شنبه 1396/4/31 - 11 : 3
مشخصات امام جمعه
محسن ملک‌پور
محسن ملک‌پور
سامان
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/4/23
امر به معروف و نهی از منکر فقط در فرعیات و مسائل جزئی منحصر نشود
 خطبه های نماز جمعه 23 تیر 1396 شهرستان سامان

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه اول

هفته آینده شهادت امام صادق علیه السلام را داریم  لذا از محضر شما عزیزان اجازه میخواهم بحث این هفته را در این مورد تقدیم کنم

 دوران امامت حضرت امام صادق (ع) دوران پر فراز و نشیبی از جهت فرهنگی بودیک نکته اینکه  یک رابطه ای بین حضرات معصومین (ع) هست که یک نور واحد هستند و هرکدام در زمان خودشان به مناسبت آن ظهوری که لازم است در آن زمان داشته باشند، تجلی حضرات متفاوت بوده با اینکه حضرات نور واحد هستند و یک حقیقت واحده هستند

به تعبیری که مقام معظم رهبری در بعضی نوشته‌ها و گفته‌هایشان دارند که انسان 250 ساله بودند که در این دوران 250 سال هر کلامی از اینها صادر شده و هر فیضی از اینها صادر شده نازل به همدیگر است. چنانچه انسان در دوران عمرش در هر برهه ظهور و بروزی دارد، ولی یک انسان است. حضرات معصومین(ع) یک حقیقت واحده‌ای بودند که در برهه‌های مختلف به مناسبت‌های مختلف ظهور و بروز مختلفی داشتند.

 لذا حرکت اینها در راستای تحقق هدایت و توحید و اعتلای کلمه توحید بود ولی هرکدام به مناسبت ظرفیت زمانشان شرایطی که مردم داشتند، دشمنان ایجاد می‌کردند ظهور متفاوتی داشته است.

در دوران امام صادق(ع) به تعبیر بعضی از محققین دوران پیش فعال فرهنگی بوده است. یعنی اگر بخواهیم تقسیم‌بندی کنیم دوران امام صادق(ع) دورانی بود که فعالیت‌های فرهنگی، هم نهضت ترجمه خیلی قوی بود. یعنی از کشورهای مختلفی مثل یونان، مثل ایران کتاب‌هایی که حکما و علمای آنها یا علوم مختلفی که بود به سرعت ترجمه می‌شد و در دسترس عالمان آن زمان قرار می‌گرفت.

مردم هنوز آن شدت فکری را پیدا نکرده بودند. وساطت فکری به لحاظ اینکه رواج حدیث هم ممنوع بود. لذا کتابت حدیث تا زمان امام صادق(ع) ممنون بود. تازه آغاز شده بود که کتابت حدیث را آزاد کرده بودند. یعنی از اوایل صدر اسلام بعضی خلفا کتابت حدیث را ممنوع کرده بودند، تا زمان امام صادق(ع) هم این کشیده شده بود. لذا مسائل فرهنگی به صورت بسیط منتقل شده بود و ساده بود.

 یک دفعه مردمی که در نگاه ابتدایی و ساده رشد کرده بودند، مواجه شدند با شبهه‌ها و مسائل علمی خیلی قوی که اینها برای آنها و در فرهنگشان جواب‌هایی داشت اما با نظام اسلامی و نگاه اسلامی ممکن بود اینها شبهه و انحراف ایجاد کند. و خیلی‌ها را بلغزاند یکباره وارد زمینه فرهنگی مسلمانان شد. کتاب‌های خیلی عمیقی که نتیجه صدها سال تحقیق و پژوهش و کارکرد فرهنگ‌های مختلف بوده، یکباره در یک فرهنگی که آغاز آن فرهنگ است و به لحاظ بعضی از منع‌هایی که اگر غلط قرار داده شده بود، مردم هم رشد کافی را پیدا نکرده بودند. یکباره مواجه با این شبهه‌ها و انحراف می‌شدند و برایش جواب ندارند

. لذا هم مباحث کلامی یکباره شروع به اوج گرفتن می‌کند. مذهب‌ها و تفکرات و مکاتب مختلف فکری کلامی شکل می‌گیرد که این نتیجه ورود نهضت ترجمه و کتاب‌های جدید بود که وارد شده بود.

خدا شهید مطهری را رحمت کند. ایشان می‌فرماید: فرهنگ زنده فرهنگی است که با فرهنگ‌های دیگر تعامل می‌کند نه به این گونه که وا داده باشد و هرچه که وارد می‌شود بپذیرد و نه به گونه‌ای که آنچنان مدافعه داشته باشد که هیچ راه را برای ورود فرهنگ‌های دیگر ببندد و هیچ ارتباطی برقرار نکند..

یک اوضاع خاصی بود، با مبانی مختلف از مبانی مادی گرایی محض گرفته تا مبانی الهی که انبیای سابق داشتند و در دست عالمان سابق بوده و توانسته بودند اینها مدون کنند تا آن زمان برسانند، همه اینها بوده است. انحرافاتی هم که ایجاد شده بوده شبهاتی هم که بوده، همه وجود داشته است.

 حالا همه اینها ترجمه شده با مبانی مختلف. حاکمیت هم بخاطر اینکه از جهت فکری خودش مبنایی نداشت ولی می‌ترسید که مبانی فکری راسخ امامان معصوم ما آن حاکمیت فکری جامعه را بدست بگیرد، کاملاً موافق بود با اینکه فضای باز بیاید تا تزلزل‌ها ایجاد شود. تا توجه به یک قطب فرهنگی که امامان معصوم در طول این دوران بودند، از این برداشته شود. لذا حاکمیت هم دامن می‌زد و مانع ایجاد نمی‌کرد.تا جایی که مبانی نباشد که بر ضد حاکمیت قیام بی عملکند کاملاً موافق بود. این از یک سوء مظاهر فکری بود که وارد شده بود.          

از طرف دیگر هم بخاطر اینکه دوران حاکمیت حاکمان به گونه‌ای شده بود که می‌طلبید مبانی عملی را، لذا مکتب‌های فقهی مختلفی هم در دوران امام صادق(ع) به لحاظ آنچه که روش عملی برای مردم و حاکمیت بود شکل گرفته بود. از همان دوران می‌بینید مذاهب اربعه اهل تسنن هم در همان دوران یا شکل گرفته، یا پس از آن دوره تشکیل شده بود و بستر فراهم شده بوده است. لذا در یک دوره‌ای حضرات قرار گرفتند که از نگاه فلسفی،از نگاه کلامی، از نگاه ادبی، از نگاه فقهی و اخلاقی، حتی اهل تسوف و مکاتب اهل تسوف و نگاه‌های اینگونه برای خودش یک باب وسیعی بود که عده‌ای را به سمت خودش جذب کرده بود.

مأموریت امام صادق(ع) در این دوره با توجه به این نکته که دوره تغییر حاکمیت از امویان به عباسیان بود. یعنی یک دوره اختلال در حاکمیت مطلقه و تثبیتی که حاکمان داشتند ایجاد شده بود. از یک طرف شبهات فرهنگی و مسائل سخت فرهنگی و پیش فعالیت فرهنگی در آن دوره محقق شده که اینها خودش یک حاکمیت را در مقابل می‌طلبید که بتواند پاسخگو باشد و مسلمان‌ها را حفظ کند.

 از طرف دیگر خود حاکمیت کاملاً متزلزل بوده و انتقال قدرت بین دو خلیفه هم نبود. بلکه بین دو دستگاه فکری خلفا بود. یعنی دستگاه امویان با یک نگاه به عباسیان تبدیل شده با یک نگاه‌های دیگری. خود این هم در عین اینکه یک شبهاتی را ایجاد می‌کرد، یک فرصت‌های زیادی را برای امام صادق(ع) ایجاد کرد که امام صادق(ع) تجلی‌اش اینگونه شد.

 این یک زمینه اجمالی بود که امام صادق(ع) بهترین فرصت را در اینجا دیدند که شروع به یک حرکت علمی کنند به دو دلیل. یکی پاسخگویی به شبهات و انحراف‌هایی که اساس اسلام را مورد هجمه و خطر قرار داده بود. یکی در مقابل این انحرافات و شبهات پاسخگو باشند،دیگری تثبیت نظام حاکمیت و نظام فکری اسلامی که نظام فکری اسلامی را ترسیم کنند. چون با ورود افکار دیگر اختلافی که ایجاد می‌شود، خلوص در نظام فکری کاملاً مختل شده بود و همه با هم حالت التقاط پیدا کرده بود. پس یکی پاسخگویی به انحرافات و سؤالاتی که در اذهان و عالمان آن زمان شکل گرفته بود پاسخ را بدهند. باعث شده حاکمیت هم بخاطر ضعف خودش و برای اینکه اینها را سرگرم کند و بتوانند تثبیت خودشان را داشته باشند و به مردم به نقد حاکمیت نپردازند. امام صادق(ع) اینجا هم انحرافات را پاسخ می‌داد، هم باید آن نظام فکری اسلامی را تثبیت می‌کرد.

ما در دوران چهل ساله حاکمیت جمهوری اسلامی با بسیج نیرو و امکاناتی که داریم واقعاً هنوز نتوانستیم این نظام فکری و دینی را ترسیم کنیم. الآن اگر از ما یک جوان متدین ما، یا جوانی که بخواهد به اسلام روی بیاورد، منظومه فکری ما را به صورت مختصر بخواهد، می‌توانیم یک چیزهایی را معرفی کنیم اما آن مطلوب خودمان که یک حقیقت مطلوبی بوده و باور داریم نمی‌توانیم ترسیم کنیم. در حالی که امام صادق(ع) در دوره‌ای قرار گرفت که نزدیک به این دوره ما است. شبهات فکری و مکاتب هجوم آورده بودند. افکار زیاد وارد شده بود و مسلمان‌ها مورد هجوم این افکار قرار گرفته بودند. حضرت خودش را مکلف می‌دید که پاسخگو باشد.

امام صادق(ع) در اینجا راهکارهایی دارند از جمله کارهایی که دشمن می‌کرد و حضرت مقابل آن به خوبی ایستادند، این بود که دشمن داشت شخصیت سازی می‌کرد. یعنی در مقابل حضرات معصومین که شخصیت‌های شناخته شده‌ای در آن زمان بودند، عده‌ای را پر و بال دادن. عده‌ای را با همین متصدی شدن و مناصب فکری را به عنوان شخص اول این کار مطرح کردن که اینها بتوانند در مقابل این مکتب فکری امام قد علم کنند.

چون موضوعات فرهنگی هم خیلی متنوع بود، از موضوع کلام از نظام امامت و ولایت تا نظام توحید و نظام نبوت و فقه در شاخه‌های مختلف و اخلاق با گرایش‌های مختلف و بعد اهل تسوف با نگاه‌های مختلفی که بود، قرائت، حدیث، ادبیات، انواع این گرایش‌ها هرکدام می‌خواستند اشخاصی را متشخص کنند، و اینها را شخصیت‌سازی کنند. همین کاری که امروز ما می‌بینیم بعضی از اشخاص را با مصاحبه‌های متعدد و مقاله‌های متعددی که با ارجاعات مختلف که به مقاله‌اش بدهند، این شخصیت سازی شود. یک گروه و حزب و شخص مرجع معرفی شود.

ما در نظام الهی گاهی این حالت را داریم که فکر می‌کنیم مطرح شدن با اخلاص منافات دارد. لذا می‌بینید متدینین حتی عالمان متدین ما یک حالت غیر مطرح شدن برای خودشان قائل بودند. لذا گریزان بودند از اینکه شناخته شوند. لذا با آن ظرفیت علمی عظیمی که داشتند عده‌ی محدودی آنها را می‌شناختند. اما در طرف مقابل افراد با قدری از علم آنچنان شخصیت سازی می‌کردند،

 که به عنوان یک نفر مرجع در این علم معرفی شوند. البته شخصیت‌سازی روش صحیحی نیست. اما دشمن از این روش در زمان امام صادق(ع) استفاده می‌کرد و حضرت روشی را که به ما نوع روش را در آن دوره یاد می‌دهد استفاده کرد. عالمان می‌آمدند با افراد مختلفی مناظره می‌کردند، گاهی خدمت حضرت با یک شخصیت مطرح علمی می‌آمدند حضرت به جای اینکه خودشان مستقیماً با اینها مناظره کنند، می‌نشستند در محضر حضرت شاگردانشان را صدا می‌زدند و این افراد قدری که می‌آمدند و عالم در رشته‌های مختلف بودند، حضرت می‌گفت: با شاگردانشان مناظره کنند. بعضی از این افراد معترض می‌شدند. حضرت می‌فرمود: اگر توانستید اینها را مغلوب کنید، من قبول می‌کنم. به طوری که اینها را آنچنان اینها را پرورده بود و اطمینان داشت، که این اطمینان حضرت به آنها باعث می‌شد که کاملاً در معرض قوی‌ترین چالش‌های علمی که دیگران داشتند، حضرت مطرح کند. مثلاً دارد که کسی از شام آمده بود خیلی هم آدم قوی در علوم مختلف بود. خدمت حضرت آمد و گفت: از شما سؤالاتی دارم. گفت: سؤالات تو در چه زمینه‌ای است؟ فرمود: تک تک سؤالات را موضوع به موضوع مطرح کن. مثلاً وقتی موضوع ادبیات را سؤال کرد. به یکی از شاگردانش گفت: تو جواب بده. وقتی در موضوع تفسیر سؤال داشت یکی از شاگردانش جواب داد. وقتی در موضوع فقه سؤال داشت به یکی از شاگردانش گفت: جواب بده. حضرت اینها را تخصصی تربیت کرده بود. تا اینها را شخصیت سازی می‌کرد. در مقابل دشمنان و در بین دوستان اینها را مطرح می‌کرد. این متخصص این فن است. این در این رشته شاخص است. آن فرد بعد از اینکه سؤالاتش را مطرح کرد و پاسخ گرفت، گفت: شما شاگردانتان را به رخ می‌کشید. حضرت فرمود: بله، قصدم معرفی شاگردانم است. شاگردپروری! بعد از هر مناظره هم حضرت با شاگردانش بحث می‌کرد که نقص تو در این مناظره این بود.

هشام بن حکم جوان بسیار باهوشی بود. در یک جلسه‌ای هشام نشسته بود، بعضی از یاران دیگر حضرت هم بودند. حضرت فرمود: هشام قضیه‌ات با عمربن عبید را برای ما نقل می‌کنی؟ هشام فرمود: من خجالت می‌کشم در محضر شما سخن بگویم. حضرت فرمودند: نه بفرمایید. گفت: عمروبن عبید یکی از عالمان بزرگ اهل تسنن بود که در بصره کرسی درس داشت. من شنیدم که در بحث امامت اشکالات زیادی مطرح می‌کند و کسی هم قدرت جواب بر او ندارد. از کوفه به بصره رفتم و در جلسه عمر وارد شدم. نزدیک عمر نشستم و عرض کردم: شیخ سؤالی دارم! گفت: بپرس. گفتم: آیا شما چشم داری؟ گفت چه سؤال احمقانه‌ای. گفتم: من چند سؤال اینچنینی دارم. شما به من پاسخ بدهید. گفتم: چشمت به چه کاری می‌آید؟ عمر گفت: برای دیدن است. گوش دارید؟ برای چه کاری است؟ عمر گفت: برای شنیدن است. قلب هم دارید؟ عمر گفت: بله. گفتم: برای چه کاری است؟ عمر گفت: بله وقتی می‌بینم و می‌شنوم و می‌بویم، دل حاکم است در جایی که شک کردم به دل رجوع می‌کنم تا در حقیقت این را به یقین تبدیل کند. گفتم: مگر هوای شما سالم نیستند پس چرا به دل احتیاج است؟ گفت: دل حاکم است در اینکه اشکالات آنها را برطرف می‌کند. هشام می‌گوید به عمر گفتم: خدای تبارک و تعالی در یک نظام بدنی دل را حاکم قرار داده و محل رفع شک‌های حواس شما قرار داده. آنوقت در یک جامعه به این عظیمی با این همه مسائل و شک‌هایی که مطرح است، یک کسی را که نقش دل و رجوع بر او قرار داده شود، خدا قرار نداده است؟ عمر گفت: تو هشام نیستی؟ گفتم: نه. گفت: شاگرد هشام نیستی؟ گفت: نه! اهل کجایی؟ گفتم: کوفه. عمر گفت: پس تو خود هشام هستی. آوازه هشام در جوانی و اینکه هنوز مویی در صورتش روییده نشده بود، در بین عالمان بزرگ مثل عمر بن عبید پیچیده بود.

امام صادق می‌فرماید: هشام این استدلال را چه کسی به تو یاد داد؟ هشام گفت: خدا به ذهن من انداخت. حضرت فرمود: این در صحف ابراهیم و موسی است. یعنی خدای تبارک و تعالی اگر بنده‌ای در راستای دفاع از دین او حرکت کند خدا تأییدش می‌کند و در ذهن او حقایقی را القا می‌کند که به انبیای خودش اعطا کرده بود. حضرت اینجا می‌فرماید: این در صحف ابراهیم و موسی است که خدا در ذهن تو انداخته است و تو توانستی با این اقتدار در مقابل یک عالم بزرگ در سنین جوانی امامت را اثبات کنی. حضرت خنده‌ای کرد و خوشحال شد. خدا هم انشاءالله به ما این توفیق را بدهد که با اعمالمان خنده بر لبان امام زمان جاری کنیم

ان شا الله خداوند به همه ما توفیق عنایت بفرماید

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (1)

فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)

« صدق الله العلی العظیم »

خطبه دوم

یکی از مطالبه های جدی امام راحل و مقام معظم رهبری مسئله امر به معروف و نهی از منکر است

در وجوب امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه مهم آن در دین و اهمیت آن و آثار و برکات آن و عواقب ترک آن الان قصدصحبت ندارم

اما عزیزان انقلاب اسلامی ایران بر اساس دستور امر به معروف و نهی از منکر شکل گرفت اصل قیام امام خمینی رحمت الله علیه و مجاهدت ملت ایران در راستای امر به معروف و نهی از منکر بود

 از همان ابتدای انقلاب اسلامی امام راحل و عظیم و الشان انقلاب احیا و نهادسازی برای امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه حکومت دانسته و دستور به ایجاد نهادی برای آن دادند در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران امر به معروف و نهی از منکر چنان اهمیت داشته که یک اصل از اصول خود را به آن اختصاص داده اند

(اصل هشتم قانون اساسی) و رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیر خود شان در جمع مسئولان قضایی به این اصل هشتم اشاره کردند و متاسفانه دستور اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب احیای این اصل اونجوری که باید مورد توجه همگان قرار می‌گرفت قرار نگرفت

علما و مراجع تقلید و روحانیون ورود جدی به این میدان نداشتند در چنین شرایطی انتظار داریم دلسوزان و حافظان دین و حامیان مذهب از این گلایه رهبر معظم انقلاب بیشترین استقبال را داشته باشند و برای احیای صحیح و درست این دستور دینی بهترین تدابیر را داشته باشند

 نهادهای رسمی کشور از جمله قوه قضاییه و قوه مقننه در این زمینه باید پیشتاز باشند و قوه مجریه را در انجام چنین فریضه مهمی راهنمایی و کمک کنند

 وقتی گفته می‌شود احیاامر به معروف باید مهمترین مسائل آن مورد نظر گرفته شود نه فقط تا می‌گویم امر به معروف و نهی از منکر گیر بدین به چند نفر که حالا از نظر ظاهر مشکل دارندنباید امر به معروف فقط در فرعیات و مسائل جزئی منحصر شود

همین که داریم داد میزنیم دنبال می‌کنیم مشکل مردم را /مشکل آب شرب را/ به مردم کم‌کاری بعضی ها را می گوییم /همین امر به معروف است و امیدواریم این مسئله به صورت جدی/نه صوری و ظاهری ساز و کار جدیدی به خود بگیرد

مطلب دیگر تبریک عرض می کنم آزادی شهر موصل را

موصل دومین شهر بزرگ عراق است که در سایه خیانت و همراهی برخی مسئولان عراقی طی ۲۴ ساعت توسط مزدوران ائتلاف شوم امریکا و رژیم صهیونیستی و حاکمان مزدور برخی کشورهای عربی سقوط کرده بود

اما سرانجام پس از ۳۷ ماه اشغال / درسایه وحدت مثال‌زدنی و از جان گذشتگی فرزندان غیرتمند عراق آزاد شد

خوب این پیروزی بزرگ در سایه وحدت تاریخی و تبعیت یکپارچه ملت عراق از زعامت مرجعیت دینی به ویژه فتوای جهاد کفائی آیت الله العظمی سید علی سیستانی و قرار گرفتن نیروهای ارتش و نیروهای بسیج مردمی یا همون حشد الشعبی در کنار یکدیگر حاصل شده است

 و این وحدت گوهر ارزشمندی است برای پیمودن مسیر های آینده

 آزادی موصل مرهون نگاه راهبردی ملت عراق به مسیری است که هوشمندانه برگزیدند مردم به همه وعده و وعیدهای دروغین دشمن نه گفتند و با اراده ای پولادین و عزت آفرین پای در میدان نبرد گذاشتند و اگر اینطور نمی‌شد اگر مدافعان حرم و سردار رشید اسلام شهید نصیری ها و شهید تقوی ها نبودند اگر ایستادگی و جانفشانی ها نبود خدا میداند دامنه شوم این فتنه به کجا رسیده بود

و تحت پوشش خلافت خودخوانده اسلامی فراتر از تروریزم نوعی بربریت مدرن را با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی و نوکران انها در منطقه

 نه در کشورهای اسلامی منطقه بلکه در جای جای جهان نهادینه کرده بودند

و امیدواریم آزادی موصل سرآغاز آزادی های دیگر شهرها باشد ان شاء الله

به یکی دو مناسبت هم اشاره کنم

25تیرماه روز بهزیستی و تامین اجتماعی است

در دین اسلامی عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین و مستضعفان نداریم که سازمان بهزیستی و تامین اجتماعی مهمترین کارشان همین است

ولی خوب همین الان با چالشهای مختلفی روبرو هستند مثل گسترش آسیب های اجتماعی که زیر مجموعه ان اعتیاد و معتادان /کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست /زندانیان/ گسترش روز افزون سالمندان و تعداد سالمندان و بسیاری دیگر که هر کدام موضوعی مهم است

 و باید به طور جدی به آنها توجه شود و  دولت موظف است سیاست هایی را در این زمینه داشته باشد و طبقه محروم را خوب شناسایی و کند و به انها رسیدگی بکند

طبق و عده‌ای که در ایام انتخابات داده شده است امیدواریم سطح خدمت رسانی در راستای محرومیت زدایی و رفتن به سمت کشور بدون فقیر گامهایی برداشته شود و یادشان نرود ان شاء الله

مناسبت دیگر دوشنبه ۲۶ تیر ماه سالروز تأسیس شورای نگهبان قانون اساسی است قانون اساسی وظایف خطیر متعددی را بر عهده این شورا گذاشته است

و اهمیت هر یک از این وظایف باعث شده تا این نهاد همواره مورد حمایت امام راحل و مقام معظم رهبری و همه دلسوزان نظام اسلامی باشد

 تفسیر قانون اساسی و اینکه قوانین و مقررات و مصوبات مجلس نباید مغایر با قانون و شرع باشد و

نظارت بر انتخابات از وظایف مهم شورای نگهبان است با گذشت ۳۷ سال از زمان تأسیس شورای نگهبان خوب این نهاد انتخابات زیادی را تجربه کرده است و با تمام هجمه ها و اتهامات همیشه وظایف قانونی خود را انجام داده است

 در ۲۹ اردیبهشت امسال انتخاباتی باشکوه و با مشارکتی کم نظیر برگزار شد و با وجود برخی تخلفات مقامات و تخلف در بعضی از حوزه های رای گیری شورای نگهبان به دور از حواشی به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کرد پرونده های متخلفین را به قوه قضاییه ارجاع داد که اینجا باید برخورد قاطعی از سوی قوه قضایی صورت بگیرد و ان شالله در انتخابات های آینده شاهد بروز این تخلفات و قانون گریزی ها نباشیم و در رقابتی سالم و منصفانه کاندیدای مورد اعتماد مردم انتخاب شود انشا الله

پروردگارا فرج آقا امام زمان (عج) را برسان

قلب مقدس حضرت را از ما راضی و خوشنود بفرما

به دعای حضرت، مقام معظم رهبری را موید و منصور بفرما

پدران و مادران ما را ببخش و بیامرز

اسباب ازدواج جوانان را فراهم بفرما

برکات ارضی و سماوی را براین مردم ولایتمدار نازل بفرما

استغفروا الله لی و لکم ان الله یامر بالعدل و الاحسان

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

وَالْعَصْرِ ﴿۱

إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳

صدق الله العلی العظیم .........

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اخبار
ارتباط با امام جمعه