چهارشنبه 1396/7/26 - 11 : 11
مشخصات امام جمعه
مظفر تاجی
مظفر تاجی
چناران
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/7/14
خطیب جمعه چناران: در راه تحقق اهداف انقلاب، کمبود نیروی جوان نداریم/ با تشکیل کردستان مستقل، کیان و هویت صهیونیست به خطر می‌افتد

خ

خطبه اول

خطیب جمعه چناران بعد ازتوصیه به تقوی درادامه مباحثشان به اهتمام ائمه معصومین (ع)جهت زنده نگهداشتن عاشوراگفت :

ترغيب شاعران به سرودن شعر و مرثيه‏

     برپايى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثيه از عباداتى است كه داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «الحمد لله الّذى جعل فى النّاس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى لنا؛حمد و ستايش خداوندى را كه در ميان مردم كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آيند و ما را مدح مى‏كنند و براى ما مرثيه مى‏خوانند».اين نشان دهنده جايگاه «مرثيه» و «مدح» در فرهنگ شيعه و در راستاى احياى فرهنگ اهل بيت(ع) است.

          بيان مصايب و مراثى سرور شهيدان امام حسين (ع) به اندازه‏اى مهم و ضرورى است كه پيشوايان معصوم(ع) همواره بدان سفارش كرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و ياد آن امام(ع) به اين شيوه شده‏اند. آنان خود نيز بدين امر پاى‏بند بوده و در بزرگداشت اين واقعه جانسوز قلبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند.

           ائمه دين خواستند قيام امام حسين(ع) به صورت يك مكتب و به صورت يك مشعل فروزان هميشه باقى بماند. اين يك چراغى است از حق، از حقيقت دوستى و از حقيقت خواهى. اين يك ندايى است از حق‏طلبى، از حرّيت و آزادى، اين مكتب آزادى و اين مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى هميشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار(ع) كه اين دستور صادر شد، سبب شد كه جريان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آيد. نام امام حسين(ع) شعار انقلاب عليه ظلم گشت، يك عدّه شاعر انقلابى به وجود آ مدند مانند: كميت اسدى، دعبل خزايى، سيّد حميرى و...كميت اسدى مى‏دانيد كيست؟ همان كسى كه با اشعارش از يك سپاه بيشتر براى بنى اميّه ضرر داشت.

        اگر شما به کاشان سفر کردید قبر مقبل را زیارت کنید. مقبل بعد از محتشم کاشانی می زیسته است. اصل اسمش مقبل نبوده است، ظاهرا محمد شیخا بوده.

ایشان یک روز عاشورا در گوشه ای ایستاده بود و به دسته های سینه زنی نگاه می کرد.دسته های سینه زنی این شعر را می خواندند (عزا عزا است امروز، روز عزاست امروز، در کربلای پر خون، زهرا(س) صاحب عزا است امروز) شعر مقداری ناهماهنگ بود. مقبل هم شعر مردم را مسخره می کند و این نوحه را دست می اندازد.بعد از آن دچار بیماری جذام می شود و مورد نفرین اطرافیان قرار می گیرد. او را می برند و در خرابه ای می اندازند.

        مقبل محرم سال بعد هر طوری که شده خود را به نقطه ای می رساند که هیئت ها را ببیند. وقتی می رسد باز همان شعار سال گذشته را مطرح می کنند.دلش می شکند و منقلب می شود و دو سه بیت به آن شعر اضافه می کند. با طرح این دو سه بیت که اضافه می کند، انقلابی در وجود او ایجاد می شود و به شدت اشک می ریزد و مدام گونه هایش را به خاک می مالد و گریه می کند و می گوید: به رسم کربلا من هم مثل اباعبدالله(ع) که نقل می کنند در آخرین لحظه ها وقتی داشت به شهادت می رسید، حالتش حالت سجده مانند بود. خودش را این طوری انداخته بود روی خاک و گونه ها را به خاک می مالید و ناله می کرد.

       مقبل بعد از این ناله ها شب در عالم خواب دید محفل و مجلس بسیار بزرگی آماده است و همه نشسته اند که در همین موقع محتشم کاشانی وارد شد. رسول خدا به محتشم فرمود:«شعرت را بخوان.»(اینجا لازم است نکته ای را متذکر شوم و آن اینکه، مصراع اول شعر محتشم از پیغمبر است ولی همه فکر می کنند از محتشم است. جریان از این قرار است که پسر محتشم از دنیا می رود و او در رثای فرزندش شعر می گوید. شب رسول خدا(ص) را در خواب می بیند. رسول خدا(ص) به او می فرماید:«تو برای بچة خودت شعر گفتی، چرا برای فرزند من شعر نمی گویی.» محتشم به رسول خدا(ص) می گوید من تا به حال در این حوزه شعر نگفته ام و این توانایی را ندارم. پیغمبر(ص) به او می گوید پس بنویس:«باز این چه شورش است که در خلق عالم است» این هدیه من به تو. حالا بلند شو و بنویس. محتشم از خواب که بلند شد، این شعر را ادامه می دهد و این می شود که ترکیب بند معروفی که همه شما دیده و شنیده اید و امروز به برکت اخلاصی که در سرودن آن بوده است ذکر می شود و نصب دیوارهای ما شده است.

 

          رسول خدا به محتشم فرمود:«برو بالا و شعرت را بخوان». محتشم می رود پلة اول. رسول خدا فرمود:«برو بالا، پلة دوم» باز فرمود:«برو بالا پلة سوم» باز فرمود:«برو بالا». پیغمبر فرمود:«چون برای فرزندم حسین شعر گفتی حق داری بالای بالا بنشینی. حالا شعرت را بخوان.» محتشم شعرش را خواند و حال مجلس عوض شد. صدای گریة زنان از پشت پرده شنیده شد.  پیغمبر(ص) فرمود:«دیگر کافی است و محتشم شعرش را قطع کرد و هدیه اش را از دست پیغمبر(ص) دریافت کرد.»

        مقبل هم در آن مجلس حضور دارد و باخودش می گوید می دانم به خاطر بی حرمتی که کردم مرا در این مجلس تحویل نمی گیرند. می گوید در این موقع دیدم از پشت پرده صدایی می آید .حضرت زهرا(س) به پیغمبر(ص) فرمود: «درست است که ایشان خطایی کرده، اما شعر کوچکی برای حسین من گفته است. به او اجازه دهید برود روی منبر بنشیند و شعرش را بخواند.»

مقبل می گوید من از منبر بالا رفتم، اما به خود اجازه ندادم، خیلی بالابروم.چند پله ای که رفتم، نشستم و شعرم را زمزمه کردم. مقبل شعرش را که می خواند می اید پایین و می گوید من هدیه ام را اول از پیغمبر(ص) گرفتم که گفت:«دیگر اسم تو را مقبل گذاشتم و مقبل یعنی خوشبخت و هر کس برای حسین من شعر بگوید، مقبل است. تو خوشبختی چون برای حسین من شعر سروده ای.» بعد می گوید من هدیه ام را از حضرت زهرا گرفتم. مقبل هم شفا پیدا می کند و هم پس از آن ماجرا شعر می گوید و دیوان شعر ایشان موجود است.

خطبه دوم

     خطیب جمعه چناران با اشاره به ایام اسارت خاندان رسول الله(ص) به نقش زينب (س) و كاروان اسراى آل الله‏ در شكست جنگ نرم يزيديان‏ اشاره وگفت : در طول تاريخ، حكومت‏هاى ستمگر براى تثبيت قدرت خود، برنامه‏ هايى را به مرحله اجرا مى‏گذارند؛ در اين ميان، «حذف رقيبان و مخالفان» در سرلوحه اقدامات آنان بوده است. حال اگر شخصيت رقيب و مخالف، از جايگاه بالا و والايى در عرصه‏ هاى سياست، ديانت، دانش و اقتصاد برخوردار باشد؛ در مرحله نخست به «ترور شخصيتى» او می‏پردازند تا «افكار عمومى» را براى ترور فيزيكى‏اش راضى و قانع كنند.

     براى ترور معنوى و شخصيتى اين رقيبان، حاكمان ستم ‏پيشه از طريق «تطميع و تهديد»، نفوذ و قدرت رسانه‏ها را به استخدام مى‏گيرند تا افكار عمومى به ترور و حذف فيزيكى افراد حقيقى و حقوقى، واكنشى و اعتراضى نشان ندهند و نواى حق‏ طلبى آن‏ها هم به گوش كسى نرسد.

     زينب(س) با احاطه كامل بر جريان‏هاى سياسى، فرهنگى و تبليغى منجر به سلطه و استبداد امويان، عمدتاً مشغول آگاهى‏ بخشى مردم و رسوا كردن اين خاندان بود. او رويارويى اسلام اصيل و اسلام دروغين را مواجهه اسلام و كفر مى ‏دانست و در اين منظر، حقايق تاريخى را آشكار و روشن مى‏كرد. از نگاه حضرت زينب(س) حوادث بزرگى مثل جنگ صفين، شهادت امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و اسارت خاندان نبوى همگى جز محصول عقده‏ گشايى و خوارى و حقارت خانواده ابوسفيان نيست، زيرا اين خاندان؛ ضربه‏ هاى مهلكى از آموزه‏هاى نظام اسلام خورده ‏اند. آنان گرفتار انتقام كور تاريخى شده‏اند.

       به‏ همين ‏دليل حضرت زينب (س) در شيوه تبليغى خود، خاندان اموى را رسوا و ادعاهاى پوچ وبى‏ اساس آن‏ها را در تاريخ بر ملا مى ‏كند. حضرت زينب(س) تباهى، فساد و فسق آن خاندان را كه به‏نوعى تداوم روحيه‏ها و هويت جاهلى است، آشكار مى‏كند.

          وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری د دیدارخانواده شهید مدافع حرم شهید محسن حججی با ایشان گفت : شايد برخى تصور كنند كه در دوران كنونى، حفاظت از انقلاب اسلامى و اهداف و آرمان‏هاى آن چونان دهه‏ هاى قبلى ممكن نيست چراكه انقلاب اسلامى ايران بر دوش جوانان صورت گرفت و با نيروى جوانان به پيروزى رسيد و با هنرنمايى آن‏ها در صحنه‏ هاى جهاد و شهادت و ايثار باقى ماند. سنگينى عّلّم انقلاب و آرمان‏هاى بزرگ آن ‏را كه پيران و بزرگان انقلاب به آن معنى بخشيدند، بازوى پرتوان جوانان و دل پر جوش و خروش آن‏هاست كه تحمل مى‏ كند و نيروى جوانانه ‏ى انقلابيون است كه اهداف انقلاب را محقق مى‏سازد و اين جوانان از اصلى ‏ترين اهداف و آماج حملات دشمن در شبيخون فرهنگى كنونى هستند.

      در سالهاى اخير و با گسترش دايره هجوم فرهنگى غرب و سبك زندگى غربى، بارها و بارها رسانه ‏ها و مراكز تبليغى دشمن سعى كرده‏اند كه برتری فكر و فرهنگ غربى را بر نسل جوان ايرانى به رخ بكشند و به تبع آن برخى از دوستان دلسوز اما ناآگاه داخلى نيز مدعى شده‏اند كه اهداف انقلاب اسلامى در ميان نسل جوان ايرانى جايگاهى ندارد. اين‏ها با تكيه بر شواهدى از دنياطلبى و رفاه ‏زدگى يا فساد و تباهى در ميان جوانان و گرايش به مدها و رفتارهاى غيراسلامى، مدعى مى ‏شدند كه تحقق اهداف انقلاب با كمبود نيروى جوان مواجه خواهد شد.

        در ارزيابى اين تصور چنان ‏كه ذكر شد بايد خاطرنشان كرد كه البته برخى از شواهدى كه اينان به آن استناد مى‏كردند، دروغ نبوده و بهره‏هايى از واقعيت دارد اما به مقتضاى اين اصل عقلى كه به‏ صورت ضرب‏المثل فارسى درآمده است: عيب گل جمله بگفتى، هنرش نيز بگو؛ مى‏ توان بيان داشت كه اين تحليل و تصور در باب جوانان ايرانى ناقص و نادرست است.

       بلى، در ميان نسل جوان، فساد راه يافته و مشكلات اخلاقى، رفتارى و اجتماعى در اين عرصه كوچك و قابل اغماض نيست اما اين تصور دقيق و درست و كاملى از واقعيت نسل جوان امروز نيست. همان‏ طور كه نبايد نسل جوان ديروز را نيز يك‏ جانبه و فارغ از هر خطايى تحليل كرد و پنداشت. شهادت شهيد حججى و اقبال عمومى دلهاى مردم به اين شهيد راه خدا و گرايش قلبى جوانان به او و راه و منش او نشان داد، حمايت از آرمان‏هاى انقلاب در جوانان امروز زنده است. باز هم نبايد افراط و تفريط كرد و با اين نشان آشكار اقبال جوانان به اهداف انقلاب، منكر وجود مشكلات عديده عقيدتى، رفتارى، اخلاقى و... شد ولى بايد دانست كه اين تصور كه نسل امروز نمى ‏تواند تداوم ‏بخش موفقيت‏ها و حافظ دستاوردهاى نسل‏هاى قبلى باشد، غلط است. نسل امروز جوان ايران اسلامى اگر از نسل‏هاى قبلى جلوتر نباشد، عقب‏ تر نيست.

         وی با اشاره به دیداردست اندرکاران وکارگزاران حج ، با مقام معظم رهبری وفرمایشات ایشان در این دیدار گفت : برگزارى مراسم حج امسال به لطف خداى متعال و با تلاش جدى مسؤولان ايرانى و دست ‏اندركاران كشورمان به‏ خوبى صورت گرفت و علیرغم تلاش‏هاى عربستان در ايجاد مشكل در مراسم حج، به لطف خدا حجاج ايرانى با سلامت و عزت به كشور بازگشتند. در اين ميان حكومت سركوبگر و جنايتكار عربستان كه از كشتار حجاج و مسلمانان در حج و غير آن ابايى نداشته و سابقه ‏ى جنايتكارى خود را در حج خونين سال ۶۶ و ۹۴ و در كشتار مسلمانان يمن و بحرين نشان داده است، تبليغاتى عظيم را عليه كشورمان به‏ راه انداخته است كه نيازمند برخورد مدبرانه و روشنگرى و فعاليت تبليغاتى فعال و تهاجمى از سوى كشورمان است.

      البته حكومت عربستان سعودى كه مظهر تحجر و سركوبگرى و يك حكومت قبيله ‏محور ضد انسانى است، در اين تبليغات تنها نيست. دستگاه‏هاى عريض و طويل تبليغاتى و قدرت هيولايى دستگاه رسانه‏ اى غرب نيز در اين مسير به رژيم سفاك عربستان كمك‏ می‏کنند تا ناجوانمردانه ‏ترين شيوه‏هاى تبليغاتى را عليه نظام اسلامى ما به‏كار بگيرند.

        تأكيد رهبر معظم انقلاب اسلامى بر فعاليت روشن‏ گرانه، فعال و تهاجمى، نشان از آن دارد كه نظام اسلامى ما نبايد در اين عرصه ابتكار عمل را از دست بدهد و حالت انفعالى به خود بگيرد. فرو رفتن در لاك دفاعى، خود يك اشتباه اصلى و مهم است.

           وی باتبریک هفته نیروی انتظامی به سبزپوشان امنیت و آرامش وملت بزرگ ایران کفت : نيازى به استدلال نيست كه پليس، به‏ويژه پليس جمهورى اسلامى ايران، براى به سامان رساندن خرسندآميز و رضايت‏بخش ماموريت پر اهميت ايجاد و بسط امنيت و نظم در جامعه، از يكسو نيازمند اقتدار است، آنهم اقتدارى كه از چابكى، قدرت نرم، هوشمندى و جذابيت اخلاقى آن سر منشا دارد و از ديگر سو نيازمند برخوردار شدن از توانمندى‏ها، قابليت‏ها و پتانسيل‏هايى است كه از آن تحت عنوان مهارت حرفه‏اى ياد مى‏شود و البته ناگفته آشكار است كه اين‏ها تنها نيمى از زمينه‏ها و بسترهاى موفقيت پليس را فراهم مى‏سازند. نيم ديگر كارآمدى پليس جمهورى اسلامى ريشه در سرمايه اجتماعى آن دارد.

        چنان‏ چه سرمايه اجتماعى را با مولفه‏هاى مهمى همچون اعتماد عمومى، آگاهى و آمادگى براى مشاركت تعريف كنيم، بى‏درنگ اذعان خواهيم كرد كه پليس بيش از هر سازمان ديگرى، نيازمند سرمايه اجتماعى است. چه، اولاَ بسيارى از پديده‏هايى كه پليس به مداخله درآن‏ها مى‏پردازد ماهيت اجتماعى دارند و لاجرم بدون همكارى، همراهى و همگامى يكايك شهروندان جامعه، مداخله پليس در آن پديده‏ها كمتر موفقيت حداكثرى را نصيب او و البته نصيب كل جامعه خواهد كرد. ثانياَ: دير زمانى است كه ثابت شده است كه هيچ پديده كجروانه اجتماعى از ميان برنمى‏خيزد مگر آن‏كه جامعه فشار هنجارى خود را معطوف آن سازد. ناگفته پيداست كه جامعه تنها زمانى در برابر پديده هاى كجروانه و انحرافى چنين رويكردى را پيش روى خود قرار خواهد داد كه از يكسو از ماهيت اين پديده‏ها و نيز از حيطه‏هاى پرشمار كنش‏ورى پليس خود آگاه شود و از ديگر سو به پليس در تقابل با پديده‏هاى هنجارشكنانه و قانون‏گريزيانه اعتماد كامل بورزد.

      اختصاص هفته‏اى از ۵۲ هفته سال به ناجا فرصت مغتنمى است تا اين نيرو هم مردم عزيز كشور را از فعاليت‏هاى پرشمار و متنوع خود آگاه سازد و هم توانمندى‏ها و مهارت‏هاى حرفه‏اى و روزآمدى خود را به سمع و نظر همگان برساند، هم بسترهاى همفكرى و همگامى شهروندان فهيم و مسؤول را با پليس‏هاى تخصصى نشان دهد و هم اعتماد پديد آمده را دو چندان سازد و موجبات رضايت خاطر مردمان عزيزمان و حضرت دوست فراهم شود.

         آرزوى هميشگى انسان‏ها، دنيايى سراسر صلح و آرامش بوده است، ولى بشر با همه تلاش‏ها، هنوز نتوانسته بر اين آرزو جامه عمل بپوشاند. هميشه عده‏اى با زير پا گذاشتن ارزش‏ها، هنجارها و رسوم اجتماعى، حريم جامعه را نقض و چهره آن‏را آلوده‏اند. وجود اين افراد با توجه به زيان‏هايى كه از لحاظ فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى بر پيكر اجتماع وارد مى‏كنند، نياز به يك نيروى مقابله‏گر را بيش‏تر روشن مى‏سازد. «نيروى انتظامى» نياز يك جامعه آرمانى است و همه انديشمندان اجتماعى بر ضرورت وجود چنين نيرويى در تمام جوامع تأكيد دارند؛ نيرويى كه با اقتدار در برابر اخلال‏گران نظم و امنيت ايستاده و تيشه بر ريشه‏هاى ظلم و فساد مى‏كوبد تا ارمغان‏آور آرامش و عدالت باشد. امنيت، اعتماد، سلامت، پويايى و نشاط، ثمره حضور نيروى انتظامى در جامعه است.

       وی با اشاره به اهداف برگزاری همه پرسی دراقلیم کردستان عراق گفت : يكى از انگيزه‏هاى مسعود بارزانى و حزب دموكراتيك كردستان عراق در انجام همه ‏پرسى، اين بود كه آن‏ها اين همه ‏پرسى را به ابزارى براى كسب اعتبار مردمى براى خود و به دردسر انداختن رقباى كُرد خود در داخل و خارج از اقليم كردستان تبديل کنند.

          نكته بسيار مهم اين‏ كه سران تل آويو از اين نكته غافل شده‏اند كه نزديكى به مرزهاى ايران، نه تنها منافع و امنيت آن‏ها را تأمين نمى‏كند، بلكه بالعكس موجب تهديد بيشتر كيان و هويت آنان خواهد شد. اگر سران صهيونيست سرزمين‏هاى اقليم را حيات خلوت خود مى‏دانند، در واقع خود را زير سيطره اطلاعاتى - امنيتى ايران قرار داده‏اند و به اين ترتيب دشمن شماره يك جمهورى اسلامى با پاى خود به دام اطلاعاتى - امنيتى ايران افتاده است.

        هرچند كردهاى اقليم كردستان عراق نخستين گام را در جهت تشكيل كردستان مستقل برداشتند، اما همه‏ پرسى لزوما و به سرعت، به تشكيل كشور مستقل كُردى منجر نخواهد شد. اولين مانع مهم پيش روى كُردها، شناسايى از سوى جامعه بين‏الملل است كه مستلزم يك پروسه طولانى سياسى و حقوقى است لذا كردها تا رسيدن به استقلال راه طولانى و دشوارى پيش رو دارند.

         در وهله بعدى، كردها بايد مشكلات و چالش‏هاى مربوط به مرحله پس از همه ‏پرسى را حل كنند كه با توجه به حجم مشكلات و پيچيدگى‏هاى آن، در كوتاه ‏مدت و حتى ميان‏مدت، امكان ‏پذير نيست. اين موضوع در كنار مشكلات اقتصادى و محصور بودن اقليم كردستان در ميان سه كشور مخالف استقلال، آينده بسيار سختى را پيش روى كردها قرار داده است و البته مسعود بارزانى با آگاهى از اين مشكلات، تنها به‏ دنبال كسب وجهه و قهرمان ‏بازى است كه هيچ تأثيرى در حل مشكلات مردم اقليم كردستان ندارد.

         وی درهمین راستا وبا اشاره به سفررییس جمهورترکیه به تهران گفت : اين سفر در راستاى همكارى‏هاى منطقه ‏اى و بالاخص موضوع همه ‏پرسى اقليم كردستان خواهد بود. همگرايى تركيه و ايران در شرايط حساس منطقه نشان از همكارى‏هاى گسترده دو كشور در عرصه‏ هاى مختلف مخصوصا مسايل امنيتى دارد. در رابطه با مسايل موجود بايد به چند نكته توجه كرد:

-       همكارى‏هاى منطقه‏اى بين كشورهاى منطقه بايد با هماهنگى دولت مركزى عراق و در چارچوب قوانين اين كشور صورت گيرد.

-        بعد از برگزارى همه ‏پرسى يك نوع همگرايى گسترده‏ اى بين كشورهاى ايران، تركيه و عراق صورت ‏گرفته و مواضع مهم مرجعيت در خصوص محكوميت همه ‏پرسى نشان از درك مشترك كشورهاى منطقه نسبت به موضوع همه ‏پرسى است.

-       همكارى‏هاى منطقه ‏اى بايد با اجماع همه كشورها صورت گيرد. بدين‏معنى كه چنانچه اقدامى صورت گيرد، همه كشورها با هماهنگى يكديگر به اين امر همت گمارند

         وی با اشاره به حادثه تروریستی لاس وگاس آمریکا گفت : كشتار لاس وگاس چه  یک حمله تروريستى توسط داعشى‏ها باشد و چه يك كشتار كور توسط جنايتكارى‏ بى ‏رحم، در آينده نیزتكرار خواهد شد، زيرا زمينه وقوع چنين حوادث خونبارى در جامعه آمريكا وجود دارد. اگر ادعاى داعش براى برعهده گرفتن كشتار دستكم ۵۸ تن در لاس وگاس اثبات شود، اين موضوع نشان مى ‏دهد كه آمريكا بار ديگر زير حملات تروريستى قرار گرفته است.

       در هر صورت بايد گفت اگر ادعاى داعش در خصوص حمله اخير در لاس وگاس صحيح باشد اين يعنى آمريكا با تمام تجهيزات امنيتى و بررسى‏ هاى دقيق داخلى براى كنترل ورود مهاجران هنوز حرفى براى گفتن در زمينه كنترل تروريسم ندارد. در بعد ديگر نيز توجه به اين نكته ضرورى است كه با وجود آزادى حمل سلاح در آمريكا و وقوع كشتارهاى اين‏ چنينى، ديگر نيازى به عوامل خارجى تروريستى مانند داعش نيست و به ‏نوعى داعش داخلى در سراسر ايالات متحده همواره وجود دارد.

         تيراندازى و خشونت مسلحانه در حالى هر سال جان هزاران آمريكايى را مى‏گيرد كه لابى قدرتمند اسلحه و حاميان آن در دستگاه‏هاى اجرايى و كنگره آمريكا از تصويب و اجراى قوانين بازدارنده و ضد حمل آزادانه سلاح در آمريكا، به ‏دليل منافع شخصى جلوگيرى مى‏كنند.

        وی با اشاره به پررنگ شدن حضورداعش درافغانستان گفت : در حالى كه داعش در شامات نتوانست به دستاوردهاى از پيش تعيين شده خود دست ‏يابد و تا حدود زيادى تحت فشار نيروهاى محور مقاومت قرار گرفته است، پيدايش و گسترش داعش در افغانستان اين سؤال را به ذهن متبادر می‏سازد كه تقويت داعش در افغانستان به نفع چه بازيگرانى خواهد بود؟

     مهمترين بازيگرى كه در حمايت از داعش در افغانستان نفع مى ‏برد، آمريكا است. شايد آمريكا و ناتو وانمود كنند كه در ظهور داعش و گسترش آن دخالت چندانى نداشته‏ اند، اما تجربه ثابت كرده است كه غربى‏ها موج‏ سوار خوبى هستند و از هر پديده و جريانى به نفع خود بهره ‏بردارى مى‏كنند. براى غرب فرقى نمى‏كند طالبان باشد يا القاعده، داعش باشد يا شبكه حقانى و.... مهم اينست كه در درجه اول منافعش توسط اين گروه‏هاى افراطى - تروريستى تهديد نشود و در درجه دوم بتواند از اين گروه‏ها به نحو احسن و بر عليه كشورهاى مخالف حضور ناتو يعنى ايران، روسيه و چين استفاده كند.

     واقعيت اين است كه آمريكا براى تداوم اشغال افغانستان به گروه‏هاى تروريستى داعش نيازمند است. اين در حالى است كه پايگاه اصلى داعش در ننگرهار، در كنار پايگاه نيروهاى آمريكايى در همين شهر استقرار يافته و به ‏نوعى داعش با حمايت‏هاى مستقيم و غيرمستقيم آمريكا، در افغانستان نفوذ كرده است.

      گسترش داعش مى ‏تواند نوعى تهديد بالقوه را در محيط آشفته افغانستان جرقه زند. تهديدى كه به نظر مى‏رسد تا كنون از طرف دولت اشرف غنى چندان جدى گرفته نشده است. كشورى كه در حال حاضر درگير معماى امنيت و صلح با طالبان است، توان رويارويى با تنش‏هاى قومى و مذهبى جديد را ندارد. از طرفى ديگر، داعش مى‏ تواند شكاف‏هاى مذهبى - قوميتى تازه را در افغانستان دامن زند، اين انتظار را مى‏ توان داشت كه با افزايش فشارها و سپس شكست داعش در عراق و سوريه، تحركات داعش در افغانستان نيز به موازات آن بسيار بيشتر از گذشته افزايش يابد، كه مجموع اين شرايط به‏معناى فشار بيشتر بر دولت كابل است.

      وی با اشاره به شایعه پراکنی وشیطنت بازی پشت پرده سايت ضدانقلاب آمدنيوز درروزهای اخیر گفت : خطوطى اصلى كه در"آمدنيوز" براى مسموم ‏سازى افكارعمومى مورد استفاده قرار مى‏گيرد، عبارتند از:

-             سندسازى و جعل اخبار براى تخريب چهره شخصيت‏هاى سياسى‏

-             دروغ‏ پردازى و جعل اخبار عليه نهاهادى حاكميتى و انقلابى به‏ خصوص منصوبين ولى فقيه‏

-             تخريب كارگزاران نظام براى تخريب چهره انقلاب اسلامى و فرهنگ سياسى حاكم‏

-             استفاده از اسناد و اخبار جعلى با برچسب محرمانه و شنيده‏ها براى تأثيرگذارى بيشتر بر مخاطب‏

-             حمايت از جاسوسان، فتنه ‏گران و وطن ‏فروشان و تطهير چهره آنان به‏ عنوان عنصرى مظلوم و بى‏گناه‏

-             شايعه‏ سازى و دروغ‏ پردازى و مداومت بر دروغ و اخبار جعلى براى‏ بى ‏اعتبار كردن اخبار رسمى‏

-             موج‏ سوارى از رخدادهاى قوميتى، حوادث اجتماعى، سياسى فرهنگى و تبديل اين موارد به بحران امنيتى عليه نظام جمهورى اسلامى‏

-             پايه ‏گذارى سياست خبرى بر توهم توطئه عليه نظام جمهورى اسلامى ايران‏

-             حمايت از مفسدان اقتصادى و اجتماعى و جعلى ناميدن اخبار رسمى خبرگزارى‏ها

-             استفاده از مبالغه، اخبار زرد و فكاهى و هجويات براى تخريب ارزشهاى انقلاب و مقدسات دينى‏

-             خبرسازى براى ايجاد تنش در فضاى سياسى كشور

-             خبرسازى جعلى و مسموم كردن فضاى رسانه‏اى براى از اعتبار انداختن افشاگرى‏هاى درست مانند حقوق‏هاى نجومى‏

         در روزهاى اخير شاهد انتشار گزارشى عليه آيت ‏الله صادق لاريجانى و ارتباط دختر وى با سرويس امنيتى انگليس در آمدنيوز بوديم.اين خبر هم مانند اكثر خبرهايى كه در سايت و كانال آمدنيوز منتشر مى‏شود، سراسر كذب و داستانسرايى است. اين‏كه فردى چون آيت ‏الله شيخ صادق آملى لاريجانى محل بغض و كينه دشمن باشد عجيب نيست.

         آن ‏ها كه ايشان را از نزديك مى‏شناسند، يا حتى از دور كارنامه‏اش را رصد كرده‏اند، خوب مى ‏دانند كه بر خود سخت‏ گير و در كار دقيق است، معامله نمى‏ كند، مصالحه نمى ‏پذيرد و جايى كه بايد ايستاد آشتى نمى‏كند، جز به رهبرى، قانون و مردم متعهد نيست و هيچ مسأله مهمى را به تعارف برگزار نمى‏كند. البته دفاع مطلقى هم از قوه قضاييه در كار نيست چه اين ‏كه اين سازمان، همچون همه دستگاه‏هاى ديگر در جمهورى اسلامى مسأله و مشكل كم ندارد، گرچه كه خدماتش حتى به ميزان يك ‏صدم مشكلاتش ديده نشده است.

     اين دفاع از مردى كه مورد كينه و غضب دشمن و ضدانقلاب داخلى و خارجى قرار گرفته فقط به اين دليل كه اكنون بدل به سدى محكم بر سر راه اصلى‏ ترين پروژه‏ هاى آن‏ها شده است. ضمن اينكه مى‏دانيم اين جماعت دروغ‏ پرداز و بى آبروى وصل به اين سرويس و آن فرقه، به اندازه كافى نشان داده‏اند كه براى آن‏ها تنها چيزى كه اهميت ندارد حقوق و گرفتارى‏هاى مردم است.

      وی با اشاره به نشستن و احوالپرسى دو تن از مسؤولان ارشد نظام در كنار يكى از سران فتنه درحسینیه جماران گفت : رفتار اين دو مسؤول ارشد نظام مورد گلايه و نقد نيروهاى دلسوزانقلاب وکاری قبیح وزشت بود واگردرراستای تطهیرچهره سران فتنه باشد خیانتی بزرگ به انقلاب وآرمانهای آن می باشد.

          رسانه‏ هاى وابسته به جريان فتنه با ذوق ‏زدگى تصاوير اين همنشينى را در حالى منتشر كردند كه هدف آنها تطهير فتنه و فتنه ‏گران سال ۸۸ بود، در حالى كه زير سؤال بردن اصل انتخابات، تأكيد بر تقلب در انتخابات بدون ارائه حتى يك سند، ايجاد اختلاف در صفوف متحد مردم و شكستن وحدت ويكپارچگى و تلاش براى ايجاد شكاف و دودستگى، كاهش ضريب امنيت اقتصادى كشور، تلخ نمودن كام مردم از بزرگترين حماسه انتخاباتى و حضور ۴۰ ميليونى پاى صندوقهاى راى، تهيه خوراك تبليغاتى عليه نظام براى دستگاه رسانه‏اى امپرياليسم و صهيونيسم جهانى، ابهام‏آفرينى و بدبين نمودن عده‏اى از مردم نسبت به نظام عزيز اسلامى، قانون‏شكنى و پيگيرى خواسته‏هاى نامشروع خود از طريق تحريك مردم و آوردن آنان به كف خيابانها، دروغ‏گويى در لباس منجى‏گرى و تحريك جوانان به قانون ‏شكنى، حمايت از اشرار و قانون‏شكنان با صدور بيانيه‏هاى پى‏درپى، كمك به ايجاد حفره‏هاى اطلاعاتى و امنيتى در سطح كشور، تقويت جبهه متحد دشمنان و اپوزيسيون خارج‏نشين، بازى با آبروى نظام مقدس جمهورى اسلامى در قالب پروژه‏هاى آشوب ‏افكنى به بهانه تقلب در انتخابات، مردم خداجو خواندن اوباش يزيدى كه ناجوانمردانه به خيمه‏هاى مردم عاشورايى درروزعاشورا حمله كردند و..... ازجمله خيانت‏هاى اين جريان بوده است وكسانى‏ كه فتنه‏ گران را تطهير مى‏كنند، سعى دارند از چنين مسائلى به‏راحتى چشم‏ پوشى كنند.

اخبار
ارتباط با امام جمعه