يکشنبه 1396/2/10 - 10 : 23
مشخصات امام جمعه
اسعد حسین پناهی
اسعد حسین پناهی
دزج
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/2/8
سبک زندگی اسلامی ایرانی (اهمیت کسب روزی حلال در اسلام و احکام معامله ) - اقتصاد مقاومتی

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ                  ستاد نماز جمعه شهر دزج                    خطبه  96/2/8

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ

ثم الصلاه والسلام علي خیر خلق الاجمعین اشرف الانبياء والمرسلين العبدالمويد والرسول المسدد المصطفي الامجد ابالقاسم المصطفي محمد (صلي الله عليه وآله وسلم).

امام جمعه شهر دزج ( حجت الاسلام حسین پناهی)  بعد از دعوت نماز گزاران به تقوای الهی گفت :

همه عزیزان را  به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم .

بحثمان در مورد سبک زندگی اسلامی ایرانیست و در این سبک زندگی پرداختیم به مسئله اقتصاد و بحث تولید و اهمیت آن در روایات و آیات و گفتیم که براساس روایات ما راههای برای تولید پیشنهاد شده . یکی از آنها کشاورزی بود ، یکی دامداری و دیگری تجارت .

در مورد این سه نکات مهمی خدمت عزیزان عرض کردیم . با توجه به اهمیت مساله تجارت لازم است به آداب آن اشاره بکنیم . چون براسای فقه ما در تجارت آدابی وجود دارد که بعضی از آنها مستحب است . بعضی از آنها مکروه است و بعضی هم واجب است .

 

از جمله اینها لزوم آموختن احکام است . آقا امام صادق (ع) می فرماید : کسی که میخواهد تجارت بکند باید با مسائل دینش آشنا شود و به وسیله آن بتواند حلال و حرام را از یکدیگر تشخیص دهد کسیکه بدون یادگیری احکام تجارت برود و تجارت کند داخل کارهای شبهه ناک خواهد شد . و براساس برخی از روایات چنین شخصی دچار ربا خواهد شد و معامله او بدون اینکه خودش متوجه باشد حرام خواهد شد . لذا این یکی از چیزهایی است که لازم است و واجب است که تاجر این را خوب یاد بگیرد و بلد باشد .

مساله بعدی در تجارت رعایت انصاف است . آقا علی بن ابیطالب می فرماید : انصاف اختلافات را از بین می برد و موجب الفت و همبستگی می شود . در این زمینه مسائل مهمی مطرح است  که بحث انصاف چی هست .

 

یکی از علمای نجف آرزوی زیارت آقا امام زمان (عج) را داشت . طوری که در میان طلاب نجف مشهور شده بود که ایشان برای دیدن امام زمان دارد تلاش میکند . شبهای چهار شنبه به مسجد سهله میرفت و عبادت میکرد تا شاید توفیق دیدار حضرت را پیدا بکند ولی باز نتیجه ای نمیگرفت . منتهی این تهجر های شبانه مناجات های سحرگاهی صفای باطنی در او ایجاد کرده بود که گاهی پرده کنار میرفت و مسائلی به او نشان داده می شد . نوری بر دلش می تابید حقایقی را می دید . روزی در همین حالات معنوی که بود به او گفته شد دیدن امام زمان ممکن نیست برای تو مگر اینکه به فلان شهر سفر کنی . این آقا هم چون عشق دیدن امام زمان را داشت به آن شهر رفت . بعد از اینکه به آن شهر رسید در آن شهر چله نشینی اختیار کرد . روز 37/38 به او گفتن الان آقا امام زمان در بازار آهنگران در مغازه ای پیرمردی قفل سازی نشسته اگر میخواهی او را ببینی باید به آنجا بروی . اینها همه از الهام غیبی بود که به ایشون می شد. بعد با اشتیاق به دکان اون پیرمرد میرسه .دید که سید نورانی که نشانه های امام زمان داشت با پیرمرد قفل سازی نشسته و گرم صحبت است . اشاره میکنه به این  فرد که بشییند. توی همین حال بود که پیرزنی آمد به مغازه این پیرمرد با دستی لرزان و حالتی که پیرزنان دارند خیلی با اضطراب اون پیرمرد می گوید این قفلی که در دست من است اگه ممکنه برای رضای خدا از من بخر به سه شاهی . این پیرزن میگه که من به این سه شاهی خیلی نیاز دارم . پیرمرد قفل ساز به قفل نگاه می کند می بیند که سالمه و میگه این قفل 8شاهی ارزش دارد چرا میخواهی بفروشی به 3شاهی ؟ این قفل با 2 شاهی درست می شود . پیرزن گفت نه من به پولش نیاز دارم. قفل نیاز ندارم . اگر آنرا از من بخری شما را دعا میکنم. پیرمرد گفت خواهرم تو مسلمانی منم مسلمانم . قفل تو بیشتر از سه شاهی ارزش دارد این قفل تو 8شاهی ارزش دارد حالا که اصرار داری بفروشی من هم چون کاسبم و چون یک هشتمش را نمی تونم سود ببرم 7شاهی از تو می خرم. پیرزن تعجب می کند میگوید من تمام بازار را گشتم به هر کی گفتم 3شاهی نخرید . همه اصرار داشتند که آن را کمتر از من بخرند تو چطور آن را 7 شاهی می خری.پیرمرد گفت من نمی توانم از انصاف در معامله بگذرم . من کاسب هستم و باید رزقم حلال باشد. این جریان در محضر آقا امام زمان داره صورت میگیرد. 7 شاهی به پیرزن می دهد و میره . امام زمان به مرد عالم نگاه می کند و میفرماید این منظره را تماشا کردی به این دقت بکن اگر این کارها را انجام بدهی ما به سراغ شما می آییم . چله نشینی لازم نیست اگر عمل سالم داشته باشی ما خودمان به سراغ شما می آئیم . از همه این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام . چون این مرد دینداره . خدا رو میشناسه. این هم امتحانی که شد و پس داد.

این داستان بطور واضح مساله انصاف در معامله را برای ما بیان می کند . اینکه ما به دنبال این نباشیم که توی سر مال دیگران بزنیم برای اینکه برای خودمان ارزانتر بخریم که نفع بیشتری ببریم .

 

 

در خود مساله سود دقت بکنید . کسی که درصد سود زیادی از دیگران میگیرد او بی انصاف است و معامله اش حرام می شود. لذا این  به عنوان دومین مساله در احکام تجارت باید بهش اشاره بشود و دقت بشه .

مساله بعدی فسخ معامله شخص پشیمان شده است . امام صادق(ع) می فرماید : کسی که درخواست برهم زدن معامله مسلمانی را اقاله بکند خداوند متعال در روز قیامت از  لغزش او  در میگذرد و به او رحم میکند . مسائل زیادی در این مورد هست که در جلسات آینده به آن می پردازیم.

از خداوند متعال خواهانیم به همه ما توفیق عبادت ،اطاعت و  بندگی را عنایت فرماید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا اعطیناک الکوثر ، فصل لربک والنحر ، ان شانئک هوالابتر

صدق الله العلی العظیم .

ارتباط با امام جمعه