جمعه 1396/2/8 - 42 : 18
مشخصات امام جمعه
یدالله صفری
یدالله صفری
گرمي
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/2/1
انتخابات برای مردم و مسئولین و نامزدها یک نعمت است

خطبه های نماز جمعه مورخه 01/02/1396

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین والصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) و علی اهل بیته الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعين من الآن الی یوم لقاء رب العالمين. اما بعد عبادالله اوصيکم ونفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهی.

خودم و شما نماز گزاران عزیر را به تقوی الهی دعوت می کنم.

خدای متعال انسان را بر اساس فطرت الهی آفرید که در آن جز خیرخواهی و خدا خواهی چیزی وجود ندارد. انسان از بدو تولد خوبیها را دوست دارد و می خواهد آن را بدست آورد. اين تمایل فطری ، در دست انسان نیست بلکه در وجود انسان نهاده شده است. بنابراي« فطرت انسان الهی است.

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ‏ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[1] خدا گرايى و خدا پرستى به صورت يك فطرت در درون جان همه انسانها قرار دارد. این فطرت سرمایه انسان است. ولی انسان چون باید با اختیار خود به کمالات لایق به حال خود دست بردارد خدای متعال زمینه انحراف را در آن قرار داده است کما اين که زمینه هدایت نیز در انسان وجود دارد که فرموده است « فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[2]

همین زمینه فجور و آلودگی محیط ، انسان را آلوده می کند و اگر انسان بخواهد سیر صعودی خود را بدون دردسر آغاز کند باید به فطرت خود برگردد و معنای توبه هم همین است . توبه يعنی برگشت. انسانی که از کرده های خود پشیمان می شود و در صدد جبران آنها بر می آید یعنی توبه می کند و به آن فطرت پاک بر می گردد.

ولی برگشت به فطرت به اين آسانی نیست. وجد انسان مانند ظرفی است که خدای متعال آن را خالی آفریده است و پاک است هیچ آلودگی در آن نیست. ولی تمام اعضای و فکر انسان مانند روزه هایی است که به اين ظرف خالی باز است. اگر انسان از اعمال خود مراقبت کند و طبق دستورات الهی عمل کند هر روز ظرف وجودش پر از نور خواهد بود و خودش در همين دنیا و آخرت به یک قطعه نور تبدیل خواهد شد و در قیامن نیز« فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّه‏»[3]  خدای متعال می فرماید :«يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا»[4] آن روز كه مردان منافق و زنان منافق به كسانى كه كه ايمان آورده‏اند بگويند: بما بنگريد تا از نور شما روشنائى بگيريم (بآنها) گفته شود: باز گرديد به گذشته خودتان و روشنايى را بجوييد.

امام رضا هم فرمودند :« فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‏ الَّذِي خُلِقَ مِنْه‏»[5]

و اگر انسان مواظب اعضاء و جوارحش  نباشد و با چشم و گوش و زبان خود گناه کند وجودش پر از اعفن و ظلمت می شود و تا اين که تمام وجودش ظلمت می شود. «أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ‏ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »[6] یعنی اعمال منافقین چون تاريكى‏هايى است در دريايى عميق، كه فرو پوشد آنرا موجى كه از بالاى آن موجى (ديگر) باشد، و زبر آن ابرى (باشد) تاريكى‏هايى باشد كه برخى از آنها بالاى برخى است. چون دست خود را بيرون آرد آنرا نتواند ديد و هر كس كه خدا برايش نورى قرار.

در آخرت نیز جهنم بسیار تاریک و ظلمانی است. جبرئیل به پیامبر اسلام (ص) فرمودند : خداى قهار امر نمود بر جهنم بدمند به مدت هزار سال دمیدند تا سرخ شد، بار دیگر هزار سال بر آن دمیدند تا سفید شد، باز هزار سال دیگر دمیدند تا سیاه گردید و الحال آتش جهنم سیاه و تاریک است.

مشکل ما اين است که ما منفذهای وجودی خود را مراقب نیستیم ، هم نماز می خوانیم و هم دروغ می گوییم و هم روز می گیریم و هم خمس نمی دهیم ، هم اهلبیت را دوست داریم و هم گناه می کنیم. یعنی نور و ظلمت را قاطی کرده ایم و وجودمان پر از نور وظلمت است. و چون نور و ظلمت در یک جا حمع نمی شود تهاتر می کنند. یعنی نماز جماعت می خوانیم یک نور معنوی پیدا می کنیم ولی از مسجد خارج نشده غیبت می کنیم دوباره بر می گریدم به مرحله قبلی یا بدتر هم می شویم.  احسان می کنیم و یک نورانیتی به دست می آوریم ولی بعد منت می گذاریم و احسانمان را باطل می کنیم. به همين دليل علی رغم اين که از مسلمانی ما 50 سال می گذرد ولی همچنان در جا می زنیم. چرا که نوشته های خود را با گناه ،پاک می کنیم و آنچه که از اعمال صالح ، کسب می کنیم با انجام گناه از دست می دهیم.

پس برای پیشرفت باید ابتداء ظرف وجدیمان را از آلودگیها پاک کنیم و آنگاه همین پاکی را مبدء حرکت قرار دهیم و بارعایت شرائط لازم به مرحله ای می رسیم که بزرگان دینی ما رسیدند.

خطبه دوّم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعمائه العادوّن و لایؤدّی حقّه المجتهدون الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ثم الصلاه و السلام علی اشرف الانبياء و المرسلين الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضين بابی القاسم محمد

اللهم صل علي علي اميرالمومنين وعلي فاطمه سيده النساء العالمين وعلي الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه وعلي علي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسي بن جعفر وعلي بن موسي ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجه القايم المنتظر عجل الله تعالی فرجه و جعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدين بین یديه

اسغفرالله لی و لکم من جميع الذنوب و الآثام و اتوب اليه

امام صادق (ع) فرمودند :« مَنْ‏ صَدَقَ‏ لِسَانُهُ‏ زَكَى‏ عَمَلُهُ‏ وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زِيدَ فِي رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِ بَيْتِهِ مُدَّ لَهُ فِي عُمُرِهِ.»[7]

تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در دوم ارديبهشت سال ۵۸ به فرمان حضرت امام تشكيل شد. وظیفه سپاه حفظ و حراست از دست آوردهای انقلابی اسلامی است و تا کنون هرجا احساس شده که نظام مورد تهدید قرار می گیرد سپاه در خط مقدم بوده است . در دوران هشت سال دفاع مقدس مجموعه سپاه در خط مقدم بود. در مرحله سازندگی پس از جنگ باز سپاه در خط مقدم بود و حالا هم در عمران و آبادانی کشور در خط مقدم است و برای حفظ امنیت کشور نیز امروز در خارج از مرزها سینه خود را سپر کرده است تا ما در امنیت کامل زندکی کنیم. باید قدردان چنین نیروی ارزشمند بود که همین امروز نیز در عرصه های مختلف فرهنگی و عمرانی و اشتغال به جد مشغول است.

شهادت حضرت امام موسى كاظم(ع)

پس از شهادت امام صادق(ع) با نص صريح آن‏حضرت، فرزندش موسى‏بن جعفر(ع) در سن بيست سالگى به امامت رسيد و مدت سى و چهار يا سى و پنج سال، رهبرى امت اسلامى را عهده‏دار شد.

بعد از امام ششم سردرگمى عجيبى در ميان شيعيان نسبت به رهبرى آينده پديدار گشت و اين در حالى بود كه شبهه جانشينى اسماعيل فرزند بزرگ امام صادق(ع) در زمان حيات ايشان مطرح بود و به‏همين‏دليل آن‏حضرت به مناسبتهاى مختلف، مسأله جانشينى اسماعيل را به‏شدت نفى مى‏نمود و حتى هنگامى كه اسماعيل در زمان حيات امام از دنيا رفت، آن‏حضرت على‏رغم اين‏كه به‏شدت از مرگ فرزندش متاثر شده بود، اصرار داشت تا رواندازى كه بر پيكر مطهر اسماعيل بود برداشته شود تا مردم مرگ او را به چشم خود ببينند.

با اين حال شيعيان كه در شهرهاى دور و نزديك پراكنده بودند، پس از شهادت امام صادق(ع) به ۶ فرقه منشعب شدند، فرقه اول كسانى بودند كه به مهدويت امام صادق(ع) معتقد شدند و آن‏حضرت را آخرين جانشين پيامبر(ص) و قائم آل محمد(ص) دانستند، فرقه دوم آنان كه بر مهدويت اسماعيل اصرار مى‏كردند و مرگ وى را باور نداشتند، فرقه سوم به مرگ اسماعيل اذعان كردند و فرزندش محمد را به امامت برگزيدند، فرقه چهارم گروهى بودند كه عبدالله‏بن جعفر فرزند ديگر امام صادق(ع) را كه به افطح معروف بود، امام دانسته و به فطحيه مشهور شدند، فرقه پنجم محمد‏بن جعفر فرزند زيباى امام صادق كه به محمد ديباج معروف بود را پيشواى خود ناميدند، فرقه ششم كه گروه اكثريت را تشكيل مى‏دادند، به امامت موسى‏بن جعفر(ع) گرويدند.

امام هفتم در چنين موقعيت اسف‏بار و ناهنجار فرهنگى اجتماعى، رهبرى شيعيان را به‏عهده گرفت و توانست كشتى طوفان‏زده امت اسلامى را از گزند حوادث، رهايى بخشيده، به ساحل نجات برساند.

هشام‏بن سالم مى‏گويد: پس از شهادت امام صادق(ع) به همراه مؤمن الطاق در مدينه بوديم، گروهى را مشاهده كرديم كه بر در خانه عبدالله افطح گرد آمده بودند، ما نيز نزد عبدالله رفته و براى آزمودن وى مسأله‏ای درباره زكات و نصاب آن مطرح كرديم، ولى پاسخ درستى از وى نشنيديم. با نگرانى از خانه وى بيرون آمديم و در اين انديشه بوديم كه از ميان فرقه‏هاى موجود كداميك را برگزينيم، ناگهان پيرمردى از دور به ما اشاره كرد و او ما را به خانه موسى‏بن جعفر(ع) راهنمايى كرد، وقتى نزد ايشان رسيدم پيش از هر سخنى فرمود: لا الى المرجئه ولا الى القدريه ولا الى الزيديه و لا الى الخوارج، الى الى الى، نه به‏سوى قدريه برويد و نه معتزله و نه خوارج و نه زيديه بلكه به‏سوى من بياييد.

اوضاع و شرائط سياسى‏

از آن‏جا كه بنى‏عباس در خود زمينه وجاهت اجتماعى نمى‏ديدند، نخست با شعار حمايت از علويان و خاندان على‏بن ابى‏طالب(ع) روى كار آمدند و بنى‏اميه را از صحنه سياست كنار زدند، اما با رسيدن به قدرت و به دست گرفتن زمام امور مملكت، به‏گونه‏اى با علويان و شيعيان بدرفتارى كردند كه به تعبير ابوفراس شاعر، بنى‏اميه، يك‏دهم آن‏را هم انجام نداده بودند.

اين وضعيت از زمان به قدرت رسيدن منصور عباسى آغاز گرديد و در سال ۱۴۸ هجرى يعنى سال شهادت امام صادق(ع) به اوج خود رسيد، به‏گونه‏اى كه شيعيان امام كاظم(ع) حتى از بردن نام امام بيمناك بودند و آن‏حضرت را با عناوينى، چون: عالم آل محمد، عبد صالح و الرجل ياد مى‏كردند. البته اين شرائط، امام هفتم و ياران آن‏حضرت را لحظه‏اى از مبارزه با ستمگران باز نداشت، بلكه آنان با شيوه تقيه به اين وظيفه دينى جامه عمل پوشيدند و همان‏گونه كه خود امامان معصوم عليهم السلام در تعليمات آسمانى خويش، بارها به پيروان واقعى خود آموخته‏اند كه سازش با ظلم در هيچ زمانى جايز نيست، به‏صورت مخفيانه با دستگاه طاغوتى جنگيدند، هرچند شيوه مبارزه به مقتضاى هر زمانى متفاوت است.

مبعث حضرت رسول اكرم(ص)

27 رجب سالروز بعثت پیامبر اسلام (ص) است. من اين روز مبارک را به تمام امت اسلامی خصوصا شما سروران عزیز تبریک می گویم.

خدای متعال این همه نعمت به انسان داده است ولی مبعث را از جمله نعمتی ذکر کرده است که منتی از ناحیه خدا بر بشریت است« لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولًا من انفسهم» اين پيامبر با اين همه عظمتش مأمورد کرده است که در بعد فردی انسانها آنها را با کتاب و حکمت ، رشد دهد. « يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة» که آيات الهی را بر بشریت می خواند و آنها را رشد می دهد و به کمال می رساند و کتاب و حکمت به آنهایاد می دهد. یعنی او که مبعوث است می خواهد انسانها را نیز از دورن به بعثت برساند و یک تحول بزرگ در درون آنها به وجود آورد. و آن تحول نیز عموما تحول اخلاقی است که می فرماید :« انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق.» کلمه « انما» خیلی معنا دارد يعنى اساساً بعثت من براى اين است؛ هدف اين است؛ بقيه مقدّمه است. «لاتمّم مكارم الاخلاق» تا اين‏كه مكارم اخلاق، در ميان بشر و افراد جامعه، در ميان انسانها و اين امّت كامل شود؛ رشد پيدا كند و همه از آن برخوردار شوند.

 و در بعد اجتماعی می خواهد عدالت اجتماعی بر جامعه انسانی حاکم شود« لیقوم الناس بالقسط»

بنابراين خدای متعال پیامبران را مبعوث نموده است که دردرون انسانها تحول ایجاد کند و در جامعه ، عدالت اجتماعی برقرار کند. و حکومت و انسانهای وارسته و برجستگان جامعه نیز باید همين دو راه را تعقیب کنند تا هدف بعثت زنده شود و زنده تر بماند.

متاسفانه قدرتهای حاکم همواره با اهداف بعثت مبارزه می کنند و حکام مسلمانان نیز در کشورهای اسلامی یا غافلند یا همرزم دشمنان برای مبترزه با فلسفه بعثت هستند و در کشور ما نیز متولیان فرهنگی و سیاسی نیز کمتر توجه دارند و حتی برخا آنها هم با هدف بعثت مقابله می کنند.

شكست حمله نظامى آمريكا به ايران در طبس بر اثر توفان شن

پس از این که دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان 58 جاسوسان آمریکائی را دستگیر کردند ،آمریکا برای آزاد سازی اين جاسوسان در  ۴ ارديبهشت ۵۹ عملیات نظامی را آغاز کردند . نيروهاى ويژه آمريكايى برای اين عملیان 150 روز دوره دیدند. آنها با چندین هواپیمای پیرفته در طبس جمع شدند بدون آنکه مسئولین ایرانی متوجه شوند عملیات را شروع کردند ولی شن های بیان طبس بار دیگر داستان ابرهه را تکرار کردند و همين هواپیماها تازه از زمین بلند شده بودند تارمار شدند و حمله ، متضحانه شکست خورد. جریان طبس یکی از مصادیق مهم نصرت الهی از ملت ایران است.

دیدار فرماندهان ارتش با مقام معظم رهبری

بخشی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی صبح چهارشنبه با مقام معظم رهبری دیدار کردند. در اين دیدار مقام معظم رهبری سخنان بسیار مهمی فرمودند که شما از صدا سیما خبرش را شنیدید.

مقام معظم رهبری فرمودند : اصلی‌ترین وظیفه‌ی مسئولان، پیگیری سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به‌ویژه در بخش اشتغال و تولید و تلاش جدی برای حل مشکلات معیشتی مردم و همچنین ایستادگی در مقابل ابرقدرت‌ها و نترسیدن از تشر آن‌ها است.

برای یک کشور بدترین حالت آن است که مسئولان آن کشور، از تشر دشمن بترسند زیرا این کار، در را برای ورود، تجاوز و تعرض او باز می‌کند.

ایشان افزودند : توقع من از مسئولان این است که وقتی انگیزه‌ی دشمن را برای استفاده از نقاط ضعف اقتصادی می‌بینند، درصدد برطرف کردن نقاط ضعف اقتصادی و بستن منافذ برآیند.

ایشان خاطرنشان کردند: در اینکه امور کشور را باید با عقل و تدبیر و حکمت انجام داد، هیچ تردیدی وجود ندارد اما این تدبیر و حکمت باید همراه با شجاعت باشد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ترسیدن و دلهره از تشر دشمن و تحت تأثیر اخم قدرتمندان قرار گرفتن، اولِ بدبختی است.

وفرمودند : اگر کسی هم می‌خواهد بترسد، اشکالی ندارد اما از طرف ملت و به حساب مردم نترسد زیرا ملت ایران ایستاده است.

و در باره انتخابات فرمودند : باید مردم، مسئولان و نامزدها، انتخابات را قدر بدانند و زمینه‌ی یک انتخابات پر شور و شوق و بانشاط، سالم، با امنیت و گسترده را فراهم کنند.



[1] . روم(30) : 30

[2] . شمس(91) : 8

[3] . زمر (39) : 22

[4] . حدید (57) : 13

[5] . المحاسن ؛ ج‏1 ؛ ص131

[6] . نور (24) : 40

[7] . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص105

 

ارتباط با امام جمعه