چهارشنبه 1395/12/4 - 47 : 9
مشخصات امام جمعه
علی الهی
علی الهی
محمد شهر
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/11/29
بحث زکات و اختیارات حاکم اسلامی

بسمه تعالی

خطبه اول 29 بهمن ماه95:

اوصیکم و نفسی بتقوی الله – برادران و خواهران ،نمازگزاران محترم را توصیه به تقوی , انجام واجبات و ترک محرمات دارم.

یکی از مباحثی که گاهی در این خطبه ها به آن پرداخته شده است بحث زکات است. در قوانین اسلام از صدقات یاد می شود ، صدقات واجب داریم و مستحب ، آنچه که در بین من و شماها مرسوم هست و مطرح هست وقتی که گفته می شود صدقه همان صدقه مستحب به ذهن ما می رسد اما در مجموع بعضی از صدقات، زکاتها مستحب و بعضی واجب . در این خطبه هم راجع به زکات واجب وهم راجع به اختیارات حاکم اسلامی اشارتی داشته باشیم و از همین جا به سراغ خطبه دوم برویم. همانطوری که بسیاری از شماها مستحضرهستید معمولاً فقهای ما عنوان می کنند که زکات بر 9چیز تعلق می گیرد: اگر ما بپذیریم ، اگر بعنوان اصول ثابت پذیرفتیم که زکات بر 9چیز تعلق می گیرد امثال گندم ، باید بدانیم که در همه زمانها به این 9چیز زکات تعلق خواهد گرفت و حاکم اسلامی نمی تواند اینها را کم بکند، 9چیز را مثلا به 5 چیز تقلیل بدهد. قبل از اینکه در این بحث عرایض را ادامه بدهم بحث حاکم اسلامی و اختیارات حاکم ، جادارد توصیه ای داشته باشیم به همه کسانی که بر مال و اموال آنها زکاتی وخمسی تعلق می گیرد توصیه کنیم که انشاءالله به این فرائض و واجبات عنایت لازم را داشته با شید و سعی بکنید زکات مالتان و خمس اموالتان را پرداخت کنید. عرض کردم حاکم اسلامی نمی تواند این 9چیز را کم کنداگر از اصول مسلم و ثابت شرع مقدس بدانیم کم کردن این موارد جایز نیست و در اختیارات حاکم اسلامی نیست اما حاکم اسلامی می تواند بر این 9چیز موارد دیگر را اضافه کند اگر مصلحت ایجاب کرد می تواند مورد و مواردی را براینها بیافزاید من این عرایضم را بااستفاده از نوشته های شهید مطهری عرض می کنم . استاد مطهری فرموده اند شاید یک موقعی حاکم اسلامی تشخیص بدهد مصلحت بداند که مثلا برای خودرو هم زکاتی در نظر بگیرد و وضع بکند در زمان امیرالمؤمنین حضرت برای اسب زکات وضع کردند ، حاکم اسلامی می تواند مواردی را به مصلحت اضافه کند بسیاری از اوقات می گویند کسی که خمس و زکات می دهد آیا باید مالیات هم بدهد؟ این حرف امروز نیست صحبتهایی است که شهید مطهری قبل از انقلاب مطرح کرده است که وضع مالیات از اختیارات حاکم شرع است، حاکم شرع در هر زمانی می تواند برای هر چیزی برطبق مصلحتی که ایجاب می کند مالیات وضع کند این ربطی به زکات ندارد، ربطی به خمس ندارد. یکی از عواملی که کارانطباق اسلام با نیازهای زمان را آسان می کند اختیارات بسیار وسیعی است که اسلام به حاکم شرع داده . دلیلش کارهای پیغمبر ، پیغمبر به حکم ا ختیاراتی که بعنوان صاحب مسلمین به او داده شده کارهایی انجام می داد در فواصل مختلف ، گاهی به یک چیزی امر می کرد بعد از مدتی نسبت به همان مورد نهی می کرد ، گاهی انجام یک کاری را در یک برهه ای اجازه می داد در برهه دیگر منع می کرد . این از اختیارات پیغمبر و حاکم اسلامی است، حاکم اسلامی اختیاراتی دارد ، ایشان مثال زدند دیگر من مثالش را مطرح نکنم. امروزه هم در بسیاری از سیستمهای حکومتی در دنیا برای رؤسای جمهور ، برای پادشاه یک کشور ، برای زمامدار یک مملکتی اختیاراتی قائل شدند . اسلام هم برای حاکم اسلامی اختیاراتی قائل شده است، شهید مطهری فرموده است ، موضوع اختیارات وسیع حاکم راهی است که اسلام در بطن خودش قرار داده برای آسان بودن انطباق با نیازهای واقعی ! این در رابطه با بحث زکات و اشاره ای به اختیاراتی که یک حاکم ، حاکم اسلامی دارد و می تواند داشته باشد. گهگاهی در همین رابطه صحبتهایی مطرح می شود می گویند مگر رهبری چنین اختیاری دارد ؟ آری ! اختیاراتی دارد ! یک مورد دیگر را من در همین خطبه بازهم از زبان شهید مطهری در مجموعه آثار شماره21 عرض بکنم. ایشان بحث طلاق را که مطرح می کنند می گویند که ما در اسلام در فقه امان در بحثهای طلاق ، یک طلاقی داریم ، طلاق قضایی! طلاق قضایی گاهی فقیه در موارد خاصی اعمال ولایت می کند و یک خانمی را طلاق می دهد، طلاق یک خانمی را صادر می کند، یک مثالی ایشان زدند به این توجه بکنید! می گوید که این قضیه را مرحوم آقای میرزا سیدعلی کاشی که اهل کاشان بود از پدرش (پدرش از شاگردان مرحوم شیرازی بوده) در همین تهران نقل کرد که در زمان میرزای شیرازی زن و شوهری بودند کارشان به اختلاف کشیده شده بود، اصلاح نمی شد ، دائماً می آمدند نزد مرحوم میرزا شکایت می کردند ، مرحوم میرزا هم افراد زیادی را مأمور کرده بود که بروید کاری بکنید که این زن وشوهر اصلاح کنند ولی آخرش نشد، برای میرزای شیرازی محرز شد که این اختلاف ، اختلاف بین این زن و شوهر دیگر قابل اصلاح نیست ، روزی در حالی که میرزا آماده درس بود و شاگردها همه جمع شده بودند یک مرتبه این زن آمد داد و فریاد کرد ، معلوم شد که باز جنگی بین اینها پیش آمده می گوید مرحوم میرزا همان جا به مرحوم آقای صدر که اغلب به او می گفته بروید این کار را اصلاح کنید به آقای صدر گفت آقا برو طلاقش را بده ! آقای صدر خیال کرد ایشان بخواهد بگوید برو شوهرش را راضی کن که طلاق بدهدآقای صدر به آقای میرزای شیرازی می گوید آقا هر کاری می کنم راضی نمی شود زنش را طلاق نمی دهد، می گوید میرزای شیرازی گفت که نمی خواهد،لزومی ندارد که اوراضی باشد برو من می گویم ، برو طلاقش بده. رفت و طلاق داد ، ببینید این قصه را که از زبان ایشان و از کتاب مجموعه آثار شهید مطهری نقل کردم عرضم این است که حاکم اسلامی ، حاکم شرع در مواردی اختیاراتی دارد، شرع مقدس به او اختیاراتی داده است، بحث طلاق ، بحث زکات ، بحث مالیات ، بحث اداره کشور هست ، حاکم شرع ، حاکم اسلامی اختیاراتی دارد ، کسانی که آشنای به احکام شرعی نیستند به اختیارات ولی فقیه وحاکم شرع آشنا نیستند گهگاهی سؤالاتی به ذهنشان می رسد که آیا حاکم شرع ، حاکم اسلامی ، ولی فقیه چنین اختیاراتی دارد؟ آری بعضی از اختیارات را دارد هرچند که من و شما اطلاع نداشته باشیم خب هم بحث زکات ، هم بحث اختیارات حاکم اسلامی را اشاره ای داشتم ،انشاءالله بعضی از عرایض را در خطبه دوم مطرح می کنم.

خطبه دوم 29بهمن ماه95:

اوصیکم و نفسی بتقوی الله – باردیگر برادران , خواهران را توصیه به تقوی , انجام واجبات و ترک محرمات دارم.

در یکی از صحبتها عرض می کردم که از زبان درباریان و کسانی که یک عمر با محمدرضا پهلوی حشر ونشری داشتند مطالبی می خوانیم ، می شنویم راجع به ضعفهای شاه ، مشکلات ، چه ضعفهایی داشت، چه مشکلاتی داشت، چرا حکومت پهلوی ، سلطنت پهلوی منقرض شد، چرا؟ راجع به چرایی حرفهایی مطرح کردند، من به بعضی از آنها اشاره بکنم از زبان اردشیر زاهدی وبعضی از آدمهای دیگر و از اینجا وارد بحثم شوم. گفته اند یکی از ضعفها و مشکلات شاه ضعف شخصیتی بود ، به درد موقعیتهای مشکل و اضطراری نمی خورد، او پادشاهی بود که برای مواقع آرامش ساخته شده بود به محض اینکه مشکلی پیش می آمد خودش را می باخت و سلسله اعصابش در هم می ریخت ، این یکی از ضعفهایش بود ، یکی دیگر از ضعفهایش حرف شنوی عجیبی که از بعضی از مجموعه ها داشت که من اسم نبرم. سومین ضعفی که سپهبد زاهدی پدر اردشیر زاهدی مطرح می کند که شاه عمداً افراد فاقد ابتکار ، ذلیل و زبون را اطراف خود جمع می کرد تا این افراد قدرت کودتا و براندازی شاه را نداشته باشند ، یکی دیگر از ضعفها این بودکه در میان همین افراد یک مشت آدمهای دزدی بودند که افراد او جمع شده بودند ، دزدی می کردند ، چپاول و غارت می کردند، یکی از ضعفهاش که خودش هم (البته از نظر ما نمی خواهیم بگوییم که همه اینها مورد قبول است ) به آن اشاره کرده این بود که خطرات را دست کم می گرفت او بعد از فرار از ایران گفته پشیمانم از این که آیت الله خمینی را اعدام نکردم هم من و پدرم خطر و قدرت روحانیت را دست کم گرفتیم یکی دیگر از مشکلات این بودکه شاه در جریان واقعیتها قرار نمی گرفت ، هویدا ، ساواک ، ارتشبد نصیری و بعضی ها او را اغوا می کردند ، مرتب می خواستند برای شاه جا بیاندازند که این شورشیان و معترضان یک مشت کمونیست و توده ای هستند که از آن طرف مرز آمده اند اینها ایرانی نیستند ، یکی دیگر از ضعفهاش این بود که نسخه هایی که او معمولا اجرا می کرد نسخه هایی بود که در خارج از کشور پیچیده شده بود، خب حرفهای زیادی در رابطه با او هست می خواهیم از این ها استفاده کنیم . برادران ، خواهران !‌ افرادی بایدکشور را اداره کنندکه ضعف شخصیتی نداشته باشند. به هنگام مشکلات بر اعصاب خود مسلط باشید ، خوشان را نبازند ، تجربه کاری داشته باشند ، عاقل باشند ، عقلشان بر احساساتشان بچربد، آدمهای فاقد ابتکار ، آدمهای بی خرد و بی برنامه و آدمهایی که فقط به پست و قدرت و چند صباح ریاست خود فکر می کنند مطلقاً اینگونه آدمها را نباید به کار گرفت. آدمهای دزد ،‌آدمهای سود جود اینها باید از سیستم حاکمیتی خارج شوند ، خطراتی که نظام را تهدید می کند را ما باید جدی بگیریم ، بسیاری از اوقات در سخنرانی های رهبری به بعضی از این خطرات مؤکداً و به کرات اشاره می شود مثل خطر نفوذی ها ، خطرات را نباید دست کم گرفت ، خطر اشخاص ،خطر جریانات ،نفوذی های با ریشه و بی ریشه، خطر بزه های اجتماعی ، مشکلات و ناهنجاری ها ، خطر طلاق ، خطر اعتیاد ، فروپاشی خانواده ها ، حاشیه نشین ها ، خطر بیکاری ، خطر رکود بازار و تعطیلی تولیدها، کارخانه جات ، خطر گرانی ، بعضی سونامی ها راجع به امراض و سایر مسائل ، خطر نداشتن درآمد و هزینه زیاد ، خطر آدمهایی که اگر خیلی هنری داشته باشند هنر مدیریت یک پروژه را دارند نه یک استان و یک کشوررا ، خطر کسانی که صاحبان تدبیر و عقل و خرد و اندیشه را به مسلخ می خواهند ببرند و کشور را از وجود آنها بی بهره کنند از اینها نباید غفلت کرد ، خطر نفوذی ها بارها مطرح شده است ، خطر اعتماد و چشم دوختن به خارجی ها بارها مطرح شده است . یکی از نکات این است مدیران و مسئولان ما باید در جریان واقعیتها قرار بگیرند هم خود بخواهند که در جریان واقعیات قرار بگیرند وهم دستگاههای مربوطه باید مسئولان را در عمق جریانات و خطرات قرار بدهند و وضع موجود را گزارش بدهند . در بحث اقتصاد مقاومتی که رهبری معظم ا نقلاب بارها مطرح کردند شالوده کار همین است ، شالوده کار برهمین مبناست که به داشته ها و ظرفیتها و توانایی های خود چشم بدوزیم و داشته های پنهان ومغفول را به سرمایه های موجود تبدیل بکنیم . باید از گذشته از سرگذشت دیگران عبرت بگیریم ، اما راجع به آن اختیارات حاکم ا سلامی می خواستم نقدی بزنم به این مسائلی که اخیراً مطرح بود و درآخرین سخنرانی رهبری به آن اشاره شد ، بحث حصر و بحث آشتی ملی ! شش ، هفت سال از حصر چند نفر می گذرد ، آنچه که از زبان رهبری هم بارها ، دیگران حداقل نقل کرده اند این است که کسانی که جرمی مرتکب شده اند ، خلافی مرتکب شده اند ، جامعه را به آشوب کشیدند باید توبه کنند تا به دامن نظام و جامعه برگردند ، انها می گویند توبه نمی کنیم ، نظر نظام ، نظر رهبری این است که خب حالا که توبه نمی کنند و اگر بنا ست از حصر خارج شوند به بعضی از فعالیتها دامن بزنند جامعه را متشنج کنند بهتر است که در حصر بمانند ، محاکمه نکردند بحث حصر را مطرح کردند ، یک خانواده ای در یک خانه ای سکونت داشته باشند. اخیراً مطرح شد از طرف ریس دولت اصلاحات که آشتی ملی ، رهبر معظم انقلاب در همین سخنرانی اخیر با صراحت فرمودند که آشتی ملی با چه کسی ؟ آخه چه کسی با چه کسی آشتی کند ؟ دست رد زدند به سینه کسانی که آشتی ملی را مطرح کردند ، از نظر ایشان آشتی بعضی از آدمها ، مردم و نظام با بعضی دیگر آشتی با متخلفان ، آشتی با مجرمان و آشتی با فتنه گران است ، آشتی با کسانی است که متعرض مقدسات دین و نظام شدند و این آشتی را ایشان مردود اعلام کردند ، نپذیرفتند ، من همین را می خواستم در خطبه اول که حاکم اسلامی اختیاراتی دارد ، بعضی مطرح کردند در این روزها که حصر غیرقانونی است ، به استناد فلان اصل قانون اساسی ،اما عرض ما این است که به ا ستناد اختیارات وسیع حاکم اسلامی و به استناد نظر رهبری ، به استناد تصویب شورای عالی امنیت ملی با تأیید رهبری حصر قانونی است نه غیرقانونی ، حاکم اسلامی اختیار دارد ، اختیاراتی دارد ،حصری که با موافقت و نظر رهبری باشد با موافقت ولی فقیه باشد وبا تصویب و مصوبه شورای عالی امنیت ملی باشد قانونی است ، اسلام شرع مقدس به حاکم اسلامی اختیاراتی داده است ، حالا شاید یک عده ای نپسندند. به هر صورت در پاسخ به بعضی از شبهات خواستم برادران وخواهران توجه داشته باشند که حاکم اسلامی ، ولی فقیه اختیاراتی دارد و این ولی فقیه از بخشی از اختیارات خود استفاده کرده و می کند ، این را نباید غیرقانونی و غیرشرعی جلوه بدهیم ، اذهان رامشوش بکنیم ، حالا آنهایی که در جریان نیستند ، آنهایی که اطلاعاتی ندارند از فقه و از احکام اسلامی بماند، امام آنهایی که اطلاعاتی دارند بخواهند اطلاعات خود را ، معلومات خود را نادیده بگیرند و مرتب این شبهات را القاء بکنند این یک نوع جفاست در حق نظام اسلامی . والسلام

ارتباط با امام جمعه