سه شنبه 1396/1/8 - 56 : 2
مشخصات امام جمعه
یدالله صفری
یدالله صفری
گرمي
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/1/4
اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین والصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیبنا و حبیب اله العالمین الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) و علی اهل بیته الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعين من الآن الی یوم لقاء رب العالمين. اما بعد عبادالله اوصيکم ونفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهی.

خودم و شما نماز گزاران عزیر را به تقوی الهی دعوت می کنم.

مرحله اوّل عملی مزین شدن به اخلاق حسته تخلیه است. برای توضیح اين مرحله ذکر چند نکته لازم است:

نکته اوّل اين است که خدای متعال انسان را برای سعادت و رستگاری در عالم آخرت آفرید و راه سعادت را عبودیت قرار داد و فرمود :« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون‏»[1] که اگر انسان راه عبودیت را طی کند در اين دنیا به خلافت الهی دست پيدا می کند و رنگ الهی به خود می گیرد و کارهای خدائی انجام می دهد و در عالم آخرت نیز به مقام شهادت و رضوان الهی نائیل می شود.

بنابراين خدای متعال انسان را خلیفه خلق نکرد بلکه آفرید که با عبودیت به خلافت الهی دست پيدا کند و باطن همين خلافت در آخرت ، بهشت برین بلکه رضوان الهی است.

نکته دوّم اين است که گرچه خدای متعال انسان را برای سعادت آفرید ولی او را درپیمودن راه سعادت آزاد گذاشت و به همين دليل هر دو راه سعادت و شقاوت و تبعات آن دو را بیان کرد و انسان در انتخاب یکی از آن دو آزاد گذاشت.« إِنَّا هَدَيْناهُ‏ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً »[2]

نکته سوّم اين است که راه سعادت و شقاوت هردو  از دو بخش نظری و عملی تشکیل شده است. بخش نظری راه سعادت از حيث اعتقاد همان باورها و اعتقادات دینی به اصول دین است. و از حيث اخلاق همان اخلاق نظری و شناخت اخلاق حسنه از اخلاق سیئه است. و بخش عملی نیز عمل به تکالیف شرعی و رعایت عملی اخلاق است.

نکته چهارم اين است که اخلاق عملی که پس از تعهد بر مشارطه و مراقبه و محاسبه است ، چهار مرحله دارد. تخلیه ، تجلیه ، تحلیه و فنا فی الله.

مراد از تخلیه اين است که انسان ، اخلاق فاسد و رذیله‌ی موجود در خود را بشناسد و در پاک نمدن خود از آن مفاسد اقدام نماید. تکبر ، خودخواهی ، عجب ، حسادت ، کینه ، حقد ، طمع ، بخل ، حرص ، ترس ، غضب ، ریا و مانند آنها از بیماریهای اخلاقی است که بدون معالجه‌ی اينها هيچ عمل صالحی کارساز نمی شود.

پیامبر اسلام (ص) فرمودند :« ايّاكُم و الحَسَدَ فَانّ الْحَسَدَ يأكُلُ الْحَسَناتِ كَما تَأكُلُ النارُ الحَطَبَ»[3] از رشك و حسد بر حذر باشيد كه حسد حسنات انسان را مي خورد همانگونه كه آتش هيزم را مي خورد و خاكستر مي كند.» باز روزي در جمع اصحاب فرمودند؛ هر كس "سبحان الله"بگويد، خداوند به سبب آن برايش در بهشت درختي غرس مي كند. هر كس "الحمد الله"بگويد خداوند به سبب آن برايش در بهشت درختي غرس مي كند..

سپس فرمود : هر كس لا اله الا الله بگويد، خداوند به سبب آن برايش درختي غرس مي كند. سپس فرمود؛ هر كس الله اكبر بگويد، خداوند به سبب آن برايش در بهشت درختيي غرس مي كند.در اين هنگام مردي از قريش گفت؛ اي رسول خدا،براي ما در بهشت درختان زيادي و جود دارد، پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود؛ آري البته اگر آتشي نفرستيد و آن درخت ها را نسوزانيد.[4]

بنابراين قدم اوّل برای تخلیه ، شناخت مفاسد اخلاقی و سپس تلاش برای زدودن آنهاست. گاهی این بیماریهای اخلاقی آنقدر مخفی و مزمن است که تشخیص آن حتی برای انسانهای تیز بین نیز مشکل است. به همين دليل علمای اخلاق هم برای پی بردن به وجود اين بيماریها در انسان نشانه های ذکر کرده اند و هم برای معالجه‌ی آنها راههای را بیان کرده اند.

قرآن از اين مقام به عنوان تذکیه نفس تعبیر آورده و رستگاری و فلاح انسان را در گروه اين تذکیه قرار داده است و پس از نه قسم فرموده است که «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»[5]

خود سازی که قدم اوّلش تخلیفه نفس از آلودگیهای اخلاقی است بسیار سخت است که پیامبر مکرم اسلام (ص) از آن به جهاد اکبر تعبیر کرده است. مبارزه با آلودگیهای اخلاقی کار هرکس نیست بلکه گاو نر می خواهد مرد کهن.

به همين دليل ، بسیاری از انسانها در همان قدم اوّل صحنه را ترک می کنند و تا آخر عمر با همان آلودگیها می سازند و می سوزند و سرنوشتشان نیز در آخرت بسیار مبهم و تاریک است.

البته هرچقدر انسان زودتر شروع کند ، کار آسانتر است ولی هرچه بیشتر از عمر اسنان بگذرد اين بیماریهای اخلاقی بیشتر در درون انسان ریشه می دواند و مبارزه با آن بیشتر سخت می شود.

تخليه تدريجى و تخليه دفعى

تخليه گاهى به تدريج انجام مى گيرد؛ يعنى سالكين راه حقيقت به مرور زمان و در طول مدتى كم يا زياد، يكايك صفات زشت و رذايل اخلاق را از صحيفه نفس خود پاك سازى مى كنند. ولی گهی تخلیه دفعی صورت می گیرد.در تاریخ برای هریک از اي« دو تخلیه مصادیق فراوانی ذکر شده است.

كيفيت بازگشت بشر حافى

چنان كه نوشته‏اند، بشر حافى فردى متمكن و مرفّه بود. املاك و غلامان و كنيزان بسيارى داشت. اكثر اوقات خود را با تفريح و خوش گذرانى سپرى مىكرد.

روزى امام هفتم، حضرت موسى بن جعفر (ع) از كنار منزل او مىگذشت. ساز و آواز درون خانه بشر به گوش حضرت رسيد. از كنيزكى كه دم در منزل ايستاده بود، پرسيدند: اين منزل از آن كيست؟ پاسخ دادند: از آن مولايم بشر. پرسيدند: او بنده است يا آزاد؟ كنيزك گفت: بنده نيست، بلكه صاحب بندگان فراوان است. حضرت فرمود: آرى اگر بنده بود، اين اندازه بى بندوبار نبود. بنده بايد بسته به حق باشد، نه رسته از حق. بنده بايد گوشش به پيام معبود باز باشد، نه به نواى ساز و آواز. اين بفرمود و بفرت. كنيزك به درون خانه شتافت و جريان را با بشر در ميان گذاشت. بشر از شنيدن اين سخنان به خود پيچيد و بلرزيد و از پى حضرت روان شد، تا به حضرت رسيد و توبه نصوح نمود و ديگر دامنش را به گناه نيالود. به همين جهت، تا آخريش لحظات عمر خود كفش نپوشيد. از اين رو، به بشر حافى ـ يعنى پاى برهنه ـ ملقب شد.

اين گونه بازگشت، همان تخليه دفعى است كه بشر حافى توفيق آن را يافت و در عرصه تهذيب نفس موفق و پيروز شد.

على بن حمزه كه از اصحاب امام صادق (ع) بود، مى گويد: مردى از عمّال بنى اميّه نزد من آمد؛ وضع زندگىاش را برايم تعريف كرد. او گفت: تمام دارايى خود را از مسير حرام به دست آورده‏ام و اينك نمىدانم چكار كنم. گفتم در صورت تمايل با هم به مدينه مىرويم و به محضر شريف امام صادق (ع) مىرسيم. چاره كار شما را از ايشان مىطلبيم. مرد قبول كرد. با هم به محضر امام شرفياب شديم. ماجرا را به ايشان عرضه داشتيم. حضرت به رفيقم فرمود: آيا به هر كيفيتى كه راهنمايى كنم، مىپذيرى؟ اگر پذيرفتى و به عهد خود وفا نمودى، من هم تعهد مىكنم تا هنگام مرگ بر بالينت حاضر گردم.

رفيقم سر به جيب تفكر فرو برد و انديشه بسيار نمود؛ سپس سر برداشت و گفت: هر چه فرمايى، مىكنم.

او يك باره با قاطعيّت تصميم گرفت تا هر رهنمودى كه امام داشته باشد، بدان عمل كند.

امام فرمود بايد تمام اموالت را در راه خدا انفاق كنى، به جز اموالى كه صاحبانش معلوم باشند، كه بايد آنها را به صاحبانشان رد نمايى.

على گفت: با هم به كوفه برگشتيم. رفيقم با تمام مروّت و مردانگى تمام، املاك و اموالش را طبق دستور امام انفاق نمود و دستش از تمام مايملك تهى شد.

روزى براى احوال پرسى پيش او رفتم. ديدم آهى ندارد كه با ناله سودا كند. برگشتم و برايش طعامى بردم.

آن مرد كم‏كم مريض شد؛ امّا پيوسته به عبادت مشغول بود. تا اين كه روزى به حضورش رسيدم. ديدم آخرين لحظات عمرش را طى مىكند. صدايش كردم و از احوالش پرسيدم. با كمال ناتوانى لب به سخن گشود و آهسته گفت: دوستت به عهدش وفا كرد.

دوستان را از ماجرا خبر كردم. همه آمدند و پس از تشريفات شرعى او را به خاك سپرديم.

سال بعد به مدينه رفتم و به محضر امام مشرف شدم. هنوز چيزى اظهار نكرده بودم كه امام فرمودند: اى على! من هم به عهد خود وفا كردم؛ يعنى به هنگام احتضار به بالينش رسيدم.

خطبه دوّم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذی لایبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعمائه العادوّن و لایؤدّی حقّه المجتهدون الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن ثم الصلاه و السلام علی اشرف الانبياء و المرسلين الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضين بابی القاسم محمد

اللهم صل علي علي اميرالمومنين وعلي فاطمه سيده النساء العالمين وعلي الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه وعلي علي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسي بن جعفر وعلي بن موسي ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجه القايم المنتظر عجل الله تعالی فرجه و جعلنا من اعوانه و انصاره والمستشهدين بین یديه

اسغفرالله لی و لکم من جميع الذنوب و الآثام و اتوب اليه

یکی از توصیه های دین ما این است که خیرخواه همدیگر باشد و دست همدیگر را بگیرید . در غمها و شادیها باهم باشدی.چرا که دین مقدس اسلام تمام مسلمانان و مؤمنین را برادر هم قرار داده است. به اين دليل است که امام صادق (ع) می فرماید :« أَيُّمَا مُؤْمِنٍ‏ نَفَّسَ‏ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ سَبْعِينَ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا، وَ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

قَالَ: وَ مَنْ يَسَّرَ عَلَى مُؤْمِنٍ وَ هُوَ مُعْسِرٌ، يَسَّرَ اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، [وَ مَنْ سَتَرَ عَلَى مُؤْمِنٍ عَوْرَةً سَتَرَ اللَّهُ عَلَيْهِ سَبْعِينَ عَوْرَةً مِنْ عَوْرَاتِهِ الَّتِي يُخَلِّفُهَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ].»[6]

تبریک سال جدید

سال جدید را به محضر تک تک شما عزیزان و همشهریان و ملت ایران تبریک می گویم. امیدوارم با نظر رحمت الهی امسال برای شما و تمام مسلمانان سال پرخیر و برکتی باشد و آنچه مرضی الهی و سعادت دنیا و آخرت ماست رقم بخورد.

نامگذاری سال

مقام معظم رهبری امسال را سال اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال نامگذاری کردند. در توضیح علت نامگذاری هم در پیام نوروزی و هم در سخنرانی خود در مشهرالرضا (ع) توضیحاتی بیان داشتند. در پیام نوروزی نارضایتی خود را از وضع اقتصادی کشور اظهار نمودند و راهکارهای بکارگیری توان و تلاشهای اقتصادی را در قالب اقتصاد مقاومتی در سخنرانی خود تبیین نمودند.

نکته ای که باید به آن توجه کنیم اين است که رفع مشکلات اقتصادی و یا اجرای اقتصاد مقاومتی نه مختص دولت یا قشر خاص است و نه یک قشر خاص و یا یک قوه خاص می تواند به تنهایی اقتصادی مقاومتی را عملی کند. بلکه باید همه‌ی مجموعه دولت و ملت ، علم و صنعت ، تولید و مصرف ، واردات و صادرات طوری که در کنار آن قرار گیرند که نسبتت به همدیگر هم افزایی کنند و خانه ای خالی را پر کنند.

اگر پدر خانواده نتواند برای امرار معاش خود در آمد کسب کند و نتواند بین درآمد و هزینه تناسب ایجاد کند ، دیگر اعضای خانواده هرچقدر هم تلاش کنند نمی توانند اقتصاد خانواده را سامان دهند. و اگر برعکس پدر خانواده هرچقدر درآمد داشته باشد ولی زن خانواده ، فرزندان خانواده متناسب با در آمد سرپرست خانواده هزینه نکنند آن خانواده شکست خواهد خرد.

گرچه دولت در مسائل اقتصادی دچار مشکل شد و برخی از مسائل مانند حقوق نجومی و اختلاسها صدمه بر اقتصاد کشور خصوصا بر باروهای مردم وارد کرد ولی اين بی انصافی است که تمام مشکل را از دولت بدانیم و از دیگر قوا و خود مردم سلب مسئولیت کنيم.

نقدهای با رنگ و بوی سیاسی ، و به قصد تخریب و ناامید گننده و انتقاد به قصد انتقام نه تنها مشکل اقتصادی را رفع نمی کند بلکه نوعی خیانت به نظام است.

مقام معظم رهبری در اجرای اقتصاد مقاومتی وظیفه همگان را تشریح کردند و فرمودند دولت چه مسئولیتی دارد. مجلس چه مسئولیتی دارند و قوه قضائیه چه مسئولیتی دارند و خود مردم چه باید بکنند.

هنر این است که هر کس طبق فرمان حضرت ایشان کار خود را انجام دهند و ابتداء کار خود را برای مردم گزارش دهند و اگر سایر قوا و سایر مجموعه ها همراهی نکردند به طور مستند و واقعی و خیرخواهانه برای مردم توضیح دهند که چه کسی و کدام قوه ای کارش را درست انجام نداد. ما عادت کرده ایم همواره را خودمان را بی عیب و نقص و دیگران را همواره دارای عیب و نقص بدانیم. اين نگاه هيچ وقت نمی تواند منصفانه باشد.

در اينجا يک نکته را یادآوری می کنم و آن اين است که در هربخشی بدون تملق و ریا با اخلاص و تلاش واقعی سراغ اجرای منویات رهبری رفته اند الان در کشور در همان بخش موفقیت داریم و هرجا تصنی و ریاکارنه برخورد کردند و فقط شعار دادند ، موفقیت بدست نیاورده ایم.

اگر در تسلیحت نظامی ، امنیت ، مقاومت و مانند آنها سرآمد منطقه ایم به دلیل اطاعت بی چون و چرا از رهبری است که متولیان آن مجموعه انجام داده اند. و لی اگر در فرهنگ ، اقتصاد ، سیاست عقب ماندگی داریم به اين دليل است که متولیان اين بخش انقلابی ، ولایی ، جدی با اعتقاد و ایمان راسخ کار را دنبال نکرده اند و نهایت چیزی که انجام داده اند یک مقدار به خود حرکت دادند بعد نشستند شعار دادند.

اگر بخواهیم این نقص را جبران کنیم باید کار را به افرادی بسپاریم که واقعا انقلابی ، ولایی بی چون و چرا ، درد کشیده ، مردمی ، پرتلاش و پرتحرک هستند و زندگی آنها از تجملات و اشرافی گری به دور است.

مسأله دیگری که مربوط به خود مردم است اين است که مردم يکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است. نمی شود همه چیز را از دولت و مجلس بخواهیم ولی مردم بی تفاوت باشند. اشتغال و تولید وقتی رونق می گیرد که مردم مصارف خود را از تولید داخل تأمین کنند. خریدن کالای خارجی یعنی ایجاد اشتغال برای افراد خارجی و بیکار گذاشتن فرزندان خودمان. مقام معظم رهبری فرمودند واردات کالاهای که در داخل قابل تأمین است حرام بدانیم. مردم نباید با وجود کالای مشابه داخلی ، کالای خارجی نخرند. البته تولید کنندگان ما نیز باید اعتماد مردم را جلب کنند. اين بسیار ناپسند است که تولید کنندگان ما بخواهد با کم کاری در تولید و استفاده مواد اوليه نامرغوب در چند ماه میلیادر بشود معلوم است که مردم برای خرید کالای داخلی رغب نمی کنند که در اين صورت کارخانه تعطیل می شود و سرمایه گذار ورشکسته می شود و هم مردم بیکار می مانند.

دولت که به سرمایه گذارها وام می دهد باید نظارت کافی بر تولید داشته باشد و کسانی که از نام کارخانه برای غارت بیت المال و مردم سوء استفاده می کند برخورد کند. برخی از سرمایه گذارها از دولت وام می گیرند و تعدادی کارگر نیز بکار می گیرند از يک طرف حق کارگران را نمی دهند و از طرف دیگر با به نيمه تعطیل درآوردن کارخانه و يا اخراج چند تا کارگر برای دریافت مجدد وام دولت را تحت فشار قرار می دهند.

اين نوع سرمایه گذارها باید بدانند اين که دولت پول مردم و کشور را کرور کرور در اختیار آنها می گذارد و منت سرمایه گذاریها را می کشد برای اين است که برای مردم اشتغال درست شود. ولی اگر کارخانه مردم را به برداری تبدیل کرد اين حسنی ندارد و باید دولت با اين گونه افراد برخورد کند.



[1] . ذاریات (51) : 56

[2] . انسان (76) : 3

[3] . بحار الانوار، ج73، ص 255

[4] . ثواب الاعمال ص 32

[5] . شمس (619 : 9-10

[6] . مومن كيست؟ وظيفه اش چيست؟ / ترجمه المؤمن ؛ ص96

 

ارتباط با امام جمعه