سه شنبه 1395/11/5 - 33 : 6
مشخصات امام جمعه
محمد پروینی
محمد پروینی
لیلان
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/11/1
برگزاری جشن های انقلاب اسلامی خودجوش و از طرف خود ملت ایران برگزار می شود و یک حرکت ملی است .چراکه ملت ایران می دانند با برگزاری این مراسمات انقلاب است که می توانند موضوعاتی مثل استکبارستیزی، دفاع از دین ، عزت، شهید و شهادت را به نسل های آینده منتقل نمایند

خطبه های نماز جمعه بخش لیلان – 1/11/95

 خطبه اول:

سَلامُ عليکم وَ رَحْمَةُ اللَّهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحيم ، الْحَمْدُ وَ الثنا لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ اَلرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ، الَّذِي بَعُدَ فَلا يُرَى وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى ثم الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدنَا و حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ ، الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ ، وَ الرَّسُولِ المصدد الْمُصْطَفِي الْأَمْجَدِ الَّذِي سُمِّيَ فِي سَمَاءِ بَا احْمَدِ وَ فِي الْأَرَضِينَ بِأَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ علي آلِهِ الطيبين الطاهرين ، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ ، وَ اللَّعْنَة الدَّائِمَة الأبدية عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ ، من الآن الي قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ ، السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ اَلسَّلامُ علي اَسيرِ الْکُرُباتِ وَ قَتيلِ الْعَبَراتِ ، اوصيکم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ. 6. آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی حضرت لقمان در آیات 18 و 19 سورةه لقمان چند نکته اخلاقی مهم را به فرزندش گوشزد میکند و ضرورت مراقبت پدر را نسبت به رفتارها و روحیات اخلاقی فرزندش آشکار میسازد: (نسبت به مردم بی اعتنا نباش و روی از آنان مگردان) وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ( مغرورانه بر روی زمین راه مرو) وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ (در راه رفتن اعتدال را رعایت کن) وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ (در سخن گفتن نیز اعتدال را رعایت کن و با صدای بلند حرف مزن) 7. مشورت کردن با فرزندان و توجه به دیدگاه های آنان: پس از آنکه حضرت موسی از مجازات فرعون می گریزد و به قریه حضرت شعیب می رسد، به دختران آن حضرت در بالا کشیدن آب از چاه کمک می کند. آنگاه یکی از دختران حضرت شعیب، داستان را برای پدر تعریف میکند. بدین سبب آن حضرت، موسی را به خانه دعوت میکند و سپس با دختران جوان خود مشورت می کند که با این جوان چه رفتاری کنیم؟قرآن سخن یکی از دختران را چنین نقل میکند: قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ (یکی از دو دختر گفت:ای پدر، او را استخدام کن، چرا که بهترین کسی است که استخدام میکنی، هم نیرومند و هم در خور اعتماد است. حضرت شعیب، پیشنهاد دخترش را میپذیرد.. (این قطعه از داستان، قرآنی نشان میدهد که چگونه حضرت شعیب با آنکه خود پیامبر بود و می توانست بهترین تصمیم را بگیرد، به دختران خود شخصیت داد و با مشورت آنان، دربارة حضرت موسیغ تصمیم گرفت. متأسفانه در این روزگار تعصب بی جای برخی والدین و خود رأیی در امور خانوادگی باعث گریزان شدن فرزندان از کانون خانواده و به بیراهه رفتنشان می شود) 8. پرهیز از افراط در محبت يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (ای کسانی که ایمان آوردهاید!مبادا اموال و فرزندانتان، شما را از یاد خدا غافل گرداند و هر کسی چنین کند از زیان کاران است.) این آیه، مسلمانان را از محبت و علاقه زیاد به مال و فرزند که از یاد خدا غافل شوند، برحذر میدارد.(بعضاً محبت زیاد به فرزند باعث ذلت والدین می شود. در برخی جاها پدر و مادر خانواده از روی محبت داروندار خودشان را به فرزندشان قبل از مرگ بذل می کنند و بعد از ثبت سند همین فرزندان دیگر والدین را نمی شناسند و والدینی که بسیار باآرامش زندگی می کردند برای ابتداترین نیازهای خود به دیگران زبان باز می کنند. این صحیح نیست) 9. برخورد دوستانه پدر و مادر با فرزند به گونه ای که او اسرار خود را به آنها بگوید آیه چهارم سوره یوسف از روابط بسیار نزدیک و صمیمانه حضرت یوسف با پدرش حکایت می کند؛ به گونه ای که حضرت یوسف خواب عجیب و پر رمز و راز خود را تنها برای پدرش نقل میکند ِإذْ قَالَ یُوسُفُ لأبیه یَا أبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ(یوسف/4) چند نکته: 1. سنت ها بر دو نوع است: الهی و جاهلی. که بایستی سنت های غلط هم اصلاح شود. در بخش ما بعضی موارد سنت حسن و زیبایی شده است.من جمله حذف غذا دادن در مجالس ترحیم در مسجدو یا اخیراً حذف طبل زدن در ماه محرم ..چند نکته حائز اهمیت است: الف) سنت خوب وقتی با نظر تمام مردم شکل گرفت هیچ کس حق ندارد این سنت خوب را نادیده بگیرد.و احترام به آن سنت خوب احترام به خودمان و بی احترامی به آن بی احترامی به خودمان خواهد بود. ب) هیئت امناهای محترم مساجد در جریان این تصمیم خوب هستید. اگر پیشنهاد دادن اطعام در مسجد داده شد آن خانواده را متوجه این سنت خوب بکنند. ج) ممکن است نقض یک سنت خوب بهانه ای شود برای بقیه ای که وضع مالی خوبی دارند و همین سنت شکنی را بهانه خود قرار دهند و دوباره نادیده گرفتن فقرایی که توان احسان دادن به هزاران نفر را ندارند شکل بگیرد.و میهمانان شهرستانی و یا استانی دلیل بر نقض این سنت نمی شود بگذارید همین کار خوب شما را مثل بسیاری از سنت های خوبتان در جاهای دیگر نقل کنند. د) این برنامه خوب است ولی واقعیت مسئله این است برخی خانواده همین اطعام دادن چند میلیونی را در منزل انجام می دهند و از روز اول وفات فرد تا حتی چندین روز بعد ادامه می دهند و هیچ تفاوتی در هزینه نمی کنداین را مطمعن باشید دادن غذای چند میلیونی سرنوشت فرد از دنیا رفته را مشخص نخواهد کرد بلکه اگر این احسان های افراطی باعث ایجاد چشم به هم چشمی و ریخت و پاش شود موجبات آزردگی روح از دنیا رفته را هم ایجاد خواهد کرد.. و) به نظر شما کدامیک از این دو عمل ثوابش بیشتر است: 1. غذا دادن به هزاران نفر افراد با وضعیت خوب مالی که اگر ثوابی هم داشته باشد بعد از خوردن تمام می شود؟؟؟ 2. رفع نیازهای قشری از محرومین بخش مثل جهیزیه، شاد کردن قلب بی بضاعتان در دمادم عید،کمک به محور مقاومت، تبدیل کانکس آهنی دانش آموزان در حال تحصیل در روستاهایمان به کلاس درس طبیعی و.. که خانواده هایی را بنده سراغ دارم که این مسئله را عمل هم می کنند. اگر خدا محور باشد دومی ولی اگر مردم و ریا نعوذبالله مطرح باشد اولی. 2. ای کاش این مورد را هم مردم شریف لیلان سنت کنند: احترام به عزت و شأنیت مردم لیلان و مدیریت بهتر مجالس بانوان و سوء استفاده نکردن از قرآن و اهل بیت(ع) در این زمینه.و بنده یکی از وظایفم مدیریت مراکز فرهنگی و دینی است و برای بار دیگر تذکر می دهم هر مجلس بانوانی که منشور مجالس ترحیم را عمل نکنند گزارش داده خواهد شد.و از بانوان محترمه نیز خواهشمندم در این زمینه همکاری کنند.بنده تعجب می کنم اولاً بعضاً در بعضی جاها شوهر زن در منزل می ماند و زنش را برای پول درآوردن به مجالس ترحیم می فرستد پس غیرت شوهر کجا رفته است؟ دوماً تعداد قاریان و مداحان زن لیلان از برخی جاهای تقریباً یک و نیم میلیون نفری مثل برخی مراکز شهرها سه برابر بیشتر است.سوماً ای کاش همین قاریان و مداحان یک دوره آموزش قرآن و مداحی بروند ببینند چند نفر استعداد اتمام دوره ها را دارند؟ چهارماً بعضی از بانوان بزرگوار لیلان به صاحبان مجالس ترحیم در مجلس بانوان می گویند که فلانی گفته است بر طبق منشور مجالس ترحیم پول جمع شود و آنها می گویند حرف امام جمعه را ول کنید شما کارتان را انجام بدهید. نکند شکل مجالس ترحیم را شبیه مجالس عروسی بشود مثل اینکه صاحب مجلس ترحیم از دادن تراول در مجالس ترحیم لذت می برد تا بعداً بگوید که در مجلس ترحیم از دنیا رفته من تراول داده شد!!!! واقعاً جای تعجب است ما کجا می رویم؟؟؟ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿۱﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿۲﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿۳﴾ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ﴿۴﴾ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿۵﴾

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحيم ، الْحَمْدُ وَ الثنا لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ بَاعِث الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين ثم الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ علي سَيِّدَنَا و حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ ، الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ ، وَ الرَّسُولِ المصدد الْمُصْطَفِي الْأَمْجَدِ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علي آلِهِ الطيبين الطاهرين ، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ ، من الآن الي قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ ، اللهم و صل علي علي امير المومنين، سيد الوصيين و آيَتِکَ الْکُبْرَى وَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ [الزَّهْرَاءِ] سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ و امامي الهدي، الحسن و الحسين، سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ، اللهم و صل علي ائمة المسلمين، علي ابن الحسين و محمد ابن علي و جعفر ابن محمد و موسي ابن جعفر و علي ابن موسي و محمد ابن علي و علي ابن محمد و الحسن ابن علي و الخلف الحجة القائم المنتظر المهدي، حججک علي عبادک و امنائک في بلادک، اللهم و صل علي ولي امرک المؤمّل و العدل المنتظر، و حفه به ملائکتک المقربين و ايده بروحِ القدس يا رب العالمين، اللهم هؤلاء ائمتنا و سادتنا و قادتنا بهم نتولي و من اعدائهم نتبرء الي يوم القيامه، اللهم وصل عَلَيْهِمْ صَلاةً لا يَقْوى عَلى اِحْصائِها و غيرک، اوصيکم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ مناسبتها: 1. جشن‌هاى بزرگداشت دهه فجر انقلاب اسلامى يكى از بهترين راهكار جهت خنثى‌سازى تهديدات، استفاده مناسب از فرصت‌ها و يكى از بهترين فرصت‌ها جهت زنده نگه داشتن و انتقال مفاهيم انقلاب اسلامى، بزرگداشت ايام الله دهه فجر مى‌باشد. هدف از برگزارى جشن‌هاى دهه مبارك فجر، نبايد فقط جنگ شادى و خنداندن مردم باشد، بلكه هدف بايد اين باشد كه پيام‌ها و دستاوردهاى انقلاب در قالب‌هاى هنرى و فرهنگى، به مردم و به‌ويژه نسل جوان رسانده شوند. دهه فجر انقلاب اسلامى از نگاه مقام معظم رهبرى‌ دهه فجر، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهاى اسلامى، مقطع رهايى ملت ايران و بخشى از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدى دوباره يافت و اين دهه در تاريخ ايران نقطه‌اى تعيين‌كننده وبى‌مانند بشمارميرود. فرق جشن‌هاى شاهنشاهى با جشن‌هاى دهه فجر انقلاب اسلامى‌ به جرأت مى‌توان گفت كه خاندان پهلوى ركوردار مفاسد مالى و اخلاقى در طول دوران تاريخ ايران است. اعضاى خانواده پهلوى، نه تنها به خريد و مصرف شراب و مشروبات الكلى مشغول بودند، بلكه در ايجاد شراب‌فروشى و كاباره‌ها و ساير مراكز عرضه مشروبات الكلى در سطح كشور و حتى كار قاچاق و واردات آن سابقه طولانى داشتند كه در اين ميان نيز حميدرضا، محمودرضا، اشرف و اسدالله علم ركورددار بودند. حسنين هيكل در مورد اين مراسم و جشنها مى‌نويسد: شاه با عهده گرفتن نقش يك فرمانرواى مطلق و مستبد در سرزمين تقدير، دچار يك جنون عظمت شده بود، اولين نشانه سمبليك اين شكوه و جلال جديد، مراسم تاجگذارى او بود. اين مراسم چنان باشكوه بود كه هيچ يك از تاجهاى خزانه سلطنتى ارزش اين مراسم را نداشت و لذا شاه دستور داد كه تاجهايى ساخته شود.حدود ۳۳۸۰ جواهر در تاج شاه و مقدار كمترى نيز در تاجهاى فرح و وليعهد به كار رفته بود. اوج شكوه و جلال سمبليك شاه، در جشنهاى ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهى متجلى شد، اين مراسم گسترده، پرخرج و باشكوه كه به‌منظور پيوند دادن هرچه بيشتر تاريخ ايران با دوران باستان بر پا شد، نشان دهنده طرز تفكر شاه در اين برهه است. در اين جشنها، ۹ پادشاه، ۵ ملكه، ۲۱ نخست وزير و پرنس و تعدادى از رؤساى جمهورى و معاونان رئيس جمهور و نخست وزير، از كشورهاى مختلف جهان حضور داشتند. علاوه بر اين عده‌اى از صاحبان امتياز و سردبيران روزنامه‌ها، تاجران اسلحه و سرمايه‌داران هم از سوى شاه دعوت شده بودند.به‌منظور برگزارى اين جشنها، شهرى با گرانبهاترين تزيينات در كنار تخت جمشيد بنا شد. (برگزاری جشن های انقلاب اسلامی خودجوش و از طرف خود ملت ایران برگزار می شود و یک حرکت ملی است .چراکه ملت ایران می دانند با برگزاری این مراسمات انقلاب است که می توانند موضوعاتی مثل استکبارستیزی، دفاع از دین ، عزت، شهید و شهادت را به نسل های آینده منتقل نمایند) 2. روز چهارشنبه 6بهمن سالروز حماسه آمل يکي از مناطقي که کانون ناآرامي‌ها و تجاوز منافقين شده بود، شهر آمل بود. در آن زمان بعضي از انقلابيون که اغلب کسبه و کارگر بودند، هدف ترور قرار گرفتند و به شهادت رسيدند. هدف از اين حمله تصرف شهر آمل به عنوان يکي از شهر‌هاي استراتژيک شمالي بود. با تصرف اين شهر کنترل يکي از راه‌هاي مواصلاتي مهم تهران به شمال کشور قطع مي‌شد و تحت کنترل منافقين قرار مي‌گرفت. و اما روز ششم: بالاخره صبح روز ششم بهمن‌ماه، طبق برنامه‌ريزي صورت‌گرفته، منافقين ابتدا به مراکز حساس نظامي و تصميم‌گيري نظير سپاه، کميته انقلاب اسلامي، ژاندارمري، فرمانداري، بخشداري و بنياد شهيد حمله کردند و اين مراکز را تا روشن شدن صبح و آغاز به‌کار ادارات به تصرف خود درآوردند. از مردم شريف آمل نيز چهل نفر به شهادت رسيدند؛ از کمونيستها نيز ۳۴نفر کشته و چند تن زخمى و سى نفر دستگير شدند و بقيه نيز با ذلت و خواري مجبور به فرار گرديدند.در بازجويي‌هايي که از دستگيرشدگان به عمل آمد، مي‌گفتند که به ما گوشت گرگ مي‌دادند تا بي‌رحم و قسي‌القلب شويم؛ فکر مي‌کرديم که مردم آمل با ما هستند ولي غافل‌گير شديم.(تا زمانیکه مردم باعزت ایران همین وحدت و ایمان و پشتیبانی از ولایت فقیه را ادامه دهند قدرت های بی قدرت استکبار که هیچ این جوجه منافقین رذل نیز نمی توانند هیچ غلطی بکنند.) 3. خودزنى رژيم آل خليفه‌ يكشنبه هفته جارى رژيم آل خليفه در اقدامى غيرانسانى و ضد حقوق بشرى سه جوان بحرينى را در حالى كه‌ بى‌گناه بودند و هيچگونه مدركى دال بر محكوميت آن‌ها وجود نداشت، اعدام كرد. اماراتى‌ها تهديد كرده بودند كه در صورت عدم مجازات عاملان قتل دو نظامى اماراتى، نيروهاى خود را از بحرين خارج مى‌كنند. از همين روى، بسيار محتمل به نظر مى‌رسد كه رژيم آل خليفه با اعدام سه جوان بحرينى به‌نوعى به مزدوران اماراتى و همتايان سعودى آن‌ها باج داده‌اند تا نيروهاى خود را از اين كشور خارج نكنند.(مردم بحرين در طول حدود شش سال گذشته هيچ‌گاه تسليم فشارهاى فراوان آل خليفه و سياست‌هاى رعب‌آور اين رژيم نشدند و بدون‌شك از اين پس نيز نخواهند شد. آل خليفه همچنان بايد با طنين شعار «الشعب يريد اسقاط النظام» از بام تا شام بسازد و بسوزد.و این رابداند با اعدام این سه جوان مظلوم شیعه مرگ و نابودی خود را نزدیک تر کرده است) ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿۱﴾ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿۳﴾

ارتباط با امام جمعه