جمعه 1396/4/2 - 47 : 23
مشخصات امام جمعه
علی اصغر امینی
علی اصغر امینی
بردسكن
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/3/26
انتقاد امام جمعه بردسکن از کمبود پزشک متخصص و راکد ماندن پروژه کنار گذر

جمعه، ۲۶خرداد‌۱۳۹۶، شهرستان بردسکن، خطیب حجت‌الاسلام امینی، مکان مسجد جامع و مصلای شهر.

سلام علیکم و رحمة الله.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدُهُ و نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشير رحمتهِ و نذير نقمته أبا القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیَّبینَ الطاهِرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا بَقیَّهِ الله فِی الأرَضین وَاللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ مِنَ الان الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ اوصيکم و نَفسی عِبادَ الله بِتقوی الله و طاعَة و اجتنابِ مَعصِیَتهِ.

با عرض تسلیت سالروز شهادت مولی الموحدین، امام المتقین، علی‌بن‌ابی‌طالبA، یعسوب الدین، به محضر مبارک امام عصر روحی و ارواح العالمین التراب مقدمه الفداء به همۀ شیعیان و ارادتمندان به آن حضرت، به‌خصوص شما نمازگزاران و سنگرنشینان جمعه و جماعات، خودم و شما نمازگزاران را به تقوای الهی و دوری از گناه و معصیت سفارش می‌کنم و بر اتصاف به تقوا، برای خودم و شما نمازگزاران از خداوند متعال و منان استعانت و استمداد می‌جویم.

روز شهادت مولی متقیان، علیA است. روز حزن و اندوه شیعیان در هر کجای جهان که هستند. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند متعال پیام تسلیت ما را خالصانه به محضر صاحب عزای اصلی، قطب عالم امکان، امام‌زمانA برساند و فرج آن حضرت را برای تشفی خاطر دل مادرشان زهرای اطهر و شیعیان مظلومشان، خاص سیدالشهدا عباعبدالله الحسینA هرچه سریع‌تر فرج آن حضرت را خداوند مقدر بگرداند.

در ادامۀ مباحث هفته‌های گذشته، در رابطه با توجه بیشتر و ویژه در این ماه به قرآن کریم، در خطبۀ رسول گرامی اسلام، آخرین جمعه از ماه معظم شعبان و توصیه‌ها و سفارشات ائمۀ اطهارD فراوان است و یکی از دلایل این تأکید بر توجه به قرآن، از تلاوت آن، تدبر در قرآن و عمل به قرآن، به‌خاطر آن تأثیر فراوانی است که در این ماه شریف به‌خاطر آن فضای معنوی حاکم بر جامعه و افراد، ما شاهد این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بیشتر هستیم. لذا در این ماه، شاید در ردیف موضوعاتی که بیشترین تأکید بر آن شده است، بحث توجه به قرآن است و جای تشکر دارد از مردم متدین، مردم با ایمان، مردم ولایت‌مدار شهرستان و شاید جای‌جای این کشور بزرگ اسلامی ما که بحمدالله برنامه‌های قرآنی خوبی، هم برادران و هم خواهران بزرگوار دارند. جلسات قرآنی متعدد در اماکن مذهبی، در منازل و جای‌جای این سرزمین بحمدالله برگزار می‌شود که ما بر این موضوع، هم از مردم تشکر می‌کنیم و هم خدا را شاکر هستیم.

و اما آنچه که در رابطه با قرآن بیشتر باید به آن توجه کنیم، بحث تأثیرپذیری از قرآن است. فقط به تلاوت قرآن بسنده نکنیم عزیزان. تدبر در آیات قرآن داشته باشیم. اونی که درواقع سازنده است، اونی که هدف از نزول قرآن است که هدایت همۀ ما به‌سمت آموزه‌های دینی و عمل به دستورات خداوند متعال است. آنچه مغز و لپ قرآن هست، این موضوع است. لذا باید توجه داشته باشیم ان‌شاءالله و متذکر بشویم از قِبَل موعضه‌های قرآن. نمونه‌هایی را در هفته‌های گذشته عرض کردم. از تأثیر قرآن بر دل‌های آماده، به‌خصوص در این ماه مبارک رمضان. یک نمونه هم در این هفته عرض می‌کنم تا همۀ ما توجه بیشتری داشته باشیم و آن تأثیر آیات قرآن بر افرادی که در یک فضا و یک منجلاب فساد بودند؛ اما وقتی‌که به قرآن گوش دادند، نه‌تنها شنیدند آیۀ قرآن را که گوش دادند به آیۀ قرآن و دل دادند به آیۀ قرآن، می‌بینیم این آیۀ قرآن ناجی آن‌ها می‌شود و آن شخص مستغرق در فساد و گناه را به جایی می‌رسد که نام او در زمرۀ زهاد به‌شمار می‌آید و از کسانی قرار می‌گیرد که خیلی‌ها به او التماس دعا می‌گویند و دعای او مستجاب است.

شاید خیلی از عزیزان نام او الان به ذهنشان آمد. فضیل‌بن‌عیاض که در زندگی به دو آسیب مهلک مبتلا بود: یکی سرقت و قطاع‌الطریق بودن، راهزنی که امرار معاش و آذوقۀ او و اقتصاد او متأسفانه از همین راه تأمین می‌شد و آسیب دیگر و منجلاب دیگری که آلوده بود، بحث اطفاء شهوتش بود که از طریق حرام باز ارضا می‌شد. این‌چنین شخصی که نام او خیلی‌ها را به لرزه می‌انداخت، حتی در احوالات هارون‌الرشید نوشته‌اند که حاکم نسبتاً مقتری بود، نام این فضیل‌بن‌عیاض او را هم به وحشت می‌انداخت. یعنی نیروهای حکومتی هم حتی حریف او نمی‌شدند. این‌چنین شخصی در یک مسیری قرار می‌گیرد و نگاه به نامحرم توجه او را جلب می‌کند و مانند همیشه که شهوت خودش را به نامشروع ارضا می‌کند، به دنبال ای نقضیه راه می‌افتد و وقتی‌که خبر به خانوادۀ طرف مقابل می‌رسد، با مشاوره با دیگران می‌گویند علاجی و راهی جز این نیست که تو این ناموس خودت را در اختیار او قرار بدهی تا شر او از بقیۀ مردم کوتاه بشود! یعنی تا این حد انسان آلوده‌ای بود. تا این حد انسانی بود که ترس و وحشت در چشم مردم کرده بود.

و ناگزیر این کار را می‌کند، اما وقتی‌که آن هم طبق قرار و اطلاعی که به او دادند، سر قرار می‌رود، شبانه در دل شب چه اتفاقی می‌افتد که این صدای ملکوتی آیات قرآن از حنجرۀ شخص مؤمنی بلند می‌شود و او گوش می‌دهد، از همانجا مسیرش عوض می‌شود و آن آیۀ شریفه این است که: Pأَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِO سورۀ مبارکۀ حدید، آیۀ۱۶. آیا وقت آن نرسیده است که کسانی‌که ادعای ایمان می‌کنند، دلشان خاشع بشود، نرم بشود، منعطف بشود، تأثیرپذیر بشود در مقابل ذکر خدا؟ این آیۀ شریفه به گوشش می‌رسد. می‌گویند، گوش داد، دوباره هم آن آیه را شنید. Pأَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِO همانجا بعد از استماع و گوش‌دادن، روی پشت بام خانۀ محبوبۀ خودش قرار داشت، این آیه را تکرار کرد و گفت چرا وقتش رسیده است. باید از خدا ترسید. نوشته‌اند در تاریخ از همانجا برگشت و دیگر به شهر و این‌ها مراجعه نکرد. رفت برای توبه به خرابه‌ای پناه برد که در آنجا تنهایی با خدای خودش توبه کند و عنابه کند و خلاصه طلب مغفرت و آمرزش کند. یک آیه در زندگی‌اش قرار گرفت.

بعد آنجا دید که عده‌ای از کسانی‌که کاروان دارند و حمل‌ونقل می‌کنند، آنجا بنده‌های خدا پناه بردند و در میان گفته‌های آن‌ها دقت کرد، بعضی‌ها می‌گفتند شبانه حرکت کنیم، بعضی‌ها می‌گفتند نه، اگر شبانه حرکت کنیم، فضیل‌بن‌عیاض، این راهزن طاغی و ظالم، راه ما را خواهد بست و آنچه داریم، از ما خواهد گرفت. آنجا مجدد می‌گویند تنش به لرز آمد و گفت خدایا من چه کردم که این‌قدر بندکان تو باید دلشان از من بترسد و بر خود بلرزند. نام من آن‌ها را به وحشت بندازد. خدایا من چه کردم. شروع کرد به ناله  وعنابه با صدای بلند به گریه‌کردن و به آن‌ها اعلام کرد که این فضیل من هست. دیگر نترسید. فضیل، آن فضیل سابق نیست. من توبه کردم. لذا می‌گویند یک کاری که انجام می‌داد در طول مدت راهزنی و قطاع‌الطریقۀ خودش، نام کاروان‌ها و آدرس آن‌ها را ثبت و ضبط می‌کرد که چه کاروانی را در فلان تاریخ مثلاً او را خلع اجناس کردند و اسباب ئو وسایل آن‌ها را به سرقت بردند. آن‌ها را همه را می‌گویند یادداشت می‌کرد. لذا بعد از آن توبه، به یکایک آن‌ها مراجعه کرد. آن‌هایی را که پیدا کرد، مالشان را به آن‌ها برگرداند، حلالیت طلبید و بعضی‌ها را هم که پیدا نکرد، به وظیفۀ شرعی خودش، رد مظالم داد و ضمۀ خودش را از دین به آن‌ها آزاد کرد. این یک آیۀ قرآن، این‌چنین تأثیری گذاشت و بعد رفت جزو زهاد شد. جزو کسانی شد که مردم به او مراجعه می‌کردند، حاجتشان را می‌گفتند، دعا می‌کرد تا اینکه روزی در مکۀ مکرمه، هارون‌الرشید می‌بیند یک شخصی است، عده‌ای دور او را دارند و از او دارند تجلیل می‌کنند. پرسید کیست؟ گفتند فضیل‌بن‌عیاض است. می‌گویند اینجا هم حتی هارون‌الرشید وقتی‌که نام فضیل را شنید، باز هم ترسید و درس عبرتی شد. هم در زمانی‌که درقرقاب گناه و منجلاب گناه گرفتار بود و قطاع‌الطریق و راهزنی می‌کرد، می‌ترسید و هم الان که این شخص الان توبه کرده است و این‌چنین مقامی در خانۀ خدا پدیا کرده است، بعد از این می‌خواهد چه‌کار بکند.

لذا فراوان در رابطه با او، مسائلی گفته شده است. من محل شاعب عرضم این است عزیزان که آیات قرآن می‌تواند ما را تغییر بدهد. مسیر زندگی انسان را می‌تواند عوض کند. اما این تغییر مسیر نیاز به توجه به آیات قرآن دارد. نیاز به این دارد که ما در آیات قرآن تدبر کنیم. فراوان دارد آیۀ از قرآن را شخصی آمد خدمت رسول گرامی اسلام، حضرت محمدبن‌عبداللهJ و تقاضای آموزش کرد. حضرت به یکی از یارانشان فرمودند به او از قرآن بیاموز. سورۀ مبارکۀ زلزال را برای او خواندند تا به این آیۀ شریفه رسید: Pفَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُO همین آیه می‌گویند مسیر زندگی او را عوض کرد. گفت بس است، همین مقدار مرا کفایت می‌کند. بعد حضرت فرمودند که با همین آیه رَجَعَ فَقیهاً، جاهل آمد؛ ولی فقیه برگشت. لذا من خواهشم این است در این ایام پرفضیلت که ما این سفرۀ بامعنویت الهی، قرآن کریم را باز می‌کنیم، یک مقدار با توجه بیشتری به قرآن نگاه کنیم. قرآن باید مسیر زندگی ما را تعیین کند.

آن‌هایی که زاویه پیدا کردیم از صراط مستقیم و راه حق و نابه‌هنجاری‌هایی را در زندگانی‌هایمان داریم، در همۀ صنوف، در همۀ سنین، در همۀ جنسیت‌ها انحرافاتی پیدا می‌شود. آیات قرآن اگر ما را به راه مستقیم آورد، این قرآن تأثیرگذاری کرده است و ما از قرآن اثر گرفتیم والا اگر قرآن را فقط لغلۀ زبان خودمان قرار بدهیم، یک ثواب به ما می‌دهند، اما مسیر راه و رسیدن به هدف در گرو تأثیرپذیری از قرآن کریم است. نمونه‌های فراوانی است به جهت اینکه خطبه‌ها کوتاه بشود، عزیزان در آفتاب بعضی‌ها نشسته‌اند و اذیت می‌شوند، خیلی مصدع نمی‌شوم. فقط ارجاع می‌دهم عزیزان را به مطالعۀ بیشتر در کسانی‌که تأثیر پذیرفتند از قرآن یا تأثیر آیات قرآن در زندگی انسان‌ها.

+ خدایا به حق آیات شریفۀ قرآن قسمت می‌دهیم همۀ ما را متأثر از آیات قرآن قرار بده.

- الهی آمین.

+ ما را در دنیا و آخرت همراه با قرآن قرار بده.

- الهی آمین.

+ به ما توفیق تلاوت قرآن، تدبر در قرآن و عمل به قرآن را عنایت بفرما.

- الهی آمین.

+ خدایا مهجوریتی که پیامبر گرامی اسلام برای قرآن ذکر می‌کنند و گله‌مند هستند، ما را جزو آن امتی که قرآن را مهجور کرده‌اند؛ قرار مده.

- الهی آمین.

+ مفسر واقعی قرآن، امام‌زمان را برسان.

- الهی آمین.

+ رهبر فرزانۀ انقلاب، خدمتگذاران صدیق نظام بر توفیقات و تأییداتشان بیفزای.

- الهی آمین.

+ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.

- اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پایان خطبۀ اول

اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْمَدِهُ وَ نَسْتَعينُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ و نَسْتَهْديهِ و نَتَوَکَّلُ عليه و نُصَلّی و نُسَلِّمُ علی حبيبه و نجيبه سیدِ رُسُلِهِ و حافظ سِرِّهِ بشيرِ رحْمَتهِ و نَذيرِ نِقْمَته أبِی القاسِمِ المصطفی مُحَمَّد و علی آله الاَّطیَّبینَ الاَّطهَرینَ المَعصُومینَ المُنتَجَبین وَ لَا سِیَّمَا علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمة الزهرا سیدة نساء العالمین وَ الحَسَن وَ الحُسَیْن سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ و علی ابن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة قائم المهدی صلوات الله علیهم الاجمعین وَ اللَّعْنَهُ دائم ‏ْعَلَى أَعْدَائِهِمْ من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ خَیْرِ أَعْوَانِهِ أَنْصَارِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه اوصيکم و نَفسی عِبادَالله بِتقوی الله و طاعَة و اجتنابِ مَعصِیَتهِ.

خودم و شما نمازگزاران، برادران و خواهران بزرگوار را به رعایت تقوای الهی و دوری از گناه سفارش می‌کنم. تقوایی که ثمرۀ روزۀ ما در قرآن تقوا بیان شده است. یعنی از قِبَل این تحمل گرسنگی و تشنگی و سختی در این روزهای طولانی و گرم، رسیدن به تقوا است. اگر حاصل شد، روزۀ ما مثرثمر است. اگر چنانچه حاصل نشد، فقط مثبت تکلیف است. ما گاهی عبادتی راد ستور خدا را انجام می‌دهیم. فقط تکلیف از عهدۀ ما برداشته شده است. بچه‌هایمان بعداً به زحمت نمی‌افتند. نیاز نیست قضا برای ما بگیرند، قضای روزۀ ما را بگیرند. تکلیف ساقط می‌شود. اما گاهی است که مثر ثمر است به آنچه درواقع وضع شده است، آن وظیفه و تکلیف، به آن انسان می‌رسد. روزه برای این وضع شده است که ما به تقوا برسیم. باید تلاش کنیم ان‌شاءالله که به آن تقوایی که نتیجۀ روزه هست، برسیم. اگر به نتیجه رسید انسان، خب هرکسی از زحمتش وقتی به نتیجه برسد، خوش‌حال است.

اینکه در روایات داریم برای صائم و روزه‌دار هنگام افطار دو خوش‌حالی است: یکی اینکه دستور خدا را انجام داده است و توفیق روزه پیدا کرده است و حالا باز به دستور خدا داره از نعمت‌های خدا استفاده می‌کند. خوش‌حال است. دیگری خوش‌حالی که فردای قیامت چشم او می‌افتد و آن پاداش اخروی را وقتی‌که نشانش بدهند، به امید، خوش‌حالی او نزد افطار مضاعف می‌شود. لذا این‌ها به‌خاطر آن نتیجه‌ای است که بر روزه مترتب است و ما ان‌شاءالله امیدواریم به آن نتیجه نائل بشویم.

تسلیت عرض می‌کنم شهادت مولی الموحدین، علی‌بن ابی‌طالبA را به محضر مبارک فرزندشان، امام عصر ارواحنا له الفداء و همۀ شیعیان آن حضرت، به‌خصوص شما نمازگزارانی که درود خدا بر شما. واقعاً همان‌طوری که در عزا و از دست دادن عزیزترین فردش انسان سیاه می‌پوشد، هیئت و شکل و شمایل عزادار به خودش می‌گیرد، شما مردم با پوشیدن لباس سیاه، ثابت می‌کنید دل‌دادگی خودتان را به مولای متقیان علیA و همراهی می‌کنید با امام‌زمانA که امروز صاحب عزای اصلی هستند. درود خدا بر شما. امیدواریم ان‌شاءالله خداوند همۀ نماز و روزه و عزاداری‌های شما، شب‌های قدری که دو شب آن را پشت سر گذاشتیم، خداوند ان‌شاءالله این‌ها را قبول کند و آنچه سعادت دنیا و آخرت ما است، برای ما در این شب‌های قدر ان‌شاءالله رقم بزند.

مناسبت‌هایی داریم که نیاز به تذکر است. یکی از آن‌ها بحث ۲۷خرداد است که به نام روز جهادکشاورزی در تقویم جمهوری اسلامی نامگذاری شده است. به‌خاطر اینکه در این‌چنین روزی، مثل فردا که ۲۷ است، در سال۵۸ به فرمان امام راحل رضوان الله تعالی علیه جهاد سازندگی پایه‌گذاری شد. اوایل انقلاب، وقتی‌که امامe دیدند نیاز هست به محرومیت‌زدایی از روستاها به‌خصوص و مناطق محروم به طور عموم، دستور تأسیس جهادسازندگی را دادند و حقیقتاً در آغازین انقلاب، سال‌های اول انقلاب جهاد با همان مسمای واقعی خودش، جهاد سازندگی در مناطق محروم حضور پیدا کردند و خیلی از محرومیت‌هایی که غبار آن بر چهرۀ یک کشور اسلامی مطلوب نبود، آن غبار محرومیت را از چهرۀ مناطق محروم زدودند. درود خدا بر عزیزانی که در آن زمان، با حضور خودشان در مناطق محروم این‌چنین کاری کردند.

در هشت سال دفاع مقدس، تلاش این عزیزان تا آنجا بود که به سنگرسازان بی‌سنگر ملقب شدند. یعنی همۀ آن‌هایی که به جبهه رفتند، شاهد بودند، جلوتر از خطر مقدم برای جان‌پناهی برای رزمندگان خط مقدم، خاک‌ریز زدن، سنگرهای انفرادی، سنگرهای اجتماعی و گروهی، سنگرهای ادوات و ماشین‌های جنگی، این عزیزان بودند که جلوتر از خط مقدم این کارها را انجام می‌دادند و این روحیه، امیدواریم ان‌شاءالله استمرار داشته باشد و امروز هم اگرچه نام جهاد سازنگی عوض شده است به‌عنوان جهاد کشاورزی نام گرفته است، باتوجه به مبحثی که این ایام داریم به نام اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال، این عزیزان با همان روحیۀ جهادی در خدمت روستاییان عزیز باشند و تلاش کنند که جمعیت روستاها تثبیت بشود. اگر چنانچه ما روستایی‌هایمان احساس محرومیت نکنند، احساس متفاوت‌ بودن فضا و مکان‌های شهری از لحاظ امکانات با روستای‌شان نباشند، هیچ‌وقت هوس اینکه به شهرها بیایند و حاشیه‌نشین بشوند یا اینکه بخواهند در گوشه و کنار شهرها زندگی کنند در غبرت و غریبی، این کار را نمی‌کنند.

مسلماً آنچه تشویق خواهد کرد روستایی‌ها را همین جهاد مستمر عزیزان جهاد کشاورزی به رسیدگی به کشاورزان است و اطلاع‌رسانی به آن عزیزان. رفع موانعی که این عزیزان در راه توسعۀ کشاورزی‌شان دارند. حالا چون ایام به نام هفتۀ جهاد کشاورزی است، بنا بر این است که از زحمات این عزیزان تقدیر بشود، حقیقتاً آمارهایی که دادند، قابل تقدیر است و امیدواریم ان‌شاءالله وقتی این عزیزان به روستاها مراجعه می‌کنند و بحث کارشناسی مطرح می‌کنند، همۀ عزیزان استقبال کنند. به‌هرحال این‌ها درس خواندند، خیلی از اطلاعات، درست است که بعضی از کشاورزان ما ممکن است از لحاظ تجربۀ کاری از این عزیزان تجربۀ بیشتری داشته باشند؛ ولی اگر علم و تجربه باهم کنار هم قرار بگیرد، آن‌وقت قطعاً فضای کشاورزی ما در روستاها غیر از اینی است که الان است و بهتر خواهد شد. باید آن‌ها هم کمک کنند. این عزیزان هم بی‌دریغ، بدون چشم‌داشت، بدون تبعیض آنچه از لحاظ علمی مفید است برای کشاورزی ما. ما در یک، کشور ما به‌طور عموم و منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم، شهرستان بردسکن، به‌طور خصوص الان گرفتار خشک‌سالی و کم‌آبی است.

عزیزانی که متولی آب هستند و گزارش کار را می‌دهند، انسان اگر به خدا اعتقاد نداشته باشد، حقیقتاً به اضطراب می‌افتد. اما ما امیدمان به خدا است و الطاف بی‌نهایت خداوند و ائمۀ اطهارD لذا دلمان به آن‌ها گرم است والا گزارش‌ها گزارش‌های خوبی نیست از وضعیت آب. با این کیفیت، بحمدالله عزیزان موفق بودند و طرح و برنامه‌هایی که دارند، اگر کشاورزان عزیز ما هم با آن‌ها همکاری کنند. منتهی من گفتم در جمع عزیزان، کشاورزان ما از لحاظ مالی هم بعضی از آن‌ها نیاز به مساعدت دارند که فرمودند تسهیلات خوبی برای تغییر این آبیاری به اصطلاح غرقابی به شکل نوینش، تسهیلاتی قرار می‌دهند. برای اینکه حتی شکل کشاورزی را اصلاً عوض کنند، به گلخانه‌ای تبدیل بشود. تسهیلات خوبی در اختیار کشاورزان قرار می‌دهند. امیدواریم ان شاءالله ما که این حرف را می‌زنیم، روی حرف عزیزان که به ما گفتند، دیگر باز شرمندۀ کشاورزان نشویم. فردا بیایند بگویند آقا ما مراجعه کردیم، این موانع بوده است. این‌جوری بوده است، جواب رد شنیدیم. ما خواهشمان از عزیزان، مسئولین، مدیران شهرستان این است. به این موضوع توجه کنند.

موضوع دیگری که نیاز به تذکر دارد در شهرستان، بحث بیمارستان این شهرستان است. یعنی یک شهرستان با این عظمت، هفتاد و خورده‌ای هزار نفر جمعیتع خود این شهر بیش از سی هزار تا سی و پنج هزار نفر جمعیت، بیمارستان آن با کمبود پزشک مواجه باشد. این پسندیده نیست. مردم برنمی‌تابند. وقتی‌که یک تحقیقی انسان می‌کند، درآمد بیمارستان ما در سال۹۶ کمتر شده است، به سال۹۳ برگشته باشد، دلیل این را چرا نمی‌پرسند؟ چرا مردم به بیمارستان اینجا مراجعه نکنند؟ چراخ ودشان را به زحمت و خرج بیندازند و به شهرستان‌های دیگر بروند؟ ‌برای اینکه پزشک نیست و لذا درآمد اینجا پایین می‌آید. لذا ما خواهشمان این است از مسئولین بیمارستان، از کسانی‌که متولی توضیع پزشک هستند، پزشک متخصص به شهرستان بفرستند. سونوگرافی واقعاً مایۀ ننگ است که مردم دوازده و نیم، یک نصف‌شب در کاشمر در صف نوبت سونوگرافی باشند در یک شهرستانی. مگر ما خون‌مان رقیق‌تر از مردم دیگر است؟ چرا بعضی تقسیم‌بندی‌هایی که می‌کنند، در جاهایی که درست می‌کنند برای بیمارستان‌ها و مواردی، باعث توهین به مردم است؛ ولی مسئولین به آن توجه نمی‌کنند؟ مردم به‌هرحال این یک بحث با سلامت و بعضی وقت‌ها با حیات مردم سروکار دارد. وقتی یک مریضی را از اینجا با حالت وخیم بخواهند به شهرستان کاشمر منقل کنند یا به تربت یا به مشهد، بین راه از بین می‌رود. چرا باید اولیات در این شهرستان نباشد؟

مسئولین، ما این را می‌خواهیم. از نمایندۀ محترم، مردم این را تقاضا دارند. از فرماندار محترم، این را تقاضا دارند. از ریاست محترم شبکۀ بهداشت و درمان شهرستان این را مردم توقع دارند. از رئیس بیمارستان این را توقع دارند. چرا ما باید رودربایستی داشته باشیم؟ چرا باید مشکلات شهرمان را با صراحت به مسئولین بالاتر منتقل نکنیم؟ چرا ما باید پنج شش ماه آینده را با کمبود و در بعضی از رشته‌ها و تخصص‌ها با نبود پزشک در این شهرستان سَر کنیم؟ این‌ها واقعاً به این مردم برسند آقایان. اگر شما می‌خواهید در روزه‌داری‌تان مورد قبولی درگاه خدا قرار بگیرد، کار خودتان که خدمت به این مردم است، به‌نحو احسن انجام بدهید. این مسئلۀ دوم، بعد از بحث کشاورزی.

مسئلۀ سوم، من خواهش می‌کنم از مسئولین این ایام همۀ مساجد ما به لطف خدا آباد است. همۀ مساجد ما صبح و ظهر و شب دایر است. حضور پیدا کنیم به‌خصوص در قسمت‌های محروم شهر و شهرستان. بعضی وقت‌ها مسجدی را می‌روی در یک منطقه‌ای قرار گرفته است، مردم شکوه دارند. می‌گویند ما برای اینکه یک آرامشی داشته باشیم، آسایشی داشته باشیم، امنیتی داشته باشیم، آمدیم در این گوشۀ شهر خانه گرفتیم! حالا یک کنار گذری که بیش از دَه سال است هنوز روی دست مانده است، این‌همه کار بحمدالله در این کشور، در این شهر کارهای خوبی شده است، جای تقدیر دارد، جای تشکر دارد از مسئولین، ولی یک پروژه‌ای دَه دوازده ساله شده است، به فکر آن نیفتند و نباشند که مردم منطقۀ پمپ بنزین شهر و حول‌وحوش مسجد امام‌عسکریA بنده‌های خدا می‌گویند ما نه امنیت داریم اینجا به‌خاطر این وسایل سنگینی که رفت‌وآمد می‌کند و نه آسایش داریم. خب این را خدا را خوش می‌آید با دهان روزه می‌رود یک ساعتی استراحت کند، یک‌مرتبه هجده‌چرخ وقتی می‌آید از کنار خانه‌اش رد می‌شود، نمی‌دانید چجور وحشت ایجاد می‌کند. لذا این‌ها کارهایی است که خب نمایندۀ محترم باید این‌ها را دنبال کنند. تعقیب کنند. بخواهند وزرای محترم را. بیارند به منطقه وزرای محترم را و ببینند نواقص و کاستی‌های منطقۀ به‌اصطلاح تحت نمایندگی‌شان را و حوزۀ انتخابی‌شان را. این مردم اگر متدین هستند، این مردم اگر صبور هستند، این مردم اگر نجیب هستند، این مردم اگر اعلام نمی‌کنند، اگر سکوت می‌کنند، سکوتشان همیشه نشانۀ رضایت از وضع موجود نیست. نجابت‌شان باعث می‌شود که سکوت کنند.

این مردم که هر وقت ما نیاز داشتیم،‌در صحنه بودند، از انتخابات‌ها بگیرید شما، بحمدالله میزان مشارکت گستردۀ مردم و رأی به ریاست‌جمهوری و نظام مقدس جمهوری اسلامی، این‌ها پای کار هستند. هفتۀ آینده این مردم نیاز هست ان‌شاءالله در راهپیمایی روز قدس مشت محکمی به دهان یاوه‌گویان نظام بزنند، به دهان کسانی‌که شعار نه غزه نه لبنان سر می‌دادند، می‌خواهند مشت محکم بزنند. آیا نباید به این مردم واقعاً یک خدمت بی‌منت و صادقانه‌ای، آن چیزهایی که یک گره‌ای از کارشان را احساس کنند باز شده است، عزیزان داشته باشند. ما از نمایندۀ محترم این‌ها را توقع داریم. از مارهای خوب و مفیدی که انجام دادند، نهایت تشکر را می‌کنیم. از مسئولین شهرستان کارهای خوبی که انجام دادند، نهایت تشکر را داریم. اما این کارهایی که مردم الان درگیر هستند. این مشکلات دامن‌گیر مردم است. این‌ها را هم ما از مسئولین بزرگوار می‌خواهیم که ان‌شاءالله پیگیر باشند و شاهد روزی باشیم که این‌چنین مشکلات جزئی واقعاً نسبت به کارهای عظیمی که انجام می‌شود در کشور، این‌ها مشکلی نیست.

یک پروژه‌ای دَه دوازده ساله شده باشد و یک بیمارستانی در یک شهرستانی با این مردم خوب، پزشک نداشته باشد، خب اگر چنانچه نمی‌توانند پیگیری کنند و بیایند آزاد کنند شهرستان بردسکن را. چرا باید ما هنوز مثلاً زیر نظر مشهد باشیم که نمی‌تواند و نمی‌رسد در توزیع پزشک آن‌قدر آن‌ها شهرستان زیر بال‌وپرشان هست که نمی‌توانند! پیشنهادهایی هست در این رابطه، اینجا شاید جای طرح آن‌ها نباشد؛ اما زبان مردم است که به ما گفته‌اند. شاید اگر ما با یک شهرستان مجاورمان همراه بشویم و توزیع پزشک در آنجا هست، یک شهرستان هم بیشتر زیر نظرش نیست، می‌تواند ما را بهتر تغذیه کند، خب اینجا باشیم، چه اشکالی دارد؟ لذا امیدواریم که در خصوص این موضوع هم یک قدمی بردارند. یعنی مردم به‌زودی شاهد بشارتی از سوی مسئولین محترم در بحث پزشک و در بحث کنارگذر شهرستان ان‌شاءالله قرار بگیرند و در جریان واقع بشوند.

در آخر هم من مجدد از حضور همۀ عزیزان در شب‌های قدر تشکر می‌کنم و امیدوارم ان شاءالله شب بیست‌وسوم که بنا به روایات بیشترین دلالت بر این است که شب قدر باشد، باتوجه به برنامه‌هایی که در او گفته شده است هم، ان‌شاءالله پیش‌رو داریم، توفیق داشته باشیم و از برنامه‌های آن شب هم استفاده کنیم. از روحانیت معظم و بزرگوار تشکر می‌کنم من به‌خاطر برنامه‌های خوب. از مداح‌های اهل‌بیت. از هیئت امنای محترم مساجد، تکایا و جای‌جایی که خلاصه برگذاری این مناسبت‌ها را دارند، من نهایت تشکر و قدردانی را دارم و مناسبت‌های دیگر را صرف نظر می‌کنیم. ان‌شاءالله خداوند توفیق بدهد در ادامۀ این ماه به روزه‌داری، به طاعت و بندگی خودش.

+ خدایا ما را یک‌آن به خودمان وامگذار.

- الهی آمین.

+ گناهانی که مانع استجابت دعا می‌شود، از ما ببخش و بیامرز.

- الهی آمین.

+ خدایا به عزتت قسمت می‌دهیم، فرج آقا و مولای‌مان امام‌زمانA را برسان.

- الهی آمین.

+ قلب مقدس و نازنین حضرتش را از همۀ ما راضی و خشنود قرار بده.

- الهی آمین.

+ به عزت و جلالت قسمت می‌دهیم ما را به معنای واقعی شیعۀ علی‌بن‌ابی‌طالبA قرار بده.

- الهی آمین.

+ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ. صدق الله العی العظیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

- اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پایان خطبۀ دوم

 

اخبار
ارتباط با امام جمعه