من در ميان مردم بوده‏ام و تا آخرين نفس هم بايد در بين ايشان باشم و در سختي‌ها و شادي‌هايشان شريك باشم. 

نوشته‏اند: در دوران پيش از امامت جمعه ايشان، بدون كوچك‌ترين تكبري در تعمير و خاك‌برداري مسجد جامع عتيق، كلنگ به دست مشغول كار مي‏شد و دوشادوش كارگرها كار مي‏كرد. ايشان هرگز اجازه نمي‏دادند كسي نام ايشان را با عنوان و لقبي بگويد و در مجلسي ديده نمي‏شد كه در صدر بنشيند.

11. مهرباني و گشاده‏رويي در منزل 

از جمله ويژگي‌هاي برجسته شهيد دستغيب، اخلاق خوش و گشاده‏رويي ايشان بود و اين ويژگي پسنديده را در محيط خانواده و اجتماع حفظ مي‏كردند. همسر ايشان نقل مي‏كند: «ايشان در امور زندگي به من اختيار تام داده بودند. هر كاري انجام مي‏داديم ايرادي نمي‏گرفتند، با بچه‏ها خيلي مهربان بودند و در اوقات فراغت، با بچه‏ها در حياط قدم مي‏زدند و آن گونه كه بچه‏ها دلشان مي‏خواست با ايشان رفتار مي‏كردند. فرزندشان مي‏گويد: در ايام مريضي مادرم از بچه‏ها نگهداري مي‏كردند و حتي از نظافت بچه‏ها هم ابايي نداشتند و يا حتي خودشان خانه را جارو مي‏زدند و در خانه يار و غمخوار اهل خانه بودند. دخترشان مي‏گويد: «ايشان وقتي مي‏خواست مرا براي نماز صبح از خواب بيدار كند، ابتدا در مي‏زد و مرا مهربانانه با اين عنوان زيبا صدا مي‏زد: خانم بهشتي! خانم بهشتي! وقت نماز است پاشو. صبح‌ها، با پاي پياده مي‏رفت و نان مي‏خريد و به خانه مي‏آمد، سپس چاي و صبحانه را آماده مي‏كرد و ما را صدا مي‏زد تا با هم صبحانه بخوريم.»

12. نفوذ در دل‌ها

ايشان در دوران منحوس پهلوي زنداني مي‏شوند و با يكي از كمونيست‌هاي تندروي محكوم به زندان ابد، هم سلول مي‏گردند. آن شخص هميشه مي‏گفت: من از ميان شما اهل علم، تنها به يك نفر ارادت فوق‌العاده دارم و آن شخص آقاي دستغيب شيرازي است. روزی در سلول انفرادي روي سكوي مخصوص استراحت خوابيده بودم. نيمه‏هاي شب، درب سلول باز شد. سيد پير كوتاه اندام و لاغري را وارد كردند. من سرم را بالا كردم، ديدم يك نفر عمامه به سر است. سرم را زير لحاف كردم و خوابيدم.

او مي‏گويد: «نزديكي‌هاي طلوع آفتاب بود كه حس كردم دستي به آرامي مرا نوازش مي‏كند. چشم باز كردم، سيد پيرمرد، سلام كرد و با زباني خوش گفت: آقاي عزيز! نمازتان ممكن است قضا بشود. من با تندي و پرخاش گفتم: من كمونيست هستم و نماز نمي‏خوانم. آن بزرگوار فرمود: خيلي ببخشيد! من معذرت مي‏خواهم كه شما را بدخواب كردم، مرا عفو كنيد. من دوباره خوابيدم. پس از اين‌كه بيدار شدم، دوباره آن بزرگوار بسيار از من معذرت‏خواهي كرد؛ به گونه‏اي كه من از تندي‌هايم پشيمان شدم و به او گفتم: آقا! شما چون مسن هستيد، مانعي ندارد كه روي سكو بخوابيد و من روي زمين مي‏خوابم. ايشان نپذيرفت و فرمود: نه! شما خيلي پيش از من زنداني شده‏ايد و مشقت بيشتري را تحمل كرده‏ايد، حق شماست كه آنجا بخوابيد و با اصرار تمام روي زمين خوابيد. مدتي من با او هم سلول بودم و سخت شيفته اخلاق اين مرد بزرگ شدم.

13. توجه به جوانان و دانشجويان

با جوانان ارتباط نزديكي داشت و آنان را به تهذيب اخلاق تشويق مي‏كرد و مي‏فرمود: شما بايد الگو و نمونه اخلاق اسلامي در اجتماع باشيد. ايشان پس از تأكيد امام مبني بر وحدتِ دانشجو و روحاني، از جوانان درخواست كرد كه در جلسات اخلاق، كه هر پنجشنبه در مدرسه علميه «قوام» تشكيل مي‏شد، شركت كنند. انبوه جوانان دختر و پسر نيز اين دعوت را پذيرفتند و آن بزرگوار، هر هفته درباره اخلاق اسلامي سخن مي‏گفت.

شهادت:

در سال 1360 شمسی منافقین طرح ترور آیت‌الله دستغیب را تهیه کرده، مدت‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات تلاش کردند. تشکیلات منافقین زمان ترور را روز جمعه 13 آبان تصویب کرد. برنامه ترور روز 13 آبان غیرمنتظره به هم خورد و بخشی از تلاش گروه هدر رفت. اما آنان در پی فرصتی دیگر برآمده نقشه یک ترور انتحاری را شکل دادند. آقا به طرف نمازجمعه حرکت کرد. ناگهان در مسیر خانمی از در خانه‌ای به طرف آقا آمد. چون معمولاً افراد در راه به آقا نامه می‌دادند و ایشان سخت پروا داشت که پاسداران مانع شوند. آن خانم خیلی سریع خود را به آقا رساند و در ساعت25/11 دقیقه بود که در یک لحظه زمین و زمان، کوچه پس کوچه های اطراف خانه آقا آتش شد! انفجاری مهیب رخ داد و پس از لحظه‌ای آقا غرق در خون شد و آیت نیک کردار حق، دستغیب، صد پاره به سوی دوست عروج کرد.

 

جمعه 1397/10/28 - 36 : 10

پرتال استان ها