چهارشنبه 1396/6/29 - 15 : 18
مشخصات امام جمعه
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
شيرگاه
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/6/24
هر گونه که دلت بدان مایل است، نمی¬توانی لب بگشایی.

خطبه اول                24/06/1396                  

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: پرهیز از شایعه پراکنی و آبروریزی

آتش و آب و آبرو با هم                                    

                   هر سه گشتند در سفر همراه  

عهد کردند هر یکى گم شد                                                                       

با نشانى ز خود شود پیدا     

گفت آتش : به هر کجا دود است                                                          می­توان یافتن مرا آنجا        
آب گفتا : نشان من پیداست                                                                 هر کجا باغ هست و سبزه بیا     
آبرو رفت و گوشه­اى بگرفت                                                                       گریه سر داد گریه­اى جانکاه        
آتش آن حال دید و حیران شد                                                                 آب در لرزه شد ز سر تا پا    
گفتش آتش که گریه­ى تو ز چیست ؟                                                  آب گفتا : بگو نشانه چو ما       
آبرو لحظه­اى به خویش آمد                                                                    دیدگان پاک کرد و کرد نگاه 
گفت: محکم مرا نگه دارید                                                                    گر شوم گُم نمی­شوم  پیدا

پيامبر گرامیِ اسلام (صلي‌الله عليه و آله و سلم) فرمودند:

اِنَّ حُرمَةَ عِرضِ المُؤمِنِ كَحُرمَةِ دَمِهِ و مالِهِ. (لئالي الاخبار، ج ۵، ص ۲۲۶)

حرمتِ حيثيت و آبرویِ مؤمن، همانند حرمتِ جان و مال اوست.

و فرمودند:

مَن مَشي في عَيبِ اَخيهِ و كَشْفِ عَورَتِهِ كانَت اَوَّلُ خُطوَةٍ خَطاها وَضَعَها في‌جَهَنّم! وَ كَشَفَ اللَّهُ عَوَرَتَهُ علي رُؤوسِ الخَلائِقِ. (لئالي‌الاخبار، ج ۵، ص ۲۴۱)

هر كس برایِ عيب‌جويي و فاش كردن اسرار برادر ديني‌اش قدم بردارد، اولين قدم او ورود به جهنم خواهد بود! و خداوند اَسرار و عيوب او را نزد همه­یِ خلايق، فاش و علني خواهد ساخت.

امام جعفر صادق (عليه‌السلام) فرمودند:

إِذا رَقَّ العِرضُ اُستُصعِبَ جَمْعُه! (اعلام‌الدين، ص ۳۰۳)

وقتي آبرو ريخت و بي‌ارزش شد، ديگر جمع‌آوري و جبرانِ آن دشوار خواهد بود!

لذا خداوند متعال در آیه­ی 36، سوره­ی مبارکه­ی اسراء می­فرماید:

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ

به چیزی که علم و اطمینان نداری، اعتماد مکن و آن را بر زبان میاور.

امام سجاد (علیه السلام) به یکی از حاضران در جلسه­ی خود فرمود:

لیس لک ان تکلم بما شئت.

هر گونه که دلت بدان مایل است، نمی­توانی لب بگشایی.

و لَیسَ لکَ اَن تَسمعَ ما شئتَ لِاَنَّ اللَّهَ یَقولُ:« إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً » (سوره­ی مبارکه­ی اسراء، آیه­ی 36.)

تو آزاد نیستی به هر سخنی که دلت بدان تمایل دارد، گوش فرا دهی، زیرا خدای عز و جل می­فرماید: گوش و چشم و... مسؤولیت دارند.( فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج 3، ص 192.)

و نیز در آیه­ی 64 سوره مبارکه­ی یس می­فرماید:

الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا یَكْسِبُونَ

امروز دهان­های آن­ها را می­بندیم، در حالی­که دست­ها و پاهایشان علیه آنان گواهی و شهادت می­دهند.

هر یک از ابزار ادراکی، اعم از حس ظاهر - سمع و بصر و...- و حس باطن- عقل و اندیشه و...- حجت الهی­اند و آدمی با در اختیار داشتن چنین ابزاری مسؤول است و باید در صراط صحیح گام بردارد(فخر رازی، تفسیر کبیر، نشر دارالفکر، ج 20، ص 211، علامه طباطبائی، المیزان، ج 13، ص 94.)

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می­فرمایند:

سامعُ القولِ شریکُ القائل

شنونده­ی سخن، شریک گوینده است از حیث کیفر یا پاداش.

دو نکته در فلسفه­ی اصلی سخت­گیری­های اسلام در برابر شایعه­گران مطرح است:

1) اول اینکه: محیط سالم، روحیه­ی انسان را به سوی سلامتی سوق می­دهد چنانکه محیط فاسد زمینه­های گرایش به سوی فساد را در آدمی تقویت می­نماید؛ بنابراین، اسلام بر این حقیقت تاکید دارد تا افراد در محیط اجتماعی، از یکدیگر جز خیر و پاکی­ها و موفقیت­ها و تکامل سخنی نشنوند و در جامعه، جز مظاهر تعالی و طهارت روحی و ترقی و تکامل در زندگی نبینند.

ب) دوم اینکه: حفظ قداست و حرمت محیط اجتماع اسلامی، وظیفه­ی همگان است و در راستای حفظ حرمت محیط اجتماعی، باید سیطره­ی باطل را در جامعه محدود و تضعیف کرد و کم کم آن را از بین برد. و مَظاهر منکر و اعمال ناشایسته را باید از راههای مختلف متروک کرد، چراکه بر طبق حدیث «الباطِلُ یَموتُ بِتَرکِ ذِکرِهِ » در برخی از موارد، با دم نزدن از باطل است که باطل از بین می­رود. و بدیهی است که اجراء حدود الهی بدان خاطر است که زشتی عمل حرام نقض نشود. کسی­که می­داند نباید در پی حرام برود، اما بشنود یا ببیند که همگان از آن دم می­زنند، روحیه­ی گرایش به فحشا و قانون­شکنی در او تقویت می­شود؛ لذا فلسفه­ی اجراء حد یا تعزیر آن است که مردم بدانند که حریم­شکنان و کسانی که دستورات خدا را زیر پا می­نهند، مورد تنفر خواهند بود.

امام (ره) به فرزند بزرگوارش مرحوم حاج سید احمد (ره) می­نویسند:

پسرم! گاهی می­بینم از تهمتهای ناروا و شایعه پراکنی­های دروغین اظهار ناراحتی و نگرانی می­کنی. اولاً باید بگویم تا زنده هستی و حرکت می­کنی و تو را منشأِ تاثیری بدانند، انتقاد و تهمت و شایعه­سازی علیه تو، اجتناب ناپذیر است؛ عقده­ها زیاد و توقعاتِ روزافزون و حسادت­ها، فراوان است. آن­کس که فعالیت دارد، گرچه صد در صد برای خدا باشد، از گزندِ بدخواهان نمی­تواند به دور باشد. من خود یک عالِمِ بزرگوارِ متّقی را [می­شناسم] که تا به ریاست جزئی نرسیده بود، برای او جز خیر، به حسب نوع نمی­گفتند و تقریباً مورد تسالمِ اهل علم و دیگران بود؛ به مجرد آن­که توجه­یِ نفوس به او جلب شد و شاخصیتی دنیاوی - ولو ناچیز - نسبت به مقامش پیدا کرد، مورد تهمت و اذیت شد و حسادت­ها و عقده­ها به جوش آمد و تا در قید حیات بود، این مسایل نیز بود.

آنچه می­بینی همه­ی ما و مثل ما بِدان مبتلا است.

پسرم! سوره­ی مبارکه­ی حشر را مطالعه کن، که گنجینه‌هایی از معارف و تربیت در آن است و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند و از آنها به مددِ الهی توشه‌ها بردارد، خصوصاً آیاتِ اواخرِ آن، از آنجا که می­فرماید: یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوااللهَ إنَّ اللهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ

ای کسانی­که ایمان آورده­اید، از خدا پروا کنید و هر کسی باید ( به دیده­ی دل ) بنگرد چه چیزی برای فردا ( یِ خویش ) پیش فرستاده و از خدا پروا کنید، که خدا از آنچه انجام می­دهید آگاه است.

این تقوی، تقوای از اعمال ناشایسته نیست، تقوای از توجه به غیر است؛ تقوای از استمداد و عبودیت غیر حق است؛ تقوایِ از راه­دادنِ غیرِ او جل و علا به قلب است؛ تقوای از اتکال و اعتماد به غیر خداست.

مراد از «ولتنظر نفس ما قدمت لغد» افعال قلبی است که در ملکوت، صورتی و در فوق آن نیز صورتی دارد و خداوند خبیر است به خطرات قلب همه. (حضرت امام خمینی قدس سره، نقطه عطف، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام چاپ اول، بهار 1369.)

و این نیز به آن معنی نیست که دست از فعالیت بردار و خود را مهمل بارآور و از همه کس و همه چیز کناره­گیری کن و عزلت اتخاذ نما که آن برخلاف سنّت الهی و سیره­ی عملی حضرات انبیای عظام و اولیای کرام است.

بنابراین، دوستان نظام و انقلاب و سربازان ولایت، وظیفه­ی خودشان را تحت هر شرایطی انجام می­دهند و ذره­ای سستی را هم روا نمی­دانند، لکن، توصیه­ی ما این است که، بعضی­ها به خاطر آخرتِ خودشان هم که شده، از شایعه­پراکنی بپرهیزند.

خطبه دوم                24/06/1396                   

بسم  الله الرحمن الرحيم

یکی از نکات بسیار مهم در خصوص بيانات ارزشمند و نكته‌نظرات ژرف و عميق و هدايتگرانه و در عين حال، قاطع و انقلابىِ رهبرىِ عزيز و حكيم انقلاب اسلامى، امام خامنه‌اى (مدظله‌العالى) که بایستی مورد دقت نظر قرار گیرد، عمل به آن فرمایشات است. لکن وقتی معظم می­بینند که حقش ادا نگرديد و در مقام برنامه‌ريزى مورد توجه­ی مخاطبین ویا مسئولین امر قرار نگرفت، آن مطالب را در فرصت دیگری با ادبيات ديگرى تكرار مى‌کنند.

معظم له در تاريخ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ در دیدار طلاب و روحانیون با ایشان، رهنمودهایی ايراد فرمودند که در ديدار طلاب و روحانيون حوزه‌هاى عليمه تهران، با بیانی دیگر تکرار فرمودند که چند نکته­ای را به نیت عمل­کردن، یادآوری می­کنم:

فرمايشات رهبر معظم در آن ديدار، به‌واقع نقشه­ی راه و طرح و برنامه‌اى راهبردى تلقى مى‌گرديد، كه البته مى‌توان آن‌را منشور ديگرى براى روحانيت دانست؛ چه آن‌كه اساسى‌ترين رسالتها و وظايف روحانيت را در حال حاضر به‌روشنى ترسيم فرمودند.     
الف. ابتدا در نگاهى جامع و كلان، طبق فرمايشات معظم‌له، مهم‌ترين وظايف روحانيت را در سه بخش محورى بايد مورد توجه قرار داد:

1. هدايت فكرى و دينى‌       
۲. هدايت سياسى و بصيرت‌افزايى‌   
۳. راهنمايى و حضور در عرصه­ی خدمات اجتماعى‌        
هدايت فكری و دينى، ناظر بر نقش تعليمى و تهذيبىِ روحانيت است؛ كه البته در اين مقام از خودتعليمى و خودتهذيبى و به‌عبارتى خودسازى در دو حوزه­ی فراگيرىِ معلومات و معارف دينى و تزكيه و تهذيب نفس آغاز مى‌گردد و سپس، طبق حديث شريف علوى (عليه‌السلام) نوبت به هدايت و ارشاد ديگران مى‌رسد. «كَيْفَ يُصْلِحُ غَيْرَهُ مَنْ لَا يُصْلِحُ نَفْسَه‌»(غررالحکم، ص۲۳۴)؛ كسى‌كه خود را اصلاح نكرده باشد، ديگران را چگونه اصلاح مى‌كند. و يا فرمودند: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُم‌» (بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۰۹) یعنی، با تجليات رفتارى و عملى، كه نشان از خودسازى و طيب نفس و طهارت باطنى دارد، به هدايت و ارشاد ديگران بپردازيد. زیرا كلامِ ناصحى نافذ است كه ابتدا در مقام حديث نفس، خود را به حريم معرفت و معنويت رسانده باشد و عقل و قلبِ خويش را از سرچشمه­ی هدايت، سيراب نموده باشد.

نفس خود ناكرده تسخير اى فلان                                                كى كنى تسخير نفس ديگران‌ 
نفس را اول برو در بند کن                                                               پى برو آهنگ وعظ و پند كن

بنده که به عنوان خطیب جمعه، وظیفه دارم سفارش به تقوا را در متن عرائضم مدنظر قرار بدهم، همیشه اول خودم و بعد همه­ی شما را به تقوا و ورع الهی سفارش می­کنم. همین جا عرض کنم که، عزت دوسرا در گرو رعایت تقوای الهی است.

امروز بيش از هر زمانى، از ناصحان و مرشدان جامعه، تسلط علمى و اطلاعاتِ وسيع معرفتى و دينى و نيز ذىِّ‌ طلبگى و اخلاق و مَشىِ مُهذّب و مُزكّى، توأم با روحيه­ی مردمى و ارتباطاتِ عاطفى، انتظار مى‌رود؛ زيرا بيش از هر زمان، هجمه‌ها و القاء شبهات و شايعات و اكاذيب و در نهايت بمب‌بارانِ عواملِ شك و ترديد- به‌ويژه با استفاده از ابزار رسانه‌اى و ارتباطیِ وسيع-، متأسفانه جريان يافته و با شتابِ عجيب و خيره‌كننده‌اى، دامنه­ی آن گسترش مى‌يابد.       
هدايت سياسى و بصيرت‌افزايى نيز، ناظر بر رسالتِ اساسىِ هاديانِ فكر و انديشه در حوزه­ی مسائل سياسى و اجتماعى است. استقرار و تداوم حاكميت ارزشهاى دينى و برخوردارى از نظام سياسىِ مبتنى بر آموزه‌هاى دينى و مكتبى- به‌ويژه در فرآيندِ تثبيتِ تئورىِ نابِ ولايت‌فقيه و به طور خاص ولایت امام خامنه­ای (مدظله) به‌عنوان تنها مُدلِ قابل قبول و مطمئنِّ حاكميتى در عصرِ غيبت و انتظار.-، الزامات خاصِ خودش را طلب مى‌كند؛ كه يكى از آن‌ها، تبيين مبانىِ انديشه­ی سياسى اسلام و انقلاب اسلامى است؛ كه همواره و پيوسته بايد با رصد و حراست افسران نرم،- يعنى انديشمندان حوزوى و دانشگاهى- با صلابت و راست‌قامتى، دنبال گردد. از اين رهگذر، توصيه و هدايت افكار عمومى و جهت مطلوب دادن به مواضع سياسى آحادِ مردم و نگه­داشتن آن‌ها در صحنه­ی مقابله و مبارزه با ظلم و جنايت و غارتگرى و سلطه­ی بيگانگان و فتنه‌ها و توطئه‌هاىِ گُرگانِ گرسنه و عوامل و نوكرانِ حلقه‌به‌گوششان در داخل و خارجِ محيطِ زندگىِ ملت‌ها، رسالتى است بزرگ، كه در هميشه­ی زمان مورد توجه­ی انبياء الهى و حضرات ائمه­ی معصومين (سلام‌الله عليهم) و به‌تبع آن‌ها عالمان و انديشمندان روشن‌ضمير و با غيرت و انقلابى، قرار داشته است؛ كه سيره­ی سياسى و مبارزاتى آنان در طول تاريخ، گواه روشنی بر اين مدعاست.         

در حال حاضر، كه به فضل الهى، بيش از هر زمان، شاهد عزت و اقتدار جبهه­ی مستضعفان و مظلومان از طرفى و ذلت و اضمحلال و ناكامى‌هاى جبهه­ی استكبار و كفر و الحاد از طرف دیگر هستيم، به نظر مى‌رسد رسالت روحانيتِ بصير و متعهد، بيش از هر زمان دیگری، سنگين‌تر باشد و قطعاً، اين رسالت، بدونِ عالِم به زمان بودنِ روحانيت و علماء، امكان‌پذير نيست؛ چنان‌كه فرمودند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَاتَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس‌»(تحف‌العقول، ص ۳۵۶) و يا «مَنْ عَرَفَ الْأَيَّامَ لَنْ‌يَغْفُلَ عَنِ الِاسْتِعْدَادِ» (من‌لایحضرالفقیه، ج ۴، ص ۴۰۶)

کسی که عالم به زمان باشد، اشتباهات بر او هجوم نمی­آورند و زمان­شناس، از آمادگی، غفلت نمی­کند.        
و اما، نقش روحانيت، فراتر از حوزه­ی گفتمانى و هدايتگرى، در عرصه‌هاى عملى و خدمات اجتماعى نيز بايد بُروز و ظهور داشته باشد. چه آن‌كه، روحانيتِ اصيل، همواره به‌عنوان مَلجأ و پناهِ توده‌هاى مردم به‌شمار رفته است. از شبكه­ی عظيم ائمه­ی جمعه گرفته تا ائمه­ی جماعات مساجد و بيوت مراجع و علماى بلاد، بهترين گواه اين معناست. و امروز، روحانيت، بزرگ‌ترين افتخارش اين است كه، حديث ايثار و جهاد را در معركه­ی جنگ و مبارزه، و حديثِ زهد و احسان و انفاق را، همراه با حُسنِ سلوك و روابط اجتماعى و مراودات عاطفى و صميمى با آحاد مردم تجربه و تفسير مى‌نمايد. ب. نكته‌هایى كاربردى در باب وظايف روحانيت   
امام خامنه‌اى (مدظله العالى) در تبيين اين سه جهت‌گيرى اساسى، نكته‌هاى كاربردىِ بسيار مهمى را به‌عنوان وظايف اصلى روحانيت يادآور شدند، كه در حركت رو به جلویِ حوزه‌هاى علميه و روحانيت، مى‌تواند تأثيرات شگرفى را به‌دنبال داشته باشد. آنچه از منشور روحانيت از منظر امام خامنه‌اى(مدظله‌العالى) و نيز امام (ره) مى‌توان با نگاهى كلان برداشت كرد، ۳ دغدغه­ی اساسى است، كه بايد در حوزه‌هاى علميه براى آن چاره‌اى جدّى انديشيد:

۱. پاسخگويى به نيازهاى فكرى، معرفتى، اعتقادى و معنوى جامعه با ارتقاءبخشىِ كيفى به آموزشها و دروس حوزه‌هاى علميه‌.      
۲. ترويج معنويت و تربيت اخلاق اسلامى و ترسيم سبك زندگى اسلامى در ابعاد مختلفِ آن‌، كه مى‌تواند با توانمندسازىِ تربيتى و گسترش كرسى‌هاى دروس اخلاق در حوزه‌هاى علميه، فراگير و جامه­ی عمل پوشد.      
۳. ارتقاء بينش سياسى و تقويت قدرت تحليل پديده‌هاى سياسى و هدايتگرى و روشنگرى و بصيرت‌افزايى.

اميد است گامى مؤثر در اين‌راستا برداشته شود. ان‌شاءالله تعالى.

لکن، بنده برمی­گردم و بر اساس سه وظیفه­ای که به عنوان یک طلبه دارم، چند نکته را از باب یادآوری خدمت شما مردمِ عزیز عرض می­کنم:

اولاً: براساس رسالتِ هدايت فكرى و دينى، مباحثی را در خطبه­ی اول هرهفته عرض می­کنم که امیدوارم مورد استفاده­ی عزیزان قرار بگیرد.         
ثانیاً: هدايت سياسى و بصيرت‌افزايى‌، که در خطبه­ی دوم هرهفته بیان می­شود، بحمدالله براساس منظومه­ی فکری امام (ره) و همچنین ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه­ای (مدظله العالی) انجام می­گیرد. غالباً تلاش بر این است که به دور از هواهای نفسانی و با توجه به رویدادها و مناسبتهای هفته، به مسائل داخل و خارج پرداخته شود. توصیه­ها و تذکرات، انتقادات و پیشنهادات بحمدالله با این پیش­فرض انجام می­گیرد و امیدوارم مورد توجه­ی همگان بویژه ولایتمداران عزیز قراربگیرد.  
و ثالثاً: راهنمايى و حضور در عرصه­ی خدمات اجتماعى‌ هم به اَشکال مختلف، با ملاقات با مسئولین و تشکیل جلسات؛ تشویق نخبگان و درخواست از بزرگان و استفاده از نظرات ارزشمند صاحب­نظران و اهل فن؛ بازدیدهای میدانی و آشنایی با پتانسیلها و همچنین مشکلات منطقه و نهایتاً، تعامل با مسئولینِ محترمِ آن حوزه انجام می­گیرد.

ما از مشکلات، غافل نیستیم و البته توان دولت را هم در نظر می­گیریم و اینکه حل هر مشکلی نیز زمان خاص خودش را می­طلبد؛ ولی هرگونه تعلل و کم­کاری را هم نمی­پذیریم.

با این توضیحاتی که عرض شد؛ یک­بار دیگر، -چون هفته­های گذشته-، قتلِ‌عامِ مسلمانان ميانمارى و سكوت مجامع بين‌المللى و ابرقدرتهاى مدعى حقوق بشر را به شدت محکوم می­کنیم. و یادآوری می­کنم که امام خامنه‌اى(مدظله‌العالى) فرمودند: «مدعيان حقوق بشر كه گاهى براى مجازات يك مجرم در يك كشور، جنجال و هياهو مى‌كنند، در مقابل كشتار و آواره كردن ده‌ها هزار نفر از مردم ميانمار، هيچ عكس‌العملى نشان نمى‌دهند.» این را می­دانیم که، جايزه­ی صلح نوبل، سكّويى شده براى جنايتكاران‌! لذا ما از مدعيان حقوق بشر توقعی نداریم؛ لکن، امام (ره) فرمودند: «شرط مقابله با مستكبرين؛ اتحاد ايمانى و رسيدن به مرز قدرت جهانى‌ است.» در آستانه­ی فرا رسيدن ماه محرم، تبيين ظرفيتهاى ماه محرم و عاشورا، - نهضت تاريخ‌ساز بشرى‌- براى اصلاح جامعه و مبارزه با ظلم و استكبار، بسیار نقش­آفرین است؛ که امیدواریم شیعیان جهان از این فرصت نهایت بهره­برداری را داشته باشند.

به‌مناسبت روز خانواده به جهت اهميت و كاركرد همه‌جانبه­ی خانواده‌، ضمن یادآوریِ فرمایش مقام معظم رهبرى (مدظله العالی) که: نهادهاى فرهنگى! احساس وظيفه مقابل بى‌ارزش جلوه‌دهندگان نهاد خانواده و مروّجين اباحى‌گرى‌ داشته باشند؛ از همه­ی پدران و مادران بزرگوار استدعا دارم که، با بردن فرزندانتان در مجالس اباعبدالله الحسین(علیه السلام) آنها را برای یکسال و بلکه برای همه­ی عمر، بیمه کنید. همه­ی اهلبیت (علیهم السلام) کشتی نجاتند، اما کشتی امام حسین (علیه السلام) سریعتر است.

عزیزان هیأت امنای مساجد و حسینیه­ها انشاالله با هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، نسبت به دعوت از روحانیون اعزامی و بومی جهت مراسم عزاداری دهه­ی اول، اقدام بفرمایند تا انشاالله عزاداریها با معرفت بیشتر و بهتری انجام بگیرد.  

از زحمات عزیزان نیروی انتظامی در حفظ امنیت تقدیر و تشکر می­کنم و برای این عزیزان آرزوی توفیقات روزافزون داریم. از برگزارکنندگان همایش پیاده­روی خانوادگی به مناسبت هفته­ی دفاع مقدس و هفته­ی نیروی انتظامی تقدیر و تشکر می­کنم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اخبار
ارتباط با امام جمعه