شنبه 1396/4/3 - 3 : 10
مشخصات امام جمعه
حکمت حکیمی فر
حکمت حکیمی فر
توپ آغاج
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/3/26
ماه رمضان فرصت بندگی
ماه مبارك رمضان با همه جاذبه‌هاى افطار و سحر و لیالی قدرش، در حالى رو به پايان است كه يك‌بار ديگر همه ما را به پيامهاى اصلى و فلسفه وجودى‌اش فرا مى‌خواند.
ماه رمضان؛ ماه اصلاح و هدايت نفس‌
ماه رمضان؛ ماه خودسازى و تزكيه و تهذيب نفس‌
ماه رمضان؛ ماه تخلق به اخلاق الهى و توحيدى كه البته ترجمان «لعلكم تتقون» نيز همين است.
و اخلاق نيز با دو كاركرد مشخص، فلسفه و هدف غايى همه‌چيز شريعت است؛ يكى اصلاح آسيبها و آفتها كه نبى مكرم اسلام(ص) خطاب به اباذر غفارى فرمود: «جَدِّدِ السَّفِينَةَ فَإِنَّ الْبَحْرَ عَمِيقٌ» و ديگر، هدايت به سمت قله‌هاى سعادت و رستگارى است كه باز فرمود: «وَ أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِير بصیر» و يا طبق كلام زهراى اطهر(س) كه فرمودند: «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللهُ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِه.‌»
تجلى همه خوبى‌ها در سيرت امام المتقين على(عليه‌السلام) است كه الگوى دنيا و معيار سنجش عمل ما در آخرت مى‌باشد. در اين روزهاى متعلق به او چه به‌جاست كه سرى به نهج‌البلاغه‌اش بزنيم و با سفارشات الهام‌بخش و نجات‌آفرينش بيشتر انس بگيريم كه پس از قرآن، هيچ كتابى به جامعيت آن وجود ندارد و بهترين معرِّف عظمت و شخصیت آسمانى او كه به‌حق جا پاى رسول مکرم(ص) گذارده بود و قرآن ناطق و ترجمان شايسته حق و عدالت بود، همين نهج‌البلاغه است.
اما عظمت و اخلاص و ايمان على(عليه‌السلام) را در مقطع پس از پيامبر(ص) بهتر مى‌توان شناخت آنگاه كه پس از رحلت منادى توحيد و عدالت، نبى مكرم(ص) فتنه‌اى مرموز با شعار «حَسْبُنَا كِتَابُ الله‌»، نه تنها قرآن ناطق، وصى و خلف شايسته پيامبر خدا، امام المتقين على(عليه‌السلام) را به حاشيه راند، تا به آن‌جا كه در برابر موج بى‌بصيرتى امت، مظلومانه بفرمايد: «فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًى‌» (خطبه سوم) بلكه به بهانه اين‌كه چون جسم رسول خدا(ص) در ميان ما نيست بنابراين توجه به سيرت و گفتار و احاديث وى نيز مجاز نمى‌باشد و با وجود قرآن، ذكر و بيان آن عين شرك خواهد بود. آن روز از ميان مدعيان قدرت و خواص امت، متأسفانه كسى نبود كه فرياد بزند: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌،إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‌» چه آن‌كه به حسب واقع سيرت پيامبر جز صورت شريعت و عمق كلام وحى نبود كه پيامبر رحمت هرگز از روى هواى نفس سخن نگفته و يا كلام و حديثى بر زبان نرانده است، او مطابق با وحى و كلام حق سخن مى‌گفت و مردمان را هدايت مى‌فرمود ولى فتنه سقيفه كار خودش را كرد و در ميان موج بى‌بصيرتى، بناى يكصد سال ممنوعيت نقل و كتابت حديث نبوى را پايه‌ريزى كرد و اين شد كه حتى قرآن كريم نيز در ميان امتش مهجور ماند و به‌جاى آن تورات‌خوانى در محافل اسلامى رونق يافت!
نتیجه آن شد كه با برداشته شدن ممنوعيت نقل و كتابت حديث در زمان امام باقر(عليه‌السلام) و خلافت كوتاه عمربن عبدالعزيز، ظهور احاديث و روايات اسرائيليات همزمان با احياء و نشر احاديث نبوى، يك معضل و آفتى جدى و خطرناك به‌شمار می‌رفت كه هنوز نشانه‌اى از آن در منابع روايى ما موجود مى‌باشد.
در دورانى كه نقل و تشريح احاديث نبوى كه خود مبين حقيقت كلام وحى و اسلام ناب بود، شرك تلقى مى‌گرديد، شرايط بر امامان معصوم شيعه به‌ويژه على(عليه‌السلام) بسيار سخت و دشوار بود، با همه اين‌ها باز على(عليه‌السلام) و اولاد طاهرينش جز از حق و عدل نگفته و نخواستند، گواه اين مدعى فرق شكافته و محراب و سجاده خونين شهيد راه عدالت، امام على(عليه‌السلام) است كه با فرياد «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَة» جاودانه و ماندگار شد و به تبع آن تابلو خونرنگ عاشوراى حسينى(عليه‌السلام) است كه با خون دلها و مجاهدت امام سجاد(عليه‌السلام) جريان يافت و اما آنچه اكنون محل بحث ماست، دوران انتظار و غيبت حجت خدا حضرت بقية‌الله ارواحنا فداه و عصر ولايت مطلقه فقيه است كه بسيارى ظالمانه و همنواى با جبهه كفر و الحاد (استكبار جهانى) در تكاپوى تضعيف آن به‌وسيله تحريف امام و تاريخ انقلاب اسلامى هستند.
كيست كه نداند امام خامنه‌اى(مدظله‌العالى) در اين قريب به سه دهه بعد از امام به شايستگى تمام و بيش از حتى نزديكان حضرت امام، از سيرت و اصول مكتب امام خمينى(ره) به‌عنوان صحيفه انقلاب ياد كرده و كشتى انقلاب اسلامى را در همان مسير، با وجود فتنه‌ها و توطئه‌هاى فراوان هدايت فرموده است.
در استحكام منطق و منش عادلانه و البته قابل اطمينان و اعتماد رهبرى حكيم و فرزانه انقلاب، امام خامنه‌اى(مدظله‌العالى) همين بس كه پس از اما و اگرهايى بالاخره شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه‌اى كه در تاريخ ۲۳/۳/۹۶ و با مسؤوليت رياست محترم جمهورى داشت و در راستاى هشدارهاى معظم‌له، لغو توقف سند دوهزار و سى (۲۰۳۰) را تصويب نمود. سندى كه مى‌رفت در پرسه زمانى ۱۵ ساله، كشور و جامعه سرزنده و پويا و انقلابى ايران اسلامى را به بهانه توسعه پايدار و جهانى‌سازى زندگى شهروندى، تسليم آداب و رسوم و فرهنگ منحط غربى نموده و با اجراى آن استقلال كشور را مخدوش و علي‌رغم داشتن سندهاى بالادستى جامع بومى همچون سند تحول آموزش و پرورش، بر دامنه سیطره نظام سلطه آن‌هم در كشور انقلابى ايران بيفزايد. هرچند انتظار مى‌رود فراتر از لغو، كليت اين سند ابطال و سندهاى مشابه نيز به تبع آن از دستور خارج گردد، ان‌شاءالله.
اقدام شوراى عالى انقلاب فرهنگى ضمن قابليت تقدير و تشكرى كه دارد، به واقع نشان داد كه برخلاف آنچه القاء مى‌شد كه نظرات رهبری مبتنى بر گزارشات غلط است، استدلال و منطق مقام معظم رهبرى بى‌نظير و كاملاً قابل اطمينان و اعتماد و البته مطابق با منافع و مصالح ملى مى‌باشد، البته منفعت ملى طبق تفسيرى كه خود معظم‌له در جمع كارگزاران نظام بيان داشتند، آن‌جا كه فرمودند همه‌چيز در نظام بايد مطابق با مصلحت و منفعت ملى باشد و ملاك و معيار سنجش منفعت ملى را نيز ۳ عنصر اساسى اسلام و پيشينه تمدنى و تاريخى ايران و شعارها و آرمانهاى انقلاب مطرح فرمودند. چه آن‌كه افتخار همه بايد به اسلامى بودن، ايرانى بودن و انقلابى بودن باشد و هر تصميم و طرح و برنامه‌اى كه با اين سه اصل اساسى در تضاد و تزاحم باشد، محكوم به شكست و البته نشانى از نفوذ و انحراف دارد و بايد همگان با آن مقابله كنند و البته در داشتن اين حساسيت و تعصب و روحيه مقابله، مديران و مسؤولان نظام به‌ويژه دولت‌مردانى كه در اداره كشور از امكانات بيشترى برخوردار مى‌باشند، در اولويت هستند و الا اگر برخى مجموعه‌هاى وابسته به دولت و حاكميت به هر دليل، دچار انفعال و ايستايى و يا سستی در عمل به وظايف خود باشند، اين جامعه نخبگى و فرهنگى كشور به‌ويژه دانشجويان و طلاب و انديشمندان و صاحبنظران متعهد و كارآشنا هستند كه مجازند «آتش‌به‌اختیار» عمل نمايند و قطعاً مراد از آتش‌به‌اختیار، هرج و مرج و عبور از مجارى قانونى و چارچوبهاى تعريف‌شده نظام كه به‌منزله ميثاق ملى است، نمى‌باشد بلكه اقدام با دو ملاحظه اساسى مد نظر مى‌باشد:
۱.    ايجابى و تكيه بر استعدادها و ظرفيتهاى مردمى به‌ويژه جوانان با انگيزه و متدين و انقلابى كه بيشتر متمركز در دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى عليمه و نيز محلات و مساجد و پايگاه‌هاى مقاومت بسيج‌اند.
۲.    در چارچوب ارزشهاى ملى و انقلابى و نيز قوانين مصرح و با رعايت اصل انسجام ملى و سياستها و منويات راهبردى مقام معظم رهبرى.
روشن است که تعبیر «آتش‌به‌اختیار» برداشتى از ادبيات نظامی و امنيتى است و معمولاً فرمانده در شرايط خاص با اعتماد به نيروهاى تحت امر براى پيشبرد اهداف و زدن خصم، با تكيه بر استعدادها و ظرفيتهاى خودى و با اختيارات تفويضى در جهت تسريع در رسيدن بر اهداف؛ به کار می‌برد.
يعنى چيزى را كه انتظار مى‌رود با استفاده از ظرفيتهای منسجم سازمانى و تشكيلاتى حاصل گردد، اكنون عناصر و نيروها كه همه قابل اعتماد و داراى ظرفيتها و توانمنديهاى لازم هستند، با تشخيص و اراده شخصی خود محقق خواهند ساخت.
البته افراط و تفريط و به‌عبارتى عدم فهم فرمان فرمانده و پيشی گرفتن و يا عقب ماندن از منويات وى نيز ممكن است آفت به‌بار آورد و لذا درك عمق منظور و منوى رهبرى فرزانه انقلاب، شرط اصلى در عمل آتش‌به‌اختیار است و بهترين روش براى فهم و درك منويات معظم‌له، فرمايشات صريح خود ايشان است كه به‌ويژه در اين روزهاى اخير به تناسب ديدارهایى كه در محضرشان بوده است، در رابطه با موضوعات مختلف به‌روشنى حجت را بر همگان تمام كرده‌اند؛ نمونه‌هايى را ذيلاً يادآورى مى‌نمائيم:
-     «شما افسران جنگ نرم‌ايد آنجايى كه احساس مى‌كنيد دستگاه مركزى اختلال دارد و نمى‌تواند درست مديريت كند آن‌جا آتش‌به‌اختیاريد، يعنى بايد خودتان تصميم بگيريد، فكر كنيد، پيدا كنيد، حركت كنيد، اقدام كنيد.»
    اين سخن رهبرى عزيز نگارنده را به ياد فرمايش مشابه از شهيد مظلوم بهشتى انداخت كه مى‌فرمود: «پاسداران، آگاهانه انتخاب مى‌كنند، شجاعانه مى‌جنگند، غريبانه زندگى مى‌كنند، مظلومانه شهيد مى‌شوند و بى‌شرمانه مورد توهين قرار مى‌گيرند.»
-     «تأمين منافع ملى بايد ملاك تصميم‌گيرى مسؤولان باشد، منافع ملى آن وقتى واقعاً منافع ملى هستند كه با هويت ملى و انقلابى ملت ايران در تضاد نباشد.»
-     «در گزارش حوادث كشور و احوال شخصيت‌هاى ملى، ضعف وجود دارد، ايرانى‌ها در اين خصوص دچار تنبلى و كوتاهى هستند، مثلاً امام بزرگوار ما شخصيتى درجه يك است كه دوست و دشمن به عظمت او اعتراف دارند اما تاكنون چند كتاب درباره اين شخصيت عظيم نوشته شده است؟»
-     «بسيارى از اين‌كه آمريكائيها در عراق چه هدفى داشتند و چگونه سرشان به سنگ خورد، اطلاع ندارند اما اين قضيه بسيار مهم و نيازمند تبيين است كه چگونه عراق صدام به عراق شهيد حكيم تبديل شد.»
    نكته همين‌جاست كه با اين بيان روشن مقام معظم رهبرى، وقتى نهادهاى مربوطه در بازخوانى و تبيين تاريخ پرافتخار انقلاب و شخصيت بى‌نظير امام راحل و نيز حوادث مهم داخلى و خارجى همچون عراق كوتاهى مى‌كنند، صاحب‌نظران مستعد و متعهد چرا نتوانند آتش‌به‌اختیار عمل كنند، بلكه جا دارد انقلابى به صحنه آمده و خود گامهاى تبيينى و ترویجی موثرى بردارند.
    مهم‌ترين بخش سخنان رهبرى انقلاب در ديدار كارگزاران نظام با معظم‌له، تحذیر رئيس جمهور منتخب از مبتلا شدن به سرنوشت بنى‌صدر بود، اين هشدار ناصحانه و عبرت‌آموز، اصلاً سابقه تاريخى ندارد.
    رهبر معظم انقلاب «دوقطبى شدن كشور» و «دودستگى مردم» را تجربه‌اى خطرناك دانستند و فرمودند: «در سال ۵۹ رئيس جمهور وقت، جامعه را دوقطبى و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسيم كرد كه نبايد اين تجربه تكرار شود.» اين هشدار آن‌وقتى صريح‌تر شد كه رهبرى از منش دوقطبی‌گرايانه آقاى روحانى در ايام پس از انتخابات انتقاد كردند.
    ايشان با اشاره به برخى افراد كه با تفسيرهاى غلط به‌دنبال تقسيم كردن مردم هستند، فرمودند: «نبايد با بگومگوها و تقسيم كردن مردم، كار بزرگ ملت در انتخابات را خراب و ضايع كرد.»
    ايشان در بخش ديگرى از سخنرانی، آقاى روحانى را از خطابه‌خوانى و رهنمودگويى به عمل‌گرايى و مسؤوليت‌پذيرى دعوت كردند و فرمودند: «رئيس جمهور محترم در سخنانشان مواردى را گفتند كه «بايد بشود» اما مخاطب و مجرى عمده اين موارد، خود ايشان و تيم كارى دولت هستند.»
    نقد صريح «برجام» و ضرورت تشکیل هيأت نظارت بر برجام براى چندمين بار و سخن از خسارت‌هاى برجام و اعتماد به آمريكا نيز در بيانات رهبر معظم انقلاب براى دولتمردان پيام‌هاى روشنى داشت.
-     مطالعه سير سخنان پس از انتخابات حضرت آقا نشان مى‌دهد، ايشان در عين اين‌كه موجوديت دولت فعلى را تأييد مى‌كنند، هيچ صحه‌اى بر مشى و مماشى آن نخواهند گذاشت و حتماً نظارت سخت‌گيرانه‌ترى بر سلوك دولت خواهند داشت.
-     در جمع شعرا نیز فرمودند: «پيامبر اكرم(ص) به يكى از صحابه خود دستور دادند كه مشركان را هجو كند، امروز نيز مواردى مثل رقص شمشير جاهليت مدرن در كنار جاهليت قبيلگى با قرار گرفتن عربستان در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل، مسائلى است كه جاى هجو دارند.»
    حال با اين بيان قاطع و انقلابى مقام معظم رهبرى، آتش‌به‌اختیار عمل كردن شعرا به اين معناست كه از همه ظرفيت خود استفاده كرده و به كمك دولتمردان و نهادهاى سياسى و ديپلماسى بيايند؛ قطعاً بركاتى خواهد داشت.
    چنان‌كه در آستانه روز قدس آن‌هم در شرايط امروز جهان و منطقه و نابسامانى حاكم بر كشورهاى اسلامى به‌ويژه خيانت برخى سران كشورهاى عربى و به‌اصطلاح اسلامى كه با حمايت همه‌جانبه از فتنه داعش و تكفير و ميدان‌دارى جنگهاى نيابتى و سياستهاى استكبارى اسلام‌هراسى و شيعه‌هراسى و ايران‌هراسى به‌دنبال به فراموشى سپردن. مسأله اول جهان اسلام يعنى قدس و فلسطين و جنايات رژيم جعلى و غاصب صهيونيستى هستند، بر همگان تكليف است كه به صحنه بيايند و به فضل الهى در شكوه بخشيدن به مراسم راهپيمايى روز قدس بيش از گذشته اهتمام بورزند حال اگر برخى دستگاه‌هايى كه به‌طور مستقيم در اين‌راستا مسؤوليت دارند، به هر دليل دچار اختلال و يا كم‌كارى گرديدند و يا برخى جريانهاى مرموز در پى القاء عدم ضرورت پرداختن به مسائل منطقه‌اى ازجمله فلسطين و لبنان كه بعضاً در اوج فتنه‌هايى همچون فتنه ۸۸ حتى برخلاف آرمانهاى انقلاب و سياستهاى نظام شعار نه لبنان نه غزه سر مى‌دادند، افراد متعهدى با استفاده از هنرها و ظرفيتها و استعدادهاى شخصى بخواهند در جهت حفظ آرمان فلسطين و قدس شريف و تشويق و ترغيب توده‌هاى مردم همراه با روشنگرى و بصيرت‌افزايى اقدام نمايند، چرا مجاز نباشند، اين نیز مصداقى دیگر از عمل آتش‌به‌اختیار است كه قطعا امرى پرثواب و انقلابى و مطابق با وظايف و تكاليف انسانى و اسلامى می‌باشد.
اخبار
ارتباط با امام جمعه