جمعه 1395/11/1 - 25 : 13
مشخصات امام جمعه
حسن مفرح زاده
حسن مفرح زاده
ابوزيد آباد
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/10/24
خطبه اول: علم و عالم خطبه دوم: رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره)

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه اول

 

ای بندگان خدا ،نمازگزاران عزیز، خودم و همه شما را سفارش میکنم به تقوا و پرهیزکاری و دوری از گناه و معصیت الهی.

یکی از اموری که موجب تقوا وپرهیزکاری در انسان میشود  "علم و دانش " است. خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید: تنها کسانی از خدا خشیت دارند و از خداوند میترسند و تقوای الهی را پیشه میکنند که عالم و دانشمند باشند.

از دیدگاه اسلام ، علم  و دانش به خودی خود یک ارزش است و فرد دانشمند موجودی گرانقدر است لذا در قرآن خدا می فرماید: آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند مساوی اند؟ هرگز !

آقاامیرالمومنین (ع) می فرمایند : هیچ شرافتی به مانند علم و دانش نیست و هیچ گنجی نافع تر و مفیدتر از علم و دانش نیست، قیمت و ارزش هر شخصی به اندازه علم و دانش اوست (هرچه علمش بیشتر باشد ارزش و شخصیتش بالاتر است).

لذا پیغمبراسلام حضرت محمدمصطفی(ص) فرمودند : دانش آموزی و دنبال علم و دانش رفتن بر هر مسلمانی واجب است.

  • البته در بین علم ها و دانش ها علم دین از همه ی علوم باشرافت تر و بافضیلت تر است. چنانچه پیغمبر(ص) فرمودند هرکس را خدا بخواهد به او رحمتی خاص بدهد او را فقیه و عالم و دین شناس میکند. (رحمت خاص منظور است چون خدا لطف و رحمتش شامل همه ی موجودات میشود و همه انسان ها چه کافر و مسلمان از رحمت خدا بهره مند هستند  پس خدا یک نعمت را تنها به عده خاصی میدهد و آن تفقه و علم در دین است). اینجاست که خیلی علم و عالم نزد اسلام مهم است و شرافت دارد. در روایت داریم که خدا می فرماید : مبغوض ترین بندگان من آن شخص نادانی است که به اهل علم بی احترامی کند و محبوب ترین بندگان من کسانی هستند که طالب ثواب بزرگ هستند و همراه علما هستند و از حکما و دانشمندان علم و دانش می آموزند. اینها محبوب من هستند.
  • خب این جایگاه علم و دانش از دیدگاه اسلام است که موجب تقوا و پرهیزکاری میشود البته همین علم و دانشی که آنقدر ارزش دارد اگر همراه با چند شرط شود حرمت و شرافت و مقدار و ارزشش مضاعف (چندین برابر) میشود :
  • یکی ایمان است که اگر همراه علم باشد علم و عالم را خیلی بالا میبرد. پیغمبراسلام(ص)فرمودند : بهترین یار ایمان علم است علم و ایمان باید با هم باشد.
  • دوم عمل است علم باید همراه عمل باشد. پیغمبراسلام(ص) فرمودند :  ( امیرالمومنین(ع) و ائمه دیگر نیز فرموده اند ) که علم همراه با عمل باید باشد. کسی که علم داشت و عمل کرد ارزشمندتر میشود.علم صدا به عمل میزند اگر عمل جوابش را داد علم می ماند اما اگر کسی علم داشت ولی به آن عمل نکرد آن علمش هم از بین میرود. علم باید همراه با عمل باشد.
  •  سوم اینکه علم باید همراه با حلم (بردباری) باشد.پیغمبراسلام حضرت محمدمصطفی(ص)فرمودند: چیزی با چیزی جمع نشد که بهتر از علم با حلم باشد.علم با حلم با بردباری با تحمل. این به علم ارزش میدهد.
  • چهارم استعمال علم است یعنی کسی که عالم شد از مردم هم بخواهد که به آن علم عمل کنند خودش به علمش عمل کندو تبلیغ کند مردم هم عالم شوند آنها هم به این علم عمل کنند.امیرالمومنین علی(ع) فرمودند یکی از دوام ها و ستون های دین ،دانشمندی است که سخن می گوید و مردم را به عمل به ان علم دعوت میکند.
  • شرط پنجم  که به علم ارزش بالاتر و بیشتر میدهد بصیرت است بینش است عقل است.امام صادق(ع) فرمود کسی که عالم و آگاه به زمان خودش باشد دیگر مشکلات و شبهات  وفتنه ها بر او هجوم نمی اورند چون بصیرت و عقل دارد و عالم به زمان هست خیلی از مطالب را متوجه میشود و این شخص در روایات تعبیر به فقیه شده است. عالمی که عاقل است هوشیار است و بصیرت دارد در روایات ما به او فقیر می گویند لذا آقاامام موسی بن جعفر(ع) می فرماید برتری و فضیلت فقیه و عالم بابصیرت بر همه ی دیگران به مانند خورشید است بر همه ی ستاره ها. ما چقدر در این عالم ستاره داریم؟ میلیاردها  ستاره داریم شب ها همه پیدا میشوند اما همینکه  خورشید ظهور پیدا میکند آثاری از ستاره ها نیست. پس فضیلت یک فقیه و عالم عاقل از بقیه به مانند فضیلت خورشید است به ستارگان.
  • آقاامام موسی بن جعفر(ع) یکی از موضعه هایش به هشام که یکی از شاگردانشان بودند فرمودند یا هشام ! معرفت  وشناخت عالم به عقلش است. هرچه کنار این علم , عقل و معرفت و هوشیاری اش بیشتر باشد فضیلت او بیشتر خواهد بود.
  • امیدواریم که خداوند به همه ی ما علم همراه ایمان ، عمل و حلم و بصیرت و بینش عنایت فرماید تا در سایه ی چنین علم و دانشی به تقوا برسیم و از تقوا به فلاح و رستگاری نایل گردیم.

 

 

 

خطبه دوم

باز هم ای بندگان خدا ، خودم و همه ی شما را به تقوا و پرهیزکاری سفارش می کنم.

آقاامیرالمومینن می فرماید : ای بندگان خدا شما را سفارش میکنم به پرهیزکاری از ان خدایی که به شما لباس اراسته پوشانید و نعمت هایش را بر شما تمام کرد این خدایی که اینهمه نعمت به شما داده است شکر این نعمت ها ، تقوا و پرهیزکاری است. ای مردم بدانید که بعد از این دنیا مرگ به سراغ شما خواهد امد و اگر قرار بود کسی در این دنیا باقی باشد  و نمیرد او سلیمان بن داوود بود که تمام جن و انس در تسخیر او بودند او علاوه بر اینکه مقام  نبوت و پیامبری داشت  حکومت و قدرت بی نظیری در این دنیا داشت ولی او را هم مرگ دریافت بنابراین مرگ برای همه هست و باید این را بدانیم که اخر و عاقبت همه ی ما رفتن از این دنیاست. تقوای الهی را پیشه کنیم .معصیت خدا را انجام ندهیم. به قول امام باقر(ع) همینکه شما می بینید شخصی می میرد همین باید کفایت کند برای اینکه ما موعظه شویم عبرت بگیریم نیاز به منبر و سخنرانی نیست. دیدن مرگ برای همه موضعه است پس تقوای الهی و پرهیزکاری را در راس امور کار خودمان قرار دهیم که تنها راه نجات در دنیا و آخرت تقوا و پرهیزکاری است.

مناسبت های هفته :

۱٫یکی از حوادث مهمی که در این هفته اتفاق افتاد رحلت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. رحلت این عالم مجاهد را  به پیشگاه مقدس اقا بقیت الله الاعظم (عج) و به مقام معظم رهبری حضرت ایت الله امام خامنه ای حفظه الله و همه ی شما نمازگزاران تسلیت و تعزیت عرض می کنم. آیت الله هاشمی یک عالم بود یک مفسر قرآن بود تفسیر راهنمای او بیست جلد است که شالوده ی آن را در زندان نوشت و بع داز زندان هم آن را تکمیل کرد و تشریح نمود. او علاوه بر اینکه عالم بود مجاهد و مبارز هم بود علم و جهاد را با هم داشت سالها با علم و جهادش در خدمت اسلام و مسلمین و مردم ایران بود. هاشمی علاوه بر علم و جهاد مرد سیاست بود و نقش بارزی در امور سیاسی داخلی و خارجی کشور داشت ما می توانیم دوران زندگی این عالم مجاهد را در سه دوره تقسیم کنیم دوره اول از سال ۱۳۲۷است تا سال ۱۳۴۱که ۱۴سال میشود. ایشان در سن ۱۴سالگی به قم آمد و ۱۴سال نزد بزرگانی همچون آیت الله العظمی بروجردی رحمت الله علیه و حضرت امام خمینی  رضوان الله تعالی علیه کسب علم و دانش کرد. دوره دوم زندگی ایشان از سال ۴۱تا ۵۷ است که ۱۶سال میشود، دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی است که از اول نهضت انقلاب اسلامی به همراهی حضرت امام  و همراه با  مقام معظم رهبری حفظه الله مبارزه کرد زندان رفت شکنجه دید و  در یک حرکت بسیار هوشمندانه جان امام را از اعدام نجات داد. قرار بود امام را اعدام کنند علما جمع شده بودند چه کنیم؟؟! یکدفعه هاشمی که از سربازی شاه فرار کرده بود آمد به علما گفت که در قانون اساسی داریم که اعدام مرجع تقلید ممنوع است !  متن این مطلب را خود آقای هاشمی  نوشت علما امضا کردند فرستادند برای  دادگاه شاه و جلو  اعدام شاه را گرفتند  که آنها متوجه شدند و فهمیدند که این کار را جناب هاشمی رفسنجانی انجام داده است. این یکی از کارهای عظیم ایشان بود.

دوره ی سوم عمر ایشان که ۳۸سال طول کشید در زمان پیروزی انقلاب اسلامی  و استقرار نظام جمهوری اسلامی است. سی و هشت  سال این دوره طول کشید  اما همین دوره هم ۳مرحله برای ایشان داشت. اولین مرحله ،مرحله ی تثبیت انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام بود. در این مرحله نهال انقلاب اسلامی از سوی دشمنان دچار فتنه های داخلی و ۸سال جنگ تحمیلی بود از سوی دیگر  نیاز به حل مشکلات مردمی بود که تازه از دست استبداد شاهی و استمرار خارجی رها شده بودند. در این مدت آیت الله هاشمی در جبهه های مختلف حضور داشت از یک سو رئیس مجلس شورای اسلامی از سوی دیگر جانشین فرمانده ی کل قوا . او توانست نقش موثری را در حل مشکلات کشور مخصوصا در حل مشکل جنگ ایفا کند. با اینکه ایشان رئیس مجلس بود ولی  تمام قوا چه قوای نظامی چه قوه قضائیه و چه قوه مجریه ، بعد از امام به ایشان مراجعه می کردند از بس ایشان قدرت و نفوذ و سیاست داشت.این مرحله اول بود که حدودا ۱۰سال طول کشید.

مرحله دوم این دوره ، بعد از رحلت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه است که جنگ تمام شده بود و دوران سازندگی و زمان حل مشکلات داخلی و خارجی  کشور بود. آیت الله هاشمی در این زمان هم  در این مرحله هم نقش اساسی در رهبری مقام معظم رهبری  داشت. با آن خاطره و آن قضیه ای که از حضرت نقل کرد برای مقام معظم رهبری بود که مجلس خبرگان متمایل شدند به مقام معظم رهبری و به ایشان رای دادند و ایشان بعنوان رهبر معظم انقلاب(بعد از رحلت حضرت امام) تعیین شد و بعد بعنوان رئیس جمهور توانست  خدمات زیادی را در جهت پیشرفت و سازندگی کشور انجام دهد که این دوره هم تقریبا ۸سال طول کشید.

مرحله ی سوم این دوره ، بعد از ریاست جمهوری آیت الله هاشمی است که ایشان بعنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و  مدتی بعنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری خدمات فراوانی به نظام و کشور نمود. در این مرحله است که از ایشان افکار  و رفتار و زلّاتی بروز کرد که موجب برخوردهایی از سوی  افراد و جناح های مختلف با ایشان شد و بعضی هم افراط نموده و جانب تقوا را نگه نداشتند. رد این بین تنها مقام معظم رهبیر بود که با اینکه با ایشان در برخی از مسائل اختلاف نظر داشت  سنگ تمام را گذاشت . چه بعد از ریاست جمهوری هاشمی  که او  را برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام ابقا کرد  چه در این چندسال اخیر  و چه بعد از رحلتش همانطوری که شما ملاحضه کردید. بهرحال باتوجه به سوابق درخشان و زحمات فراوان آیت الله هاشمی برای انقلاب اسلامی  و ارادت و محبت او  به رهبری،  تا آخر عمر ، ما نباید دچار افراط و تفریط شویم بلکه باید رحلت او برای همه موعظه و عبرت باشد .ما باید ملاک و معیار  را رهبری قرار دهیم همانطوری که خود ایت الله هاشمی  فرمودند فصل الخطاب و و حرف آخر را  رهبری میزند  و باید پیروی کنیم . که در این مصاحبه ای را که تلویزیون پخش میکند  در تاریخ ۱۰دی همین امسال بوده . ملاحضه بکنید که ایشان حرفش  این است که می فرماید ما نظری داریم مطلبی هم می گوییم ولی حرف آخر را  آن شخصی که رهبر است باید بزند. و ما باید اینگونه باشیم.

در پایان از خدای تبارک و تعالی برای او طلب مغفرت و رحمت می کنیم و به روح و روانش درود و صلوات می فرستیم.

ارتباط با امام جمعه