چهارشنبه 1395/12/4 - 58 : 20
مشخصات امام جمعه
مهدی غفاری
مهدی غفاری
امامزاده عبدالله
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1395/11/1
مساله صبر

 

 

مساله صبر

در کتاب سنن بیهقی از کتابهای اهل سنت آمده است : دو نفر اختلاف و دعوایی داشتند به پیامبر اسلام (ص) مراجعه کردند تا پیامبر بین آنها قضاوت کند ، وقتی دوا مطرح شد، یکی از دو نفر خوب از خود دفاع نمی کرد، رسول اسلام (ص) خدا قضاوت کردند و حق را به دیگری دادند، کسی که محکوم شد می گفت : حسبی الله یعنی من صبر می کنم خدا مزد ما را می دهد حضرت ناراحت شدند و سه مرتبه دست مبارک خود را حرکت دادند و به او فرمودند : حق خود را بگیر یعنی خوب دفاع کن نگو حسبی الله ، یعنی صبر کردن جایی دارد این جای صبر نیست .                                                                                                       

یکی از اصحاب پیامبر شخصی به نام عثمان بن مظعون بود .مرد پیامبر کفنی او را کنار زد که چنان اورا بوسیدند و گریه کردند و در فراق این محاب بزرگ بسیار متاثر شدند.این مرد فرزندی داشت که از دنیا رفت ، عثمان بعد از مرگ او و داغ فرزند دیگر به مسجد نمی آید ، خانه نشین شده بود ( کما اینکه الان هم برخی این چنین هستند و از همه چیز خود دوری می شوند)رسول اسلام  (ص) به منزل ایشان رفتند و فرمودند : بهشت هشت در دارد و دوزخ هفت درب آیا خوشحال  نمی شوی، از اینکه  فردای قیامت ، وقتی طرف هر در بهشت می روی ببینی فرزندت آنجا نشسته است و می گوید تا پدرم نیاید من وارد بهشت نمی شوم با این جمله پیامبر او را راضی شد و به زندگی برگشت .این اصل اول : در مورد مسائل است  بایستی از حق خود دفاع کند .اصل دوم : این که باور داشته باشیم خدا حکیم و عادل است و جبران می کند .                                                                                         

 ام سلمه می گوید : که رسول اسلام (ص) شنیدم که فرمود : از کسی به او مصیبتی رسید این  جمله را بگوید : خدایا بهتر از آنچه از من گرفتی به من بده ، در این صورت خدای مهربان حتماً جبران می کند . ام سلمه می گوید : روزی که شوهرم ابو سلمه از دنیا رفت ، به یاد این  حدیث افتادم اما با خود گفتم ، چگونه شوهری بهتر از ابوسلمه به من خواهد داد و چگونه این مصیبت جبران می شود ؟ مدتی گذشت که پیامبر به خواستگاری من آمد ، وبا آن حضرت ازواج کردم و جبران الهی را دیدم .                        

نقل است شخصی به نام ابوطلحه فرزندی داشت که بیمار شد و بیماری او شدت گرفت تا اینکه مرد . ابوطلحه می خواست به خانه بیاید همسرش به کسانی که در خانه بودند گفت : نگذارید ابوطلحه متوجه شود که بچه از دنیا رفته است .چه فایده ای دارد به اوخبر داده شود او رفته است . فردا به او خبر می دهیم .فردا به او گفت : اگر دیگران به ما امانتی بدهند ما چه می کنیم ؟گفت : تحویل می دادیم. شاید در شهر خودم هم پیش آید ، اما فراوان شنیده ایم ،آن زائر می گوید. ائمه مرا جواب کردند ، امام رویش را در من برگردانده من قابل نبودم چرا باید من مثلاً در کربلا مریض شوم . این مشکل برای من پیش آمد و...                            

حضرت علی (ع) ده ساله بودند که پیامبر به معبو ث شدند وتا 23 سالگی در مکه با پیامبر بودند ، پیامبر سه سال در شعب ابیطالب در محاصره بود آن هم آن شرایط ، در همه این شرایط حضرت علی(ع) در کنار پیامبر بودند ، فرموند :13 سال این گونه گذشت ، ده سال هم در مدینه با پیامبر بودند به جنگهای مختلف که مشرکین بر پیامبر تحمیل کردند پیامبر در هجرت مجبور شدند از دست مشرکین 400 کیلومتر فرار کند، فرمودند : من ده سال در مدینه در حال جنگ بودم یک روز آسایش نداشتیم بعد از پیامبر هم مصیبت بزرگتر یعنی غصب حق حضرت علی (ع) شروع شد همیشه زندگی ایشان پرتلاطم بود و اما ایشان فرمودند : من خدا را سپاسگزارم آن حضرت با این همه مصائب ظاهری که برای افرادی عادی قابل تحمل نیست اما ایشان احساس آرامش می کند و خدا را شکر می کند اینها باور به خداوند است .                                                                                                                 

اخبار
ارتباط با امام جمعه