پنج شنبه 1396/7/27 - 22 : 1
مشخصات امام جمعه
رحم الله خواجه پور
رحم الله خواجه پور
مارگون
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/7/21
آمریکا هرجا اقتدارنظام را می بیند احساس ضعف می کند
بسم الله الرحمن الرحیم  الحمدللَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه علیما حکیما»  همه‌ی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معنای حقیقی تقوا همین است - یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شدموضوع خظبه اول در رابطه با علائم مومن  ازدیدگاه امیرالمومنین علی ع است .«هَمّام» یكی از صحابه حضرت امیر علیه السلام، شخصیتی پارسا، متهجّد و مجتهد بوده كه از حضرت درخواست می‌كند، صفات «متقین» را باز گوید و حضرت نیز با مقدماتی اجابت می‌فرمایند. بیانات آن بزرگوار معروف است به «خطبه همّام» و در نهج البلاغه (نسخه صبحی صالح، ص303، خطبه 193) نقل شده است. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: هنگامی كه علی علیه السلام خطبه می‌خواندند، همّام بلند شد و عرض كرد:صِفْ لَنا صِفَةَ المُؤمِنِ كَانَََّّنا نَنْظُرُ اِلَیهِ"؛ برای ما توصیف بفرمایید مومن را، مانند آن كه او را می‌بینیم فَقالَ: یَا هَمّامُ! المُؤمِنُ هُوَ الكَیِّسُ الفِطن"؛ فرمودند ای همام! مومن، زیرك و باهوش است .برخی «كیِّس» و «فطن» را به یك معنا گرفته‌اند و فطن را تاكید كیِّس دانسته‌اند. اما با مراجعه به كتب لغت، روشن می‌شود میان این دو واژه تفاوت است. كیِّس در مقابل احمق است و به زیركی خدادادی اطلاق می‌شود. معنی روایت این می‌شود، كه مومن عاقل و چیز فهم است. از این رو می‌توان گفت كیاست به ادراك كلیات (عقل خدادادی)، و فطانت به هوشی كه حاصل تجربه است (ادراك جزییات) اطلاق می‌شود. یكی از دلایل اختلاف فطانت و كیاست روایتی از رسول الله صلی الله علیه و آله است كه نشان می‌دهد فِطن تاكید كیِّس نیست.قال رسول الله صلی الله علیه و آله: "المومن كیِّس الفِطن الحذر" (2)؛ مومن عاقل و چیز فهم و محتاط است .در دنباله روایت علی علیه السلام فرمودند: «بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»؛ صورت مومن بشاش و باز است و حزنش در قلبش است.در روایتی دیگر، روایت همّام به صورت تمثیلی پرداخته شده است:"المُؤمِنُ لا یَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَین" (3)؛ مومن از روی یك سنگ دو بار نمی‌لغزد و به زمین نمی‌خورد.متاسفانه در سابق، گاهی ساده لوحی‌ها را علامت خوبی می‌دانستند. كسی كه صابون را از پنیر تشخیص نمی‌داد، ستایش می‌شد. در صورتی كه بی‌شعوری هیچ گاه علامت "خوبی" نبوده، و این نوع مدح‌ها ترویج نادانی است. در اینجا ذكر نكته‌ای ضروری است كه میان حیله زدن و حیله را درك كردن تفاوت است. یكی از بزرگان می‌فرمود حقه نزن اما حقه را بفهم. چرا؟ چون مومن كیس و فطن و حذر است یعنی مومن هوشیار است و اوضاع را می‌پاید. البته این كلمه "حذر" معانی متفاوت دنیوی و اخروی دارد. یكی از معانی آن هوشیاری مومن در نفروختن آخرت به دنیا است. از این روایت در می‌یابیم كه اسلام دین شعور است، حتی، در وصول به مقامات معنوی به كار انداختن شعور را شرط می‌داند.در دنباله روایت، علی علیه السلام فرمودند: «بُشْرُهُ فِی وَجهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِهِ»؛ صورت مومن بشاش و باز است و حزنش در قلبش است.شایان ذكر است كه اندوه‌های ما دو سنخ است یک حزن در امور دنیوی، مانند مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی كه برای انسان گاهی در دنیا پیدا می‌شود. مومنی كه گرفتاری دنیوی برایش پیش آمده نباید در روابط اجتماعی، آن را بروز دهد.می‌گویند حضرت موسی علیه السلام برای مناجات به كوه طور می‌رفت. در راه شخصی را دید كه بلند صحبت می‌كند، اظهار محبت می‌كند، پیراهنش را چاك می‌زند. وقتی به محل مناجات رسید حكایت حال او را با خدا باز گفت. خطاب رسید كه ای موسی به او بگو نمی‌خواهد برای من سینه چاك كند، دلش را چاك دهد تا ما در آن قرار بگیریم .دوم  حزن در امور اخروی، مانند خوف از خدا، در این موارد هم، باید حزن در دل باشد و در قیافه و چهره منعكس نشود.می‌گویند حضرت موسی علیه السلام برای مناجات به كوه طور می‌رفت. در راه شخصی را دید كه با صدای بلند اظهار محبت كرده، پیراهنش را چاك می‌زند. وقتی به محل مناجات رسید حكایت حال او را با خدا باز گفت. خطاب رسید كه ای موسی به او بگو نمی‌خواهد برای من سینه چاك كند، بلكه دلش را چاك دهد تا ما در آن قرار بگیریم .البته غم و اندوه مومن با حزن اولیائش نسبتی مستقیم دارد. همان طور كه نشاط او با فرح و شادی اولیائش نسبت دارد، چون دل‌های مومنان با یكدیگر مربوط است.در روایتی یكی از ائمه معصومین علیهم السلام درباره شیعیان، فرموده‌اند«شِیعَتُنا خُلِقُوا مِن فاضِلِ طِینَتِنا یَفْرَحُون لِفَرَحِنا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا» ؛ شیعیان ما از باقیمانده طینت ما آفریده شده‌اند. شادی آنها با شادی ما و حزنشان با حزن ما در ارتباط است .حسد صفت كسی است كه آرزوی زوال نعمتی را از غیر دارد. به خلاف «غبطه» كه خوب است و آن آرزوی داشتن كمالی است كه در دیگری هم هست و در فارسی به «رشك» تعبیر می‌شود.آنگاه كه اولیای ایشان اندوهناكند شیعیان نیز اندوهگین‌اند و وقتی شادند، پیروانشان نیز مسرورند«اَوسَعُ شَیءٍ صَدْراً»؛ مومن از روحی وسیع برخوردار است. برخی این جمله را به حلم تفسیر كرده‌اند. یعنی مومن اهل حلم است. برخی هم آن را به علم شرح كرده‌اند. البته تفسیر وسعت صدر به علم، بعید است. صدر همان روح است. روح مومن با ظرفیت است و در برابر مشكلاتی كه برای خیلی‌ها تحمل ناپذیر است، مقاومت می‌كند.مومن مانند آب جاری است كه بر اثر تماس با نجاست، نجس نمی‌شود بعضی مردم مانند آب قلیل هستند كه بر اثر برخورد با اندكی نجاست، نجس می‌شوند، برخی نیز مانند آب كُر هستند كه باید به قدری نجاست در آن وارد شود كه بو و طعم نجاست را بگیرند. اما مومن مانند آب جاری است كه به منبعی عظیم از رودخانه یا دریا متصل است. آب جاری هرگز منفعل نمی‌شود. این روایت آنگاه كه به مناسبت‌های اجتماعی كشانده شود آثار و بركات بسیار زیادی دارد. از این رو، مومن از گفتار بسیاری از جُهال می‌گذرد و حلم به خرج می‌دهد.«وَ اَذَّلُ شَیءٍ نَفْساً»؛ هواهای نفسانی در نزد مومن از هر چیز خوارتر است.چرا سعی مومن از عسل شیرین‌تر است چون مومن از كوشش خود در دو جهت لذت می‌برد: از جهت مادی. وقتی برای تامین معیشت خود یا كسانی كه با وی مربوط اند كه این خود، عبادت است و مروت. آن گاه كه در مسیر تامین معاش تلاش می‌كند به دلیل فطرت انسانی از این كه وسیله است تا دیگران با حمایت او به زندگی ادامه دهند، لذت می‌برد، مانند پزشكی كه از درمان بیماران خویش احساس لذت می‌كند.از جهت معنوی. وقتی که تلاش مومن مربوط به اعمالی است كه در آخرت از آنها بهره‌مند می‌شود.در بُعد معنوی وقتی به اوامر حق تعالی گردن می‌نهد و دستورهای الهی را اجرا می‌كند؛ پیوند محبتی كه میان او و محبوب است، شدیدتر می‌شود و از این جهت لذتی وصف ناپذیر برایش حاصل می‌گردد. او باور دارد كه تلاشش به ملاقات حق می‌انجامد.مومن به دلیل احساس فرادستی كه نسبت به هواهای نفسانی دارد هرگز تسلیم آن نمی‌شود«زاجِرٌ عَن كُلِّ فَانٍ حَاضٍ عَلَی كُلِّ حَسَنٍ»؛ از هر آنچه فانی است باز می‌دارد و در تحقق امور نیكو حریص استمراد از «فانی» امور دنیوی است كه به حال نفوس مضر است. «زاجر» هم اعم از زجر و بازدارندگی خود و دیگران است. از امر به معروف و نهی از منكر، «كُل فانٍ» تنها محرمات را در برنمی‌گیرد، چه بسا امور مكروه و مباحی كه ممكن است به جنبه‌های اخروی ضربه بزند، لااقل موجب تنزل مراتب شود. و مومن خود و دیگران را از آن‌ها باز می‌داردلاحَقُودٌ ولاحَسُودٌ وَ لا وَثّابٌ وَ‌ لا سَبّابٌ وَ لا عَیّابٌ وَ لا مُغتَابٌ»؛ كینه ورز و حسود نیست، به مردم نمی پرد و دشنام نمی‌دهد، عیب‌جو و غیبت كننده نیست .حقد» آن دشمنی است كه در درون جای می‌گیرد. میان «حقد» و «عداوت» اختلاف است. معمولا «حقد» را به كینه ترجمه كرده‌اند."حسد" صفت كسی است كه آرزوی زوال نعمتی را از غیر دارد. به خلاف «غبطه» كه خوب است و آن آرزوی داشتن كمالی است كه در دیگری هم هست و در فارسی به «رشك» تعبیر می‌شود.در بُعد معنوی وقتی به اوامر حق تعالی گردن می‌نهد و دستورهای الهی را اجرا می‌كند؛ پیوند محبتی كه میان او و محبوب است، شدیدتر می‌شود و از این جهت لذتی وصف ناپذیر برایش حاصل می‌گردد. او باور دارد كه تلاشش به ملاقات حق می‌انجامد. «یا ایها الانسان انك كادح الی ربك كدحا فمُلاقیه.» (5)«لا جَشعٌ وَ لا هلع»؛ نه حریص است و نه اسیر پوچی است.«جشع»، كثرت حرص را گویند. حرص به این معنا است كه شخصی در عین دارایی باز هم افزون طلبی می‌كند و حال آن كه این تقاضا برایش مفید نیست. شدت حرص در جایی است كه شخص نصیب خود را گرفته است و طمع در مال غیر دارد. بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله احد الله الصمد لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد.خطبه دوم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسیبن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسی و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.اوصیکم عباد اللَّه بتقوی اللَّه در این خطبه هم من همه‌ی برادران و خواهران عزیزی را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگاری.مسئله‌ای که در این خطبه مطرح میکنم 3 مردایکم  ذیقعده ولادت حضرت معصومه(س) (173 ه.ق) و روز دختران - آغاز دهه کرامت این ایام را تبریک عرض می نمایم.مع‏الأسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ يكى در جاهليت كه زن را مثل حيوانات، بلكه پايين‏تر از او (مى‏شمردند). ديگر در دوره شاه سابق و شاه لاحق؛ به اسم اين‏كه زن را مى‏خواهند آزاد كنند، به زن ظلم‏ها كردند و از آن مقام شرافت و مقام انسانيت به مرتبه يك حيوان فرو كشيدند. زن را مثل يك عروسك درست كردند، در صورتى كه زن يك انسان است و مربى جامعه.تأثير صلاح و فساد زنان‏صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان آن‏جامعه سرچشمه مى‏گيرد. اگر زن‏هاى انسان‏ساز از ملت‏ها گرفته شود، ملت‏ها به شكست و انحطاط كشيده خواهند شدزن نبايد ملعبه دست جوان‏هاى هرزه شود، زن نبايد مقام خودش را منحط كند و خداى ناخواسته بزك‏كرده بيرون بيايد و در انظار مردم فاسد قرار گيرد. زن بايد انسان باشد، زن بايد تقوا داشته باشداسلام نمى‏خواهد كه زن به‏عنوان يك شى‏ء و يك عروسك، در دست ما باشد، اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او، انسانى جدى و كارآمد بسازدهمه قوانين اسلامى براى صلاح جامعه است. آن‏ها كه مى‏خواهند زنها را ملعبه مردان و ملعبه جوانهاى فاسد قرار بدهند، خيانتكارند. زنها نبايد گول بخورند، زنها گمان نكنند كه اين مقام زن است كه بايد بزك‏كرده بيرون برود؛ با سر باز و لخت! اين مقام زن نيست؛ اين عروسكِ بازى است، نه زن امروز خانمها بايد وظائف اجتماعى و وظائف دينى خودشان را عمل بكنند و عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى، كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند، نه مثل سابقزنان از نظر اسلام، نقش حساسى در بناى جامعه اسلامى دارند و اسلام، زن را تا حدى ارتقا مى‏دهد كه او بتواند مقام انسانى خود را در جامعه بازيابد و از حد شى‏ء بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدى مى‏تواند در ساختمان حكومت اسلامى مسؤوليت‏هايى (را) به‏عهده بگيرد.نکته اخر: 5 مردا3 ذیقعده اقامه اولين نمازجمعه در تهران به امامت مرحوم آيت‏الله سيدمحمود طالقانى(ره) (1358ه.ش این ایام را گرامی میداریم. نماز جمعه يك قرارگاه است؛ قرارگاه ايمان، قرارگاه تقوا، قرارگاه بصيرت، قرارگاه اخلاق. از تعبير قرارگاه نبايد ما وحشت بكنيم، چون قرارگاه جزو تعبيرات و اصطلاحات مربوط به جنگ و مبارزه و اين چيزها است. خب، اين جنگ وجود دارد، بر ما تحميل شده - ما در حال جنگيم، منتها جنگ نظامى نيست؛ جنگ معنوى است، جنگ اعتقادى و ايمانى است، جنگ سياسى است - همچنان‏كه در دفاع مقدّس هشت سال بر ما جنگ را تحميل كردند. ما در حال يك چنين نبردى هستيم؛ ما در حال يك چنين جهادى هستيم. به ايمان مردم ما حمله مى‏كنند، به بصيرت مردم ما حمله مى‏كنند، به تقواى ما حمله مى‏كنند، به اخلاق ما حمله مى‏كنند، ويروس‏هاى گوناگونِ خطرناكِ معنوى را در ميان ما پراكنده مى‏كنند؛ خب، ما چه‏كار كنيم؟ بايد دفاع كنيم. اين، قرارگاه لازم دارد، مثل قرارگاه‏هاى ميدان جنگ؛ نماز جمعه يكى از مهم‏ترينِ اين قرارگاه‏ها است؛ قرارگاه ايمان است، قرارگاه تقوا است. با اين چشم به نماز جمعه نگاه كنيم. شما هم فرمانده قرارگاهيد؛ قرارگاه‏هاى ميدان جنگ هركدام فرماندهى دارند؛ فرمانده قرارگاه امامت جمعه، شخص امام جمعه است.نماز جمعه قلب فرهنگى هر شهر است؛ مركز فرهنگى هر شهر، نماز جمعه است، جايى است كه آن‏جا هدايت‏گرى انجام مى‏گيرد؛ من تأكيد مى‏كنم اين هدايت‏گرى صرفاً هدايت‏گرى سياسى نيست، هدايت‏گرى سياسى و فرهنگى است. ما گمان نكنيم كه اگر فرض كنيد در فلان مسأله سياسى روز كه محلّ ابتلاء هم هست، دادِ سخن داديم و حرف زديم و مطالب خودمان را با بيان شيوا بيان كرديم، قضيّه تمام شد؛ نه، ما هدايت‏گرى فرهنگى را از هدايت‏گرى سياسى بنيانى‏تر مى‏دانيم؛ هدايت‏گرى سياسى خيلى لازم است و از آن نبايد صرف نظر كرد، امّا هدايت‏گرى فرهنگى و فرهنگ مردم، اخلاق مردم (مهم‏تر است).فرض بفرماييد كه مسأله سبك زندگى كه ما سه چهار سال پيش مطرح كرديم، يكى از مسائل مهم است. سبك زندگى شُعبى دارد؛ يكى از مهم‏ترين اهداف دشمنان ملّت ايران و دشمنان اسلام اين است كه سبك زندگى مسلمانها را عوض كنند و شبيه به سبك زندگى خودشان بكنند. واقعيّتهاى زندگى، در فكر انسان اثر مى‏گذارد؛ رفتار روزانه در دل و روح انسان اثر مى‏گذارد - هم روح خود انسان، هم روح مخاطبان و معاشران انسان - اين‏ها مى‏خواهند اين‏را تغيير بدهند
اخبار
ارتباط با امام جمعه