سه شنبه 1396/12/1 - 15 : 7
مشخصات امام جمعه
محمدصادق عاشوری
محمدصادق عاشوری
سيراف
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/11/27
امام جمعه بندر سیراف : فاطمه زهرا سلام الله علیها نشان داد اگر در جامعه‏ اى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آن‏ ها كار فرهنگى و فكرى صورت گيرد و به آنان آگاهى سياسى داده شود، آنان بهتر مى‏ توانند در شناخت حق و حقيقت بدون تعارف‏ هاى ديپلماتيك و بازى ‏هاى سياسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند.

خطبه اول

* امام جمعه بندر سیراف بعد از سفارش خود و همه نمازگزاران به رعایت تقوای الهی گفت:یکی از موضوعاتی که همواره در قرآن و روایات بر آن تأکید شده، موضوع عفو و گذشت است،موضوع عفو از موضوعات گسترده‌ی روایی و قرآنی ماست. یکی از صفات خدا، «غفور» و «ستار» است: «یَا مَنْ‌ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ‌ وَ سَتَرَ الْقَبِیح‌»، آشکارکننده‌ی خوبی‌ها و پوشاننده‌ی بدی‌هاست. این است که مکرر در آیات قرآن، سخن از عفو و غفران و بخشش آمده است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ»، ‌ای بندگانی که گناه و بدی کرد‌ه‌اید، «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ»، از رحمت خدا مأیوس نشوید.
اینها در مورد خداوند تبارک و تعالی بود. پیغمبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هم وقتی مبعوث شد همین رویه را در پیش گرفتند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام داریم خداوند ابتدای بعثت، سه دستور به ایشان داد که در همان آیه‌ی معروف نیز وجود دارد: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ». ای پیغمبر! اول ببخش، بعد آگاه کن و سپس از جاهلین اعراض کن. البته نمی‌خواهم بگویم این‌ها ترتیب دارد، این‌ها سه نوع برخورد است با سه نوع مخاطب متفاوت. یک وقت مخاطب شما خطاکار است، او را ببخش، «خُذِ الْعَفْوَ»؛ یک وقت ناآگاه است او را آگاه کن؛ «وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» یک وقت نادان است، کشش ندارد، ضعیف است آن را از او اعراض کن، اصلاً سر به سرش نگذار، «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ». بنابراین «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ» هر کدام یک مرحله‌ و مخاطب خاصی را طی می‌کند. صریح آیات قرآن هم فراوان است که «فَاعْفُ عَنْهُمْ»، ای پیغمبر عفو کن و ببخش.
حجت السلام والمسلمین عاشوری گفت:از موارد مهم عفو، عفو از خطاهای همدیگر است؛ منظورم از خطا یعنی اولا آن‌که عملی غیرعمدی صورت گرفته و ثانیا طرف هم تقاضای بخشش می‌کند. این مورد، بیشتر در قضایای عرفی و قضایای شخصی خودمان پیش می آید؛ مثلاً یک وقتی یک خانمی به شوهرش کلمه‌ی ناپسندی گفته است، بعد متوجه شد اشتباه کرده، این خانم تا می‌گوید ببخشید، شوهرش باید او را عفو کند و ببخشد.
در روایات هم فراوان به عفو و گذشت توصیه شده است. ذیل همین آیه‌ای که خواندم در روایات دارد که رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از جبرئیل سؤال کرد که من چگونه به این آیه‌ی «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» عمل کنم؟ جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله! سه کار را انجام دهید «صِلْ مَنْ‌ قَطَعَکَ‌»، هر که با شما قطع رابطه کرده وصل کنید، یعنی سر به او بزنید. دوم «وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ»، هر کسی به شما بدی کرده عفو کنید. و سوم «وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ» هر کسی شما را محروم کرده به او اعطاء کنید.
همچنین در روایات داریم یکی از نشانه‌های انسان کریم، عفو و گذشت است. همان‌طور که می‌دانید قرآن کریم، یک آیه‌ای در سوره‌ی آل عمران دارد، که مردم را توصیه می‌کند سرعت بگیرید برای رفتن به بهشت. بعد ابزارهایی را که می‌شمارد خیلی جالب است. یکی همین کنترل خشم است، یکی عفو است و یکی هم احسان است. آیه این است: «و سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»، این بهشت برای افراد باتقواست. «الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء»، کسانی که انفاق می‌کنند، خب این دو روشن است: تقوا و انفاق. بعد می‌فرماید «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»، که سه مرحله است کنترل خشم، عفو و احسان.
در روایات آمده که روزی کنیزی ظرف آورده بود که امام سجاد علیه‌السلام دستش را بشوید که ناگهان ظرف از دستش افتاد و سر امام مجروح شد. این کنیز خیلی ناراحت شد و به خیال خودش که مبادا امام خشمگین شوند، فورا این بخش از آیه را خواند: «وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ». آقا فرمودند: خشمم را کنترل کردم، «وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» و بخشیدمت. کنیز گفت: «وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»، فرمود: آزادت کردم.
بنابراین این‌ سه مرحله مهم است. مثلاً در خانه‌ای، خانمی از دست شوهرش ناراحت می‌شود، اول خشمش را کنترل کند، بعد ببخشد، حتی آن شب بیشتر تحویلش بگیرد، اگر هر شب یک غذای ساده می‌گذاشت آن شب یک غذای بهتری درست کند. البته این‌ها توصیه‌های کلی است و بدون تردید در مناسبات اجتماعی، چیز مطلقی نداریم.

* و اما موارد و مواقعی که می‌بایست در آن موقعیت‌ها عفو صورت بگیرد کدام‌هاست؟
یکی از موارد مهم عفو، عفو از خطاهای همدیگر است؛ منظورم از خطا یعنی اولا آن‌که عملی غیرعمدی صورت گرفته و ثانیا طرف هم تقاضای بخشش می‌کند. این مورد، بیشتر در قضایای عرفی و قضایای شخصی خودمان پیش می آید؛ مثلاً یک وقتی یک خانمی به شوهرش کلمه‌ی ناپسندی گفته است، بعد متوجه شد اشتباه کرده، این خانم تا می‌گوید ببخشید، شوهرش باید او را عفو کند و ببخشد.
جای دوم، آن جایی است که کسی به ما بدی می‌کند، عمدی هم هست، یعنی سهوی نیست و تعمداً این کار را کرد ولی بعدش اظهار پشیمانی می‌کند. یک مثالی بزنم برایتان، امام‌ هادی علیه‌السلام در مدینه بودند، سیصد نفر از مأموران متوکل آمدند ایشان را دستگیر کنند تا ببرند به سامرا. این کار را هم کردند. خب زندگی امام را به هم زدند، چقدر مردم مدینه گریه کردند و ناراحت شدند. بالأخره وقتی آقا را با خانواده با آن وضعیت سوار کردند که ببرند، کسی آمد کنار ایشان و در گوش‌شان گفت: آقا من این کار را کردم، همه‌ی این بساط، زیر سر من است، من سعایت کردم نزد متوکل و شما را این‌گونه دستگیر کردند. آقا فرمودند: واگذارت کردم به خدا و پیغمبر. آن شخص ترسید و گفت: آقا اشتباه کردم، خطا کردم، ببخشید.

* یعنی ابراز پشیمانی کرد.
بله، تا آن شخص این‌گونه گفت، آقا فرمودند: عَفَوتُ، یعنی عفوت کردم. ببینید امام را بردند ولی عفو کرد.
پس یکی خطاها و دوم تعمدی که انسان، پشیمانی را در چهره‌ی طرف می‌بیند. جای سوم آن جایی است که عفو، اثر تربیتی روی شخص خطاکار دارد. مالک اشتر داشت از جایی رد می‌شد، شخصی به او جسارت می‌کند، حالا آب دهان ‌انداخت یا آشغال به سویش پرت کرد. مالک اشتر اصلاً بر نگشت نگاه کند چه کسی بود، رفت مسجد و برایش استغفارکرد. یا شخصی از شام آمد سراغ امام حسن علیه‌السلام و به ایشان ناسزا گفت. آقا می‌داند این از شام آمده و تبلیغات دستگاه معاویه روی او اثر کرده، یعنی کارش عمدی است و اظهار پشیمانی هم نکرده است، ولی امام می‌داند که اگر او را ببخشد، موجب هدایتش می‌شود. لذا امام طوری رفتار کرد که موجب ‌شد آن فرد کلا متحول شود. امام حسن علیه‌السلام به آن شخص فرمود: غذا می‌خواهی؟ خانه می‌خواهی؟ لباس می‌خواهی؟ چه نیازی داری که من برطرف کنم؟ تا این‌ها را گفت آن شخص فهمید که اشتباه فکر می‌کرده است. گفت: «اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ»، یعنی ابراز پشیمانی کرد. بنابراین جایی که احتمال می‌دهیم عفو، اثر تربیتی دارد و شخص خطاکار، بعداً پشیمان از عمل خود می‌شود، این‌جا هم باز، جای عفو و گذشت هست.
جای چهارم، آن جایی است که فرد خطاکار، محاکمه‌ شده و با او برخورد شده و حالا آن برخورد، اثر خودش را کرده است. مثلا کسی جرمی مرتکب شده و برای او ده سال زندان بریده‌اند، دو سال بعد می‌بینیم که آن محکومیت تاثیر کرده و پشیمان شده است، بنابراین آن هشت سال را می‌شود بخشید. همین کاری که گاهی اوقات رئیس قوه‌ی قضائیه به رهبر انقلاب پیشنهاد می‌دهد. یا مثلاً در دعوایی، کسی چاقویی زده و بچه‌ای کشته شده است، خب حالا این معلوم است که نمی‌خواسته چنین کاری بکند، ولی قاضی حکم به قصاص کرده است. ممکن است این شخص تا پای چوبه‌ی دار هم برود، ولی آن‌جا می‌بینیم که واقعاً مستأصل شده است، می‌خواهد تبدیل به یک آدم خوب شود، این‌جا هم عفو جا دارد. اما از آن طرف، یقینا بعضی جاها عفو محلی از اعراب ندارد.

و اما  در کجاها عفو، جایگاهی ندارد؟
یکی از جاهایی که عفو جا ندارد، تجرّی است. یعنی کسی جرمی مرتکب شده است، اما با پُررویی می‌گوید اگر باز هم آزاد شوم، این کار را انجام می‌دهم. یعنی باز هم جرمش را تکرار می‌کند. مثلا بعد از جنگ بدر یک کسی آمد خدمت پیغمبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و گفت: مرا ببخشید، اشتباه کردم، من زن و بچه دارم. اسیر بود و حکمش هم اعدام بود. حضرت فرمودند: به شرطی می‌بخشم که دیگر در جنگ‌ها نیایی، گفت: باشد. اما بعد از اینکه آزاد شد رفت بین مشرکین گفت: این دفعه هم اگر جنگی پیش بیاید، نفر اول می‌آیم. به تعبیر خودمان تصور کرد مثلاً خوب توانسته پیغمبر را دور بزند. در جنگ احد هم آمد. دست بر قضا آن‌جا هم دستگیر شد. وقتی آوردند خدمت پیغمبر، گفت: آقا ببخشید، فرمودند: نه دیگر، «الْمُؤْمِنَ‌ لَا یُلْدَغُ‌ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَیْنِ» مومن از یک سوراخ، دوبار گزیده نمی‌شود. پیامبر فهمید که این شخص دارد تجرّی و پررویی می‌کند.
یکی از جاهایی که عفو جا ندارد، تجرّی است. یعنی کسی جرمی مرتکب شده است، اما با پُررویی می‌گوید اگر باز هم آزاد شوم، این کار را انجام می‌دهم. یعنی باز هم جرمش را تکرار می‌کند. فردی است به نام مقیس، پدرش را در یک قبیله‌ای کشتند و جنازه‌اش را در محله‌ای پیدا کردند و بنابراین معلوم نبود قاتلش چه کسی بود. پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آن شخص را خواستند و با او اتمام حجت کردند و فرمودند: دیه‌اش را باید آن قبیله بدهد ولی تو حق نداری کسی را بکشی، برای اینکه معلوم نیست چه کسی این کار را کرده و ممکن است تو یک بیگناه را بکشی. با اینکه پیامبر به او هشدار داده بود اما باز هم این شخص رفت یک بیگناهی از آن‌ها را کشت و فرار کرد و رفت مکه. روزی که پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مکه را فتح کردند، این شخص رفت چسبید به دیوار کعبه و تقاضای عفو کرد. پیامبر فرمودند: بیاوریدش بیرون. او را آوردند بیرون از مسجد الحرام و اعدامش کردند. برای اینکه به او از قبل پیامبر هشدار داده بود و با او شرط کرده بود.
یکی از ویژگی‌های مؤمن، صفاتی است که ممکن است ظاهرا با هم متضاد باشند ولی باطنا محورش با یکدیگر متفاوت است. یعنی چه؟ یعنی مثلا در اسلام شما می‌گویید اسراف نکن و قناعت پیشه کن، از آن طرف هم می‌گوید بُخل هم نداشته باش، باید بدانیم بخل کجاست؟ قناعت کجاست؟ این‌ها را نباید قاطی نکنیم. به همین طریق، ما در اسلام هم عفو داریم، هم قاطعیت. همان پیغمبری که خدا به او می‌گوید: ببخش، همان هم می‌گوید: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ»، عزم که کردی توکل بر خدا، کار را انجام بده. این‌ها را باید روشن کرد و در واقع، عفو خدا هم همین‌طور است.
پس یکی از جاهایی که جای عفو نیست موقعی است که شخص تجری می‌کند. یا یکی دیگر از جاهایی که عفو جایگاهی ندارد این است که با طرف شرطی کرده‌ایم و حالا او به آن شرط عمل نمی‌کند. البته مصادیق دیگری هم می‌توان در این‌باره بیان کرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خطبه دوم

یکشنبه ۹ بهمن قيام مردم تبريز به مناسبت چهلمين روز شهادت تظاهرات‏كنندگان قم (۱۳۵۶ ه.ش) //

امام جمعه بندر سیراف درباره نقش مردم تبريز در پيروزى انقلاب اسلامى‏ گفت:دو قيام مهم مردم قهرمان ‏پرور تبريز در كمتر از يك قرن، يكى در دوره استبداد صغير و شكست محمدعلى شاه و ديگرى قيام ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ بر ضد محمدرضا شاه پهلوى، تأثير فراوانى در روند تاريخ معاصر ايران و پيروزى انقلاب اسلامى بر جاى گذاشت. در اين‏ميان، قيام ۲۹ بهمن، تأثير شگرفى داشت؛ چه آن‏كه اين قيام، نخستين حلقه زنجيره‏اى بود كه قيام خونين نوزده دى مردم قم را به قيام‏هاى پى ‏درپى ايرانيان بر ضد دستگاه پهلوى پيوند داد.

جرقه سلسله قيام ‏هاى مردمى سال ۱۳۵۶، از قيام مردم دلاورمرد قم در نوزده دى زده شد. پس از آن، اربعين ‏هاى شهيدان انقلاب پشت سر هم تاريخ‏ ساز ‏شد. در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ كه با چهلم فاجعه قم در نوزده دى هم‏زمان بود، در بسيارى از شهرهاى كشور، مجالس ختم و سوگوارى براى يادبود شهيدان آن فاجعه برگزار شد. در شهر تبريز نيز قرار بود ساعت ده صبح مردم در مسجد ميرزا آقا يوسف مجتهد گرد آيند. دعوت براى اين تجمع، از سوى آيت‏ الله قاضى و ده تن ديگر از علماى تبريز صورت ‏گرفته بود.

ازجمله نتايج مهم قيام خونين ۲۹ بهمن مردم تبريز به اين موارد مى ‏توان اشاره كرد:

۱- رويارويى مردم با اساس سلطنت و رژيم، به گونه ‏اى كه پس از قيام مردم قم و تبريز، شعار «مرگ بر شاه» در سراسر ايران طنين ‏انداز شد.

۲- افزايش محبوبيت حضرت امام خمينى رحمه الله در ميان انقلابيان.

۳- افشاى پوچ بودن سياست آزادى شاه و حقوق بشر كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا.

۴- تداوم انقلاب در سايه برگزارى مراسم چهلم قيام مردم تبريز در دست‏كم ۵۵ شهر بزرگ و كوچك كه در ميان آن‏ها يزد مشهورتر از همه است.

۵-قيام تاريخى تبريز ثابت كرد آن‏ چيزى كه تبريزى آذرى ‏زبان را با عرب اهوازى و كرد و فارس هم‏صدا و متحد ساخته، اسلام است نه شخص شاه كه مدعى بود مظهر وحدت ملى است.یاد و خاطره همه شهدا بویژه شهدای انقلاب اسلامی را گرامی می داریم./

همچنین یکشنبه یازدهمین سال ارتحال فقیه مجاهد آیت‏ الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی (۱۴۲۸ ه‍ . ق) سلام و درود خداوند بر علما که در نشر معارف بلند الهی و تربیت شاگردان مکتب امام صادق(ع) عمر خود را سپری کردند./

سه شنبه ۱ اسفند شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‏الله عليها (به روايت ۹۵ روز – ۱۱ه.ق)

حجت الاسلام و المسلمین عاشوری گفت:مشى سياسى فاطمه(س) مشيى آگاهانه، توأم با بينش و بصيرت، انديشيده و حساب ‏شده، انتخابى و گزينش ‏شده و مبتنى بر ايمان و عقيده است، هدف آن سعادت انسانها و نجات از بردگى ‏ها و ذلت‏ها و تضمين و فراهم آوردن مبادى ارزش‏هاى معقول در جامعه است. او مى ‏خواهد جامعه ‏اى بسازد كه در آن انسانها زندگى كنند نه چون بره تسليم و بی ‏رأى و بى ‏محتوا.

و آنچه در اين‏ راه از شأن و سياست او به ‏دور است، حيله ‏گرى، فريبكارى، وعده‏ هاى تو خالى در دل، تحميق در استحمار مردم، گندم‏ نماى جو فروش بودن است. اين سره و خالص بودن بدان خاطر است كه سياست فاطمه(س) از اسلام مايه مى ‏گيرد و در اسلام حيله و نيرنگ نيست، بر سر مردم كلاه گذاردن نيست، با خلق خدا حُقه ‏بازى كردن وجود ندارد، بايد راست و مستقيم به پيش رفت، چه مردم بپذيرند و چه نپذيرند. سياست نان را به نرخ روز خوردن سياست نامردمى است و شأن اسلام ازآن پاك و مطهر است.

او در اين سياست كه الهى است، راست و با استقامت به پيش مى ‏رود و در آن باكى از كتك خوردن، بدن خود را به رنج افكندن ندارد. او درس جرأت وشهامت را از پدر خود گرفته و در مكتب و خانه على(ع) و در سايه همگامى با او آن‏را تقويت نموده است. براى او هدف الهى مهم است و در دفاع از هدف بايد ايستاد.

امام جمعه سیراف گفت:حضرت فاطمه(س) همچون سياست‏مدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مى ‏كرد و براى روشن ساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانه‏ روز دست حسن و حسين عليهماالسلام را مى‏ گرفت و سوار بر مركبى مى ‏شد و همراه با حضرت على(ع) به درِ خانه مهاجر و انصار مى ‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شده ‏اند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحت ‏طلبان را هوشيار سازد. فاطمه زهرا(س) در حقيقت، با رايزنى سياسى خود، با ياران رسول(ص) اتمام حجت مى ‏كرد و همچون ديپلماتى آگاه، با حضور خويش سعى مى ‏نمود مسير انحراف امّت را روشن سازد و مسير واقعى را كه امامت على(ع) است و نيز حريم ولايت را روشن و بى ‏پيرايه ارائه دهد تا در فرداى قيامت، براى صاحبان زر و زور و تزوير و عافيت‏ طلبانى كه فريب خورده ‏اند، بهانه ‏اى وجود نداشته باشد.

ایشان افزودند:شيوه مبارزاتى ديگر فاطمه زهرا(س) دادن آگاهى و رشد سياسى به زنان مهاجر و انصار بود كه بدين‏وسيله، آتش مبارزه در خانواده ‏هاى مدينه وارد مى ‏شد. اين مبارز سياسى شكست ‏ناپذير، كه تمام تاب و توان خود را در دفاع از حريم ولايت و امامت قرار داده بود، به‏ علت تلاش بيش از حد، ناتوان شد. به‏ همين‏ دليل، پس از مدتى فاطمه زهرا(س) به ‏علت بيمارى و ضعف، در خانه بسترى شد. وقتى خبر بيمارى آن‏ حضرت در مدينه پيچيد، زنان مهاجر و انصار، كه وامدار تعليم و تربيت فرهنگى آن‏ حضرت بودند، براى عيادت او به خانه‏ اش آمدند. وقتى از حال آن‏ حضرت جويا شدند، از حال خود نگفت، بلكه در دفاع از حريم ولايت به سخن پرداخت و از سستى مردانشان سخن راند كه حق را فراموش كرده‏ اند و سكوت اختيار نموده ‏اند. بازتاب سخنان دخت پيامبر به‏ تدريج، در درون خانه ‏ها آتشى به ‏پا كرد و انقلابى پرخروش را جهت داد كه به حريم خانه ‏ها راه يافت و نطفه‏ هاى آگاهى و شعور را بارور كرد.

اين شيوه مبارزه نشان مى‏ دهد اگر در جامعه ‏اى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آن‏ها كار فرهنگى و فكرى صورت گيرد و به آنان آگاهى سياسى داده شود، آنان بهتر مى‏ توانند در شناخت حق و حقيقت بدون تعارف ‏هاى ديپلماتيك و بازى ‏هاى سياسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق اين حقيقت در انقلاب اسلامى ما نمود پيدا كرد؛ حضور زنان و پيشتازى آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتيبانى از جنگ و فعاليت‏هاى پشت جبهه، اين نظريه را ثابت مى ‏كند كه حركت زنان ايران وامدار مبارزات سياسى اسوه و الگوى زنان جهان حضرت زهرا(س) بوده است.

حجت الاسلام والمسلمین عاشوری گفت: تاكتيك كوبنده ديگرى كه صديقه طاهره(س) اتخاذ كرد و ضربه سهمگينى بر حكومت وقت وارد آورد، وصيت‏نامه سياسى آن‏حضرت است؛ وصيت‏نامه ‏اى كه براى بيدار ساختن افكار خفته و توجه افكار عمومى و عدم بهره ‏بردارى حاكمان سياسى وقت از مراسم سوگوارى و دفن آن‏ حضرت نگاشته شد.

حضرت زهرا(س) در وصيت‏نامه سياسى خود تأكيد مى ‏كند كه حضرت على(ع)، وليّ بر حق، بايد به آن عمل كند؛ چنان‏كه تا بدان روز هيچ سياست‏مدارى چنين آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت‏هاى سياسى، عمل نكرده بود، بلكه شيوه ‏اى بكر و تازه بود كه از سوى سياست‏مدارى حرفه‏اى به ‏خاطر دفاع از حريم ولايت و تحقير موقعيت سياسى خليفه وقت اتخاذ شده بود.

حضرت فاطمه(س) وصيت كرد كه احدى از كسانى ‏كه به او ستم كرده‏ اند در تشييع جنازه ‏اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن كنند. در حقيقت، با اين وصيت‏نامه، حربه سياسى از دست حاكمان وقت گرفته شد. آنان مى ‏خواستند در مرگ آن‏ حضرت با مرثيه ‏سرايى و اشك و ماتم و ارادت به آن‏ حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت‏ها و مبارزات حضرت زهرا(س) را در دفاع از حريم ولايت تحت ‏الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه ‏گر سازند اما دفن شبانه آن ‏حضرت و نامشخص بودن مكان دفن ايشان، اين سؤال را در ميان امّت اسلامى ايجاد كرد كه چرا دخت گرامى پيامبر و يگانه گوهر گران‏قدر او چنين وصيّتى كرده است؟

با عمل به وصيّت آن‏ حضرت توسط حضرت على(ع)، اذهان جامعه دچار شك و ترديد شد و تا حد زيادى مشروعيت خليفه وقت زير سؤال رفت و مظلوميت آن‏ حضرت بيشتر نمايان گرديد و اين‏كه چرا حضرت زهرا(س) در مدت ۷۵ (و به قولى ۹۵) روز با تمام تاب و توان، با شيوه ‏هاى گوناگون تلاش كرد تا مسير انحرافى امّت را روشن سازد كه چرا امام بر حق على(ع) را تنها گذاشته ‏اند و كج ‏راهه‏اى را انتخاب كرده ‏اند كه خلاف حق و حقيقت است، در حالى كه على(ع) بر حق است؟

همچنین سه شنبه ۱ اسفند حمله جنگنده رژيم بعثى عراق به هواپيماى مسافرى و شهادت چهل تن ازجمله حجةالاسلام والمسلمين شيخ فضل‏الله محلاتى (۱۳۶۴ ه.ش) // روز روحانيت و دفاع مقدس‏ می باشد.

به طور کلی ، نقش روحانیون را در دفاع مقدس می توان به چند دسته تقسیم کرد:

۱) مشروع دانستن دفاع مقدس توسط حضرت امام  خمینی (ره) و علما و مراجع تقلید از قبیل آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) ، آیت الله العظمی اراکی (ره) و آیت الله العظمی بهاءالدینی.

۲) تشویق مردم به حضور در جبهه و بسیج آن ها.

۳) تأثیر بر فرماندهان جنگ.

۴) شوق روحانیون به جهاد و عشق به جبهه و حضور آنان به عنوان رزمنده در خطوط نبرد. به عنوان مثال شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی حتی حاضر نشد برای زیارت دو هفته ای خانه خدا، جبهه را ترک کند و می گفت: ما در این جبهه ها اجر زیارت خانه خدا را هم می بریم.

۵) تلطیف روحیه رزمندگان با تقویت ایمان و توکل بر خدا، توسل به اهل بیت، پاسخ به مسائل شرعی مربوط به جبهه و جهاد و مسائل عمومی رزمندگان.

۶) آفرینش حماسه ها با حضور خود در خطوط مقدم جبهه ها و تقویت روحیه رزمی، شجاعت، شهادت طلبی و ایثار رزمندگان.

روحانیت در دفاع مقدس با حضور علما و حتی مراجع تقلید در خطوط نبرد و در کنار رزمندگان ، بار دیگر ثابت کرد که همیشه و در همه صحنه ها و لحظه ها در کنار اقشار مختلف ملت قرار گرفته و خواهد گرفت . به عنوان مثال رئیس جمهور وقت (آیت الله العظمی خامنه ای (دام ظله العالی) در جبهه ها، با وجود مشغله فراوان و نیز حضور فرزندان طلبه ایشان به طور گمنام، حضور آیت الله العظمی بهاء الدینی در قرارگاه عملیاتی والفجر مقدماتی، حضور آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی (با سن هشتاد سال و در حالی که پشتشان خمیده بود و تقریبا به حالت رکوع قدم برمی داشت و عصا به دست می گرفت)، شهید آیت الله سید اسدالله مدنی که اولین شهید محراب بودند در جبهه های ایلام ، کرمانشاه و اهواز بارها حضور پیدا کردند.

شهید آیت الله اشرفی اصفهانی، چهارمین شهید محراب نیز با وجود سن هشتاد سال با شور فراوان به جبهه های غرب و جنوب می شتافت و می فرمود: «وقتی به جبهه می روم تا مدتی روحیه ام قوی است. قدرت خدا در جبهه هاست. هر کس می خواهد خدا و دست خدا را ببیند، به جبهه ها برود. باور کنید اگر من دستم رعشه نداشت، چند روزی برای اسلحه آموزی می رفتم و با کمال افتخار مانند حبیب بن مظاهر، آنجا در راه اسلام کشته می شدم… »

مقام معظم رهبری(دامت برکاته) در شأن مقام آن عزيزان می فرمايند:«چه سعادتمند وبلند اخترند شهدائی که در جوار رحمت الهی در کنار امام عارفان، خمينی کبير، آرميده اند».

تعداد شهدای روحانی، بالغ بر ۳۴۱۷ نفر بوده است که ۱۵/۵ درصد کل روحانیان کشور در همان زمان می باشد. از هر هزار نفر طلبه، چهل نفر به شهادت رسیده اند؛ حال آنکه طبق آمار، در بقیه اقشار از هر هزار نفر، چهار نفر شهید شده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دست‏اندركاران كنگره شهداى استان سيستان و بلوچستان:

شيعه و سنى در جمهورى اسلامى در دشوارترين ميدان‏ها كنار يكديگرند

امام جمعه سیراف گفت بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دست‏اندركاران كنگره‏ى شهداى استان سيستان و بلوچستان از چند جهت داراى اهميت و نيازمند توجه جدى است:

اول: مسأله شهادت و بزرگداشت شهدا كه يكى از مسائل مهم كشور در دروه كنونى است. ميراث مهم دفاع مقدس بايد توسط نسل فعلى و در زمان حاضر كه هنوز مردان ميدان جهاد و شهادت آن‏ زمان زنده و حاضرند به‏ صورت كمال و تمام حفظ و به نسل‏هاى بعدى كه رهروان اين‏راه مقدس هستند، منتقل شود. ملت ايران بايد تا قرن‏ها از اين مجاهدت ماندگار خود مانند گنجى عظيم محافظت كند و از آن بهره‏ ى معنوى و تربيتى ببرد و با اين منبع انرژى از صخره ‏هاى سخت و گردنه ‏هاى صعب ‏العبور بگذرد.

دوم: مسأله شيعه و سنى و وحدت فرق اسلامى كه استان سيستان و بلوچستان به‏ علت قرار داشتن در وضعيتى كه در آن هم شيعه و هم سنى در كنار هم زندگى مى‏ كنند، يكى از مصاديق زندگى مسالمت ‏آميز مذاهب اسلامى در زير چتر حكومت اسلامى است.

سوم: مسأله سيستان و بلوچستان و رسيدگى به اين مناطق پر استعداد و محروم كشور، زيرا استان سيستان و بلوچستان كه دومين استان بزرگ كشور و يكى از استان‏هاى مستعد و داراى منابع مختلف در كشور است، در عين حال از محروميت و مشكلاتى رنج مى ‏برد كه شايسته است مسؤولان كشور به‏ خصوص مسؤولان اجرايى و قانون‏گذاران كشور در باره رفع محروميت‏ هاى اين استان اقدام ويژه و شايسته كنند.

در پایان از حضور حماسی ملت همیشه در صحنه ایران عزیز که به ندای رهبری لبیک گفتند و با آرمان های امام و انقلاب اسلامی بیعت دوباره نمودند تقدیر و تشکر می کنم. جا دارد از حضور مردم ولایتمدار سیراف و شرکت های همجوار که حماسه ی دیگری  را خلق نمودند را تقدیر و تشکر کنم./

اخبار
ارتباط با امام جمعه