يکشنبه 1395/12/8 - 8 : 9
مشخصات امام جمعه
مظفر تاجی
مظفر تاجی
چناران
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/12/6
امام‌جمعه چناران: غزه سمبلی است برای ملت‌های تحت ظلم/ سناریوی «آشتی ملی» و دوگانگی فتنه و وحدت

خطبه اول

     خطیب جمعه چناران  درادامه مباحث هفته های قبل به عوامل تجمل گرایی اشاره وگفت : چنان که گفته شد، چشم و هم چشمی، ریشه در رقابت ناسازنده و ناسالم و الگوبرداری‌های نادرست دارد. از این رو شخص، گرفتار بیماری هائی چون حسادت، حسرت و اندوه و افسردگی می‌شود و گمان می‌کند که فقدان ثروت و کمبودهای مادی به معنای اهانت و ذلت و خواری اوست.

       وقتی ما از پدیده نابهنجار چشم و هم چشمی سخن به میان می‌آوریم، منظور رقابت و مسابقه در مادیات است؛ وگرنه مسابقه در معنویات و اخلاق و این که هرکسی در کار نیک و خیر شتاب کند و در انجام آن گوی سبقت را از دیگران برباید، بسیار کار پسندیده و اخلاقی است و خداوند در آیات زیادی آن را تشویق و ترغیب کرده و به عنوان یک ارزش معرفی نموده است.

       پدیده نابهنجار چشم و هم چشمی بد از جمله پدیده‌ها و نابهنجاری‌هایی است که درمیان مردم و به خصوص زنان به شکل گسترده وجود دارد و بیشتر افراد دست کم در موردی و یا زمانی گرفتار این نابهنجاری اجتماعی می‌شوند. مولفه های اساسی چشم و هم چشمی بد در تظاهر، رقابت ناسالم، احساس خودکم بینی و کمبود، در امور مادی و ارضای آن به اشکال گوناگون یافت می‌شود.

       چشم و هم چشمی بد، نوعی نقص و نارسایی در شخصیت شخص و نادرستی در بینش و نگرش او است که می‌تواند منجر به بیماری خطرناک روانی چون احساس افسردگی و نومیدی و بی اعتمادی شود.

      اگر چشم و هم چشمی از نوع رقابت بد و ناسالم در خانواده‌ای وجود داشته باشد، کودکان این خانواده‌ها نیز دچار مشکلات ویژه‌ای می‌شوند. از آنجا که کودکان رفتار پدر و مادر را ملاک اعمال خود قرار می‌دهند، پدر و مادری که دچار چشم و هم چشمی بد و حسادت آمیز و خودکم بینی باشند، سبب بروز این پدیده در کودکان خود می‌شوند؛ زیرا این پدر و مادر نمی‌توانند به کودک بیاموزند که قدرت واقعی، در دوست داشتن دیگران و از خود گذشتگی است، بلکه کودک از روی رفتار پدر و مادر به این نتیجه می‌رسد که تظاهر به اموری و گردآوری ثروت و مادیات و بها دادن به آن، ملاک برتری افراد انسانی است.

       این درحالی است که والدین به عنوان الگوهای سازنده کودک، می‌بایست چشم و هم چشمی خوب را تشویق کنند و رقابت سالم را در امور معنوی و علمی بدانند؛ چرا که امتیاز واقعی انسان در اخلاق خوب و امور معنوی است که باعث رشد و تکامل فرد می‌شود.

     بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که چشم و هم چشمی بد و رقابت ناسالم در برخی از موارد موجب تحریک افراد و وقوع تخلفاتی در آن‌ها می‌شود. در بسیاری از موارد، وسواس، اختلاف‌های رفتاری، پرخاشگری و حتی طلاق در خانواده‌ها از چشم و هم چشمی‌های کوچک آغاز شده است.

       روان شناسان براین باورند که چشم و هم چشمی‌ها، اگر به صورت رقابت سالم در زمینه تحصیلی، حرفه و شغل باشد موجب پیشرفت انسان است، ولی بیشتر اوقات به صورت رقابت ناسالم در همه زمینه‌ها از قبیل خرید لوازم منزل، پوشاک، طلاو زیورآلات، انتخاب رشته تحصیلی و حتی سفرهای خارجی و زیارتی مشاهده می‌شود که نه تنها موجب پیشرفت نمی‌شود، بلکه از نظر اقتصادی هم به خانواده و حتی جامعه لطمه می‌زند.

      ریشه رقابت ناسالم را می‌بایست در کج فهمی، عدم تشخیص حق و کمال از باطل و نقص، تغییر ارزش‌ها و اصول اخلاقی، جایگزین شدن مادیات به جای معنویات، حسادت، غرور و کبر، عدم اعتماد به نفس، احساس خود کم بینی و مانند آن جست.

       فردی که چشم و هم چشمی از نوع ناسالم دارد، به دلیل احساس حقارتی که دارد ، می‌خواهد در انجام کار یا زمینه‌ای از دیگران بهتر باشد و سعی می‌کند به نوعی سرپوشی بر این احساس بگذارد، به همین خاطر خود را توانمندتر و بهتر از آنچه که هست، قلمداد می‌کند. در حالی که انسان باید به دنبال تامین نیازهای طبیعی خود باشد و در حد طبیعی هم برای تامین آن‌ها تلاش کند و کمال مطلق را در این ابزارها و روش‌ها بجوید.

      یکی از دلایل دیگری که موجب می‌شود چشم و هم چشمی بد و رقابت ناسالم در جامعه و در بین افراد شیوع پیدا کند، تسلط روحیه رقابت ناسالم در جامعه است، یعنی افرادی که از حیث امکانات مادی و معنوی دچار کمبود هستند، بدون در نظر گرفتن اوضاع اقتصادی و خانوادگی خود به دنبال نیازهای غیرواقعی می‌روند و با اعتقاد بر این که اگر فلان مقام یا موقعیت را داشته باشم در جامعه مقبولیت بیشتری خواهم داشت، مرتباً اتومبیل یا وسایل منزل خود را ارتقا می‌دهند و در این میان رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون و فیلم‌های سینمایی نیز به این پدیده، بیشتر دامن می‌زنند تا جایی که چشم و هم چشمی بد و تقلید از لباس شروع می‌شود و به تدریج در تمام زمینه‌ها از قبیل مجالس میهمانی، معاشرت‌ها و رفت و آمدها حتی در انتخاب مسکن و وسایل زندگی تاثیر می‌گذارد.

       وقتی در یک جامعه ارزش‌ها تغییر پیدا کنند و داشته‌های مادی جای ارزش‌های معنوی را بگیرند، افراد برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی می‌کوشند خود را به ابزار روز مجهز سازند. آن‌ها می‌پندارند که داشتن این ابزار موجب می‌شود سریع تر پیشرفت کنند و بیشتر دیده شوند و این گونه سعادت و خوشبختی واقعی را تجربه کنند.

       ناآگاهی، تجمل گرایی، داشتن اعتقادات ضعیف، به دنبال مد بودن، غلبه احساسات بر تعقل، تبعیت از فرهنگ‌های بیگانه بدون شناخت و ارزیابی دقیق از آن فرهنگ، عدم تشخیص نیازهای واقعی خود، خانواده و جامعه، حاصلی جز چشم و هم چشمی بد و رقابت ناسالم در جامعه ندارد و مردم به جای تحقق کمالات اخلاقی و معنوی به سمت ثروت‌های قارونی و الگوبرداری از آن‌ها می‌روند و رقابت و مسابقه ناسالمی را رقم می‌زنند.

       بسیاری از مشکلات خانواده‌ها به خاطر چشم و هم چشمی در خرید وسایل و لوازم خانه در طول زندگی است، بعضی از زنان به منظور تعویض وسایل خانه و به دنبال تشریفات و ظواهر زندگی به خصوص در نزدیکی ایام نوروز، همسران خود را به هر زحمت و مشقتی می‌اندازند تا لوازم قدیمی خانه را عوض کند. اکثر زنان جامعه ما زنان قانعی هستند و در مقابله با مشکلات و مسائل سخت زندگی با شوهران خود همراهی می‌کنند ولی تعدادی هم هستند که در برابر خواست‌های خود گذشت نمی‌کنند، طمع و زیاده خواهی در زندگی، هم برای مرد و هم برای زن در بسیاری از موارد به بحران‌های جدی در زندگی‌های مشترک ختم می‌شود.

خطبه دوم

 خطیب جمعه چناران با اشاره به برگزاری ششمين كنفرانس بين‌المللى حمايت از انتفاضه فلسطين وبیانات مقام معظم رهبری دراین کنفرانس گفت :  در اهميت ششمين كنفرانس بين‌المللى حمايت از انتفاضه فلسطين همين بس كه رهبرى معظم انقلاب امام خامنه‌اى(مدظله‌العالى) شخصا در مراسم افتتاحيه اين اجلاس حضور يافتند و ضمن ايراد سخنان بسيار مهم ، راهبردى و اساسى ، شفاف‌تر از هر زمانى پرده از روى قصه پرغصه جهان اسلام و اندوه جانكاه مظلوميت اين ملت صبور برداشتند.

     قريب به ۷ دهه است كه بشريت شاهد بى‌سابقه‌ ترين ظلم تاريخ ، آن‌هم در منظر و مَرآى مدعيان حقوق بشر مى‌باشد، چراكه در هيچ برهه ‌اى از تاريخ، هيچ‌يك از ملتهاى جهان با چنين اقدام ظالمانه و سبعانه ‌اى مواجه نبوده‌اند كه در يك توطئه‌اى فرامنطقه ‌اى، كشورى به ‌طور کامل اشغال و ملتى از خانه خود رانده بشود! ۷۰ سال است كه دوست‌ نمايان دروغين به بهانه صلح و سازش، ملت مظلوم فلسطين را به ‌سان توپى از اين اجلاس به آن اجلاس بين‌المللى پاس مى‌دهند و از اين رهگذر، اين ملت مظلوم فلسطین است که همچنان در آتش فتنه‌انگيزى و جنايات اسرائيل مى‌سوزد.

       آنچه بيش از هر چيز دلها را به درد مى‌آورد، همراهى برخى كشورها و دولتهاى به ‌اصطلاح عربى و اسلامى منطقه است، آنان كه به ‌ظاهر فرياد دوستى با ملت فلسطين سر مى‌دهند اما به ‌واقع پاى سفره سازش و دريوزگى و بلكه جيره‌ خوارى رژيم صهيونيستى و حاميان بين‌المللى آن به ‌ويژه شيطان بزرگ آمريكا مى‌نشينند و اين روزها وقيحانه از صلح و سازش و رفاقت آشكار با اين غده سرطانى جهان اسلام دم مى‌زنند!

     سالهاست كه متأسفانه با توطئه مرموز مثلث شوم آمريكا، انگليس و اسرائيل و ميدان‌دارى و پشتيبانى همه ‌جانبه رژيم وهابى و سلفى آل‌سعود، آتش فتنه جنگ نيابتى در منطقه برافروخته گرديده است. آتش فتنه ‌اى كه تكفير و داعش پرچمدار آن بوده و ضمن نشان دادن چهره‌اى خشن از اسلام، بيش از هر زمان ديگرى رژيم صهيونيستى را در حاشيه امن قرار داده است. به ‌راستى از فتنه مسلمان‌كشى به بهانه ‌هاى واهى قومى و مذهبى، چه كسانى بيشترين سود را مى‌برند؟!

      چنانكه رهبرى حكيم و شجاع انقلاب اسلامى فرمودند، بحرانهاى موجود در چندين كشور اسلامى منطقه و زبانه كشيدن شعله ‌هاى جنگ قومى و مذهبى، موجب شده است تا حمايت از مسئله‌ ى فلسطين و آرمان مقدس قدس شريف كم‌رنگ گرديده و موضوع اول جهان اسلام يعنى اسرائيل غاصب به حاشيه و بلكه به فراموشى سپرده بشود. ولى از آن‌جا كه وعده الهى است: «اَنّ الارضَ يرثها عبادى الصالحون.»و نيز «و لن‌يجعل الله للكافرين على المومنين سبيلا.» به فضل الهى به‌زودى انتفاضه مقدس و مقاومت جانانه ملت بزرگ و هميشه زنده فلسطين به ثمر خواهد نشست و جهانيان شاهد اضمحلال و نابودى رژيم صهيونيستى خواهند بود. البته حمايت و پشتيبانى دولتها و ملتهاى مسلمان و آزادیخواه با هر گرايش و سليقه ‌اى بايد همچنان جريان داشته باشد و با هوشمندى و بصيرت، مسأله فلسطين و قبله اول مسلمين را در اولويت ويژه خود قرار بدهند.

     آنچه رهبرى عزيز انقلاب مبنی بر بروز و ظهور نشانه ‌هاى افول رژيم صهيونيستى و حتى ضعف فزاينده متحدان آن به ‌ويژه آمريكاى جنايتكار مطرح فرمودند، در واقع يك حقيقت راهبردى است كه به‌حق آن‌را نتيجه و ثمره مقاومت اسلامى بايد دانست كه مى‌رود تا با وحدت همه نيروهاى مقاومت فلسطين و با پشتوانه نصرت الهى در جريان انتفاضه سوم، شكستى جدى را به جبهه استكبار به‌ ويژه رژيم غاصب صهيونيستى تحميل نمايد.

      چه آنكه قدرت مقاومت يك ملت متحد و منسجم و انقلابى به ميزانى است كه قوى‌ترين قدرتهاى زورگو و پوشالی جهان را به زانو در مى‌آورد؛ بهترين گواه بر اين حقيقت، مقاومت و ايستادگى ملت بزرگ ايران اسلامى در طى ۳۸ سال پس از پيروزى انقلاب اسلامى است و به تبع آن راست ‌قامتى ملتهاى مسلمان و مظلوم لبنان، عراق، سوريه، يمن، بحرين و... كه با اراده آهنين خود مدعيان دروغين دمكراسى و حقوق بشر و آزادى و ائتلافهاى دروغين عليه تروريزم را به چالش كشيده و تسليم خود نمودند و اكنون درسى فراموش‌نشدنى به سران استكبار و عوامل وابسته منطقه‌اى آنان دادند.

      اکنون مقاومتهاى پى‌در‌پى غزه نه تنها اين منطقه از جهان اسلام را تبديل كرده است به قلعه شكست ‌ناپذير مقاومت، بلكه الگو و سمبلی است براى همه ملتهاى تحت ظلم و ستم جهان كه با اتحاد و انسجام ملى و ايستادگى و مجاهدتى همه‌ جانبه مى‌توانند بزرگ‌ترين قدرتهاى مادى دنيا را از پاى درآوردند و سربلندى و جاودانگى خود را تضمين نمایند.

     ایشان با اشاره به برگزاری اجلاس امنيتى مونيخ وسخنان بیهوده نمایندگان بعضی ازکشورها گفت :  در اجلاس امنيتى مونيخ، شاهد مواضع مشترك مقامات آمريكايى، رژيم صهيونيستى، تركيه و عربستان عليه جمهورى اسلامى ايران بوديم. هم‌ سويى مواضع مشترك اين كشورها عليه جمهورى اسلامى ايران، امرى تصادفى نيست و شواهد و قرائن فراوانى حكايت از هماهنگى‌هاى اين كشورها براى مهار نفوذ منطقه ‌اى ايران دارد.

      پنجاه و سومين نشست امنيتى مونيخ كه طى روزهاى گذشته برگزار شد، يك بار ديگر به سندى براى تطابق مواضع منطقه‌اى رژيم صهيونيستى و رژيم آل ‌سعود و همچنين لفاظى‌هاى پوچ دولتمردان آمريكايى تبديل شد، نشستى كه در آن نمايندگان واشنگتن، تل‌آويو، تركيه و رياض به ‌شدت ايران و سياست‌هاى منطقه ‌اى اين كشور در دفاع از محور مقاومت را هدف حمله و انتقاد قرار دادند.

      به نظر مى‌رسد دوگانه پول و قدرت، ارزش‌ها و مبانى حقوق بشر در جامعه بين‌الملل را تغيير داده است. اين ابزارها در دنياى امروز تلاش دارد در ميان افكار عمومى، ايران به‌عنوان يكى از جدى‌ترين حاميان ملتهاى منطقه در برابر رويكردهاى تروريستى را دشمن ، و دشمن صهيونيستى را دوست توصيف كند . پيش از اين نيز در رفتار محافل بين‌المللى شاهد اين موضوع بوديم، هنگامى كه در پى تهديدات عربستان به سازمان ملل، يونيسف اسم اين كشور را از ليست گروه‌هاى كودك‌كش خارج كرد.

       در همين راستا در حالى كه ماشين كشتار عربستان سعودى اين روزها جنايتهاى زيادى را بر ضد مردم‌ بى‌پناه يمن به ‌بار مى‌آورد و همين چند روز پيش بود كه بار ديگر با حمله به يك مراسم عزادارى در شهر ارحب تعداد زيادى از زنان و كودكان‌ بى ‌پناه را به كام مرگ كشاند، محمد بن نايف بن عبدالعزيز وليعهد عربستان سعودى از آژانس اطلاعات مركزى آمريكا نشان «جرج تنت»را براى «فعاليت‌هاى اطلاعاتى ويژه در زمينه مبارزه با تروريست و نقش گسترده در زمينه تحقق امنيت و ثبات بين‌المللى»گرفته است.

      اين اتفاقات ديگر براى جامعه جهانى به يك عادت تبديل شده كه گرگ خود را در جامه ميش ظاهر مى‌كند و با وجود اينكه همه از پشت پرده اطلاع دارند، اين طنز تلخ تاريخ معاصر آنقدر تكرار شده كه ديگر حتى كسى به اين مدالها خنده‌اش هم نمى‌گيرد.

      اما سخن بر سر اين است كه اولا اين جبهه ‌بندى ضد ايرانى به‌طور واقعى شكل بگيرد و ادامه پيدا كند و طرفهاى اين جبهه‌ بندى ريسك بالاى ضديت با ايران را پذيرفته باشند و ثانيا براى ايران امكان شكل‌دهى به يك جبهه متقابل وجود نداشته باشد. تجربه سوريه به‌خوبى نشان داد كه از يك‌سو توانايى ايران براى جبهه ‌سازى خيلى بيشتر از رقبا و دشمنان است و از سوى ديگر تداوم يك جبهه تا رسيدن به دستاورد استراتژيك كه لازمه موفقيت يك جبهه است، در طرف مقابل ايران امكان‌پذير نيست.

       روابط اخير مقامات كويت و عمان با ايران نشان داد كه عربستان حتى قادر به حفظ كشورهاى كوچك نزديك به خود در جبهه مشترك نيست و روابط پاندولى اردوغان با عربستان هم نشان داد كه تفكر برترى طلبانه هر يك از سه دولت صهيونيستى، سعودى و تركيه هم مانع ابقاى آنان در يك جبهه واحد مى‌شود.

       به هر روى حكايت جدا شدن خبيث از طيب كه يك رمز قرآنى در انقلاب ماست، امروز در جلوه منطقه ‌اى به كنار هم قرار گرفتن دولت «تركيه اسلام‌گرا.»با دولت «اسرائيل اسلام‌ستيز»و دولت «عربستان منافق»رسيده است اما در اين سوى ماجرا ايرانى ايستاده كه قدرت و تجربه موفق برهم زدن نقشه پيچيده قدرتهاى بزرگ را دارد پس بيايند ما آماده‌ايم!

         ایشان با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری دررسیدگی به مشکلات مردم ازجمله مردمی که گرفتارریزگردهاوسیل شدند گفت : در هفته‌اى كه گذشت ، كشور با مسائل و مشكلات خاصى از سنخ سيل و گرد و غبار و قطعى برق و آب و... در مناطق مختلف ازجمله در جنوب كشور مواجه شده بود كه متاسفانه بخش قابل توجهى از مردم جنوب كشور از اين موارد صدمه و آسيب ديده و در معرض سختى‌ها و مشكلاتى قرار گرفتند.

     وظيفه دولت و ساير نهادهاى كشور آن است كه تا حد توان و با حداكثر امكانات در خدمت مردم باشند و مشكلات را برطرف سازند و حتى اين توقع وجود دارد كه در مورد مشكلاتى كه مى‌توان از آنها پيش‌گيرى كرد، مسؤولان توجه داشته باشند و با درايت از بروز مشكلات پيش‌گيرى كنند.

       نكته مهمى كه متاسفانه گاه بروز مى‌كند، آن است كه برخى مسؤولان دست به فرافكنى زده و با متوجه كردن مسائل به ديگران، از زير بار مسؤوليت خود شانه خالى مى‌كنند. همين امر باعث شد كه رهبر معظم انقلاب اسلامى در ابتداى درس خارج خود تذكرى صريح به مسؤولان كشور بدهند و خاطرنشان كنند كه مشكلات و خسارتهاى شديد پديدآمده در اثر سيل و گرد و غبار در مناطق جنوب كشور، مسائل مهمى است كه همه مسؤولان بايد به آن توجه كنند و تأكيد کردند كه اين حوادث حقيقتاً دل انسان را مى‌خراشد و مسؤولان موظفند كه با فكر و كار و تلاش و همدلى با مردم، به اين مشكلات رسيدگى و براى علاج قطعى آن‌ها چاره‌انديشى و اقدام كنند و با انتقاد از برخى كه به‌جاى حل مسأله ريزگردها، مسؤوليت آن‌را متوجه گذشتگان مى‌كنند.

       وی درهمین راستا وبا اشاره به اظهارات نسنجیده بعضی ازفتنه گران که قصد گرفتن ماهی ازآب گل آلودخوزستان را دارندگفت : اظهارات نسنجیده وخلاف واقع مصطفی تاج زاده که گفته «حفظ اسد» يا «پاسداری از خوزستان» ؛ دوگانه‌ای است كه مصطفى تاج‌زاده، زندانی سياسي سال ۸۸ در مقابل هم قرار می‌دهد تا به مشكلات كنونی خوزستان واكنش نشان دهد! پاسداری از خوزستان وقتی از سپاه خواسته می‌شود، یعنی تأمین امنیت نظامی که اکنون خوزستان از این منظر امن است و همین نشان می‌دهد، سپاه در عین حضور در سوریه برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) و محور مقاومت، از عهده تأمین امنیت کشور هم برآمده است و اصل حضورش در سوریه مغایر با پاسداری از خوزستان و ایران نیست؛ بلکه اتفاقاً در راستای آن است.

       درباره بحث بودجه‌ حضور در سوریه بايد گفت، در این سالها كه سپاه مشغول جنگ نظامی در سوريه بوده، نه تنها با افزايش بودجه روبه‌رو نشده، بلكه از قضا دولت يازدهم سال به سال بودجه‌ اين نهاد را كاهش داده و البته همزمان با اين كاهش بودجه، هم ظريف و هم روحانى فخر نقش ايران در تأمين امنيت منطقه و به ویژه سوریه را هم در سخنان خود فروخته‌اند . آيا تاج‌زاده از درک همين مسائل ساده هم عاجز است يا آنكه بغض پاسداران انقلاب اسلامى و بغض نظام او را واداشته است كه اين طور مبتذل وظيفه‌ قوه مجريه را از سپاه پاسداران مطالبه كند؟

      درست در وسط همان تیترهای درشت و البته پر آب‌وتاب آشتی ملی! به یکباره یکی از چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلبان که هم در ماجراهای سال ۷۸، هم در روزهای پس از انتخابات ۸۸ و هم امروز در استفاده ابزاری از اعتدال و دولت یازدهم و سناریوی آشتی ملی از طراحان و بازیگران کلیدی و مؤثر بوده و هست، در صفحه شخصی خود در توئیتر جمله‌ای می‌نویسد که نه تنها در آن هیچ نشانی از آشتی و وفاق نیست؛ بلکه درست وحدت کشور، امنیت ایران اسلامی و نهادهای انقلابی و پیشرو را هدف قرار داده است.

       مصطفی تاج‌زاده از مسئولان دولت اصلاحات که به جرم حضور فعال در فتنه ۸۸ سابقه زندان را در کارنامه خود دارد، به بهانه مشکلاتی که بحران ریزگردها برای مردم عزیز، شریف و صبور خوزستان به وجود آورده است، می‌نویسد: «وقتی حفظ اسد مهم‌تر از پاسداری از خوزستان است، دیدن چنین وضعی دور از انتظار نیست.» این کلیدواژه شگرد تمام این سال‌های اصلاح‌طلبان بوده است؛ یعنی قرار دادن مردم در برابر مردم (نهادهای انقلابی) تا بیش از پیش مشخص شود که موضوع آشتی ملی تاکتیکی بیش نیست برای تحقق مقاصدی تازه!

     اما مهم‌تر از آن باید از آقای تاج‌ زاده پرسید که شرایط امروز خوزستان محصول مدیریت چه کسانی و در حوزه اختیارات کدام یک از مسئولان قرار دارد؟ رئیس سازمان محیط زیست کشور امروز کیست و چه سوابقی دارد؟ مگر غیر از این است که تأمین برق و آب و حل موضوعات زیست‌محیطی، از جمله مشکل ریزگردها در حوزه وظایف دولت است؟ در حالی که نیروهای انقلابی و نظامی، به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تأمین امنیت و ثبات در کشور و حراست از مرزهای جمهوری اسلامی ایران و حمایت از مظلومان و محور مقاومت در منطقه وظایف خود را به بهترین وجه ممکن به انجام رسانده‌اند، بهتر نیست شما نیز به جای ایجاد دوقطبی‌های دروغین و پوپولیستی به دوستانتان در دولت یازدهم یادآوری کنید که آنها هم وظایفی دارند و باید کاری انجام دهند؟

       وی با طرح این سوال که ببینید چه کسی طرح آشتی ملی رامطرح کرده است ؟ گفت :خاتمی طراح  " طرح آشتی ملی "است ، همان کسی که درفتنه 88 گفته بود : «ما باید یک بیانیه بدهیم مبنی بر اینکه ما این نتیجه را نمی‌پذیریم و پیشنهاد ابطال انتخابات را مطرح کنیم . ما دیگر نمی‌توانیم به هیچ دلیلی مردم را در صحنه بیاوریم»، «باور داشته باشید که رهبری از این جمعیت ترسیده است و همین نقطه درست جای فشار وارد کردن است» و «اگر در این انتخابات احمدی ‌نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می‌شود. اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره بر حوزه سیاسی و اجرایی کشور بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایان به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می‌شود. با شکست اصولگرایان باید قدرت آقای خامنه‌ای را مهار کرد.» این جملات و عبارات تنها بخشی از گفته‌های رسانه‌ای شده فردی است که این روزها نقش اول سناریوی «آشتی ملی» را بر عهده دارد! دیگر خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!

    چطور می‌توان از این شخص و هم ‌قبیله‌ای‌ هایش که سخنان و عملکردشان در سال ۸۸ در ذهن و یاد مردم ایران هست، پذیرفت که امروز نگران و دلواپس اتحاد و وحدت کلمه در برابر دشمن باشند، آیا می‌توان قبول کرد آنان که در روزهای پس از خرداد ۸۸ فراخوان وحدت و انسجام رهبر معظم انقلاب را نشنیدند و از حضور احساسی تعدادی از هموطنان‌مان مغرور شدند که باور کرده بودند تقلبی در کار است و با حمایت پنهان و آشکار از آن سوی مرزها، در پی آن بودند که ولی‌فقیه، ستون خیمه انقلاب و شخص اول ایستاده در برابر زیاده‌خواهی دشمن را تضعیف کنند، از آشتی ملی حرف به میان آورند؟!

       چگونه می‌شود پذیرفت این روزها فردی درباره ضرورت اتحاد و همدلی برای حفظ امنیت کشور سخن بگوید که در روزهای پس از انتخابات به القای دروغ بزرگ تقلب و به آشوب کشیدن تهران کمک کرد و به صراحت گفت که باید مردم را برای رسیدن به اهداف‌مان در خیابان نگه داریم! چگونه می‌شود؟!

          ایشان با اشاره به ایام شهادت حضرت زهرا (س) به روشهاى مبارزاتى آن حضرت در مواجهه با انحرافات ومعضلات اجتماعى‌

و سیاسی گفت : نگاه زيركانه و در عين حال نقادانه حضرت زهرا(س) به وضعيت پيرامونى خويش، از عمق دقت و وسواس حضرت نسبت به مسائل، معضلات و وضعيت جامعه حكايت مى‌كند و به‌ خوبى نشان مى‌دهد كه زنانگى تأثيرى بر حساسيت اجتماعى نمى‌تواند داشته باشد. شيوه مبارزاتى فاطمه زهرا (عليهاالسلام) دادن آگاهى و رشد سياسى به زنان مهاجر و انصار بود كه بدين‌وسيله آتش مبارزه درخانواده ‌هاى مدينه وارد مى‌شد.

     اين مبارز سياسى شكست ‌ناپذير كه تمام تاب و توان خود را در دفاع از حريم ولايت و امامت قرار داده بود، به‌علت تلاش بيش از حد، ناتوان شد. به‌همين‌دليل، پس از مدتى فاطمه زهرا (عليهاالسلام) به‌علت بيمارى و ضعف، در خانه بسترى شد. وقتى خبر بيمارى آن‌حضرت در مدينه پيچيد، زنان مهاجر و انصار كه وامدار تعليم و تربيت فرهنگى آن‌حضرت بودند، براى عيادت وى به خانه‌اش آمدند. وقتى از حال آن‌حضرت جويا شدند، از حال خود نگفت، بلكه در دفاع از حريم ولايت به سخن پرداخت و از سستى مردانشان سخن راند كه حق را فراموش كرده‌اند و سكوت اختيار نموده‌اند. بازتاب سخنان دخت پيامبر به‌تدريج در درون خانه ‌ها آتشى به پا كرد و انقلابى پرخروش را جهت داد كه به حريم خانه ‌ها راه يافت و نطفه‌ هاى آگاهى و شعور را بارور كرد.

     اين شيوه مبارزه نشان مى‌دهد اگر در جامعه ‌اى به‌جاى مشغول ساختن زنان به خود، كار فرهنگى و فكرى صورت گيرد و به آنان آگاهى سياسى داده شود، آنان بهتر مى‌توانند بدون تعارفهاى ديپلماتيك و بازیهاى سياسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. براى نمونه حضرت زهرا(س) در نقد مردمان عصر تحريف، خطاب به زنان عيادت‌كننده‌ اش مى‌گويد: «به خدا دنياى شما را دوست نمى‌دارم و از مردان شما بيزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آنچه كردند ناخشنودم! چون تيغ زنگار خورده نابرّا و خشم خدا را به خود خريدند و در آتش دوزخ جاويدند..»فراتر از نقد، اهتمام فاطمه زهرا(س) به طرح جايگزين براى وضعيت نامطلوب موجود، اوج آگاهى سياسى اجتماعى يك زن را به نمايش مى‌گذارد؛ آن‌جا كه مى‌فرمايد: «به خدا سوگند، اگر پاى در ميان‌ می‌نهادند و على را بر كارى كه پيغمبر به‌عهده او نهاد، مى‌گذاردند، ايشان را به راه راست مى‌برد و حق هر يك را به او مى‌سپرد. چنان‌كه كسى زيان نبيند و هر كس ميوه آنچه كشته است، بچيند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سير و زبونان در پناه صولت او دلير مى‌گشتند. اگر چنين مى‌كردند درهاى رحمت از زمين و آسمان به روى آنان مى‌گشود اما نكردند و به زودى خدا به كيفر آنچه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود.»

          ایشان با اشاره به هفته امورتربیتی گفت : از ديدگاه اسلام، تربيت يعنى به فعليت رساندن قواى انسان، استعدادهاى او و ايجاد تعادل و هماهنگى در آنها براى رسيدن به كمال مطلوب ؛ يعنى قرب به خدا ، ابتداى فصل دوم سند تحول بنيادين آموزش و پرورش نيز آمده است: «وزارت آموزش و پرورش مهمترين نهاد تعليم و تربيت رسمى عمومى، متولى فرآيند تعليم و تربيت در همه ساحت‌هاى تعليم و تربيت، قوام‌بخش فرهنگ عمومى و تعالى‌بخش جامعه اسلامى براساس نظام معيار اسلامى با مشاركت خانواده، نهادها و سازمان‌هاى دولتى و غيردولتى است.»

      دانش‌آموز در تراز انقلاب اسلامى بايد از نظر علمى، انسانى خلاق، فكور، مبتكر و اهل ايده و از نظر اخلاقى متعهد، خوش‌خلق، خوش‌قول، اهل تعاملات اجتماعى و آماده براى ورود به زندگى اجتماعى باشد . ما چقدر توانسته ‌ايم در اين‌راه قدم برداريم؟ با نگاهى به اوضاع اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى مى‌توان به پاسخ اين پرسش پى برد . وقتى نظام تعليم و تربيت كار خود را به‌درستى انجام دهد ، طبيعتاً بازخورد آن بايد در جامعه به‌وضوح ديده شود . رشد علمى، فرهنگى و اقتصادى كشور نشان از يك آموزش و پرورش پويا و با رويكرد كيفيت بخشى است.

        معلمان اثرگذارترين و اساسى‌ترين عنصر نظام تعليم و تربيت يك كشور هستند . هرچه به اين قشر زحمتكش و ارزشمند توجه شود، آثار آن در تربيت دانش‌آموزان ديده خواهد شد. ارتقاى سطح دانش معلمان از ضروريات اين مهم است. اگر مى‌خواهيم كلاسى پويا داشته باشيم، بايد از معلمانى پويا و آشنا به علم روز برخوردار باشيم . بعد از آن محتواى كتب آموزشى نقش به ‌سزايى در تربيت انسان دارد . محتواى آموزشى بايد براساس نيازهاى آموزشى جامعه اعم از نيازهاى فردى و اجتماعى و همچنين اولويت‌ها و مقاصد و اهداف بر اساس سياستها و خط‌مشى‌ هاى مورد نظر، اطلاعات و دانش مطابق با نيازها، وسايل و ابزارهاى لازم براى تحقق اهداف باشد.

         با توجه به نقش مؤثر و خطير معلم در حوزه ‌هاى مختلف سياسى، اجتماعى، تربيتى و غيره، جايگاه معلم در توليد گفتمان انقلاب اسلامى بر كسى پوشيده نيست ،  چراكه معلم به ‌عنوان طلايه دار عرصه مبارزه با جهل، تباهى، خوى استكبارى بيدادگران و ستمگران تاريخ توانسته و مى‌تواند به ‌عنوان تدوين‌كننده و مولد شاخصهاى تفكر انقلابى، آن‌ هم تفكر انقلاب اسلامى نقش خود را به‌خوبى و شايستگى ايفا نمايد.

          از مهم‌ترين و حساس‌ترين مواردى كه معلم‌ می‌تواند در اين گفتمان نقش‌آفرينى كند، آموزش تفكر استكبارستيزى و استقامت در اصول و مبانى انقلاب اسلامى است . معلم به‌عنوان عنصر فرهيخته اجتماع با بصيرت ، علم، اخلاص و تهذيب نفس و عمل‌گرايى مى‌تواند به ‌عنوان سرلوحه و سرمشق دانش‌آموزان، تفكر استكبارستيزى و مقابله با نظام سلطه را به ايشان آموزش دهد و اين مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر اين‌كه همه در زير چتر ولايت و رهبرى گرد آمده و اصل مترقى ولايت فقيه و فرمانبردارى از آن‌را به‌ عنوان تداوم خط سرخ تشيع علوى دنبال نمايند.

      در زمان كنونى ، نقشه راه آموزش و پرورش همان چيزى است كه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى و در منويات مقام معظم رهبرى تدوين و تبيين شده است و آن‌ چيزى نيست جز سند تحول بنيادين در آموزش و پرورش كه اگر به‌درستى اجرا گردد و تمام مؤلفه ‌هاى آن اعم از نيروى انسانى، فضاهاى آموزشى و غيره مدنظر قرار گيرد و يك عزم ملى و مديريت جهادى در تمام سطوح كشور براى اجرايى نمودن آن بسيج گردد، مى‌تواند كودك ۶ ساله آماده ورود به دبستان ما را به انسانى كامل بدل نمايد كه جميع جهات انسانى و الهى را داشته باشد. پرورش چنين موجودى مى‌تواند تمامى شاخص‌هاى گفتمان تفكر انقلاب اسلامى را به دنيا عرضه نموده و اسلام ناب محمدى(ص) را در جامعه جهانى متجلى نمايد.

 

اخبار
ارتباط با امام جمعه