سه شنبه 1396/10/26 - 0 : 13
مشخصات امام جمعه
حمیدرضا شکری
حمیدرضا شکری
لاریجان
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/10/22
همه قرائن و شواهد در فحوای کلام مقام معظم رهبری نشان مى ‏دهد كه فتنه دیماه ۹۶ متشكل از غربى‏ ها به سركرد گى شيطان بزرگ به‏ عنوان طراح نقشه و فرمانده ، وهابيون به سركردگى رژيم سعودى حاكم بر حجاز به‏ عنوان تأمين ‏كننده مالى و بالاخره پا دوهاى داخلى به سركرد گى گروهك آد مكش منافقين (به‏ عنوان مزدوران حلقه به ‏گوش) از مدت‏ها پيش براى فتنه ۹۶ برنامه‏ ريزى كرده بودند.

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه لاریجان : 
خطبه اول:
الحمد للّه ربّ العالمین أحمده و أشکره و أستعینه و أستغفره و أتوکّل علیه  و أصلّی و أسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ  سرّه و مبلّغ  رسالاته  بشیررحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا و حبیب  قلوبنا أبی ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
 عن عَليِ بن الحُسين(ع):

« و امَّا حَقُّ رجلَك فان لا تَمشىَ بهَا الى ما لا يحلُّ لك و لا تجعَلَهَا مَطِيَّتِكَ فى الطريق المُستَخِفَّة باهلها فيها  فانَّها حامِلَتُك و سالكة بك مسلكَ الدِّين و السَّبَقِ لك و لا قوةَ الا باللّه  فبِهِما تَقِفُ على الصِّراط فانظر ان لا تزلُّ بك فتردِى فى النَّارِ . » رساله حقوق امام سجاد (ع)
ترجمه:
حق پاهايت آن است كه با آنها بسوى آنچه كه بر تو روا نيست نروى و آنها را مركب  گردش و حركت در راهى  كه  موجب إستخفاف و سبكى رهرو است قرار ندهى ؛ چرا كه بايد بوسيله  آنها در مسير دين  گام  بردارى و پيشى بگيرى  و بر اين دو پا ؛ بر صراط بايستى. پس مراقب باش كه تو را نلغزاند و در آتش نيفكند!

اوصيكم يا عبادالله  و نفسي  بتقوي الله ، عباد الله اتقوالله!
خودم  و شما برادران و خواهران  بزرگوار را به رعايت  تقواي الهي سفارش مي کنم.
خدای متعال در آن  آیه مبارکه دو بار مؤمنین را به مسأله تقوا سفارش نمود. در مرحله اول فرمود: ای کسانی که ایمان آوردید تقوای الهی را پیشه خود کنید. هر انسانی باید مراقبت کند و ببیند چه چیزی را برای دنیای دیگر پیش می فرستد. مبادا در دنیای دیگر با دست خالی برود و دچار فقر شود  مبادا در آن دنیا ، فضایی  برای او بوجود آید که  دچار خسران و حسرت شود برای اینکه دچار این حالت ها نشود ، هر انسان باید تقوا را در زندگی خود رعایت و دائم مراقبت کند که  چه اعمالی را انجام می دهد؟ پس بندگانِ خدا إتّقواالله!

در ادامه سلسله مباحث  حقوقِ أعضا و جوارح ، حضرت به حقِ " پا " اشاره کرده و فرمودند:
حق پاهايت آن است كه با آنها بسوى آنچه كه بر تو روا نيست نروى و آنها را مركب  گردش و حركت در راهى  كه  موجب إستخفاف و سبكى رهرو است قرار ندهى ؛ چرا كه بايد بوسيله  آنها در مسير دين  گام  بردارى و پيشى بگيرى  و بر اين دو پا ؛ بر صراط بايستى. پس مراقب باش كه تو را نلغزاند و در آتش نيفكند!
هريک از أعضاي بدن ما وظايف و تکليفي در راه دين دارند و به نصِّ قرآن ، تک تک أعضايِ بدن انسان  مورد باز خواست و محاکمه  قرار مي گيرند.

« الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلي‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » يس/65
" امروز ما بر دهان انسان ها مهر مى زنيم  و دست هايشان با ما سخن مى گويند و پاهايشان كارهايى را كه انجام مى دادند شهادت مى دهند. " پس روا نيست که أعضاءِ  بدن در طريق  گناه مورد إستفاده  قرار بگيرد. به همين دليل در تعبير امام سجاد (ع) آمده است: " و امَّا حَقُّ رجلك فان لا تمشى بها الى ما لا يحل لك. "
گاهى رفتن به مكان هاى ممنوع ، تجاوز به حقوق ديگران و گاه موجب تضييع  حق  نفسانى  و شخصى خود انسان است  و اين هر دو مصداق ما لا يحل لك است . اما قرآن در سوره مباركه نور به مصداق اول تصريح مى فرمايد كه :
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ  حَتَّى  تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ  خَيْرٌ لَّكُمْ  لَعَلَّكُمْ  تَذَكَّرُونَ. فَإِن لَّمْ تجَدُواْ فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتىَ‏ يُؤْذَنَ لَکمُ‏ْ  وَ إِن  قِيلَ لَکُمُ ارْجِعُواْ فَارْجِعُواْ هُوَ أَزْکىَ‏ لَکُمْ  وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ » نور/28 و 27
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! به ملك و خانه هاى غير خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر أهل آن سلام  كنيد، اين براى شما بهتر است ؛ شايد متذكر شويد. و اگر كسى از داخل  خانه  به  شما اجازه  ورود  نداد يا كسى براى پاسخگويى نبود حق ورود به ملك ديگران را نداريد و اگر از داخل خانه  پاسخ آمد  كه برگرديد باز حق ورود نداريد ؛ اين براى شما پاكيزه تر است و خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است.
اين دو آيه شريفه ، دلالت صريح  و روشن دارد بر ممنوعيت ورود به ملك غير، بدون اجازه صاحب آن؛ حتى اگر غير، نزديك ترين فرد به انسان باشد. در روايتى نقل شده است كه :

« رُوىَ انَّ رجلا قال للنَّبىِّ صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم أستَأذِنُ عَلُى أمّى؟ فقال: نَعَم، قَالَ : انَّها لَيسَ لَهَا خَادِمٌ غَيرِى أَفَاَستَأذِنُ عَليهَا كُلَّمَا دَخَلَت؟ قَالَ: اَتُحِبُّ أَن تَرَاهَا عُريَانَهُ ؟ قَالَ الرَّجُل: لَا، قَالَ : فَاستَأذَن عَلَيهَا»

تفسير مجمع البيان/ج5/ص32
روايت شده فردى بعد از نزول اين آيه به پيامبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم عرض كرد: يا رسول اللّه ! آيا من براى ورود به خانه مادرم بايد از او اجازه بگيرم ؟ فرمودند: بله  بايد از مادرهم اجازه بگيرى! عرض كرد: مادرم پيرزنى است كه جز من خدمتكارى ندارد من بايد خدمت او را انجام بدهم و به او كمك كنم آيا هر بار كه مى خواهم داخل خانه شوم بايد از او اجازه بگيرم ؟ فرمودند: آيا دوست دارى مادرت را بدون لباس و عريان ببينى؟ عرض كرد: نه يا رسول اللّه (ص) ! حضرت فرمود: پس بايد حتى براى ورود به خانه مادر نیز اجازه بگيری .
بر أساس اين آيه شريفه ، براى ورود به ملك و خانه ديگران بايد رضايت و اجازه صاحب آن حاصل شود. گاه اين عمل ، مصداق عنوان غصب است كه حرام شرعى و عقلى است ؛ زيرا مصداق ظلم به ديگرى است . بنابر اين تعبير امام عليه السلام كه  فرمودند: ان لا تمشى بها الى ما لا يحل گاهى از باب تجاوز به حقوق ديگران است و گاه نيز تعدى و تجاوز به حقوق خود انسان است  كه بيان امام عليه السلام به مصداق دوم معطوف است ؛ يعنى در ورود به محل  و مكانى كه به حسب ظاهر ممنوع  نيست  ولى قدم نهادن به آن موجب سبك و كوچك شدن انسان است بايد پرهيز كرد؛ چرا كه بر أساس معارف دين ، انسان مجاز نيست خود را كوچك و سبك كند و بايد هميشه حرمت انسانى خود را حفظ كند.
در تعبيرى از امام عسكرى عليه السلام آمده است كه فرمودند:
« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ إِلَّا إِذْلَالَ نَفْسِهِ.» کافي/ج5/ص63/حديث 3
خداوند همه إختيارات را به انسان تفويض كرده است مگر چيزى كه موجب ذلت و حقارت او بشود. بنابر اين اگر ورود به  مكانى موجب ذلت ، خوارى و استخفاف انسان باشد از مصاديق  ورود  به  محلى است  كه  حلال  و جايز نيست و البته اين امر به حسب مراتب تشخص افراد در إجتماع  متفاوت است. ممكن است  ورود  به محلى براى افرادى بدون إشكال باشد ، اما بر طبقات ديگرى از افراد جامعه موجب سبكى و إستخفاف باشد. لذا امام عليه السلام در اين تعبير مى فرمايند: وَ لَا تَجْعَلْهُمَا مَطِيَّتَكَ فِي الطَّرِيقِ الْمُسْتَخِفَّةِ بأَهْلِهَا فِيهَا دو پاى خود را ، مَركبِ  پيمودنِ مسيرى كه موجب  خفت  و سبك شدن تو مى شود قرار مده.
پا، أبزار ظاهرى حركت است ، پس وقتى مى فرمايند: حق ندارى با اين دو پا به جايى كه براى تو ممنوع است قدم بگذارى ، بالملازمه هر نوع حركت ظاهرى ممنوع  و ناروا نهى مى شود ؛ يعنى اين أبزار براى إرتكاب حرام و انجام  نامشروع  در اختيار انسان قرار نگرفته، بلكه أبزارى است براى وصول به كمال و غرض غايى و تسهيل در رسيدن به أهداف عاليه آفرينش .

تحصيل علم و دانش:
در روايتى وارد شده است كه رسول گرامى اسلام صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم فرمودند:
« مَن مَشى فِى طَلَبِ العِلم خَطوَتين وَ جَلَسَ عندَ العَالِم سَاعِتِين وَ سَمِعَ منه كلمتينِ أعطَاهُ اللّه جنَّتين كلّ جنَّة قدُر الدّنيا مرّتين » ارشادالقلوب/ص195
هركس دو گام در راه تحصيل علم بردارد و دو ساعت در محضر عالم نشسته ، دو كلمه علمى از او بشنود خدا دو بهشت به او هديه مى كند كه هر يك  دو برابر اين دنيا وسعت دارد. رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم در آغاز اين سخن از كلمه مشى استفاده كرده است؛ در حالى كه در حضور عالمى نشستن و محضر او را درك كردن، مستلزم راه رفتن هم نباشد؛ اما مراد از مشى در اين روايت ، تحصيل علم با هر نوع  حركت ظاهرى وغير ظاهرى است . درباره گام نهادن در مسير كمال علمى ، از أميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است : « كلُّ وِعاء يَضيقُ بِما جُعلَ  فِيِه إلَّا وِعاء العِلم فانَّهُ يتَّسِعُ بِه » نهج البلاغه/ص206/حکمت 205
هر ظرفى با آنچه كه در آن  قرار مى گيرد پُر مى شود مگر ظرفِ علم  كه هر چه علم و دانش در آن اندوخته شود وسيع تر مى شود. در نتيجه معيار سنجش أرزش و إعتبار انسانها ، جمع آورى سرمايه علمى است كه در يكى از مباحث گذشته هم به  تناسب اشاره كرديم كه از أميرالمؤمنين عليه السلام وارد شده است : " قيمة كلُّ امرِى ما يُحسِنُهُ " نهج البلاغه ، ص 195، حكمت 81.
أرزش هر انسان به مقدار دانشى است كه خوب  فرا گرفته است. پس أرزش و اعتبار هر انسان به سرمايه هاى علمى اوست.
در أحاديث آمده است كه :
« أَكْثَرُ النَّاسِ‏ قِيمَةً أَكْثَرُهُمْ‏ عِلْماً وَ أَقَلُّ النَّاسِ قِيمَةً أَقَلُّهُمْ عِلْماً » بحارالانوار، ج 1، ص 164، حديث 1.
أرزشمند ترين افراد ثروتمند ترين آنها از نظر سرمايه علمى است و كم أرزشترين افراد ، فقير ترين انسان ها از اين نظر است . اهتمام معارف دين ، براى تشويق در دستيابى به كمال علمى در اين روايات كاملا واضح و روشن است. از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم روايت شده است كه فرمودند:
« نَوْمٌ مَعَ عِلْمٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ مَعَ جَهْلٍ » بحارالانوار، ج 1، ص 185، حديث 102.
"خواب انسان عالم  و أنديشمند بهتر از نماز انسان جاهل است ."
والاتر از اين :
« مَنْ تَعَلَّمَ بَابًا مِنَ العِلْمِ ، يَعْمَلُ بهِ  أوْ لَمْ  يَعْمَلْ بهِ  كَانَ أَفْضَلَ  مِنْ أَنْ يُصَلِّي أَلْفَ رَكْعَةٍ تَطَوُّعًا.» بحارالانوار، ج 1، ص 180، حديث 67.
" فضيلت كسى كه رشته اى از علم را فرا بگيرد ؛ أعم از اين كه به آموخته هاى علمى خود عمل كند يا عمل نكند ، بالاتر از اين است  كه هزار ركعت نماز مستحبى بخواند." اين روايت ، بسيار قابل توجه است با اين كه از نظر معارفِ دين،علمِ بدون عمل، خالى از إشكال نيست ولى در اينجا تصريح  رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم بر اين است كه عِلم ، فى نفسه شرافت دارد و كسى كه اين شرافت را تحصيل  كند گر چه به آموخته هاى خود عمل نكند أرزش كار او بالاتر از اين است كه هزار ركعت نماز مستحبى  به جاى آورد. به همين دليل در فرمايشى از پيامبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است كه : « مَنْ جَاءَهُ الْمَوْتُ  وَ هُوَ يَطْلُبُ الْعِلْمَ  لِيُحْيِيَ بِهِ الْإِسْلَامَ  كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ  وَاحِدَةٌ  فِي الْجَنَّةِ » بحارالانوار، ج 1، ص 184، حديث 97.
" كسى كه علم بياموزد تا دين  را إحيا  كند و در اين حال مرگ او فرارسد  درجه  و مقام او در بهشت با أنبياى الهى يكسان خواهد بود."
چون آنها نيز همين وظيفه را برعهده داشتند. بين  كسى  كه عالِم مى شود تا معارف دين را إحيا  كند و أنبياى الهى يك درجه  فاصله خواهد بود. نتيجه مهمى كه از اين  بحث مى گيريم اين استكه: قدم  گذاشتن در مسير كمالِ علمى  كه معناى كنايى حقِ پا هست در بيان امام سجاد عليه السلام مورد تاكيد فراوان قرار گرفته است .

رفع نياز مؤمن و پاداش آن:
در روايتى ديگر از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است كه فرمودند: « مَنْ مَشَى إلى حَاجَةِ  أَخِيهِ  الْمُسْلِمِ  كَتَبَ اللَّهُ تعالى  لَهُ بِكُلِّ  خُطْوَةٍ  يَخْطُوهَا حَسَنَةً  إِلَى أَنْ  يَرْجِعَ  مِنْ حَيْثُ  فَارَقَهُ ، فَإِنْ قُضِيَتْ حَاجَتُهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ  كَيَوْمِ  وَلَدَتْهُ  أُمُّهُ  وَ إِنْ هَلَكَ  فِيهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ » كنزالعمال ، ج 6، ص 447، حديث 16479.
در روايت ديگرى امام صادق عليه السلام فرموده اند: « لَقَضاءُ حاجَةِ امْرئٍ مُؤمنٍ أحَبُّ إلى (اللّه) مِن عِشرينَ حِجّةً ، كُلُّ حجّةٍ يُنْفِقُ فيها صاحِبُها مائةَ ألفٍ » كافى ، ج 2، ص 193، حديث 4، وسايل الشيعه ، ج 16، ص 363، حديث 21769.
نزد خدا بر آوردن حاجت مؤمن از بيست حج  كه در هر يك  صد هزار دينار خرج  كرده باشد محبوب تر و پسنديده تر است. لذا اگرانسان ميخواهد از صراطِ معروف قيامت بسلامت بگذرد  بايد در دنيا راه مستقيم  و درست را انتخاب کند همان صراطي  که امام صادق (ع) فرمود:« الصّراطُ ادَّقُ مِنَ الشّعر و أحَدُّ مِنَ السَّيفِ وَ أظلَم مِنَ اللَّيل » علم اليقين ، ج 2، ص 1181.
"صراط از مو باريكتر، از شمشير برنده تر و از دل تاريك شب تاريكتر است ".
مرحوم صدوق در ((معانى الاخبار)) از مفضل بن عمر نقل مى كند:

« قال : سَالت اباعبداللّه عليه السلام عن الصراط فقال: هُوَ الطَّريقُ اِلي مَعرِفَةِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُما صِراطانِ صِراطٌ فِي الدُّنيا وَ صِراطٌ فِيالا'خِرَةِ فَاَمَّا الصِّراطُ الَّذي فِي الدُّنيا فَهُوَ الاِمامُ المُفتَرَضُ الطّاعَةُ مَن عَرَفَهُ  فِي الدُّنيا وَاقتَدي'بِهُداهُ  مَرَّعَلَي الصِّراطِ الَّذي هُوَ جِسرُ جَهَنَّمَ فِي الا'خِرَةِ  وَ مَن لَم يَعرِفهُ  فِي الدُّنيا زَلَّت  قَدَمُهُ عَنِ الصِّراطِ  فِي الاخِرَةِ  فَتُردي في نارِ جَهَنَّمَ » "او گفت : از امام صادق عليه السلام درباره صراط سوال كردم! حضرت فرمودند: صراط ، طريق معرفت الهى است  و دو صراط داريم : يك صراط  و طريق  در دنيا و يك صراط  و طريق در آخرت . اما صراط در دنيا ، امامى است كه خداوند اطاعت او را بر انسان ها واجب كرده است . كسى كه امامش ‍ را در دنيا بشناسد و به هدايت و راهنمايى هاى او اقتدا كند از آن  صراطى كه  به  مانند پلى  روى جهنم است به راحتى عبور خواهد كرد ؛ اما كسى كه امامش  را در اين دنيا  نشناسد، در آخرت نيز گام هايش بر صراط مى لغزد و به  قعر جهنم سقوط مى كند" معانى الاخبار، ص 32، حديث 1.
پس عبور از صراط آخرت دو شرط دارد كه در كلام امام عليه السلام بر آن دو تاكيد شده است : اول شناخت و إعتقاد به امام مفترض الطاعه ؛ دوم إقتدا و پيروى از هدايت هاى او . هر كس  فاقد هر يك از اين دو شرط  باشد قادر به عبور از صراط  نخواهد بود. اين تعبير ناظر بر ظرافت ها و دقايق مسائل اعتقادى و عملى است .

خطبه دوم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم. الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقوی و الیقین والصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم وعلیءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.
اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی عَلیّ اَمیرِالْمُوْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمینَ  آیَتِکَ الْکُبْری وَالنَّباءِ الْعَظیمِ وَ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَهِ الطّاهِرَهِ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ صَلِّ عَلی سِبْطَیِ الرَّحْمَهِ وَ اِمامَیِ الْهُدی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَّنَهِ وَ صَلِّ عَلی اَئِمَّهِ الْمُسْلِمینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْخَلَفِ الْهادی الْمَهْدِیِّ حُجَجِکَ عَلی عِبادِکَ وَ اُمَناَّئِکَ فی بِلادِکَ.

دعای فرج...

اوصيکُم يَا عِبادَالله وَ نَفسي بِتَقوَي الله و نَظمَ اَمرکُم.
با درود و سلام بي پايان به روح معمار کبير انقلاب اسلامی ايران  و دو فرزند گرانقدرش ، جمیع مؤمنين  و مؤمنات ، علما ، صلحا ، شهدای انقلاب ، شهيدانِ 8  سال دفاع مقدس ، شهدای  گمنام ، شهدای مدافع حرم وعلي الخصوص 356 شهید خونين بال بخش لاریجان و با آرزوي طول عمر با عزت همراه با صحت و سلامتي براي مقام عظماي ولايت در اين خطبه دوم ، خودم و همه شما را توصيه  مي کنم به  تقواي الهي و دوري از محرمات.
أهميت نماز جمعه در اسلام:
امام باقر(ع) فرمود: نماز جمعه روح  دارد و کسانی که در نماز جمعه شرکت می کنند را می بیند و آنها را می سنجد که چه زمانی وارد نماز جمعه می شوند. روز جمعه مراقبت میکند و نگهبانی می دهد که چه کسانی زودتر از دیگران از منزل حرکت می کنند و به سمت نماز جمعه می روند.
کیفیت حضور انسانها در نماز جمعه به مقدار و نحوه حضور آنها در نماز جمعه است. کسانی که عادت داشتند از اولین لحظاتی که نماز جمعه منعقد میشود  در نماز جمعه حضور یابند ، اینها جزو دسته های اول هستند که وارد نماز جمعه می شوند و انسانها به همین ترتیب و میزان وارد بهشت می شوند. آفرین به نمازگزاران عزیز و گرانقدری  که شوق و إشتیاق به نماز جمعه آن ها را به حضور در نماز جمعه از اولین دقایق می کشاند و وارد در آن می کند.

 مناسبتهای هفته را  بإختصار محضر شما نمازگزاران عزیز عرضه میدارم.
از مناسبتها:
26 دیماه 1357 فرار شاه خائن از كشور ایران را در پیش داریم.
ايران در زمان شاه دست‏ بسته تسليم آمريكا بود و شاه مخلوع خائن ، اين كشور را در تمامى أبعاد وابسته به آمريكا كرده و ايران يكى از پايگاههاى نظامى آمريكا بود! أرتش در دست مستشاران آن و فرهنگ در دست جيره‏ خواران و شاه و دولت و مجلس از نوكران و سرسپردگان بودند، اقتصاد در وابستگى از آن‏ها بدتر و شاه مخلوع در منطقه ، نيرومندترين ژاندارم بود و پشتيبان او آمريكا و ديگر كشورهاى وابسته به آن بودند و از حيث تجهيزات نظامى  بسيار غنى بود. با اين همه ، ملت معظّم ايران كه فاقد قدرت نظامى و تجهيزات رزمى و حربى بود، با دست خالى و ايمانى قوىِ فرا گرفته از اسلام و عزمى راسخ و إتكا به خداى تعالى و اعتماد به نفس در مدتى كوتاه بطور معجزه‏ آسا ، بتهاى تخيلى ساخته و پرداخته غربزدگان را فرو ريخت و طومار ستمگريهاى دو هزار و پانصد ساله را درهم پيچيد.
از مناسبتها:
بیانات بسیار مهم حضرت امام خامنه ای « مُدَّ ظِلُّهُ الَعَالِی » در دیدار اخیر ایشان با مردم قم بمناسبت قیام سالروز 19 دیماه 56 بسیار قابل دقت و تأمل است.
با كمى تأمل محورهاى بيانات رهبر معظم اين ‏چنين برداشت میشود:
.تفكيك بين مطالبات صادقانه و به‏ حق مردم با آشوبها
. هيچ‏ كس با طرح مطالبات صادقانه مشكلى ندارد.
. مسؤولين بايد به مطالبات صادقانه صحيح رسيدگى كنند.
. ما اگر مشكل داخلى نداشته باشيم ، نه اين شبكه‏ ها مى‏توانند اثر بگذارند، نه آمريكا مى‏تواند هيچ غلطى بكند.
. دفاع از حقوق مظلومين وظيفه‏ همه‏ ما است؛ به‏ خصوص دفاع از ضعفا.

همه قرائن و شواهد در فحوای کلام مقام معظم رهبری نشان مى ‏دهد كه فتنه دیماه ۹۶ متشكل از غربى‏ ها به سركرد گى شيطان بزرگ به‏ عنوان طراح نقشه و فرمانده ، وهابيون به سركردگى رژيم سعودى حاكم بر حجاز به‏ عنوان تأمين ‏كننده مالى و بالاخره پا دوهاى داخلى به سركرد گى گروهك آد مكش منافقين (به‏ عنوان مزدوران حلقه به ‏گوش) از مدت‏ها پيش براى فتنه ۹۶ برنامه‏ ريزى كرده بودند.
فتنه دى ‏ماه ۹۶ نه اولين فتنه در تاريخ ۴۰ ساله نظام پرافتخار اسلامى ماست و نه آخرين آن خواهد بود بلكه اين نبرد دائمى نظام سلطه با ايران كه ۴۰ سال است به أشكال مختلف در حوزه‏ هاى سخت ، نيمه‏ سخت و نرم عليه ايران (ضد ايران عليه ايران)، ملت (ضد ملت عليه ملت) و اسلام (ضد اسلام عليه اسلام) رخ داده و باز هم رخ خواهد داد و وجود فتنه‏ هاى رنگارنگ ، خود بزرگ‏ ترين دليل بر صلابت و اقتدار نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران و خنثى شدن توطئه‏ ها و شكست‏هاى پى ‏در پى دشمنان است. مردم نشان دادند كه مثل هميشه حتى از مسؤولان و خواص نظام بصيرت بيشترى دارند.
در مقابل چنين مردم نستوه و بصيرى چه بايد كرد؟ جز اين‏ كه مسؤولان و دولتمردان به‏ عنوان ميوه و ثمره مردم‏ سالارى دينى و رأى مردم ، جبهه شكر بر آستان حضرت حق جل و علا ساييده و با قدردانى از زحمات و حضور مردم به ‏عنوان حلال همه مشكلات و توطئه‏ ها، قول بدهند كه:
براى افزايش اميد و اعتماد مردم و ريشه‏ كنى يأس و نا اميدى و تقويت غرور و عزت ملى تلاش كنند و براى جذب حداكثرى و ايجاد جبهه واحد عليه كفر، شرك ، إلحاد و دشمنان قسم‏ خورده نظام سعی بیشتری داشته باشند و از دلبستگى به دشمنان و توهم حل مشكلات از طريق دشمن دست برداشته و با تكيه به ظرفيت‏ هاى داخلى با عزمى جهادى و انقلابى وارد ميدان خدمت به مردم شوند. قول بدهند به جاى اعتماد به بد قولى‏ ها و بدعهدى‏هاى دشمنان به مردم بصير و انقلابى و موكلان خود تكيه كنند و براى كاهش فاصله طبقاتى و تبديل أشرافى‏ گرى به يك ضد أرزش منفور ملى تلاش كنند. اگر چنین بشود قطعا این مثلث شومِ إستکباری نه عُمّال رژیم آل سعود و نه منافقین کوردل و در رأس آنها شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار و جنایتکار در مقابل این ملت شهید داده و با بصیرت و زمان شناس و ولایتمدار هیچ غلطی نمی توانند بکنند.

از مناسبتها:
27 دیماه شهادت جانگذاز نواب صفوی و یارانش:
دو شهید روحانی و دو شهید غیر روحانی ، یعنی شهید نواب صفوی و شهید عبدالحسین واحدی و شهید خلیل طهماسبی و شهید ذوالقدر شهیدان گرانقدری که مصداق این آیه هستند: « إِنَّهُمْ فِتْيَة آمَنُوا بِرَبِّهِمْ » شهیدانی که در آن فضای سخت منادیان حکومت اسلامی بودند. در موقعیتی که بعد از رضاخان با آن فشارها و تحمیل و بلایی که بر سر محافل دینی آورد کسی تصور نمی کرد ندای دینی بار دیگر در این کشور طنین انداز شود تصور می شد که این ندا در حلقوم خفه شده است !
آفرین به این شخصیت روحانی مقتدر و دلسوز سید مجتبی نواب صفوی که توانست در آن موقعیت سخت وقتی دید عرصه هتاکی علیه إسلام برای برخی باز شده است و کسانی که با قلم و کتاب خود در صدد هتاکی برآمدند و دید که آنها متعمدانه و متعصبانه در مقابل اسلام شمشیر از رو بسته اند از نجف مصمم شد با آنها به مقابله و مبارزه برخیزد و سعی کرد با سلاح آن عناصر خبیث را از پیش پای اسلام بردارد . این حرکت جریانی را به وجود آورد که مقدمه حکومت اسلامی را فراهم کرد. این شهید بزرگوار خدمات بزرگی را در آن  روز به  انجام رسانده است . شهادت او ضربه بزرگی در عرصه مبارزات آن روز بود. یاد و خاطره شهدای عزیز فداییان اسلام و شهدای در راه اسلام و إقامه حکومت اسلامی را فراموش نمی کنیم و امیدواریم که خدای متعال درجات عالی این شهدای گرانقدر را متعالی بفرماید .