جمعه 1396/4/2 - 46 : 23
مشخصات امام جمعه
سید مهدی مصطفویان
سید مهدی مصطفویان
دولت آباد رضوی
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/3/26
شب قدر فرصت اصلاح نفس

بسم الله الرحمن الرحیم          27/3/96

خطبه اول:

فرصت انابه،تضرع عندالله، رجوع به خدای متعال و فرصت نورانی کردن دل و طراوت دادن به دلها است.

 در دعای شریف ابی‌حمزه‌ی ثمالی می خوانیم: وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک‌، راه نجات ما تضرّع به نزد پروردگار متعال است. این تضرّع عندالله برای این است که دل خودمان را نرم کنیم و ازقساوت نجات دهیم  این مایه‌ی نجات است. اگر دل از حالت قساوت خارج شد و نرم شد، نورانیّت پیدا خواهد کرد. ماه رمضان با روزه‏اش، با ذكر و دعا و ثناى الهى در آن، با تلاوت قرآن، با حسنات فراوان ديگر دل را نورانى مى‏كند، زنگارها را از دل و جان انسان مى‏زدايد. در حقيقت از شب قدر، انسان مؤمن روزه‏دار، سال نوى را آغاز مى‏كند. در شب قدر تقدير او در دوران سال براى او از سوى كاتبان الهى نوشته مى‏شود. انسان وارد يك سال نو، مرحله نو و در واقع يك حيات نو و ولادت نو مى‏شود

ليلةالقدر، شب ولايت ، شب نزول قرآن ، شب نزول ملائكه بر امام زمان(ع) است،( شب قرآن و هم شب عترت ). لذا سوره مباركه قدر هم، سوره ولايت است.

شب تقدیرو سرنوشت است(اعم از رزق وروزی مادی و معنوی، مرگ و میر،سلامت و بیماری) واین یعنی اگرمی خواهیم سرنوشت تک تک ما به صلاح و نجاح و سعادت رقم بخورد بایدبه قران و عترت گره بخوریم  رابطه هامان را قوی تر کنیم  با قران و عترت انس بگیریم آشتی کنیم  والا سرنوشت خوبی نخواهیم داشت.)

شب قدر مخفی ست تا بهتر قدرآن رابدانیم همانطور که اجابت در تمام دعاها  رضایت خدا در تمام عبادتها  سخط خدادرتمام گناهان و ولی خدا در میان بندگان مخفی است.

این شبها هم مخصوص امت پیغمبر آخرالزمان است وتا قیامت هم ادامه دارد

از هنگام غروب آفتاب، سلام الهى - «سلام هى حتى مطلع الفجر» - شروع مى‏شود تا وقتى كه اذان صبح آغاز می شود. اين چند ساعت وسط، سلام الهى و امن الهى و خيمه رحمت خدا است كه بر سراسر آفرينش زده شده است. آن شب، شب عجيبى است، بهتر از هزار ماه، نه برابر آن، «خير من الف شهر.» هزار ماه زندگى انسان، چه‏قدر مى‏تواند بركات به‏وجود بياورد و جلب رحمت و خير كند. اين يك شب، بهتر از هزار ماه است. يك شب تا صبح، مظهر سلام الهى است؛ همان «سلامٌ قولاً من ربّ رحيم» كه مخصوص مؤمنين است، مخصوص اهل بهشت است، مخصوص بندگان خالص خدا است. اين، در اختيار ما است كه استفاده كنيم. اين، كليد اصلاح همه امور است و از اينجا شروع مى‏شود (ليلةالقدر) شبى است كه خداى متعال آن‏را به‏عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنى درود و تحيّت الهى بر انسان‏ها است، هم به‏معناى سلامتى، صلح و آرامش، صفا ميان مردم، براى دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوى، چنين شبى است.

شب قدر، فرصتى براى مغفرت و عذرخواهى است. از خداى متعال عذرخواهى كنيد. حال كه خداى متعال به من و شما ميدان داده است كه به‏سوى او برگرديم، طلب مغفرت كنيم و از او معذرت بخواهيم، اين‏كار را بكنيم و الّا روزى خواهد آمد كه خداى متعال به مجرمين بفرمايد: «لايُؤذَنُ لَهم فيَعتَذِرون»؛ خداى نكرده در قيامت، به ما اجازه عذرخواهى نخواهند داد.

امنیت بخواهیم و بخواهیم قلبمان صلاح وسالم بماند  برای آن روزی که  یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم.

یوم لا یجزی والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شیئا   به این فکر کنیم که پدرو پسر به در د همدیگر نخواهند خورد

یوم لا تملک نفسٌ لنفس شیئا  هیچ کسی بردیگر مالک نیست قدرت ندارد

یوم یفرالمرء من اخیه وامه و ابیه وصاحبته وبنیه  روزی که برادر از برادر  و فرزندان از پدر و مادر  همه فراری هستند.  به آن روز فکر کنیم.

خطبه دوم:

موضوع اول:

باتوجه به درپیش بودن هفته قوه قضائیه و ایام شهادت حضرت علی(ع) ولوزم جامعه عادلانه و رفتارهای مسولین برطبق عدل به خطبه 224 نهج البلاغه اشاره می کنیم:

سوگند بخدا  اگر بر روى خارهاى سعدان به سر ببرم، و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو كشيده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم، و چيزى از اموال را غصب كرده باشم، چگونه بر كسى ستم كنم براى نفس خويش، كه به سوى كهنگى و پوسيده شدن پيش مى رود، و در خاك، زمان طولانى اقامت مى كند .

 بخدا سوگند، برادرم عقيل را ديدم كه به شدت تهيدست شده و از من درخواست داشت تا يك من از گندمهاى بيت المال را به او به خشم (ببخشم)، كودكانش را ديدم كه از گرسنگى داراى موهاى ژوليده، و رنگشان تيره شده بود گويا با نيل رنگ شده بودند. پى در پى مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مى كرد، چون گفته هاى او را گوش فرادادم پنداشت كه دين خود را به او واگذار مى كنم، به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست برمى دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم، پس چونان بيمار از درد فرياد زد ونزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اى عقيل: گريه كنندگان بر تو بگريند، از حرارت آهنى مى نالى كه انسانى به بازيچه آن را گر م ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخى مى خوانى كه خداى جبارش با خشم خود آن را گداخته است، تو از حرارت ناچيز مى نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟

 و از اين حادثه شگفت آورتر اينكه شب هنگام كسى به ديدار ما آمد و ظرفى سرپوشيده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود كه از آن تنفر داشتم، گويا آن را با آب دهان مار سمى، يا قى كرده آن مخلوط كردند، به او گفتم: هديه است؟ يا زكات يا صدقه؟ كه اين دو بر ما اهل بيت پيامبر (ص) حرام است. گفت : نه، زكات است نه صدقه، بلكه هديه است. گفتم: زنان بچه مرده بر تو بگريند، آيا از راه دين وارد شدى كه مرا بفريبى؟ يا عقلت آشفته شده يا جن زده شدى؟ يا هذيان مى گويى؟ بخدا سوگند! اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم كه پوست جواى را از مورچه اى ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد، و همانا اين دنياى آلوده شما نزد من از برگ جويده شده دهان ملخ پست تر است على را با نعمتهاى فناپذير، و لذتهاى ناپايدار چه كار؟!! بخدا پناه مى بريم از خفتن عقل، و زشتى لغزشها، و از او يارى مى جويي.

این خطبه گوشه ای از سبک و سیره زندگانی حضرت علی(ع) است نسبت به بیت المال و عدم ظلم به بندگان خدا  که باید الگوی ما قرار بگیرد.

موضوع دوم: به چندنکته از منظومه بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) درهمین چند روز گذشته از ماه مبارک اشاره می کنیم:

نکته اول: حضرت آقا درجمع شعرا فرمودند: شماباید جاهلیت مدرن و جاهلیت قرون وسطایی و رقص شمشیر و حقوق بشر به ادعای آن را هجو کنید.

درشهرستان شعرای خوبی داریم جلسه ای برگزار کنند از شعرا بخواهند این اشعار را بسرایند ودرجمع مردم بخوانند.

نکته دوم: فرمودند: مردمی که در روز جمعه‌ی انتخابات پای صندوقهای رأی آمدند، به هر کسی رأی دادند، همه‌شان یک کار مشترک انجام دادند؛ این کار مشترک، خیلی با ارزش است. این کار مشترک را باید دید و باید به دنیا نشان داد؛ این کار مشترک، اعتماد به نظام بود، اظهار اعتماد به نظام اسلامی بود.

 این کار مشترک را ما خرابش نکنیم. ما از لابه‌لای این کار مشترک، حرفها و ملاحظات درنیاوریم جوری که اصل این حرکت مشترک را خرابش کنیم، ضایعش کنیم

اینکه ما بیاییم ملّت ایران را تقسیم کنیم بگوییم «بعضی‌ها به این موضوع آره گفتند یا [خیر]»؛ نه، مردم فقط آمدند اشخاص را معیّن کردند. چرا تقسیم میکنیم افراد را؟ مراقب باشیم این تقسیم‌‌‌کردن‌ها، این بگومگوها، از دل یک کار بزرگ و مشترک ملّت ایران بیرون نیاید.

همه شما میدانید و می دانیم آن کسی که مردم را تقسیم کرد رئیس جمهور منتخب بود که متاسفانه بعد ازانتخابات از ادبیات ناشیانه ای استفاده کرد که حضرت آقا تذکر جدی به ایشان دادند.

نکته سوم: درخصوص تولیدملی و کمک به اقتصاد مردم روستا فرمودند: به مسئله‌ی روستاها به معنای واقعی کلمه رسیدگی بکنیم و موضوع روستا را حل کنیم که یک بخش عمده‌ی حلّ مسائل روستا ایجاد صنایع روستایی است

روستاها احتیاج به صنایعی دارند که متناسب با وضع زندگی روستایی است؛ ما در این زمینه کوتاهی کرده‌ایم. باید صنایع روستایی مورد توجّه قرار بگیرد و امکاناتی که برای روستاها لازم است .

این حاشیه‌نشینی‌ها به‌خاطر وضع نابسامان روستاها است که [به شهرها] می‌آیند و الان یکی از مشکلات کشور شده حاشیه‌نشینی و مفاسدی که در حاشیه‌نشینی شهرها به وجود می‌آید؛ و آسیب‌های اجتماعی فراوان.

نکته چهارم: حضرت اقا درجمع دانشجویان به جمله ای اشاره کردند  وآن جمله «آتش‏به‏اختیار» بودن بود. عبارت مورد نظر در بيان رهبر معظم انقلاب چنين است:

«توصيه‏ بعدى؛ تلاش جدّى و همه‏جانبه براى غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه. نگوييد در دانشگاه ديگر نمي‏شود كارى كرد؛ شنفتم اين‏را كه بعضى‏ها مى‏گويند كه «آقا، ديگر در دانشگاه نمي‏شود كارى كرد»؛ نه آقا، در دانشگاه خيلى مى‏شود كار كرد، اتّفاقاً در دانشگاه بايد كار كرد. چه كسى بايد در دانشگاه كار بكند؟ شما. شما تشكّلها هستيد كه در دانشگاه بايد كار بكنيد. البتّه خطاب بنده در غير از اين جلسه به همه است؛ من به همه‏ى آن هسته‏هاى فكرى و عمليِ جهادى، فكرى، فرهنگى در سرتاسر كشور مرتّباً مى‏گويم: هركدام كار كنيد؛ مستقل و به‏قول ميدان جنگ، آتش‏به‏اختيار. البتّه در جنگ، قرارگاه مركزى وجود دارد كه دستور مى‏دهد، امّا اگرچنان‏چه رابطه‏ى قرارگاه قطع شد يا قرارگاه عيبى پيدا كرد، اينجا فرمانده دستورِ آتش‏به‏اختيار مى‏دهد. خب شما افسرهاى جنگ نرميد -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشيد- آن‏جايى كه احساس مى‏كنيد دستگاه مركزى اختلالى دارد و نمي‏تواند درست مديريّت كند، آن‏جا آتش‏به‏اختياريد؛ يعنى بايد خودتان تصميم بگيريد، فكر كنيد، پيدا كنيد، حركت كنيد، اقدام كنيد. گاهى اوقات انسان احساس مى‏كند دستگاه‏هاى مركزى فكر و فرهنگ و سياست و مانند اين‏ها دچار اختلالند، دچار تعطيلند؛ واقعاً آدم گاهى اوقات احساس مى‏كند.

 این واژه قطعا تجويز بى‏نظمى و هرج و مرج و خودسرى و كار ضد نهادى و ضد ستادى و يا حركت‏هاى تخريبى و مانند آن نيست. اصولا اين دستور كه رهبرى مى‏فرمايند در مواردى كه ستاد مختل يا تعطيل است، معطل نشويد و بى‏عمل نمانيد و اين‏را بهانه‏ى منفعل شدن قرار ندهيد؛ نمى‏توان از آن فهميد كه تخريب كارهاى ستادى و يا رفتارهاى ضد نهادهاى رسمى است.

به چند نمونه اختلال اشاره می شود:

1- اين‏كه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود يا نشود، مى‏شود مسأله‏ى اصلى؛ نامه‏نگارى مى‏كنند! پيدا است كه اين دستگاه اختلال پيدا كرده كه مسأله‏ى اصلى را از مسأله‏ى فرعى تشخيص نمي‏دهد و يك مسأله‏ى اصلاً بى‏اعتبارِ بى‏اهمّيّت فرعى را به‏عنوان يك مسأله‏ى اصلى، درشت مى‏كنند.

2- یا سند2030 را به جای سندبنیادین جدی تلقی کرده اند

3- یا اینترنت روستاها را دراولویت قرار داده اند به جای جاده و رفت آمدمردم

4- یا کنسرتهای مختلط حرام شده دغدغه خیلی از دولتمردان

یا درشهرستان ما  اداره ارشاد کانونهای مساجد مجموعه شهرداری  همه مختل و تعطیلند وقتى اين‏جورى دستگاه‏هاى مركزى اختلال دارند، آن‏وقت اينجا جاى همان آتش‏به‏اختيارى است که باید افسران جنگ نرم در شهر وروستاباید برای امورات فرهنگی فکر کنند تصمیم بگیرند و اقدام کنند.

ارتباط با امام جمعه