شنبه 1396/4/3 - 59 : 9
مشخصات امام جمعه
علیرضا عاشوری نالکیاشری
علیرضا عاشوری نالکیاشری
خمام
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/3/26
شهادت حضرت علی(علیه السلام): علی(علیه السلام) یک انسان ملکوتی است که ملکوتش قوی تر از ملک اوست. او مظهر صفات کمال الهی بوده است.

«بسم الله الرحمن الرحیم»:  خطبة اول: مورخ  26 / 3 / 96  -    21 / رمضان / 1438   یا عباد الله! اتقوا الله؛ بندگان خدا پرهیزگار باشید؛

شهادت حضرت علی(علیه السلام): علی(علیه السلام) یک انسان ملکوتی است که ملکوتش قوی تر از ملک اوست. او مظهر صفات کمال الهی بوده است.

آن چه که از کمالات الهی را که انسان می تواند بفهمد امام باقر(علیه السلام) در دعای سحر بیان کرده است از بهاء و جمال و جلال تا جبروت را گفته که خداوند، بالذات و بالاستقلال این صفات را دارد؛ و خلفای او یعنی جانشینان خداوند در زمین که مصداق بارزش ائمه معصومین و شخص امیرالمؤمنین است، بالعرض و بالتبع دارای آن صفات می باشند. علی(علیه السلام) وقتی که می خواهد خودش را معرفی کند، نمی فرماید که من همان کسی هستم که عمروبن عبدود را در جنگ خندق به خاک مذلت افکندم نمی فرماید که من همان کسی هستم که مرحب خیبری را با یک ضربت دو شقه اش کردم و در قلعه خیبر را کندم. بلکه می فرماید:«اَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبلَ اَن تَفقِدُونِی؛ فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ اَعلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الاَرضِ»(خ/189)یعنی«ای مردم قبل از این که مرا از دست بدهید، هر چه می خواهید از من بپرسید. من راه های آسمان را بهتر از راه های زمین می شناسم». آن هم نه صرفاً این آسمان نجومی و کیهانی را که سفینه های کفار دائماً در آن رفت و آمد می کنند، بلکه آن آسمانی را که کفار راهی به آن ندارند، و درش به روی کفار بسته است.«لا تُفَتَّحُ لَهُم اَبوَابُ السَّمَاءِ»(اعراف/40) یعنی«درش هرگز به روی کفار گشوده نمی شود.» ولی علی(علیه السلام) که یک انسان ملکوتی است. ملکوتش قوی تر از ملک است. در(خطبه/175) فرمود: «و اللهِ لو شئتُ ان اُخبِرَ کلَّ رجل منکم بمَخرَجه و مَولِجِه و جمیع شأنه، لَفَعَلتُ، و لکن اخاف ان تکفروا فیَّ برسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم)» یعنی«به خدا سوگند اگر بخواهم می توانم آغاز و پایان هرکس و تمام شئون زندگی اش را به او بگویم ولی می ترسم (شما ظرفیت آن را نداشته باشید) و به رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) کافر شوید.(و بگویید پس علی بالاتر از پیغمبر است و همین موجب ارتدادتان بشود.)» حضرت چنین مطالبی را فقط با اولیاء خاص در میان می گذاشت. «این ادعا خیلی بالا تر از ادعای حضرت عیسی(علیه السلام) است که فرمود: «وَ اُنَبِّئُکُم بِما تَأکُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُم» (آل عمران/49) یعنی«از آنچه می خورید و در خانه های خود ذخیره می کنید، به شما خبر می دهم.» با توجه به این که حضرت، کمالات خودش را از مردم مخفی می داشت باز هم حسودان نتوانستند وجود او را تحمل کنند، لذا از مسند خلافت بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) کنارش گذاشتند، وقتی هم که بعد از 25 سال از رحلت پیامیر، مسند امور را بدست گرفت سه جنگ فرسایشی بر او تحمیل کردند، و سرانجام خود حضرتش را هم شهید کردند. ولی شخصیت الهی او به عنوان یک سنبل در جامعه ظهور کرد.

بنی امیه و حکام اموی تمام سعی خود را کردند تا نام علی(علیه السلام) را به فراموشی بسپارند. لکن پس از بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، میثم تمار آنقدر در ستایش حضرتش سخن گفت که حکومت اموی برای ساکت کردنش او را به دار کشیدند. 200 سال بعد از شهادت حضرت، ابن سکّیت (از علمای بزرگ ادبیات عرب) وقتی متوکل از او پرسید: آیا دو فرزند من که تحت تعلیم تو هستند بهترند یا دو فرزند علی؟! فریاد زد که به خدا قسم قنبر، غلام علی در نظر من به مراتب برتر و بالا تر از این دو و پدرشان است. و متوکل فوراً دستور داد که زبان ابن سکیت را از پشت گردنش بیرون آوردند. تاریخ، افراد سر از پا نشناخته زیادی را سراغ دارد که بی اختیار جان خود را در راه مهر علی(علیه السلام) فدا کردند، و این در جهان، بی نظیر است. و اما شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) یکی از بزرگترین مصیبت های عالم اسلام بوده که بعد از آن، اسلام ناب نیز از میان توده مردم رخت بر بست و گروه های منحرف سکان خلافت را بدست گرفتند و اسلام واقعی را از مصدر حکومت کنار گذاشتند. و دیگران، از اسلام حاکمانی پیروی کردند که تا سالهای آخر عمر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) مشرک بودند، و بعداً بعلت شکست در مقابل مسلمین، بالاجبار ادعای مسلمانی کردند. و آمد بر سر اسلام و مسلمین آنچه آمد.

اگر قرآن صامت در این شب از سوی خداوند به زمین آمد، قرآن ناطق هم در همین شب از زمین به سوی خدا رفت. امیرالمؤمنین(علیه السلام) تجسم عملی قرآن کریم بود. یعنی قرآنی بود که به تمام سؤالات پاسخ می داد و همه اشکالات را برطرف می کرد. فضیلت شب قدر به نزول قرآن است؛ در حالیکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) عِدل قرآن است. بنابراین همانطوری که قرآن کریم به شب قدر ارزش می دهد، امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به آن ارزش می دهد. در این شب، ملائکه الهی بعد از رحلت نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) بر امیرالمؤمنین(علیه السلام) نازل می شدند و برنامه یکساله تدبیر عالم را به حضرتش ارائه می دادند. و بعد از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز سایر امامان معصوم ما در این جایگاه قرار دارند. لذا در اصول کافی در باب حجت، روایتی از امام معصوم(علیه السلام) رسیده که خطاب به شخصی فرمودند: برای اثبات ولایت ما برای مخالفین، به سوره قدر احتجاج کنید. زیرا یکی از دلایل لزوم وجود امام معصوم بعد از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم)، این سوره است؛ که می فرماید: «تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا» (قدر/4)، یعنی«فرشتگان و روح در آن شب نازل می شوند». بپرسید در شب قدر، ملائکه بر چه کسی نازل می شوند؟ باید حجت خدا در روی زمین باشد تا ملائکه بر او نازل شوند. و این حجت، بعد از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) امام معصوم(علیه السلام) است.

خطبة دوم: مورخ  26 / 3 / 96  -    21 / رمضان / 1438   اوصیکم و نفسی بتقوی الله؛ خود و شما را به تقوای الهی سفارش می کنم.

ایام و لیالی قدر فرصت بسیار مغتنمی است برای انجام وظیفه بندگی. حال که خداوند فرصت عذرخواهی و طلب مغفرت و وعده آمرزش به ما داده است باید نهایت استفاده را از آن بکنیم قبل از اینکه به ما بگویند که حق عذرخواهی ندارید! «و لا یُؤذَنُ لهم فَیَعتَذِرونَ» (مرسلات/36). یعنی«و به آنها اجازه داده نمی شود که عذرخواهی کنند.» در این شب ها از هنگام غروب تا اذان صبح، خیمه رحمت خداوند بر سرتاسر عالم زده شده است. آنچه از خیر و برکت و رحمت و مغفرت را که انسان در طول هزار ماه (که هر ماهی، سی شبانه روز یعنی سی هزار شب) می تواند جلب کند، در این شب قدر بهتر از همه آنها را می تواند، تحصیل نماید. بنابراین غفلت در این شب ها، خسران عظیم است. مقدرات خلق در این شب ها صورت می گیرد. حقیقت و باطن شب قدر همچون حقیقت نزول قرآن در این شب، بر ما معلوم نیست و فقط رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) و کسانی که در دامن او بزرگ شدند، می دانند ولی همان طوری که ما ظهور قرآن را در همین الفاظ و کلمات می بینیم، ظهور شب قدر را هم در همین شب های معروف می توانیم درک کنیم. لحضاتی از حیث ارزش و منزلت در عالم خلقت کم نظیر و بلکه بی­نظیر­اند. قرآن کریم، در آن نازل شده و سرنوشت یک­ساله انسان هم در آن تقدیر می­گردد. «فیها یفرق کل امر حکیم»(دخان/4). یعنی «در آن، هر امـری بر اساس حکمـت (الهـی) تدبیر و جدا می­گردد.» این هماهنگی و هم­زمانی تقدیر انسان با نزول قرآن حکایت از آن دارد که برنامه زندگی انسان و سعادت یا شقاوت او بر اساس قرآن تعیین می­شود. هرکس بیشترین هماهنگی را در طول زندگی خود و در نحوه عملکردش با دستورات قرآن داشته باشد، قطعاً سعادتمند تر و پر خیر و برکت­تر است. درست است که سرنوشت انسان­ها را خداوند رقم می­زند، ولی لیاقت داشتن سرنوشتی الهی­گونه، پیامبرگونه، امام­گونه و در یک کلمه شبه معصومانه را باید خودمان با تلاش و کوشش، مجاهده و ریاضت، زهد و تقوا، در وجودمان و روحمان ایجاد کنیم تا ظرفیت کسب فیض الهی را داشته باشیم؛ و الّا اگر فیض برسد ولی ما ظرف مناسب برای نگهداری آن­را نداشته باشیم، بهره ای از آن نخواهیم برد.

امام خامنه ای در حرم امام: برخلاف سال88 کسانیکه امسال درانتخابات برنده نشدند، از خود ظرفیت نشان دادند. بعضی چه بازنده شوند و چه برنده «بی جنبگی» ازخود نشان میدهند.

رهبر انقلاب، در دیدار مسئولان نظام: مردم در انتخابات به هرکسی رأی دادند، همه‌شان یک کار مشترک انجام دادند؛ که اعتماد به نظام اسلامی برای انتخاب مسئول اجرایی کشور بود. از لابه‌لای این کار مشترک حرف‌هایی درنیاوریم جوری که ملت به این موضوع آری گفتند!!! نه، مردم فقط اشخاص را معین کردند.

منافقين با حلقه زدن در اطراف بني‌صدر وي را به تقابل بيشتر با انقلاب اسلامي سوق مي‌دادند. پس از آنكه حضرت امام(ره)، طي حكمي در 20 خرداد 1360، بني صدر را از فرماندهي نيروهاي مسلح عزل كردند، منافقين تقابل مسلحانه با ملت انقلابي را علني ساختند. در اين ميان نيروهاي انقلابي خواستار سرعت عمل مجلس در عزل بني صدر از رياست‌جمهوري شدند و در روز 30 خرداد 1360 در بيرون مجلس تجمعي پرشور را تشكيل دادند. در مقابل، منافقين و ديگر گروهك‏هاي ضدانقلاب، با ارعاب و تهديد براي ايجاد آشوب و جلوگيري از كار مجلس تدارك وسيعي ديدند و رسما اعلان مبارزه مسلحانه كردند. در بعد از ظهر اين روز آنها با اسلحه، چاقو، قمه و تيغ موكت‌بري به خيابان‏ها ريختند و ضمن تخريب اموال عمومي، به قتل و غارت و آشوب در تهران و شهرستان‏ها پرداختند. كم كم نيروهاي مردمي، سپاه و كميته‏ها به مقابله با آشوبگران برخاستند كه در اين ميان درگيري‏هاي متعددي روي داد. سرانجام، آشوبگران شكست خورده و متفرق شدند.

- آنگاه که اعلام شد علی(ع) در محراب مسجد کوفه ضربت خورده، عده ای گفتند مگر علی نماز می خواند؟! راستش جای جلاد و شهید عوض شده بود! آیا امیرالمومنین مبنای ولایت را انتخاب مردم می داند؟! او گفت هر کس را که مردم به عنوان رهبر انتخاب کنند من هم اطاعت می کنم! پس ای کاش حضرت زهرا (س) با عقاید و اندیشه های امام علی(ع) آشنا بودند؛ و بی خود در مقابل کسانی که آمده بودند علی را با دستان بسته برای بیعت با جناب ابوبکر ببرند مقاومت نمی کردند و جان شریفشان را در مقابل انتخاب مردم و شورای سقیفه قرار نمی دادند! افسوس که امام حسین(ع) و یارانش هم  با منظومه فکری امیرالمومنین(ع) آشنا نبودند؛ و اِلا عاشورا برپا نمی شد! العیاذ بالله خود خدا هم آگاه به این مسائل نبود و اِلا قرآن را پر نمی کرد از: «أكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُون» (اکثرشان ایمان نمی آورند). «أكْثَرُهُمُ الْفاسِقُون» (اکثرشان فاسقند). «أكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُون» (اکثرشان عقل ندارند). «أكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون» (اکثرشان علم ندارند). «أكْثَرَهُمْ يَجْهَلُون» (اکثرشان جاهلند). «أكْثَرُهُمُ الْكافِرُون» (اکثرشان کافرند). «أكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُون» (اکثرشان نسبت به پذیرش حق کراهت دارند). «أكْثَرُهُمْ كاذِبُون» (اکثرشان دروغ گویند). «أكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُون» (اکثرشان شاکر نیستند). «أكْثَرُهُمْ مُشْرِكينَ» (اکثرشان مشرک هستند). «أكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُون» (اکثرشان گوش نمی دهند).

31 خرداد ماه، سی‌وششمین سالروز شهادت یکی‌از سرداران بی‌ادعای دوران دفاع مقدّس«دکتر مصطفی چمران» در سال 1360 است. او که سمت‌های مختلفی را در مقامات  دولتی داشته و خدمات فراوانی هم در جبهه‌های جنگ کرده بود، ولی هیچ‌گاه نخواست موفقیّتی به نام خودش ثبت شود. او در لحظات بحرانی، وسط میدان بود. ولی در هنگام جشن پیروزی، مشغول دعا و مناجات می‌شد؛ و سرانجام مزد مجاهدت مخلصانه‌اش را با درجة رفیع شهادت از خداوند گرفت. و از اینگونه مردان بزرگ در آن زمان، کم نبودند که فرهنگ شهادت و ایثار را عملاً تفسیر کرده‌اند. چقدر دلمان برای اینگونه افراد تنگ شده است!!!

 

ارتباط با امام جمعه