جمعه 1396/5/6 - 14 : 5
مشخصات امام جمعه
محمدصادق عاشوری
محمدصادق عاشوری
سيراف
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/4/30
امام جمعه سیراف:خدمت به نماز جمعه خدمت به دین و تقواست

به گزارش سیراف صلاه نماز جمعه این هفته سیراف به امامت حجت الاسلام والمسلمین عاشوری امام جمعه محترم این شهر برگزار گردید./

خطبه اول

حجت الاسلام والمسلمین عاشوری خطبه اول خود را به ادامه بحث درباره صفات المتقین پرداختند./

ایشان ابتدا به علائم خائف پرداختند و فرمودند:هر يك از ثمرات خوف که در هفته قبل عرض کردیم كه در اعمال و رفتار و حالات خائف ظاهر شود، خود علامتى براى شناسائى اوست، علاوه بر اين كه در روايت علامات ديگرى براى او ذكر شده است: ۱- خائف ظلم نمى كند، مولى على “ع” فرمودند: ‘من خاف ربه كف ظلمه.’  ۲- خائف در قلبش حب مقام و جاه و اينكه از او ياد مى شود، نيست، امام صادق “ع” فرمودند: ‘ان حب الشرف و الذكر لا يكونان فى قلب الخائف الراهب.’  ۳- خائف قولش، فعلش را تصديق مى كند و امورات پنهانى او موافق امورات آشكار او است. امام كاظم “ع” در روايتى در مورد خائف فرمودند: ‘… و لا يكون احد كذلك الا من كان قوله لفعله مصدقا و سره لعلانيته موافقا…’، كسى خائف نمى شود مگر اين كه قولش مويد فعل او و پنهان او موافق آشكار او باشد. علامات ديگرى نيز در روايات ذكر شده كه مى توان همه ى علامات را به يك چيز برگرداند، و آن منع و نهى كردن نفس است از پيروى هواى نفس، كه قرآن در جمله اى فرمود: ‘اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى…’ اى برادر مسلك خائفان در پيش گير و به اين نگارنده حقير دعا كن تا خوف الهى ، جاى جاى قلبش را فرا گيرد و از آنكه بايد بترسد به سوى او فرار كند، زيرا كه فرق ترس از خالق و ترس از مخلوق همين است. اگر از خالق ترسيدى بطرف او بايد دوى ولى اگر از مخلوق ترسى بايد از او فرار كنى.

امام جمعه سیراف درادامه به انواع خوف پرداختند و افزودند: خوف به معنى اعم را پنج قسم دانسته اند: ۱- خوف كه براى عصيان كنندگان و گنهكاران است به خاطر ارتكاب گناه است “و لمن خاف مقام ربه جنتان” ۲- خشيت كه براى عالمان است به جهت اين كه خود را در محضر خدا مقصر مى دانند “انما يخشى الله من عباده العلماء”. ۳- ‘وجل’ براى فروتنان و متواضعان است به جهت ترك خدمت، خداوند عزوجل فرمود: ‘الذين اذا ذكر الله و جلت قلوبهم’. ۴- رهبه براى عبادت كنندگان است، چون خود را مقصر درگاه باريتعالى مى دانند، خداوند عز شانه فرمود: ‘و يدعوننا رغبا و رهبا’. ۵- هيبت براى عارفان است، زيرا شاهد دادگاه و عدل الهى، خداوند است. يعنى قاضى دادگاه شاهد است ‘يحذركم الله نفسه’.
حجت الاسلام والمسلمین عاشوری در ادامه به انواع ظلم از نظر قرآن پرداختند و فرمودند:ظلم، قراردادن چیزی در غیر جایی است که مختص به او می باشد، حالا چه به کمی و نقصان باشد و چه به زیادی. خداوند راجع به ظالمین در قرآن میفرماید: «والله لا یحب الظالمین؛ خداوند ظالمین و ستمگران را دوست ندارد»

ایشان فرمودند: ظلم سه نوع است :
۱-ظلم بین انسان و خداوند
بزرگترین ظلم بین انسان و خداوند کفر و شرک و نفاق میباشد. خداوند در آیه ۲۱ سوره انعام می فرماید:«و من أظلم ممن افترى على الله کذبا أو کذب بآیاته إنه لا یفلح الظالمون؛ چه کسى ستمکارتر از کسى است که بر خدا دروغ بسته (و شریک براى او قائل شده است) یا آیات او را تکذیب نموده، مسلما ظالمان روى رستگارى نخواهند دید». در تعقیب برنامه کوبیدن همه جانبه شرک و بت پرستى، در نخستین آیه بالا با صراحت به صورت استفهام انکارى میگوید: چه کسى ستمکارتر از مشرکانى است که بر خدا دروغ بسته و شریک براى او قرار داده و یا آیات او را تکذیب نموده اند و به راستى ظلمى از این بالاتر نمی شود که انسان جماد بى ارزش و یا انسان ناتوانى را همتاى وجود نامحدودى قرار دهد که بر سراسر جهان هستى حکومت میکند. این کار از سه جهت ظلم محسوب میشود: ظلم نسبت به ذات پاک او که شریکى براى او قائل شده، و ظلم بر خویشتن که شخصیت و ارزش وجود خود را تا سر حد پرستش یک قطعه سنگ و چوب پائین آورده، و ظلم بر اجتماع که بر اثر شرک گرفتار تفرقه و پراکندگى و دور شدن از روح وحدت و یگانگى شده است. مسلما هیچ ستمگرى -مخصوصا چنین ستمگرانى که ستم آنها همه جانبه است- روى سعادت و رستگارى نخواهند دید «إنه لا یفلح الظالمون».
قابل توجه اینکه در ۱۵ مورد از قرآن کریم افرادى به عنوان ظالمترین و ستمکارترین مردم معرفى شده اند که همه با جمله استفهامیه «و من اظلم» یا «فمن اظلم» (چه کسى ستمکارتر است) شروع شده است، گرچه بسیارى از این آیات درباره شرک و بت پرستى و انکار آیات الهى سخن می گوید، یعنى ناظر به اصل توحید است، ولى بعضى از آنها نیز درباره مسائل دیگر میباشد مانند: «و من أظلم ممن منع مساجد الله أن یذکر فیها اسمه؛ چه کسى ستمکارتر است از آنهایى که مانع ذکر نام خدا در مساجد شوند؟» . و در مورد دیگر می خوانیم: «و من أظلم ممن کتم شهادة عنده من الله؛ چه کسى ستمکارتر است از آنها که کتمان شهادت میکنند؟»
۲-ظلم بین انسان و مردم (ظلم به انسانها)
طبق آیه ۱۶۰-۱۶۱ سوره نساء علت تحریم پاره اى از نعمتها بر بنى اسرائیل چند چیز بوده است: ظلم و ستم بر ضعفاء و جلوگیرى کردن از دعوت انبیاء در مسیر هدایت مردم و رباخوارى و اموال مردم را به ناحق خوردن، آنجا که میفرماید: «فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم طیبات أحلت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیرا و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أکلهم أموال الناس بالباطل؛ بخاطر ظلمى که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیرى بسیار آنها از راه خدا، بخشى از چیزهاى پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم
۳- ظلم انسان به خودش
خداوند در سوره اعراف آیه ۲۳ در داستان حضرت آدم و حوا می فرماید: «قالا ربنا ظلمنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین؛ گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود». و از مهمترین جاهایی که ظلم در قرآن ذکر شده شرک به خداوند و حکم به غیر آنچه که خداوند نازل نموده و پوشیدن و کتمان حق و تجاوز به حدودی است که خداوند تعیین نموده و پیروی از هوای نفس و مسخره نمودن و عیبجویی و ملقب نمودن به القاب بد و غیر اینها می باشد. خداوند در مورد صفات ظالمین می گوید: ظالمان هواپرست و بى دانش می باشند که پرده هاى جهل و نادانى بر قلب آنها فرو افتاده و خرافات و تعصبات جاهلى فضاى فکر آنها را تیره و تار کرده است.
به همین جهت در آیه ۲۹ سوره روم قرآن می فرماید ظالمان از هوا و هوسهاى خویش بدون علم و آگاهى پیروى مى کنند و تابع هیچ منطقى نیستند: «بل اتبع الذین ظلموا اهوائهم بغیر علم فمن یهدی من اضل الله و ما لهم من ناصرین؛ ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوى و هوسهاى خود پیروى کردند! پس چه کسى میتواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! و براى آنها هیچ یاورى نخواهد بود!». اینها را خداوند به خاطر اعمالشان در وادى ضلالت افکنده است و چه کسى مى تواند آنها را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! «فمن یهدى من اضل الله». تعبیر به ظلموا بجاى اشرکوا اشاره به این است که شرک خود بزرگترین ظلم محسوب مى شود.

امام جمعه سیراف خطبه دوم را به ییان مناسبت های مهم هفته پیش رو پرداختند:

سه شنبه سوم مرداد ولادت حضرت معصومه(س) ، روز دختران وآغاز دهه کرامت است.

ایشان فرمودند: دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.
تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و … است.
دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.
دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهما‌السلام) است.
امام جمعه سیراف فرمودند: تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش  است.

بر اساس رویاى صادقه ‏اى که مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى نقل مى‏ کردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوه‏ گاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى ‏باشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیله‏ اى که ممکن باشد، محل دفن‏ حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز مى‏ کند و چهل شب آن را ادامه مى‏ دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏ حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى ‏شود، امام(ع) به ایشان مى‏ فرماید: «علیک بکریمه اهل البیت‏» «به دامن کریمه اهلبیت پناه ‏ببرید.» عرض مى‏ کند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته ‏ام که قبر شریف ‏بى‏ بى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.
امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم مى‏ باشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت فاطمه‏ سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلی گاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى که براى‏ قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏ را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.

حجت الاسلام والمسلمین عاشوری فرمودند: بر اساس روایتى که مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت کرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم ‏اعطا کرده ‏اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنى‏» «هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، همانند کسى است که مرا زیارت کرده باشد.» این ‏روایت را مرحوم محلاتى نیز به همین تعبیر نقل کرده است. با توجه به این که عصمت ‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. و علت اشتهار حضرت رسول اکرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است که آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و کبیره، از «ترک اولى‏» نیز که منافات با عصمت ‏ندارد، پاک و مبرا بودند.
و با توجه به این که حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حکم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت ‏حدیث‏ شریف برعصمت آن بزرگوار بى ‏تردید خواهد بود.

مادران امروز دختران ديروز و دختران امروز مادران فردايند كه گذرگاه فرزندان  حتى پسران و مردان آينده در ورود به حيات اجتماعى و سياسى‏ اند و به‏ همين‏ دليل لازم است خود، آگاه نسبت به جنبه‏ هاى سياسى باشند تا علاوه بر انجام وظيفه خود، بتوانند فرزندان را به‏ عنوان عضوى مؤثر در روند سياسى آينده جامعه بپرورانند. «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته» و « اعظم ما افترض الله من تلك الحقوق حق الوالى على الرعيه و حق الرعيه على الوالى »  حقايقى است كه از گذرگاه اين دختران حتى به مردان جامعه انتقال مى‏ يابد.

امام جمعه سیراف فرمودند: در الگو پذیری دختران و زنان جوان از حضرت معصومه(س) توجه به چند نکته ضروری است، اول اینکه کریمه اهل بیت(ع) پیوسته از امام زمان خويش پیروی می‌کردند تا آنجا که با وجود دلتنگی برای برادرشان امام رضا(ع)، بدون اذن ایشان راهی خراسان نشدند. نکته دیگر اینکه حضرت فاطمه معصومه(س) درعصر حیات خویش به عنوان دختری جوان خود را از محرمات و گناه دور نگه می‌داشتند که باز هم بهترین الگو برای دختران و زنان جوان امروز است. ایشان در نهایت وقار و حفظ حیا، در تمامی‌عرصه‌های سیاسی اجتماعی فعالیت داشتند و حال آنکه با کمال تأسف در جامعه امروز شاهد این هستیم که برخی دختران جوان کشور برای حضور در محافل اجتماعی، به برخی نکات مهم توجه ندارند و آسیب می‌بینند. به اعتقاد من، اگر جایگاه شخصیتی حضرت معصومه(س) در جامعه به خوبی تبیین شود، دختران جوان ما جایگاه و شأن خود را بیشتر درک می‌کنند، زیرا سیره زندگی کریمه اهل بیت(ع) سرشار از درس خودباوری، حیا، حجاب و حضور موفق در محافل اجتماعی است. در چنین شرایطی حضور دختران و زنان جوان در عرصه‌های اجتماعی نه تنها تهدید و آسیب نیست، بلکه فرصتی خواهد بود برای توسعه و نشر پیام دین اسلام که به زنان و دختران بها و شخصیت داد.

پنج شنبه ۵ مرداد اقامه اولين نمازجمعه در تهران به امامت مرحوم آيت‏الله سيدمحمود طالقانى(ره) در سال۱۳۵۸ است.

در باب اهميت نماز جمعه همین بس که رسول الله -صلى الله عليه وآله – فرمودند: ثلث تعلم امتى ما لهم فيهن لضربوا عليهن بالسهام : الاذان و الغدو الى الجمعة و الصف الاول

سه چيز است كه اگر امت من فضيلت آنها را مى دانستند، براى سبقت درانجام آن به قرعه متوسل مى شدند و آن عبارتند از:

۱ – اذان گفتن

۲ – بيرون رفتن به سوى نماز جمعه

۳ – صف اول نماز جماعت

و در باب مرگ در راه نماز جمعه از امیرمومنان على – عليه السلام – روایت است که فرمودند: ضمنت لستة على الله الجنة منهم رجل خرج الى الجمعة فمات فله الجنة ” براى شش نفر بهشت را ضامن هستم كه خداوند به آن ها عطا كند: از آن ها مردى است كه در راه رفتن به نماز جمعه بميرد.”

امام جمعه سیراف فرمودند: نماز جمعه؛ قرارگاه ايمان و تقوا است همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند:نماز جمعه يك قرارگاه است؛ قرارگاه ايمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصيرت، قرارگاه اخلاق. از تعبير قرارگاه نبايد ما وحشت بكنيم، چون قرارگاه جزو تعبيرات و اصطلاحات مربوط به جنگ و مبارزه و اين چيزها است. خب، اين جنگ وجود دارد، بر ما تحميل شده – ما در حال جنگيم، منتها جنگ نظامى نيست؛ جنگ معنوى است، جنگ اعتقادى و ايمانى است، جنگ سياسى است – همچنان‏كه در دفاع مقدّس هشت سال بر ما جنگ را تحميل كردند. ما در حال يك چنين نبردى هستيم؛ ما در حال يك چنين جهادى هستيم. به ايمان مردم ما حمله مى‏ كنند، به بصيرت مردم ما حمله مى‏ كنند، به تقواى ما حمله مى‏كنند، به اخلاق ما حمله مى‏كنند، ويروس‏ هاى گوناگونِ خطرناكِ معنوى را در ميان ما پراكنده مى‏ كنند؛ خب، ما چه‏ كار كنيم؟ بايد دفاع كنيم. اين، قرارگاه لازم دارد، مثل قرارگاه ‏هاى ميدان جنگ؛ نماز جمعه يكى از مهم‏ترينِ اين قرارگاه‏ ها است؛ قرارگاه ايمان است، قرارگاه تقوا است. با اين چشم به نماز جمعه نگاه كنيم. ایشان به امامان  جمعه فرمودند: شما هم فرمانده قرارگاهيد؛ قرارگاه‏هاى ميدان جنگ هركدام فرماندهى دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امام جمعه است.

نماز جمعه قلب فرهنگى هر شهر است؛ مركز فرهنگى هر شهر، نماز جمعه است، جايى است كه آن‏جا هدايت‏ گرى انجام مى‏ گيرد؛ من تأكيد مى‏ كنم اين هدايت ‏گرى صرفاً هدايت ‏گرى سياسى نيست، هدايت‏گرى سياسى و فرهنگى است. ما گمان نكنيم كه اگر فرض كنيد در فلان مسأله سياسى روز كه محلّ ابتلاء هم هست، دادِ سخن داديم و حرف زديم و مطالب خودمان را با بيان شيوا بيان كرديم، قضيّه تمام شد؛ نه، ما هدايت‏گرى فرهنگى را از هدايت‏گرى سياسى بنيانى ‏تر مى‏ دانيم؛ هدايت‏گرى سياسى خيلى لازم است و از آن نبايد صرف نظر كرد، امّا هدايت‏ گرى فرهنگى و فرهنگ مردم، اخلاق مردم مهم‏تر است.

فرض بفرماييد كه مسأله سبك زندگى كه ما سه چهار سال پيش مطرح كرديم، يكى از مسائل مهم است. سبك زندگى شُعبى دارد؛ يكى از مهم‏ترين اهداف دشمنان ملّت ايران و دشمنان اسلام اين است كه سبك زندگى مسلمانها را عوض كنند و شبيه به سبك زندگى خودشان بكنند. واقعيّتهاى زندگى، در فكر انسان اثر مى‏ گذارد؛ رفتار روزانه در دل و روح انسان اثر مى‏ گذارد هم روح خود انسان، هم روح مخاطبان و معاشران انسان  اين‏ها مى‏ خواهند اين‏ را تغيير بدهند.

حجت الاسلام والمسلمین عاشوری گفتند: مساله ای که دغدغه بنده و مومنین و متدینین شهر است مساله ساخت مصلای نماز جمعه و جانمایی زمین آن است. از شورای شهر می خواهم که به طور جدّ در این مساله ورود پیدا کنند و هرچه زودتر مساله زمین مصلای شهر سیراف را حل کنند.

پنج شنبه ۵ مرداد همچنین سالروز عمليات افتخارآميز مرصاد (۱۳۶۷ه.ش) می باشد.

ایشان گفتند: دفاع مقدس ملت ايران در آخرين سال خود شاهد حوادث تلخ و شيرين بسيارى بود. فشار طاقت‏ فرساى قدرت‏هاى استكبارى، جمهورى اسلامى ايران را با مشكلات فراوانى در زمينه‏ هاى نظامى، سياسى و اقتصادى مواجه ساخته بود. از سوى ديگر، رژيم متجاوز بعثى نيز با استفاده از حمايت‏ هاى گسترده شرق و غرب، ضمن بازسازى ارتش شكست‏ خورده خود براى هجومى دوباره خود را آماده مى‏ كرد. بر همين اساس در سال پايانى جنگ، حوادث و تحولات نظامى و سياسى، روندى پر شتاب به خود گرفت. در تيرماه ۱۳۶۷ جمهورى اسلامى ايران رسما قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت در حالى كه از بدو تصويب اين قطعنامه در ۳۰ تير ۱۳۶۶، ايران آن‏را رد نكرده بود و براى تأمين اهداف خود، از طريق مذاكره با دبيركل سازمان ملل، براى پذيرش قطعنامه شروطى را طى نموده بود و در واقع عملا آن‏را به ‏صورت مشروط پذيرفته بود.

اما به‏ دليل كارشكنى آمريكا، انگليس و فرانسه در طول مذاكرات و ورود مستقيم آمريكا به جنگ با ايران، پس از مشورت و تصميم مسؤولان عالى‏رتبه، با موافقت امام خمينى، در ۲۷ تيرماه سال ۶۷ ايران اعلام كرد قطعنامه ۵۹۸ را بدون قيد و شرط پذيرفته است.

اما ارتش صدام در تاريخ ۳۱ تيرماه به خاك ايران حمله كرد و از منطقه جنوب به سمت خرمشهر و اهواز پيشروى نمود. پس از ضد حملات موفق ايران، ارتش عراق در جبهه‏ هاى ميانى و غرب كشور نيز به عمليات نظامى مبادرت كرد كه آن‏ها هم با بسيج مجدد نيروهاى مردمى و نظامى جمهورى اسلامى، ناموفق شدند. در نتيجه نيروهاى عراقى عقب‏ نشينى كردند و رژيم عراق در اول و سوم مردادماه رسما عقب ‏نشينى خود را از جبهه‏ هاى جنوب و ميانى و غرب كشور اعلام نمود اما هم‏زمان عمليات مشترك عراق و سازمان منافقين آغاز گرديد و اين درحالى بود كه به‏ واسطه حملات به جنوب، نيروهاى نظامى در آن منطقه حضور داشتند و غرب كشور عملاً از وجود نيروهاى نظامى خالى بود و اين فرصت مناسبى بود براى متجاوزان كه به‏ راحتى وارد خاك كشور عزيز ما شوند

حجت الاسلام والمسلمین عاشوری درباره علل تجاوز منافقان‏ فرمودند:از نقطه نظر تئوريسين‏ هاى نظامى سازمان منافقين، مى‏ توان به عواملى اشاره داشت كه مهم‏ترين آن‏ها عبارت بودند از

  1. مبهم بودن آينده سازمان‏

سازمان منافقين به‏ لحاظ اين‏كه در جريان جنگ تحميلى از عوامل اطلاعاتى خويش در كمك‏ رسانى به ارتش عراق استفاده مى‏ كرد، در استراتژى نظامى صدام از جايگاه ويژه ‏اى برخوردار بود، اما در صورت انعقاد قرارداد صلح دائم، اين سازمان ديگر چنين كاركردى نداشت و لذا از نظر موجوديت با خطر جدى مواجه مى ‏شد.

۲٫ ضعف بنيه نظامى در آن مقطع‏

از آن‏جايى كه منافقين در عمليات‏ هاى موسوم به «آفتاب» و «چلچراغ» در مناطقى چون فكه، مهران و حاج عمران حملاتى انجام داده و به موفقيت‏ هاى نسبى دست يافته بودند، با تعميم غيرعقلايى اين وضعيت تا اندازه ‏اى اعتماد به نفس يافته و در خود اين پتانسيل را مى ‏ديدند كه با ارتش ايران در افتند.

ج) فرسوده و ناتوان شدن نيروهاى سپاه (به ‏زعم منافقان)

آن‏ها در اين انديشه بودند كه نيروهاى سپاه در جبهه جنوب زمين‏گير شده و در طول جنگ به‏ لحاظ اين‏كه رزمندگان سپاه اسلام متحمل سختى‏ هاى فراوانى شده‏ اند، ديگر توان يك عمليات مضاعف گسترده را نخواهند داشت.

د) خستگى مردم از جنگ‏

منافقين به غلط فكر مى‏ كردند كه مردم در نتيجه طولانى شدن جنگ، از جنگ خسته شده و با توجه به ضررهايى كه مردم در اثر طولانى شدن جنگ، اعم از مادى و معنوى، از دست دادن عزيزان و… داشته‏ اند، از آنان استقبال نموده و دست از حمايت نظام جمهورى اسلامى خواهند كشيد. البته اين مورد را مى‏ توان بزرگترين اشتباه سازمان و استراتژى‏ هاى آن محسوب نمود.

ه‍) پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از جانب ايران‏

پذيرش قطعنامه نيز بر تمامى موارد مذكور دامن زد تا سازمان به ‏اصطلاح مجاهدين خلق ايران در كمين گاه مرصاد در دام مرگبارى گرفتار آيد كه طراح آن كسى نبود جز سپهبد شهيد صياد شيرازى.

یاد و خاطره همه شهیدان در راه خدا را گرامی می داریم.

لازم بذکر است قبل ازخطبه ها حجت الاسلام خدادادی به بیان احکام نماز جمعه پرداختند.

اخبار
ارتباط با امام جمعه