يکشنبه 1395/11/3 - 10 : 7
مشخصات امام جمعه
رضا مصباح
رضا مصباح
فامنين
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/11/1
معرفت زایی و معنویت کارکرد شریعت اسلام ناب

معرفت زایی کارکرد شریعت اسلام ناب

 ذات اقدس الهي براي هدايت و رستگاري بشر رسولاني را مبعوث نموده که حاملان پيام او هستند؛ لَقَد بَعَثنا في کُلِّ أُمَّهٍ رَسولاً أَنِ اعبُدُو اللهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغُوتَ

مدل و الگوي يک زندگي سالم و متعادل را به تصوير کشيده و راه را براي ايجاد ارتباط مستحکم ميان انسان و خداوند نشان مي دهند.

اين هدف از طريق انجام اعمال و عبادات خاصي که به شکلي نمادين و رمز آلود در آمده است، محقق مي شود و معنويت محصول شريعت است که به زندگي انسان ها جهت داده و الم و اضطراب را از متن زندگي زايل کرده و رضايت مندي انسان را ميسر ساخته است.

پروردگار عالميان، به اقتضاي زمان ، قواعدی را به انسان مي آموزد که لازمه ي سير کمال و متناسب با ضروريات عصر اوست. به اين طريق غذاي اصلي روح را، که پياده کردن اصول الهي است، در اختيار انسان مي گذارد و پياده کردن اصول الهي سبب مي شود که قواي لازم براي درک علت وجود هر چيز و دريافت و جذب درست و متعادل خواص مخلوقات عالم هستي در روح انسان پرورش يابد و به اين ترتيب روح به تدريج به رشد کامل خود برسد. بايد توجه داشت که روح نيز مانند جسم از تغذيه ي نامناسب زيان مي بيند و دچار آلودگي و مسموميت مي شود. تکيه بر يک اصل باطل يا تحريف شد و يا بد فهميده شده مي تواند منشأ مسموميت روح گردد و به رشد آن لطمه زند و عوارضي زيان بارتر از مسموميت جسم را به بار آورد. به منظور جلوگيري از اين آفت ها در راه رسيدن به سعادت و کمال، بايد خطوط و راهنما و علائم بين راه را شناخت و با بهره گيري از آن ها آسيب شناسي کرد و مصون ماند. براي انجام اين مهم، بايد به فرستادگان الهي متوسل شد. انبيا عليهم السلام نقش معلمان واقعي را ايفا مي کنند که به طور مستقيم يا غير مستقيم اسنان را تحت تعليم قرار داده و ناظر بر اعمال او هستند. هر کس وظيفه دارد به قصد برخورداري از هدايت الهي به سوي آن ها رو کند؛ وَ ما آتاکُمُ الرَّسولُ فَخُذُوهُ و ما نهاکُم عَنهُ فانتهوا (حشر، 7).

رهسپاري انسان به سرچشمه هاي نور و عظمت و اتصال به مبدأ فقط به از طريق تمسک به الگو هاي عملي ميسر مي باشد. قران که راهنماي بشريت است ظهورات و محکمات و متشابهاتي دارد که فقط انسان هاي کامل تمام بطون و تأويلات آن را شاهدند؛ چنان چه حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «قُل کَفي بِاللهِ شَهيداً بَينِي وَ بَينَکُم وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ» (رعد، 43)؛ يکي از مصاديق بارز آن برادرم علي بن ابي طالب عليه السلام است. معارف قران به طور تمام و کمال نزد ائمه عليهم السلام مي باشد و علم آن ها از سنخ علم حضوري و شهودي و برگرفته از عالم معناست.

 

تعاليم ائمه عليهم السلام در انتقال معنويت

یکی از مهم‌ترین مباحث که انسان‌های امروزی به فراموشی سپرده‌اند، راه‌های برقراری ارتباط با خداست.

از این رو لازم به‌نظر می‌رسد که به مباحث ارتباطات در حوزه دین، مانند ارتباط انسان با خدا، پیامبر (ص) امامان (ع)پرداخته شود.

ارتباط معرفتی

ارتباط معرفتی به این معناست که انسان در حوزه شناخت و معرفت، ارتباط مناسبی با خدا داشته باشد؛ چون مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسئله برای انسان، ارتباط معرفتی با خداست. اگر انسان این ارتباط را ولو در رفتار، با خدا نداشته باشد، حتی اگر برخی اعمال نیک از او سربزند، هیچ‌گونه سودی به او نمی‌رساند، بنابر‌این اساس و یا اصلی که رفتار انسان بر آن متکی است، ارتباط معرفتی انسان با خداست. هر میزان که ارتباط با خدا، استوار و محکم باشد، انعکاسش در ایمان به خدا و عمل انسان نیز پررنگ است.

در حقیقت، روح ایمان و عمل انسان «ارتباط معرفتی» با خداست. بر‌اساس همین ارتباط، اعمال نیک انسان ارزش پیدا می‌کند و برای او سودمند واقع می‌شود. اگر ارتباط معرفتی میان خدا و انسان نباشد، باید در ایمان و توحید او شک کرد. اعمال نیک انسان، بدون شکل‌گیری این ارتباط، مثل بنای بدون زیر‌بنا خواهد بود.

امام علی (ع) در این باره می‌فرماید:«أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ وَ کَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدیقُ بِهِ وَ کَمَالُ التَّصْدِیقِ بِهِ تَوْحِیدُهُ وَ کَمَالُ تَوْحِیدِهِ الْإِخْلاصُ لَهُ وَ کَمَالُ الْإِخْلاصِ لَهُ (تنزیهه)نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْهُ؛ سر‌آغاز دین، خداشناسی است و کمال شناخت خدا، باور داشتن او و کمال باور داشتن خدا، شهادت به یگانگی اوست. کمال توحید (شهادت بر یگانگی خدا) اخلاص و کمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است»

این کلمات امام (ع) نشان می‌دهد: اولین چیزی که باید از دین آموخت، معرفت خداست که همان برقراری ارتباط معرفتی میان انسان و خالق است، و انسان تا این شناخت را پیدا نکند، تصدیق به خدا برای او حاصل نمی‌شود. «تصدیق، اشاره به ایمان دارد؛ زیرا می‌دانیم علم از ایمان جداست. ممکن است انسان به چیزی یقین داشته باشد، ولی ایمان قلبی ـ که تسلیم در برابر آن و به رسمیت شناختن در درون دل، یا به تعبیر دیگر اعتقاد به آن است، نداشته باشد.

علم، آگاهی قطعی نسبت به امری است، ولی ممکن است جنبه سطحی داشته باشد و در عمق وجود انسان و روح او نفوذ نکند، اما هنگامی که در اعماق روح نفوذ کرد و به مرحله یقین و باور رسید و انسان بنای قلبی بر این گذاشت که آن را به رسمیت بشناسد، نام ایمان به خود می‌گیرد.

گاهی بزرگان برای جدایی این دو از یک‌دیگر مثال ساده‌ای می‌زنند: بسیاری از مردم که از ماندن در کنار جنازه مخصوصا در شب‌‌ تاریک و اتاق خالی وحشت دارند، با این‌که به یقین می‌دانند او مرده است، ولی این علم در اعماق قلب آن‌ها نفوذ نکرده و آن حالت ایمان و باور حاصل نشده است و این وحشت، زاییده همین امر است.

به عبارت دیگر، علم، آگاهی قطعی نسبت به امری است، ولی ممکن است جنبه سطحی داشته باشد و در عمق وجود انسان و روح او نفوذ نکند، اما هنگامی که در اعماق روح نفوذ کرد و به مرحله یقین و باور رسید و انسان بنای قلبی بر این گذاشت که آن را به رسمیت بشناسد، نام ایمان به خود می‌گیرد.» بنابر‌این شرط اساسی ایمان شناخت خداست و تا ارتباط شناختی میان انسان و خداوند برقرار نشود، ایمان قلبی  برای انسان حاصل نمی‌شود. امام علی (ع) در مورد اهمیت ایمان می‌فرماید: «إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَی اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی، الْأَیمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ، وَالْجِهادُ فِی سَبِیلِهِ؛ همانا بهترین چیزی که انسان‌ها می‌توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ایمان به خدا و ایمان به پیامبر (ص) و جهاد در راه خداست.»

امام (ع) ارتباط معرفتی و شناختی مردم با «پیامبر» و «اهل‌بیتش» را نیز در ردیف ارتباط معرفتی انسان و خدا قرار داده است و می‌فرماید: «َإِنّهُ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلَی فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَی مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَحَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ مَاتَ شَهِیداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللهِ؛ زیرا هر‌کس از شما که در بستر خویش با «شناخت خدا» و «پیامبر (ص)» و «اهل‌بیت» پیامبر (ع)بمیرد، شهید از دنیا رفته و پاداش او بر خداست»

ارتباط با امام جمعه