سه شنبه 1396/10/26 - 2 : 13
مشخصات امام جمعه
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
شيرگاه
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/10/22
موانع فرهنگي، مهم¬ترين و اساسي¬ترين موانع ازدواج آسان محسوب می¬شود.

خطبه­ اول                22/10/1396                              

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: موانع ازدواج آسان و راهکارهای رفع آن

اميرالمؤمنين (علیه السلام) در مورد متقين می­فرمایند:«مَلبَسُهُمُ الاقتصاد».

لباس آن‌ها اقتصاد است. (ميانه­رو هستند).

«ملبس» را به لباس، معنی کرده­اند؛ يعني لباس مؤمنين و متقين، رویِ اقتصاد است. اين، يک معنا است برایِ «ملبسهم الاقتصاد».
يک معنایِ ديگر، اين است که لباس، کنايه از زندگي است؛ يعني زندگیِ او مقتصدانه و ميانه است؛ نه آن­قدر پايين است که اسباب آبرو ريزي بشود و نه اسراف می­کنند.

متقين، به اين حديث شریف باور دارند كه: «خيرُ الأمور أوسَطُها». (كافي، ج 6، ص 541.) لذا اولياء، مؤمنين و دوستان اميرالمؤمنين (علیه السلام) در زندگیِ خود، حد وسط را انتخاب مي­کنند؛ نه افراطي هستند، نه تفريطي.

با این مقدمه، در ادامه­ی بحث ازدواج، با موضوع موانع ازدواج آسان و راهکارهای رفع آن، مطالبی به عرض شما خواهد رسید.

موانع فرهنگي، مهم­ترين و اساسي­ترين موانع ازدواج آسان محسوب می­شود.

1- مانع اول: لازم دانستن زندگیِ تجملاتي و پرزرق و برقی است كه متأسفانه گاهي توسط بعضی از فيلمهایِ سيما هم تشديد مي­گردد.  

2- مانع دوم: رسومات مالیِ پرخرج است. 

گاهي، رسمهایِ پرخرجِ خريدهایِ سنگيني از قبيل خريد حلقه، سرويس طلا، كت و

شلوار، لباسِ عروس، لوازم آرايش، آينه و شمعدان و غيره، آن هم در حد اعلي!!! و گاهی هم جهيزيه­ی سنگين، مانعي بر سر راه ازدواج بعضی از جوانها است. وقتي از بعضی از دختران، علت تأخير ازدواجش پرسيده مي‌شود، در جواب مي‌گويد: هنوز جهيزيه­ی لازم را تهيه نكرده‌ایم. بسياري از خانواده­ها هم به­خاطر عدم توانايي در تهيه­ی جهيزيه­ی روز، خواستگار دخترشان را رد مي­كنند.

در بعضی از خانواده­ها هم، برگزاریِ مراسم متعدد و پرخرجِ عقد و عروسي برای فرزندان قبلی، به قول معروف، مزید بر علت می­شود و باعث كندتر شدن روند ازدواج جوانان امروز می­شود.

3- مانع سوم: لازم دانستن شغل و مسكن مناسب است.  
در حال حاضر، داشتن شغل و مسكن، اغلب، به­عنوان شرط لازم برایِ انجام ازدواج شمرده مي­شود و اين شرط، عملاً مانع ازدواج بسياري از جوانان مي­گردد یا لااقل آن را سالها به تأخير مي­اندازد؛ چون واقعيت اين است كه، در زمانِ كوتاه، فراهم نمودن ميليونها شغل و مسكن مناسب برایِ ميليونها دختر و پسر آماده­ی ازدواج، عملاً ممكن نيست.

* راهکار

همانطوری­که مستحضرید، قسمت عمده­ی اين مشكلات، از معضلات ساختگیِ جامعه­ی ماست و حقيقتاً جزء مشكلات ازدواجِ موردِ تأییدِ اسلام نيست.

اگر ازدواج در جامعه­ی ما – همانطوری­که در اوایل انقلاب بود.- بر مبنایِ اسلام و فطرت انساني استوار می­ماند، اين مشكلات وجود خارجي نداشت يا بسيار اندك بود و كمتر جواني پيدا مي‌شد كه نتواند ازدواج كند.

حضرت آيةالله مكارم شیرازی (مدظله­العالی) در كتاب مشكلات جنسي مي‌نويسند:

خدا از سر اجتماع ما نگذرد كه به اين همه قيد و بندها پايبند شوند و ازدواج‌ها را به تأخير اندازند.

اين طور نيست كه در آغاز جواني، همه­ی افراد، خانه و زندگي و همه­ی امكاناتِ زندگیِ‌شان فراهم بوده باشد؛ به خصوص پسرهایِ جوان كه در ابتدایِ راه هستند بايد بدانند كه خودشان از همه­جهت بي‌نياز نيستند و نبايد توقع جهيزيه­ی سنگين از دختر را داشته باشند. جهيزيه، در حدي است كه دو جوان بتوانند در اول زندگیِ مشترك، نيازهایِ اوليه­ی­‌ خودشان را برطرف نمايند؛ برایِ ادامه­ی زندگي بايد دست به دست همديگر داده و نيازهایِ زندگي را فراهم سازند.        
آن­چه در ازدواج اصالت دارد، مسأله­ی وجود انسان است، كه يكديگر را درك كنند و به مفهوم صحيحِ زندگي، عشق بورزند و اگر دو ركن اصلي، يعني دو انسان، به آن، دركِ صحيح داشته باشند، بقيه هيچ است؛ و اگر هم درك وجود نداشته باشد، مسلّماً بقيه­ی چيزها هرگز خوشبختي نمي‌آفريند. به همين دليل، دستورات عالیِ مذهب ما برایِ انجام يك ازدواج صحيح، هيچ­چيز را به اندازه­ی وجود دو انسانِ عاقل كه خواهان زندگیِ مشتركِ زناشويي مي‌باشند، اهميت نمي‌دهد و بارها و بارها سفارش كرده است كه ازدواج را آسان و ساده بگيريد، تا جوان، برایِ اقدام نمودن به آن، بر سر راهِ خود مانعي مشاهده نكند و قدم در اين راه بگذارد.»

بنابراین، مهمترین راهكارِ حل اینگونه مشکلات، كم كردن هزينه­هایِ مربوط به مراسم و خريدهایِ ازدواج است.          این کار نیازمند اقدام فرهنگي در جهت اعطاء بينش به خود جوانان و تغيير نگرش عمومي در خصوص توقعات نابجا مخصوصاً توقعات نابجایِ اقتصادي است، که از طریقِ بیان سیره­ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه­ی اطهار و بزرگانی مثل حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) که زندگی ساده و به دور از تجملات دارند و یا توجه به جهیزیه­ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) انشاالله تأثیرگذار خواهدبود.

تمام سرمایه­ی مولای متقیان حضرت علی (علیه‌السلام) برای مراسم ازدواج، تنها پول زرهی بود که به روایتی، سی درهم و به روایات دیگر 480 یا 500 درهم بود و به فرمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را فروخت و از آن، «عطریات»، «لباس» و «جهیزیه»یِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) تهیه شد.

بنا بر روایتی، تنها یک سوم قیمت زره، برای جهیزیه مصرف شد. از آن روایت، به­خوبی برمی‌آید که، تا چه حدی وسائل زندگیِ جدیدِ این دو زوجِ خوشبختِ جهانِ بشریت، ساده و بی­آلایش و دور از هرگونه تشریفات بوده است.

بنده به ریز صورت جهیزیه­ی بانوی بزرگ اسلام (سلام الله علیها) کاری ندارم، منظورم این نیست که الآن هم برویم آفتابه و لگن بگیریم و یا روی حصیر بنشینیم؛ منظور بنده، پرهیز از تجملات دست و پا گیر است.

هنگامی‌که جهیزیه­ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند، نگاهی به آن کرده و گریستند، سپس سر به سوی آسمان بلند کرده و دعایِ عجیبی کردند و گفتند:«اَللَّهُمَّ بارِکْ لِقَوْمٍ جُلُّ آنِیَتِهِمُ الْخَزَفُ»؛ خداوندا به قومی که غالب ظروف آن‌ها سفالین است، مبارک گردان!

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با این کار می‌خواستند درسی بزرگ برای تمام اعصار و نسل‌ها به یادگار بگذارند و نشان دهند که اسلام بر محور تجمل­پرستی و رقابت‌های کمرشکن مادی، رسوبات و ارزش‌های جاهلی، که باعث سختیِ کار ازدواج و به تأخیر افتادنِ برنامه­ی جوانان و آلودگیِ اجتماع مسلمین می‌گردد، نیست؛ بلکه، پایه و اساسِ کار، بر سهولت، سادگی، وارستگی، آزادگی، صفا و صمیمیت، استوار است.

این‌ها همه، هشداری است به آن‌ها که نه تنها روی قلم به قلمِ وسائل تجمّلیِ جهیزیه، که گاه، بسیاری از آن‌ها در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، اصرار دارند؛ بلکه حتی روی مارک­های مختلفِ داخلی یا خارجی و رنگ و نقش و نگار آن‌ها نیز، حساسیت آمیخته با وسواس نشان می‌دهند.

عجیب این که، گروهی از مسلمانان، این سخنان را می‌شنوند و بی­توجه از کنار آن می‌گذرند و گاه، اسم این بی­اعتنائی را ضرورت‌های عصر و زمان می‌گذارند، ضرورتی که آبرو و حیثیتِ آن‌ها در گرو آن است!

و از همه مضحک‌تر این که، گاهی برای تیمُّن و تبرّک، در کنار جهیزیه­ی سنگینِ آنچنانی، بعضی از اقلام‌ جهیزیه­ی حضرت زهرا (علیها السلام) را نیز در کنار اجناس لوکس و وسائل پر زرق و برق و گران‌قیمتِ خود ضمیمه می‌کنند.

بیرون آوردن بعضی از پدران و مادرانِ تجمّل­پرستِ متعصب، از زیر آوارِ تقلیدها و آداب و رسوم غلط و خرافی، کار آسانی نیست. در چنین مواردی، خود جوانان، اعم از دختران و پسران، که روح بی­آلایش­تری دارند، باید بپاخیزند و اجازه ندهند که سرنوشتشان بازیچه­ی دست این رسومِ زشت و ویرانگر شود.

البته بعضی از زوجهای جوان، نیازمند حداقلها هستند که بحمدالله مجامع خيّرين ازدواج، با تهیه­ی اقلام ضروری، راه را برای یک زندگی خداپسندانه برای آنان فراهم می­کنند، که ضمن تقدیر و تشکر از این بزرگواران، امیدواریم با استمرار این­گونه اعمال خداپسندانه، زمینه برای ازدواج جوانان نیازمند، بیش از پیش فراهم گردد.

خطبه دوم                22/10/1396          

بسم  الله الرحمن الرحيم

خداوند متعال در آیه­ی 2 سوره­ی مبارکه­ی طلاق می­فرماید:«و مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَه مَخرَجاً» و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند، راه نجاتی برای او فراهم می­کند.

و در آیه­ی 29 سوره­ی مبارکه­ی انفال نیز می­فرماید:«إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجعَل لَكُم فُرقانًا» اگر از ( مخالفت فرمان ) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله­ای جهت شناخت و جدا ساختن حق از باطل قرار می­دهد.

تقواى الهى يا همان خوف و ترس از خدا، كه همواره انسانها به‌ويژه مؤمنان به آن توصيه و سفارش شده‌اند و در ابتداى خطبه‌هاى نمازجمعه نيز به‌عنوان پايه­ی اساسى و هميشگى، مورد توجه و تذكر قرار مى‌گيرد، سرچشمه و پشتوانه­ی اصلى توفيقات در عرصه‌هاى مختلف است. در دو آيه فوق، محصول تقوى، «فرقان» به معنى ظرفيت و استعداد تمييز حق از باطل، که بيشتر در فتنه‌ها و فضاهاى غبارآلود و ترديدزده به‌كار می­آيد و « مَخرَجاً » که توسط حضرت امير(علیه السلام) به «مخرجاً مِنَ الفِتَن» تفسير گرديده است، می­باشد.

«فِتَن» به مجموعه­ی نارسايی­ها و ابتلائات اطلاق مى‌گردد و يا طبق آنچه كه در خطبه­ی ۵۰ نهج‌البلاغه آمده است، به ممزوج شدن حق و باطل به‌گونه‌اى كه «ضِغْثٌ مِنْ هَذَا وَ ضِغْثٌ مِنْ هَذَا» تفسیر شده است؛ چه آن‌كه اگر حق و  باطل هر کدام لخت و عريان ظاهر گردند، چيزى به نام فتنه پدید نمی­آید.
آنچه در تحليل و ريشه‌يابى فتنه‌ها بايد لحاظ گردد، مرز تقوى و خداترسى است، كه اتفاقاً، شيطان، بيشترين وسوسه و نفوذ را در گلوگاه‌هاى حساس تصميم‌ساز و تصميم‌گير قرار مى‌دهد، تا به‌وسيله­ی ذهنيتهايى كه در افكار و دلها به‌وجود مى‌آورَد، گمراهى ايجاد كند و مؤمنان، در يافتنِ سرچشمه‌ها و عوامل اصلى فتنه‌ها دچار سردرگمى و انحراف گردند؛ لذا امام (ره) در بيان روشنى هشدار دادند: «نداشتن تقوا موجب مى‌شود كه انسان دچار غفلت بشود. غفلت، انسان را با مغز به زمين مى‌زند.» البته، در بيانات امام (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله‌العالى) عوامل ديگرى همچون: «بى‌تفاوتى سياسى، خودباختگى، راحت‌طلبى، رفاه‌طلبى، تجمل‌گرايى، سياست‌زدگى، قدرت‌طلبى، خوش‌بينى و خوش‌خيالى در برابر دشمنان، عدم مراقبت روزنه‌هاى نفوذ، بى‌مسؤوليتى و بى‌تعهدى، دست كم گرفتن دشمن، انفعال و ارتجاع، بى‌بصيرتى، كشمكشهاى سياسى، فرار از قانون و بالاخره دنياطلبى» نیز از جمله عوامل دیگر بُروز و ظهور فتنه‌ها يادآوری شده‌اند. حال، انتظار اين است كه اگر روزی قرار باشد ريشه‌يابى فتنه‌ها و آشوبها در دستور كار قرار گيرد، كه البته از نظر ما امرى است ضرورى و لازم، باید بر مدار تقواىِ الهى به نقد و بررسى عوامل و ريشه‌هاى بُروز و ظهور فتنه‌ها پرداخته بشود؛ وَإلّا، در همين گلوگاه‌هاى سنجش و تحليل و بررسى است كه وسوسه‌هاى شيطان و هواهاى نفسانى، كار دست مسؤولان امر خواهد داد و چه‌بسا در يافتن ريشه‌هاى اصلى و درمان ضعفها دچار سردرگمى گردند.

آنچه ائمه­ی محترم جمعه­ی سراسر كشور با درك دقيق از شرايط داخلى، منطقه‌اى و بين‌المللى، محور اصلى خطابه‌ها و گفتمان‌هاى تحليلى خود در تريبونهاى مقدس نمازجمعه قرار می­دهند، عبارتند از:

تأكيد بر اتحاد و انسجام ملى به‌عنوان ضرورتى غيرقابل انكار، با تمركز بر مصالح و منافع ملى و منويات مقام معظم رهبرى (مدظله‌العالى).

روشنگرى و افشاى خط اصلى ضدانقلاب در جريانات اخير و نقشه‌هاى شوم دشمنان قسم‌خورده­ی ملت ايران به‌ويژه آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستى و عوامل منطقه‌اى آن‌ها همچون آل سعود، كه هرگز امنيت داخلى ايران را برنمى‌تابند و با هدايت و پشتيبانى جريانهاى آشوبگر و اغتشاشگر، به‌دنبال انتقال ناامنى‌هاى منطقه‌اى به داخل كشور مى‌باشند.

توصيه‌ها و سفارشات ارشادى و تشويقی به مسؤولان امر، كه ضمن احترام به انتظارات و خواسته‌هاى قانونى مردم، فرصت خدمت در نظام جمهورى اسلامى را نعمت و عبادتى خالصانه تلقى كرده و با درك شرايط، به‌ويژه توطئه‌هاى دشمنان اسلام، تنها در تكاپوى گره‌گشايى از كار مردم و رفع مشكلات آنان برآمده و در اين‌راستا ديدگاه‌هاى راهبردى مقام معظم رهبرى، به‌ويژه در خصوص مبارزه با فساد، قاچاق و آسيبهاى اجتماعى و نيز عمل بر طبق سياستهاى ابلاغى اقتصاد مقاومتى را سرلوحه­ی کارهای خود قرار داده، بر سرمايه‌هاى اجتماعى از قبيل اميد و اعتماد ملى بيفزايند.

تقدير از كليه­ی عواملى كه در خاموش كردن آتش فتنه­ی اخير نقش موثرى ايفا نمودند، به‌ويژه عزیزان نيروى انتظامى كه به حق، با تدبير و خويشتندارى و البته با قدرت و صلابت، توانست به مقابله با اغتشاشات بپردازد.

و لذا بنده­ی حقیر هم خدا را شاکرم که، چهار محور اصلی عرائض بنده در هفته­ی گذشته در خطاب به ترامپ، اغتشاشگران، دولت محترم و مردم شریف، در بیاناتِ اخیر حضرت آقا هم بود و شنیدید. لذا با توجه به مناسبتهای هفته، چند نکته را عرض می­کنم:

سالروز شهادت روحانى مبارز و اسوه­ی فداكارى،‌ نواب صفوى‌ و همراهان شهیدش- چهارشنبه 27 دی- را درپیش داریم. جنبش‌هاى مذهبى در طول تاريخ، همواره مى‌تواند آموزگار بزرگى براى نسل‌هاى بعدى بوده و كتاب روشنى از ظلم‌ستيزى و حق‌طلبى آنان باشد، كه به مثل مشعلى فروزان، فرا راه جويندگان حق و حقيقت قرار گيرد؛ و مطالعه­ی آن مى‌تواند خط سيرى را در راه رشد و تعالى فرهنگ مقاومت و ايستادگى در برابر ظلم، پيش ديدگان رهپويان اين‌راه، ترسيم نمايد. «جمعيت فدائيان اسلام» به رهبرى «شهيد نواب صفوى» با بيش از يك دهه مبارزه و فداكارى در راه رسيدن به اهداف بلند جامعه­ی اسلامى و برقرارى حكومت دينى، مثال بارزى از يك حركت پويا و تأثيرگذار بر جنبش‌هاى پس از خود، به‌ويژه انقلاب اسلامى مى‌باشد، چراكه به‌عنوان يك تشكّلِ سياسىِ مؤثر در مبارزه با استبداد و استعمار و جرياناتِ انحرافىِ جامعه، خط روشنى از مبارزه را براى آرمانخواهان اسلامىِ پس از خود ترسيم نمود و به حق، گام بزرگى در پيروزى پابرهنگان و ستمديدگان جامعه، بر كاخ‌نشينان و شب‌پرستانِ سرسپرده برداشت.

فداييان اسلام، مردم را از خطراتى كه در آن زمان، دين اسلام و مصالح مردم ايران را تهديد مى­كرد، آگاه كرد و در اندك زمان، موجى از حركت‌هاى مردمى را در سراسر ايران به‌وجود آورد و ضمن دعوت مردم به اقدام بر ضد حكومت و جريان‌هاى ضد دينى، موفق شد تا به مبارزه، شكل عقيدتى و مكتبى دهد و شكاف و ناهماهنگى بين نيروهاى مذهبى را از بين برده، مبارزه را در مسير اصلى آن يعنى مبارزه با طاغوت و ديكتاتورى، هدايت كند.

شهيد نواب صفوى، هيچ‌گاه دو فريضه­ی مهم امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نمى‌كرد. او حتى در ملاقات‌هايش با بزرگان و احياناً پادشاهان، از فرصت استفاده مى‌كرد و آنان را اندرز مى‌داد. نقل شده که: پس از به پايان رسيدن كنگره­ی بزرگ اسلامیِ فلسطين در سال ۱۳۵۰ ق، مَلَك حسين، پادشاه اردن، از اعضایِ كنگره دعوت مي­كند تا ساعتي با آن‌ها باشد. شهيد نواب صفوى كه از كارنامه­ی دست‌نشانده­ی اجانب آگاهى داشت، با هيبتى شكوهمند بر وى وارد شده، مى‌گويد: «من هرگز با هيچ پادشاهى ملاقات ننموده‌ام، اما چون تو سيّد هستى و از فرزندان رسول خدايى، براى نصيحتت آمدم. اى پسر عمو، اگر كاشتن گندم بر پشت بام خانه‌ها، رفع احتياج از بيگانه مى‌كند، بهتر است به آن كار اقدام كنى؛ نه اين‌كه دستِ گدايى به‌سوى دشمنان اسلام دراز كنى... تو بايد از فلسطين دفاع كنى.»

شهيد نواب صفوى با تأليف كتابى تحت عنوان «جامعه و حكومت اسلامى» و انتشار آن در آبان سال ۱۳۲۹، روش صحيح حاكميت را بيان داشت. او معتقد بود جز با حركت ريشه‌اى و تقويت فرهنگ اصيل اسلامى در جامعه، نمی‌توان با استكبار جهانى مقابله كرد.

مقام معظم رهبرى‌ فرمودند: «بايد گفت كه اولين جرقه‌هاى‌ انگيزش انقلابِ اسلامى به‌وسيله­ی نواب در من به‌وجود آمد و هيچ شكى ندارم كه اولين جرقه‌ها را نواب در دلها روشن كرد. سخنرانى نواب يك سخنرانى معمولى نبود. بلند مى‌شد و مى‌ايستاد و با شعار كوبنده شروع به صحبت مى‌كرد. من محو نواب شده بودم. خودم را از لابلاى جمعيت به نزديكش رسانده بودم و جلوى نواب نشسته بودم. تمام وجودم مجذوب اين مرد بود و به سخنانش گوش مى‌دادم و او هم بنا كرد به شاه و دستگاههاى انگليس و اين‌ها بدگوئى كردن. اساس سخنانش اين بود كه اسلام بايد زنده شود. اسلام بايد حكومت كند و اين كسانى‌كه در رأس كار هستند دروغ مى‌گويند. اين‌ها مسلمان نيستند. و من براى اولين‌بار اين حرفها را از نواب صفوى شنيدم و آنچنان اين حرفها در من نفوذ كرد و جاى­گرفت، كه احساس مى‌كردم دلم مى‌خواهد هميشه با نواب باشم.»

از مهم‌ترين ويژگيهاى مردان الهى ازجمله شهيد نواب صفوى، عزت نفس و آزادگى است. آنان در هيچ شرائطى حاضر نمى‌شوند به‌خاطر منافع زودگذر دنيوى و يا رياستهاى موقتى و مطامع مادى، شخصيت خود را خوار و ذليل نموده، و از عزت نفس و مناعت طبع، فاصله بگيرند.

شهيد نواب، مصداق حقيقى كلام اميرمؤمنان على(علیه السلام) بود كه در توصيف متقین فرمودند: « عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ» خداوند متعال در روح و جان آنان، بزرگ و به غير از او، همه‌چيز در نزدشان خوار و حقير مى‌باشد.

بعد از حادثه ۲۸ مرداد ۱۳۳۳، امام جمعه­ی وقت كه از سوى شاه نزد شهيد نواب آمده بود، صدهزار تومان وجه نقد اهدائى شاه را به نواب تقديم داشته و مى‌گويد: شاه، علاوه بر اين وجه، سه پيشنهاد ديگر هم براى شما دارد: ۱. در يكى از كشورهاى اسلامى به‌عنوان سفير ايران عمل كنيد.۲. منزلى براى شما در نظر گرفته شود و شما در آن بيت جلوس داشته باشيد و هر ماه ده هزار تومان حق سفره پرداخت شود. ۳. با همكارى شما يك حزب بزرگ اسلامى تشكيل شود و مخارج آن‌را دربار تأمين نمايد.    
نواب كه غيرت و شهامت و آزادگى را از مولايش امير مؤمنان على(علیه السلام) به ارث برده بود و دام تزوير و ريا را در پشت آن پيشنهاد مشاهده كرد، از اين پيشنهادات اهريمنى برآشفته شد. براى همين، با كمال قاطعيت به امام جمعه­ی وقت گفت: خجالت نمى‌كشى مرا به درگاه معاويه دعوت مى‌كنى؟ امام جمعه­ی وقت، وجه نقد را برداشته و به سرعت بيرون مى‌رود. البته قبل از اين، توليت آستان قدس رضوى نيز از طرف شاه به آن شهيد پيشنهاد شده بود؛ كه با مخالفت وى مواجه شده و مسكوت مانده بود.

انقلاب اسلامى ايران روزهاى تلخ و شيرين فراوانى را پشت سر گذاشته است؛ يكى از اين‌ روزهاى بيادماندنى و پيروزى فراموش نشدنىِ مردم ايران در مبارزه با استبداد و ديكتاتورى حكومت پهلوى، روز ۲۶ ديماه ۱۳۵۷ و روز فرار شاه از ايران است كه حضرت امام آن‌را اولين مرحله در پيروزى ملت ايران دانستند.

بدون ترديد مردم ايران و امام (ره)، نقش تعيين‌كننده وبى‌بديلى، هم در فرار شاه از ايران و هم جلوگيرى از بازگشت دوباره­ی او به كشور ايفا كردند؛ لکن، ازجمله چيزهايى كه براى قيام مسلمانان و مستضعفان جهان عليه چپاولگران جهانى و مستكبران جهانخوار لازم به تذكر است، آن است كه، نوعاً قدرتهاى ستمگر از راه ارعاب و تهديد يا به‌وسيله­ی بوقهاى تبليغاتى خودشان و يا به‌وسيله­ی عمال مزدورِ بومىِ خائن‌، مقاصد شوم خود را اجرا مى‌كنند، در صورتى كه اگر ملتها با هشيارى و وحدت، در مقابلشان بايستند، قطعاً دشمنان در اجراى اهدافشان ناکام خواهند شد.

امام (ره) فرمودند: سابقاً مى‌گفتند براى ما كه، با آمريكا اصلًا نمى‌شود طرف شد، با شاه هم نمى‌شود طرف شد. خوب، طرف شدند ملت ما و ديدند كه مى‌شود با آمريكا، با شوروى، همه را دست‌شان را قطع كرد و ديدند كه خبرى هم نشد و نخواهد هم شد و مسأله اين‌طور است كه يك ملتى اگر يك چيزى را خواست، نمى‌شود تحميلش كرد. (صحيفه امام، ج ۱۸، صص ۱۴۱ – ۱۴۲)

مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) فرمودند: شرط دوام حيات جمهورى اسلامى، وجود انگيزه‌هاى انقلابى و وجود روحيه­ی انقلابى است. (30/06/1396)

ما جز با كار جهادى و كار انقلابى نخواهيم توانست اين كشور را به سامان برسانيم. (10/02/1396)  بعد از رحلت امام (ره)، ما هرجا انقلابى عمل­ كرديم، پيش ­رفتيم و هرجا از انقلابى‌گرى و حركت جهادى غفلت كرديم، عقب مانديم و ناكام شديم؛ اين يك واقعيّتى است.(14/03/1395)

انقلابى‌گرى يعنى مسؤولين كشور، هدفشان را راضى‌كردن قدرتهاى مستكبر قرار ندهند؛ مسؤولان كشور، هدفشان را راضى‌كردن مردم، به كارگرفتن نيروهاى داخلى، تقويت عناصر فعّال در داخل كشور قرار بدهند؛ اين انقلابى‌گرى است. معناى انقلابى‌گرى اين است كه كشور و مسؤولان، تسليم هيچ زورگويى‌اى نشوند، دچار انفعال نشوند، دچار ضعف نفْس نشوند؛ نه زورگويى و قلدرى را از طرف مقابل قبول كنند، نه فريب او را بخورند.

همه بدانيد كه ما امروز به روحيّه­ی انقلابى، به ممشاى انقلابى، به شعار انقلابى، به اصول و مبانى انقلابِ امام بزرگوارمان نيازمنديم؛ كشور احتياج به اين دارد. (14/03/1396)

بحمدالله، ما در صدور انقلاب هم موفقیتهای خوبی داشتیم که از جمله کشور نیجیریه است. با توجه به کسالتی که برای شیخ زکزاکی رهبر شیعیان نیجریه که هم‌اکنون در بند دشمنان اسلام می‌باشد، رخ داده است، خانواده­ی ایشان از رهبری معظم انقلاب، علمای اسلام و عموم مردم درخواست دعا برای شفای ایشان دارند، لذا شفای کامل و عاجل ایشان از را درگاه ایزد منان طلب می­نماییم به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

از زحمات قریب به دو دهه­ی حضرت حجة الاسلام والمسلمین تقوی ریاست محترم سابق شورای سیاستگذاری ائمه­ی جمعه­ی کشور تقدیر و تشکر می­کنیم و به محضر مبارک حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری ریاست محترم شورای سیاستگذاری ائمه­ی جمعه­ی کشور عرض تبریک داریم و توفیقات روزافزون ایشان را از درگاه الهی مسألت داریم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اخبار
ارتباط با امام جمعه