پنج شنبه 1396/7/27 - 28 : 1
مشخصات امام جمعه
سید حسین حسینی
سید حسین حسینی
صفادشت
خطبه ها
بيانات در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 1396/7/21
رساله حقوق امام سجاد (ع)(7) (حق دست)

نماز جمعه 21/07/1396

مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(7) (حق دست)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: رُوِيَ عَن الصّادِقِ عَلَيهِ السَّلامُ قالَ: « اَدَّبَني أبی بِثَلاثٍ؛ قالَ لي: يابُنَيَّ مَن يَصحَب صاحِبَ السُّوءِ لايَسلَم»

امام صادق علیه السلام فرمودند: پدر بزرگوارم امام محمدباقر عليه السلام مرا به سه چيز ادب کردند و فرمودند: «اي پسرم هرکس رفت و آمد و نشست و برخاستش با انسان هاي بدي باشد که آن افراد روش هاي بدي دارند، اين را بداند که به سلامت نخواهد رسيد

حضرت علیه السلام روابط با انسان هاي ديگر را مي فرمايد که مصاحبت، معاشرت و مجالست و رفاقت با افرادي که از بدکارانند، هرچند هم که انسان خوب باشد روي او اثر مي گذارد و بي برو برگرد، انسان خراب خواهد شد

پس انسان با تقوا با افرادی که بد هستند وروشهای بدی دارند رفت و امد ونشست و برخواست نمی کند چون اگر با اینطور افراد نشست و برخواست کند رفتار بد آنها در آنها نیز اثر خواهد گذاشت و تقوای او را از بین خواهد برد .

موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) بود که شش حق را عرض کردیم که عبارتند از :

 رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم:

6-    حق دست:

۱. خودداری از دست یازیدن به حرام

در رساله‌ی حقوق امام سجّاد (عَلَیهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام) و در مورد بحث حقّ دست، حضرت فرمودند:

 «وَ أَمَّا حَقُّ يَدِكَ فَأَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا يَحِلُّ لَكَ» حقّ دست تو این است که دست تو هیچ‌گاه به سوی آنچه که برای تو حلال نیست گشوده نشود. که اگر چنین شود، دو اتّفاق می‌افتد: «فَتَنَالَ بِمَا تَبْسُطُهَا إِلَيْهِ مِنَ اللهِ الْعُقُوبَةَ فِي الْأَجَلِ وَ مِنَ النَّاسِ بِلِسَانِ اللَّائِمَةِ فِي الْعَاجِلِ» که آن مایه کیفر خدا در قیامت و سرزنش مردم در دنیا است». نتیجه‌اش این می‌شود که در آخرت مبتلا به عقوبت الهی می‌شوی، در دنیا هم با سرزنش مردمان مجازات خواهی شد. این در باب حقّ اوّل که حفظ دست از ورود به محارم است.

 ۲. انجام واجبات

حقّ دوم دست این است: «وَ لَا تَقْبِضَهَا مِمَّا افْتَرَضَ اللهُ عَلَيْهَا» و آن را از چيزهايى كه خداوند بر آن واجب كرده فرو نبندى. «تَقْبِضَهَا»، یعنی قبض کردن، امساک و انجام ندادن. نکند آنجایی که خدای متعال انجام کاری را با این دست‌ها بر تو واجب کرده، کوتاه بیایی و دستت را ببندی و از اقدام خودداری کنی.

 الف) بیعت

برخی از این موارد جنبه‌ی استعاره‌ای دارد؛ ولی همچنان کاربردهای زیبای خودش را دارد. یکی عبارت است از اینکه انسان دست بیعت با ولیّ خدا داشته باشد. پیام پر فروغ غدیر خُم و بیعت با امیرمؤمنان علی (عَلَیهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام) را پشت سر گذاشتیم. همه‌ی عزیزان می‌دانند که در آن روز پیامبر همه‌ی حاضران در آن صحنه را دعوت کردند برای اینکه خدمت علی (عَلَیهِ السَّلَام) ولیّ الله الْاَعظم شرفیاب شوند و با او دست بیعت دهند. مردان مستقیماً دست می‌دادند و خانم‌ها دستشان را در تشت آبی می‌گذاشتند که دست مبارک امیر (عَلَیهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام) در آن بود. اگرچه الان شیوه‌ی بیعت تا حدّی تغییر کرده و با شیوه‌های دیگری انجام می‌شود، ولی از آن معنا ما باید استفاده کنیم؛ یعنی انسان مؤمن باید همواره در بیعت با ولیّ خدا باشد و دست اطاعت، وفاداری و یاری به حجّت خدا داده باشد و وظیفه‌ی خودش را در خدمت و یاری ولیّ خدا به شایستگی انجام دهد.

 ب) یاری ولیّ خدا

عنوان دوم نصرت است. از جمله حقوق واجب دست، عبارت است از یاری کردن دین و ولیّ خدا؛ آنجایی که انسان فراخوان می‌شود برای اینکه در خدمت باشد. مثالش را هم از قرآن کریم و از زبان حضرت عیسی بن مریم (عَلَی نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیهِ السَّلَام) بیان می‌کنیم؛ آنجایی که فرمود: «مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللهِ(52)» (سوره آل عمران) ياران من در راه خدا چه كسانند؟ حواريون گفتند: ما ياران [دين] خداييم. یک معنای مستقیم و یک معنای استعاری دارد. معنای استعاری‌اش هر نوع یاری کردن است؛ زیرا معمولاً اقدام ‌ما به دستان ما نسبت داده می‌شود؛ ولی یاری کردن در روایات ما مرحله‌ی زبانی و عملی دارد. دست مظهر همه‌ی اقدامات، غیر از کلام و سخن است که ما در یاری دین و حجّت خدا انجام می‌دهیم.

 ج) یاری مؤمنان

مطلب دیگر، یاری مؤمنان است. اگر انسان مؤمنی کمکی بخواهد، برای کمک‌رسانی او باید دست ما به میدان بیاید و حرکت کند. مخصوصاً در شرایطی که این کمک‌خواهی منحصر می‌شود به اینکه شما به او کمک کنید و کس دیگری نمی‌تواند به فریادش برسد. چنانچه این کمک برای شما ممکن باشد، واجب می‌شود بر عهده‌ی شما که به میدان یاری و کمک آن انسان مؤمن بروید؛ مخصوصاً در مورد مؤمنان ستم‌دیده و مظلوم که کمک و یاری می‌خواهند. آنجا انسان مؤمن باید به میدان برود و به ویژه از دست خودش برای یاری‌ مؤمن مظلوم و ستم‌دیده و یاری‌جو استفاده کند.

 د) خدمت به والدین

نمونه‌ی سوم، خدمت به پدر و مادر است. در خدمت به پدر و مادر دست‌ها باید مشرّف شوند. بعضی از خدماتی که انسان باید برای پدر و مادرش انجام دهد، به وسیله‌ی دست‌ها صورت می‌گیرد. وقتی پدر و مادر فرمان می‌دهند که به آنها خدمت کنیم، باید به میدان برویم و آهنگ خدمت به آنها را داشته باشیم. چه چیزی بهتر از اینکه دست‌های ما در وظیفه‌گذاری و انجام خدمت نسبت به پدر و مادر قرار گیرد؟

 ه) پرداخت نفقه

مثال دیگر نفقه‌ی واجب است. بر عهده‌ی ‌ما است که در برخی موارد انفاق واجب داشته باشیم. برای مردان نسبت به همسر و فرزندان است. همچنین نسبت به پدر و مادر وظایف خاصّی در این بخش وارد شده که باید از عهده‌ی آنها برآییم. در این زمینه ممکن است لازم باشد برای اینکه بتوانیم از عهده‌ی نفقه، هزینه و رسیدگی مالی بربیاییم، کار کنیم که گاهی این کار با دست مرتبط است. باید دست به میدان رود تا از برکت و رزق الهی نصیبی بیاورد و این نصیب را در بخش واجب هزینه‌های زندگی خانواده‌ و کسانی که درباره‌ی آنها وظیفه‌ی واجب داریم، قرار دهد. بنابراین آن مقدار کار هم برای انسان واجب می‌شود تا بتواند نفقه‌ی واجبی را که بر عهده‌اش است، بپردازد.

 و) جهاد

نکته‌ی بعدی از مصداق‌های واجب، جِهاد در راه خدا است که عمدتاً این تعبیر در عصر غیبت جنبه‌ی دفاعی دارد. ما دفاع هشت‌ساله را پشت سر گذاشتیم که از مصادیق روشن این بحث است. حضور در میدان علیه دشمنان خدا و در دفاع از کیان اسلام، نوامیس مسلمانان، جان و اموال مؤمنین، جزء اقدام‌های واجبی است بر عهده‌ی کسانی که توان داشته باشند و امکان حضور در صحنه‌ی دفاع برای آنها فراهم باشد. عمده‌ی این اتّفاقات به وسیله‌ی دست می‌افتد. در قدیم جهاد فقط با دست صورت می‌گرفت. امروزه ممکن است از ابزارهای پیشرفته‌ای استفاده شود؛ ولی همچنان دست در جِهاد در راه خدا حرف اوّل را می‌زند.

 ز) وضو

مثال بعدی وضو گرفتن است. در خود نماز مثال‌هایش را دارید، چه در سجده به طور خاصّ و چه در رکوع. دست جزء مواضع هفت‌گانه‌ای است که در سجده به نحو واجب باید به کیفیّت خاصی روی زمین قرار گیرد.

 ح) حج

در حج نیز دست‌های ما نقش‌آفرینی خاصّ خودش را دارد.

مجموعه‌ی این موارد و مواردی از این قبیل حقّ دوم را تشکیل می‌دهند. بنابراین مجموعه‌ای از اقداماتی که بر عهده‌ی ما واجب است و در انجام آن واجب دست‌ها سِمَت دارند، در چنین حقّ واجب دست‌ها است که باید به وسیله‌ی ما ادا شود و از دست‌هایمان در آن مسیر به شایستگی استفاده کنیم.

پس حقّ اوّل دست خودداری از اقدام به محارم و حقّ دوم، عدم دست‌کِشی است از آنچه خدا بر ما واجب کرده؛ خصوصاً آنجایی که دست می‌تواند نقش ایفا کند و مسئول و فاعل اصلی است.

 ۳. تکریم دست‌ها

حقّ سوم طبق ترتیب رساله‌ی نورانی حقوق امام سجاد (عَلَیهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام) این است: «تُوَقِّرَهَا بِقَبْضِهَا عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا يَحِلُّ لَهَا» فرو بستن از بسيارى چيزها كه (حتى) برايش مباح است. تعبیرها خیلی زیبا است. «توقیر»، وقار بده و تکرمیش کن به اینکه از بسیاری از کارهای حلال دست بکشی. خیلی از چیزها برای تو حلال است، امّا متناسب نیست. این فراز به پرهیز از اقدامات ناپسند و مکروه اشاره دارد.

مسئله‌ی کلیدی این است که انسان مؤمن باید عزّت، شخصیّت و آبرویش را حفاظت کند از هر کار و اقدامی که دست یازیدن به آن سبب کاهش شخصیّت انسان شود و کاهنده و مغایر کرامت است. این کاهش، کاهش عرفی یا کاهش شرعی است. البتّه کاهش عرفی هم خیلی وقت‌ها جنبه‌ی شرعی پیدا می‌کند. مثلاً بعضی از کارها را اگر در حضور دیگران انجام دهیم، جمع آن را نمی‌پسندد و یک نوع ضربه‌ی شخصیّتی برای ما محسوب می‌شود. نمونه‌هایی است که به صورت مستقیم در شرع انور پرهیز داده شده است؛ منتها نه پرهیزی که در حدّ حرام باشد، بلکه برای شما پسندیده نیست. یعنی انسان دچار لطمه‌ی شخصیّتی و حیثیّتی نزد مردمان و بالاتر، نزد خدای متعال و اولیائش می‌شود.

 کارهایی که به کرامت دست خدشه وارد می‌کند

۱. معاملات مکروه.

چون عمدتاً دست در آن دخالت دارد، ما اینجا درباره‌اش صحبت می‌کنیم. وارد شدن در معاملاتی که شبهه است، حرام نیست؛ ولی ممکن است در آن مفسده‌هایی وجود داشته باشد. بنابراین بهتر است از موارد شبهه‌ناک نیز پرهیز شود.

۲. بازی‌های لغو و بیهوده‌ای که با دست انجام می‌شود.

بازی‌هایی که نه فایده‌ی علمی دارد و نه تفریح سالمی محسوب می‌شود و رشدی در آن نیست.

۳. نواختن موسیقی‌های مکروه و لغو.

موسیقی حرام که تکلیفش واضح است؛ خدا نکند دستی به آن آلوده شود که عقوبتش خیلی سنگین است. موسیقی‌هایی که یا مشتبه است یا بی‌فایده و لغو است. کسی با دستش چنین آلاتی را بنوازد، گرفتار این نوع عنوان شده است.

۴. نوشتن مطالب سبک و ناپسند.

ایمیل، پیامک و مقاله فرقی نمی‌کند؛ چون آنها هم با دست انجام می‌گیرد. حالا یا مستقیم می‌نویسید یا تایپ می‌کنید؛ فرقی نمی‌کند. مطالب جلف و سبک و چیزهایی از این قبیل که با شخصیّت شما و دستی که خدای متعال خلق کرده هماهنگی ندارد.

۵. تقاضاهایی که باعث کاهش شخصیّت انسان می‌شود نیز از همین قبیل است.

در فرهنگ اسلامی دست برتر دست دهنده است. فرموده‌اند همیشه شما باشید که کرامت دارید. درخواست‌ها باید کم، به ضرورت‌ و به مقدار نیاز باشد؛ حتّی در محیط دوستانه و خانواده. ‌طوری نباشد که از این و آن بخواهد بگیرد، بلکه خودش کارهای خودش را راه بیندازد و کمتر تقاضا داشته باشد و دست گیرنده داشته باشد، آن هم به نوعی کراهت می‌شود برایش تصوّر کرد.

۶. گرفتن دست همسر در مکان‌های عمومی با کیّفیتی خاصّ.

گاهی شما بچه‌ای همراهتان است، در یک محیط عمومی باید دستش را بگیرید که آسیبی نبیند. چنانچه در یک محیط عمومی شرایط سختی حاکم باشد، شما باید به همسرتان نیز کمک کنید و دستش را بگیرید و حتّی حفاظتش کنید. مثلاً در شلوغی یا در مترو یا در اتوبوس هستید یا همسرتان بیمار است. در این مواقع باید حریم بگیرید و نگهش دارید. اینها که واضح است. منتها مدل‌هایی که اخیراً باب شده، arm in arm و دست در دست که متأسفانه دارد عادی هم می‌شود، در جامعه‌ و فرهنگ ما سبک و جلف است. برخی جوانان دست خانمشان را می‌گیرند و با هم می‌گویند و می‌چرخند و می‌خندند. این کار کراهت دارد؛ چون آسیب اجتماعی دارد. انسان دست همسرش را بگیرد و در محیط سنگین و آراسته‌ای قدم بزند و با هم گفتگو کند؛ جایی که اختلالی به سطح عفّت و فضای عمومی نداشته باشد. این، پسندیده است. البته اگر به این افراد تذکر بدهید، می‌گوید: همسرم است. اگر غیر از این باشد که حرام است. اینکه شما به همسرتان ابراز محبّت کنید، مورد عنایت خدای متعال است که در بخش حقّ اوّل دست قرار می‌گیرد؛ امّا به کیفیّتی که در کنارش آسیب اجتماعی درست نکنیم. منزلت و کرامت یک بانو و فرد مسلمان نباید بیرون از خانه زیر سؤال ‌برود. شاید بعضی از زوج‌های جوان فکر ‌کنند اگر به همدیگر به این شکل و در معرض عموم محبّت نکنند، در حق همسرشان کم‌محبّتی کرده و عقب‌افتاده‌ محسوب شوند. در حالی که باید در خلوتشان تمام محبّتشان را بذل همدیگر کنند و در ظاهر اجتماع ایجاد مفسده نکنند.

 ۴. انجام مستحبات

حقّ چهارم ذیل همان عبارت زیبای «وَ لَكِنْ تُوَقِّرَهَا» است؛ منتها سمت بعدی ماجرا است که امور مستحب است. «وَ لَكِنْ تُوَقِّرَهَا» یکی این بود که دست را حفظ کنی از انجام خیلی از کارهایی که برایت حلال است، ولی شایسته نیست. اینجا می‌فرماید: «وَ بَسْطِهَا إِلَى كَثِيرٍ مِمّا لَيْسَ عَلَيْهَا» گشاده داشتن آن در بسيارى از مواردى كه بر آن واجب نيست (ولی مستحب است). یعنی دست را باز کنید در انجام کارهایی که مولای کریم بر شما واجب نکرده، ولی می‌پسندند و موجب کرامت است. انجام این کارها باعث شخصیّت شما در پیشگاه خلق و خالق می‌شود.

خواجه چون بیلی به دست بنده داد،         بی‌زبان معلوم شد او را مراد،

دست هم چون بیل اشارت‌های او است،     آخِراندیشی عبارت‌های او است.

شعر لطیفی است. می‌گوید وقتی مولایی دست بنده‌ یا شاگرد خودش بیل می‌دهد، نیازی نیست به زبان چیزی بگوید؛ یعنی بفرما مشغول به کار شو. بعد می‌فرماید که دست، دستِ همچون بیل، اشارت‌های او است. اینجا بدون اینکه چیزی به شما گفته باشند، خدای متعال دو دست باکفایت به شما داده که آن را به کار بگیری و ازش استفاده کنی و دنیا و آخرت خودت را آباد کنی.

حقّ چهارم مجموعه‌ای از امور شایسته و مستحبّی است که خدای متعال و بندگان می‌پسندند و هر کسی که مشغول چنین اقداماتی شود، نزد پروردگار متعال شریف و عزیز و بزرگ می‌شود و خدای متعال برای او نزد مردم جایگاه و محبوبیّت قرار می‌دهد. به چند نمونه از این کارها اشاره می‌کنیم.

 الف) انجام مستحبّات وضو و نماز

وضو واجب است، ولی مستحبّاتی هم دارد. نماز نیز مستحبّاتی دارد؛ ازجمله بالا آوردن دست‌ها در تکبیر که «زِینَتُ الصَّلَاة» است. در تکبیر تکبیرة الاحرام نیز مستحب است؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ(2)» (سوره کوثر)پس (به شكرانه آن) براى پروردگارت خضوع كن و نماز بخوان و (در تكبير آن) دست‏ها را تا گلوگاه بالا بر (يا شتر قربانى كن). این زینت و ادب در نماز است.

از دیگر نمونه‌هایش، کیفیّت قرار گرفتن دست در حالت ایستادن و نشستن در نماز است که با جزئیّات در رساله‌ها آمده است. همه به عنوان امور مستحب است که ذیل همین عنوان عمومی قرار می‌گیرد.

 ب) خیررسانی به دیگران

بخش دوم عبارت است از خیررسانی و خدمت به دیگران و انفاق. دست مؤمن دست خیر، برکت، لطف، احسان، انفاق و عطا کردن است. جالب است که گفته‌اند دست چپ مؤمن هم یمین است و خیر و خوشی از آن صادر می‌شود. یکی از بزرگ‌ترین کارهای خوبی که ما با دست‌هایمان می‌توانیم انجام دهیم، عبارت است از اینکه مراقب باشیم دستمان به کسی آسیب نزند. پیامبر اسلام می‌فرماید: «اَلْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ» (کنزالعمال، جلد۱، صفحه۸۹، حدیث ۷۴۷) مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او سالم و آسوده‌اند. اینکه مردم از انسان احساس امان کنند و در سلامت باشند، خودش یک کار خوب و بزرگ است. انجام کارهای خیری که با دست انجام می‌شود، خیلی مطلوب است. به طور مثال اینکه شما به تشنه‌ای آب بدهید، خیلی مطلوب و فوق العاده است. کسی عطشی دارد، شما یک جام آب خنک و گوارا به او دهید. خدا می‌داند چقدر در معرض لطف و عنایت الهی قرار می‌گیرید!؟ اِطعام نمونه‌ی دیگرش است. کسی که گرسنه است، انسان به او غذا بدهد. لازم نیست حتماً فقیر و مسکین باشد. ممکن است وضعیّت مالی خوبی داشته باشد، ولی خود این اطعام و سفره‌داری، از چیزهایی است که فوق العاده مطلوب است. به قدری که خدای متعال یک سوره، یعنی سوره انسان را در حقّ برگزیدگانش به این مناسبت نازل می‌کند و می‌فرماید: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً(7) وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً(8) إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً(9)» (سوره انسان) [همان بندگانى كه‏] به نذر خود وفا مى‏كردند و از روزى كه گزندِ آن فراگيرنده است مى‏ترسيدند و به [پاس‏] دوستىِ [خدا]، بينوا و يتيم و اسير را خوراك مى‏دادند. ما براى خشنودى خداست كه به شما مى‏خورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم.

خدای متعال اِطعام را دوست می‌دارد؛ زیرا غذا دادن به دیگران و سِقایت، یعنی آب دادن، حیات‌بخشی است که کار خود خدای متعال است. منتها درباره‌ی مسکین و کسی که نیازمند و گرسنه است، به خاطر اینکه نمی‌تواند قوت و غذایش را تأمین کند، زیبایی و عظمت دیگری پیدا می‌کند. در ذیل ماجرا و داستانی که برای اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلَام) پیش آمد، شب اوّل مسکین، شب دوم یتیم، شب سوم اسیری مراجعه می‌کند که هر چه داشتند، همه را در راه خدا دادند. کلمه‌ی «عَلَى حُبِّهِ(8)»(سوره انسان) و به [پاس‏] دوستىِ [خدا]. بنا بر بعضی از تفاسیر این است که با اینکه به این غذا احتیاج داشتند، آن را به نیازمندان دادند. «وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ (9)» (سوره حشر) هر چند در خودشان احتياجى [مبرم‏] باشد. خودشان گرسنه بودند، اما ایثار کردند.

نگاه اهل بیتی این است که حتّی اگر روزه باشی، افطارت را به نیازمندان بدهی. نتیجه‌اش این نگاه نزول این سوره‌ی مبارکه شد با کیفیّتی که قصّه‌اش واقعاً تکان‌دهنده است. به این سوره مراجعه کنید و از نکته‌های لطیف و مجموعه‌ای از زیبایی‌ها که تابلوهای فوق العاده جذّاب و زیبا درباره‌ی اهل بیت عصمت و طهارت در این سوره‌ی نورانی ترسیم کرده، فیض ببرید.

کمک‌رسانی به دیگران و گره‌گشایی از کار دیگران، یک مورد واجب دارد و آن هنگامی است که مؤمنی از شما کمک می‌خواهد و نجات او منحصر است به اینکه شما کمکش کنید. از شما هم برمی‌آید که به او یاری برسانید. در آن صورت کمک به او واجب می‌شود. امّا هنگامی که دیگران هم هستند و کار او را راه می‌اندازند، باید سبقت ‌گرفت. کسی که به میدان می‌آید و می‌بیند کسی افتاده، نمی‌ایستد دیگران کمکش کنند. سبقت می‌گیرد برای اینکه کمکش کند. کسی می‌خواهد باری را بلند کند، منتظر است و کمک می‌خواهد، شما هستید که جلو می‌افتید و او را کمک می‌کنید. شخصی کنار خیابان ایستاده، بنزین خودرویش تمام شده. شما هستید که می‌ایستید، می‌روی جلو و اقدام می‌کنی. ده‌ها و صدها مثال دیگر می‌توان زد.

در اینجا آیه‌ی لطیفی داریم که می‌فرماید: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا(29)» (سوره اسراء) و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم‏] گشاده‏دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت‏زده بر جاى مانى. خیلی این آیه لطیف است. می‌فرماید نه در انفاق این‌قدر دستت را ببند که مثل کسانی شوی که دستشان را به گردنشان آویزان کرده و هیچ کاری از آنها ساخته نیست؛ یعنی بخیل نباش. طرف مقابلش هم این است که این‌قدر هم گشاده‌دستی نکن که خود و خانواده‌ات در تنگنا بیفتید. اعتدال در این آیه‌ی کریمه به زیبایی مطرح و ارائه شده است.

 ج) آباد کردن

مثال سوم از مواردی که مستحب و مطلوب خدای متعال است که دست‌های ما به میدان بیایند، کار و تلاش و تولید و سازندگی و عمران و آبادانی و امثال اینها است. طبعاً کار مفید ـ کاری که در خدمت اهداف عالی بشریّت است ـ باعث رشد و شکوفایی و رفاه مردم است، برآمده از نیرو و قوّت است. مثل اقدامی که کشاورزان عزیزمان انجام می‌دهند یا کسانی که در واحدهای صنعتی فعّالیّت می‌کنند یا در بخش‌های فرهنگی، هنری، صنایع دستی و مواردی از این قبیل فعّالیّت می‌کنند.

خدای متعال انسان را خلیفه‌ی خودش روی زمین قرار داده و از او خواسته است که آن را آباد کند: « وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا(61)» (سوره هود) و شما را به عمران آن وا داشت. یعنی رسالت انسان روی کره‌ی خاکی آبادگری است. جالب است که پیامبر اسلام برای نشان دادن احترام دستی که در کار است، دست کارگری را که پینه بسته بود، بوسیدند. خاتم انبیاء و سیّد مرسلین به دست کارگر بوسه زد تا همه بدانند که کار چقدر مفید است؛ مخصوصاً کاری که با دست‌ها انجام می‌شود؛ مانند آباد کردن، پیش بردن، نگاشتن، پی بردن به علم و دانش و انواع و اقسام کارهای مفید و لازم و ضروری.

 د) کشیدن دست بر سر یتیم

در روایات ما «مَسْحُ رُؤُوسِ الْيَتَامَى» دست کشیدن سر بچه‌ی یتیم، خیلی مطلوب دانسته شده که حکایت از رسیدگی کریمانه و عاطفی دارد. اینکه انسان چیزی به یتیمان بدهد یا کاری برای آنها بکند، ‌کافی نیست. خودت هم باید به میدان بروی و عواطف، عشق و احساساتت را ابراز کنی. آن وقت به عزیزی که در کودکی پدر از دست داده، رسیدگی کنی.

در این فرآیند خود ما نیز تربیت می‌شویم. در کلّ هر کار خوبی که ما درباره‌ی دیگران انجام می‌دهیم، احسانی که طرفش دیگران هستند، اوّل و آخِر بهره‌بردار خودمان هستیم. دیگران واسطه‌ای می‌شوند که این خیر به ما برسد. خدا کار او را راه می‌اندازد.

ه) کشیدن دست نوازش

مثال بعدی، دست مِهر، دست عاطفه، دست لطف و نوازش در خانواده است؛ مجموعه‌ا‌ی از اقدامات که حکایت از مهر و صفا و محبّت و لطف در محیط خانواده می‌کند. خیلی وقت‌ها از این دست ما به اندازه‌ی کافی در ارتباطات درونی خانواده استفاده نمی‌کنیم. یکی جنبه‌ی استعاری و مجازی داشت و دیگری واقعاً مباشر و مستقیم است. آقایانی که دوست دارند دست خانم‌هایشان را بگیرند، یا خانم‌هایی که علاقه‌مند هستند دست آقایانشان را بگیرند، در خانه کنار هم بنشینند و دست همدیگر را نگه دارند، به هم انرژی بدهند؛ مخصوصاً زوج‌های جوان. اینجا جایش است.

در خانواده، در هر میزان که خدمت‌های درون خانواده و اعضای خانواده درباره‌ی همدیگر پیش رود، در جامعه هم به همین ترتیب جلو می‌رود. منتها در جامعه یک مثال ویژه دارد که در روایات ما فوق العاده مورد تأکید قرار گرفته و آن مصافحه و دست دادن است. شما وقتی با برادر مؤمنت دست می‌دهی، مادام که دست شما در دست همدیگر است، گناهان شما می‌ریزد و لطف خدا بر شما جاری می‌شود. ظاهراً در این دست رسیدن به دست‌ها سرّی نهفته است. مؤمنان می‌توانند هنگامی که به هم می‌رسند، سلام و احوالپرسی کنند و مصافحه‌ای در کار نباشد. با این دست دادن است که محبّت منتقل، کدورت‌ها برطرف و مغفرت الهی جلب می‌شود.

 و) دست ادب

مصداق پایانی در این بخش، دست ادب است؛ دست ادب به سینه گذاشتن در برابر بزرگ‌تر و حتّی در برابر کوچک‌تر. رهبر عزیزمان وقت ملاقات با مردم دستشان را در برابر مردم به سینه می‌گذارند. این دست ادب، فروتنی، مهر و عاطفه است و البتّه دست‌هایی که به نشانه‌ی سلام حرکت می‌کنند نیز جزء این مصداق محسوب می‌شوند.

امام سجّاد (عَلَیهِ السَّلَام) این قطعه از رساله‌ی حقوق را با این جمله به پایان می‌رسانند: «فَإِذَا هِيَ قَدْ عُقِلَتْ وَ شُرِّفَتْ فِي الْعَاجِلِ وَجَبَ لَهَا حُسْنُ الثَّوَابِ فِي الْآجِلِ» و چون دست تو در اين جهان بر (حرام) بسته ماند و (به حلال و مستحب) شرف افزود (و كريم و بخشنده شد) پاداش نيك در سراى باقى بر آن واجب آيد. اگر این کارهایی را که گفتم انجام دهی، شریف، بزرگ و عزیز می‌شوی. ضمن اینکه از بهترین پاداش‌های الهی بهره‌مند می‌شوی و دنیا و آخرتت آباد خواهد شد.

دست‌هایی که بوسیدنی هستند، عبارتند از: دست ولیّ خدا، دست پدر و مادر، دست مجاهدان در راه خدا، دست کارگر و دست معلّم خیر؛ کسی که به تو ادب، اخلاق و دین را آموزش می‌دهد. دست خودتان نیز ‌وقتی که انفاق می‌کنید، بوسیدنی است؛‌ زیرا صدقه قبل از اینکه به دست سائل برسد، به دست خدای متعال می‌رسد.

در اینجا نیز یک روایت عرض می کنم تا ثمره نگهداشتن دست از گناه و زنا و ... را بدانیم.

قال رسول الله (ص) : « إنَّ الله تعالی یُباهی بالشاب العابد الملائکةَ،یقول:اُنظُروا إلی عبدي تَرَکَ شهوتَه مِن أجلي » (نهج الفصاحه؛ صفحه 303) خداوند بزرگ به جوان عبادت پیشه نزد فرشتگان افتخار می کند ، درحالی که می فرماید بنده ام را بنگرید برای من خواسته های نفسانی خود را کنار نهاده است.

شب، طلبۀ جوانی به نام محمدباقر در حجره خود مشغول مطالعه بود. به ناگاه دختری وارد اتاق او شد و در را بست و با انگشت به طلبۀ بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. و از طلبه شام خواست و خورد و در گوشه ای از اتاق خوابید و محمدباقر به مطالعه مشغول بود.

از آن طرف، این دختر چون شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان دیگر، از حرمسرا خارج شده بود، لذا شاه دستور داده بود تا بگردند تا پیدایش کنند اما هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد مأموران شاهزاده خانم را همراه محمدباقر به نزد شاه بردند.شاه با عصبانیت پرسید: چرا شب به ما اطلاع ندادی و....؟ محمدباقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلّاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمدباقر پرسید: چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته ... لذا علت را پرسید. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه کرد اما هر بار که نفسم وسوسه می‌کرد، یکی از انگشتان خود را بر روی شعلۀ سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میرمحمدباقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم‌دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می‌دارند. از مهمترین شاگردان وی می‌توان به ملاصدار اشاره نمود.

خداوند تبارک و تعالی به حقّ امیرالمؤمنین و به حقّ ائمّه‌ی هدی (سَلَامُ اللهُ عَلَیهِم اَجْمَعِین) به همه‌ی ما توفیق دهد برای رسیدن به مدرسه‌ی حسینی، دانشگاه حسینی مهیّا شویم. الهی به حقّ دست‌هایی که نماد بیعت، یاری، وفا، عشق و ایثار است، یعنی دست‌های ابالفضل (عَلَیهِ الصَّلَاة وَ السَّلَام)، از محرّم بهره‌مند شویم.

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه «اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً» اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِيَةَ وَ النَّصْر (مصباح‏المتهجد ص : 58) اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْه‏ (بحارالأنوار ج : 53 ص : 96) حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      دوشنبه 24 مهر شهادت امام زين‏العابدين عليه‏السلام (95 ه.ق):

2-     دوشنبه 24 مهر روز پيوند اوليا و مربيان:

اهمیت مشارکت در نظام تعلیم و تربیت و نقش خانه و مدرسه در تربیت نسل آینده صورت پذیرد.

3-   چهار شنبه 26 مهر روز تربيت‏بدنى و ورزش:

4-   یک شنبه 23 مهر و24 محرم، شهادت آيت‏الله اشرفى اصفهانى، نماينده حضرت امام(ره) و امام جمعه كرمانشاه - پنجمين شهيد محراب، توسط منافقين (1361 ه.ش):

ارتباط با خدای این شهید عزیز؛ فرزندش مى‏گويد: «در مدت شانزده يا هفده سالى كه با ايشان بودم، يك شب نديدم كه نماز شب ايشان ترك بشود.» هم‏چنين امام خمينى در تجليل از او گفت: «هر وقت آقاى اشرفى اصفهانى را مى‏بينم، به ياد خدا می‏افتم.

5-   استقامت و بصیرت در برابر دشمنان داخلی و خارجی:

قال الله تعالى: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏» (صف، ۸) مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آن‏كه خدا -گرچه كافران را ناخوش اُفتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد.

گرگها وقتى حمله مى‏كنند، زوزه مى‏كشند و با صداى بلند حمله مى‏كنند و لذا فرصتى براى واكنش خواهد بود (فرار يا مقاومت) اما موريانه‏ها چون هجوم آورند اولاً پنهان و ناپيدا هستند و از درون، زمينه را براى هجوم مى‏يابند و ثانياً بى‏سروصدا و به نرمى بافتشان به جان داشته‏ها و سرمايه‏ها مى‏افتند.

ايستادگى در مقابل گرگها شجاعت مى‏خواهد و آمادگى و دفع خطر موريانه‏ها، بصيرت و رصد و پيشگيرى!

گرگها معمولاً در كمين فرصتها هستند تا با هزينه و ضربه كمترى، شكارشان را بدام اندازند و موريانه‏ها به‏صورتى نرم و مرموز از درون، سستى و ضعف را به همراه آورده و سرطان‏گونه، موجود زنده را در معرض مرگ و نابودى قرار مى‏دهند.

بنابراين دو عنصر «۱. ايستادگى و مقاومت» با نگاه به گرگهاى در كمين نشسته و مهیاى تهاجم به‏عنوان دشمنان بيرونى و «۲. بصيرت و هشيارى» با عنايت به شرايط داخلى و ضعف‏ها و آسيبهاى مرموز درونى، در جهت حيات يك موجود زنده و پويا به‏طور همزمان لازم و ضرورى است.

چه آن‏كه گاهى يك درخت تنومند و ذى‏ثمر از ناحيه تهاجم آفتهاى بيرونى در معرض بى‏خاصيتى و نابودى قرار مى‏گيرد و گاهى كرمهايى از درون درخت، سلامت و آرامش آن‏را به مخاطره مى‏اندازد.

گرگ البته ذاتش گرگى است و مشخصه و ويژگى‏اش تهاجم وحشيانه و بى‏رحمانه است كه اگر به قول پروين اعتصامى در قصيده (گرگ و شبانش)، گله گوسفند بى‏ چوپان و يا چوپان خواب رفته ببيند و ندرد، گرگ نيست ولی موريانه كه از مصاديق روشن نرم‏تنان است، روزنه نفوذى به درون پيدا مى‏كند و به‏طور پنهان و نامرئى، مغز و باطن يك بنا و يا هدف ذى‏قيمت را پودر مى‏سازد.

حكايت اين روزهاى جامعه و كشورمان ايران كه در معرض تهاجمات گوناگون سياه و سفيد، پنهان و آشكار و نرم و سخت قرار گرفته است، حكايت همين گرگها و موريانه‏هاست كه البته در پايان دهه چهارم انقلاب و در آستانه چهل سالگى آن، ملت بزرگ و امتحان پس‏داده و غيورمان در سايه هدايتها و منويات رهبرى حكيم و فرزانه‏اش، به‏سان هميشه با ايستادگى و مقاومت و بصيرت و ايمانى راسخ - به‏فضل الهى - اين‏بار هم كشتى انقلاب را با اقتدار و عزتى مثال‏زدنى از امواج فتنه‏ها و توطئه‏ها عبور خواهد داد و مصونيت و ثبات و جاودانگى خواهد بخشيد. البته شرمندگى و بلكه رسوايى در دنيا و آخرت براى خواص بى‏درد و بى‏بصيرت و سياست‏زدگان بى‏سروپايى خواهد ماند كه دل به غرب و اروپا داده و در تكاپوى خوش‏خدمتى به دشمنان ملت ايران به‏ويژه آمريكا، انگليس و اسرائيل هستند.

اما در برابر چند توطئه و دشمنی باید استقامت کرد و بصیرت داشت:

1-     هجمه به قوه قضائیه:

به‏راستى چه كسانى از مبارزه بى‏امان با عوامل و سرچشمه‏هاى فساد و بى‏عدالتى در كشور هراس دارند كه اين‏روزها سنگين‏ترين هجمه‏ها و بى‏شرمانه‏ترين اتهامات و دروغها و شايعات را به قوه قضائيه نثار كرده و مسؤولان دلسوز و خدوم آن‏را به جرم داشتن روحيه ايستادگى و برخورد انقلابی با جريانهاى ضدانقلاب و فسادبرانگيز و فتنه‏گر، مورد تهاجمات كور قرار داده‏اند.

امام خمينى(ره): «هيچ‏كس حق توهين يا جوسازى عليه قوه قضاييه در رسانه‏ها یا مجامع عمومى را ندارد.»

قوه قضاييه مسؤوليت اجراى حدود و احكام الهى و در حقيقت، بار سنگين تأمين امنيت جان و نواميس و اموال و شخصيت يك جامعه انقلابى را به‏عهده دارد.  همه‏چيز ملت در دست قوه قضائيه است؛ جان مردم، مال مردم، نواميس مردم، همه در تحت سيطره قوه قضائيه است.

اگر دستور و حكمى از (قضائيه) صادر شد، هيچ فردى حق جَوّسازى، نه در روزنامه‏ها و نه در نطق‏ها و نه در بين مردم را ندارد. تضعيف قوّه قضاييه صلاح نيست و بايد قوّه قضاييه را تقويت نمود.

به‏راستى شكسته شدن اقتدار قوه قضائيه و به‏تبع آن نظام اسلامى براى چه كسانى سود و بهره به‏دنبال خواهد داشت؟! قطعاً همانها كه قوه قضائيه را مورد تهاجم قرار مى‏دهند تا بدين‏سان مسير فساد و دست‏يازى به بيت‏المال مسلمين را در كنار بازگذاردن دست عوامل ناامنى و نفوذ موريانه‏ها در پيكره فرهنگ، اقتصاد، سياست و مديريت كشور فراهم مى‏سازند.

همانانند كه از بيگانگان و امپرياليسم خبرى و گلوگاه‏هاى توليد و نشر اكاذيب و شايعات فرمان گرفته و به پشتوانه‏هاى اقتدار و سربلندى كشور يعنى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و ديگر نهادهاى جوشيده از متن انقلاب و بعضاً مرتبط با اصل نظام و رهبرى انقلاب، تهاجمات بى‏وقفه و ناجوانمردانه و احمقانه‏اى را تدارك مى‏بينند.

2-    قانون کاتسا:

كاتسا چيست و آمريكا در جريان قانون كاتسا كدام هدف را دنبال مى‏كند؟(بازی با برجام)

قانون كاتسا قانون مقابله با دشمنان آمريكا از طريق تحريم است كه براساس آن ايران، كره شمالى و روسيه هدف قرار گرفته شده‏اند.

عمده تمركز طرح تحريمى و ضدبرجامى اخير هيأت حاكمه آمريكا كه به «كاتسا» معروف شده است، بر روى توان دفاعى و تسليحاتى جمهورى اسلامى و ضربه زدن به نيروهاى مسلح ما معطوف شده است؛ طبق اين طرح، اشخاص دخيل در برنامه موشكى بالستيك ايران و كسانى‏كه با آن‏ها داد و ستد دارند، مورد تحريم قرار مى‏گيرند.

هم‏چنين مطابق با طرح مزبور، مسؤولان سپاه پاسداران و مرتبطين آن‏ها نيز با ادعاى واهى و مضحك حمايت از تروريسم در ليست تحريم قرار مى‏گيرند. آنچه در اين طرح قابل تامل است آن است كه طبق بندى از آن، سپاه پاسدارن انقلاب اسلامى يك سازمان تروريستى قلمداد مى‏شود.

لذا  مقام معظم رهبرى فرمودند : «بغض و حرفهاى بى‏پايه دشمنى عليه سپاه؛ به‏خاطر اقتدار بخشى نظامى سپاه.»

اما اینکه میگویند ترامپ دیوانه است آيا ترامپ آنگونه كه برخى از مقامات آمريكايى و اروپايى و جريان سياسى يادشده در داخل كشور ادعا مى‏كنند، يك ديوانه تمام‏عيار است؟ و يا زير اين كاسه، نيم‏كاسه‏اى نهفته است؟

ترامپ برآمده از يك گزينش چند مرحله‏اى در حزب جمهوريخواه آمريكاست. در اين چرخه ابتدا بيش از ۱۰ تن، نامزد مى‏شوند و از ميان آن‏ها تعدادى انتخاب شده و به مرحله دوم و سپس به همين ترتيب مراحل بعدى را طى مى‏كنند و در نهايت پس از بررسى‏ها و ارزيابى‏هاى درون‏حزبى، يكى از آن‏ها به‏عنوان نامزد نهايى حزب معرفى مى‏شود. دونالد ترامپ نامزد نهايى حزب جمهوريخواه آمريكا است كه در چرخه چند مرحله‏اى انتخاب و معرفى شده است. بنابراين بسيار ساده‏لوحانه است اگر تصور كنيم يك ديوانه توانسته است از تمام فيلترهاى چندگانه حزب عبور كند و به‏عنوان نامزد نهايى اين حزب معرفى شود.

بگذارید یک حکایت بگم :

شخصى را حكايت كرده‏اند كه كيسه‏اى گندم براى آرد كردن به آسياب برده بود و درحالى كه براى نوبت به انتظار ايستاده بود، گندم كيسه ديگران را به كيسه خود مى‏ريخت. آسيابان كه متوجه شده بود با عصبانيت به او نهيب زد كه اين چه كارى است؟ چرا به گندم ديگران دست‏درازى مى‏كنى؟ و او در پاسخ گفت؛ مگر نمى‏دانى كه من ديوانه‏ام؟ همه اهل روستا مرا به ديوانگى مى‏شناسند. آسيابان گفت؛ اگر ديوانه‏اى چرا از كيسه خودت به كيسه ديگران‏ نمی‏ريزى؟!

با توجه به این حکایت .كسانى‏كه ترامپ را ديوانه معرفى مى‏كنند و با استناد به ديوانگى ترامپ نسخه مدارا- بخوانيد سازش- با او را می‏پيچند بايد به اين پرسش پاسخ بدهند كه كداميك از اقدامات ترامپ طى چند ماهى كه از رياست جمهورى او مى‏گذرد، به زيان آمريكا بوده و از نوع زورگويى به ديگران و باج‏خواهى از آنان نبوده است؟! اگر ديوانه است بايد دست‏كم در يك مورد به زيان منافع آمريكا تصميمى گرفته و دست به اقدامى زده باشد.

لذاما نباید او را دیوانه بخوانیم و همانگونه که آنها میخواهند از او وحشت کنیم و با او مدارا کنیم و هرچه او میگوید تن به خواسته های او بدهیم بلکه ما هم مقابله به مثل میکنیم حتی از مقابله به مثل هم بیشتر تهاجمی برخورد میکنیم وآن هم اینکه اگر او به سپاه ما میگوید تروریست ما هم ارتش آمریکا را به فرموده سردارسرلشکر  جعفری تروریست میخوانیم مثل داعش.

ترامپ بايد تاوان تظاهر به ديوانگى را پس بدهد و به‏خوبى مى‏داند و بارها تجربه كرده است كه سپاه ادعاى بی‏‏پشتوانه نمى‏كند و بر عهد خود پايدار است و اساسا دليلى ندارد و عاقلانه نيست كه وقتى ارتش آمريكا جايگزين داعش‏ می‏شود، از مجازات‏هاى سخت نظير آنچه بر سر داعش آمده است، در امان باشد.یعنی همان بلایی که سر داعش آوردیم سر اربابش که آمریکا هست نیز خواهیم آورد .

بنابراین  همه مسؤولان كشور در شرايط تهديد تازه، مى‏بايست از بيان هرگونه مواضع تفرقه‏انگيز داخلى بپرهيزند و با هماهنگى بيشترى در برابر توطئه جديد دشمنان، وحدت و اشتراك نظر خود را به نمايش بگذارند. تجربه مكرر در مكرر نشان داده كه دشمن در برابر موضع محكم و قاطع ما عقب خواهد نشست.

در تحليل سخنان آقاى رئيس جمهور مبنى بر توجيه تداوم برجام به استناد آيات شريف قرآن، ‏كه البته جاى تأمل دارد.

دو مطلب در این رابطه عرض میکنم :

(الف) جواز انعقاد پيمان با كفار و ضرورت مقابله به مثل با پيمان‏شكنان؛ دو آموزه مكمل كه بايد با هم ديده بشود.

ايشان در سخنرانى آغاز تحصيل دانشگاهها اظهار داشت: «پيغمبر با وجود آن‏‏كه كفار «فى كل مرة» عهدها را نقض كردند، با آن‏‏ها توافق كرد. كسى پيدا مى‏‏شود كه نعوذ بالله بگويد پيغمبر ساده‏‏لوحى كرد؟ چرا بعد از آن كه دفعه اول كفار پيمان را نقض كردند،( درباره بنى قريظه نازل گرديد، موقعى كه عهد خود را با پيامبر شكسته بودند زيرا عهد كرده بودند كه با رسول خدا(ص) جنگ نكنند و با دشمنان اسلام متفق نشوند ولى در جنگ خندق با قريش بر ضد مسلمين كمك و معاضدت نموده بودند و خداوند از آن‏ها انتقام كشيد.) بار ديگر به آن‏‏ها اعتماد كرد و با آن‏‏ها مجدداً عهد بست؟»

اما در تفسير نور ذيل آيه ۵۸ مى‏خوانيم: «...يعنى همانگونه كه آنان در فكر توطئه و پیمان‏شکنى‏اند، شما هم پيمان را لغو كنيد..... آيه در مورد آنجايى است كه شواهد و قرائنى بر توطئه و خيانت دشمن وجود دارد كه براى پيشگيرى بايد در لغو پيمان پيشدستى نمود.»

هم‏چنين مى‏خوانيم: «در مسائل مهم نظامى و اجتماعى منتظر وقوع خيانت نباشيد بلكه بايد با احتمال خيانت نيز اقدام كرد.... لغو قرارداد از روى مقابله به مثل عادلانه است.....چنان ابتكار عمل را به‏دست گيريد كه كفار خيال نكنند بر شما پيشى گرفته‏اند.»

(ب) دوم اینکه  مسأله مهم در كشور موضوع اقتصاد و معيشت مردم است و شعار امسال هم اقتصاد مقاومتى و پرداختن به مسائل معيشتى مردم است. قانون اساسى و سوگندنامه‏اى كه رئيس جمهور در روز تحليف به آن متعهد مى‏شود، بيانگرآنست كه دولت نبايد تن به حاشيه‏سازى دهد و حتى اگر ديگران حاشيه‏سازى مى‏كنند، دولت جلوى حواشى را بگيرد اما متاسفانه در سخنرانى رئيس‏جمهور شاهد چنين خط‏مشى نبوديم و با وجود اين همه مسائل اقتصادى و معضل بيكارى كه روى زمين مانده است، شاهد پرداختن به مسائل حاشيه‏اى هستيم.

3-    پديده جديد و مرموز «رى استارت»

عده‏اى از اراذل و اوباش تحت تأثير تبليغات يك گروه موهن شيطان‏پرستى تحت عنوان «رى استارت» شبانه به مسجد جوادالائمه در شرق تهران حمله و درب آن‏را به آتش كشيده و متوارى شدند.مسجد حضرت جوادالائمه در بلوار استقلال شرق تهران توسط اين اوباش كه در تأثير شبكه‏هاى ضدانقلابى خارج از كشور تبليغ مى‏شود، شبانه با اسپرى كردن نام اين گروه شيطان‏پرستى بر روى زمين با مواد آتش‏زا، درب مسجد را به آتش كشيده و سپس متوارى شدند.

رى استارت گروهى موهن است كه توسط سيد محمد حسينى از مجريان سابق تلويزيون كه پس از فساد و بدهى‏هاى مالى مجبور به فرار از كشور شد، با هدف حمله به مبانى دين مبين اسلام، شخصيت‏هاى مذهبى و انقلاب شكل‏گرفته است.

این دلقک میخواهد نسل جوان و نوجوان ايران را براى مخالفت و مقابله با نظام ج. ا. ايران همراه سازی کند .

اولين نشانه اجراى اين چالش در تهران در جريان برگزارى و برپايى هيات و موكب‏هاى عزادارى بروز يافت. در شب چهارم ماه محرم ساعت ۲۰ سرنشينان يك موتورسيكلت با تفنگ ساچمه‏اى به خادمان موكبى در ۳۰ مترى جى شليك كردند كه منجر به نابينايى يكى از خادمان اين موكب شد. وهمچنین حمله به بانکها با تفنگ ساچمه ای .

ورود اراذل و اوباش به فاز آشوب با تبليغات گروه شيطان‏پرست آمريكايى كه البته با اشراف و برخورد نهادهاى امنيتى و اطلاعاتى مهار گرديد.

خب آمريكا كه در تحقق فتنه‏ها و نقشه‏هاى شوم منطقه‏اى‏اش ناكام مانده و عمله و عوامل داعشی و تكفيری‏اش با قدرت جبهه مقاومت، نفس‏هاى آخر را مى‏كشند،  لذا با تحریک مسولان اقلیم کردستان مبنی بر همه‏پرسى استقلال يا تجزيه عراق ، در خصوص برجام نيز اتهامات واهى مبنى بر عدم رعايت روح برجام،اینها همه سياستهاى سلطه‏طلبانه و ذات گرگى آمريكاست اما آنچه نبايد از آن غافل شد، عبرت از تاريخ و پيشينه مذاكرات هسته‏اى و فرايند برجام است كه طبق فرمايشات رهبرى حكيم انقلاب به‏عنوان يك تجربه تلخ بايد از آن بهره گرفت و با قاطعيت و شجاعت در مقابل زياده‏خواهى‏ها و هجمه كور جبهه استكبار، مقاومت و ايستادگى نمود كه قطعاً هزينه‏هاى مقاومت و ايستادگى به‏مراتب از هزينه‏هاى انفعال و ارتجاع و سازش كمتر خواهد بود.

در همين راستا به‏جاست از مواضع قاطعانه فرماندهى محترم سپاه انقلاب اسلامى و مقاومت و مجاهدت مجموعه نهادهاى نظامى و انتظامى اعم از سپاه، بسيج، ارتش جمهورى اسلامى، نيروى انتظامى و سربازان گمنام امام زمان(عج) تقدير و تشكر كرد كه علي‏رغم توطئه‏هاى دشمنان، در تأمين امنيت فراگير و ناكامى عوامل داخلى آنان، گامهاى مؤثری برداشته و البته هزينه‏هاى سنگينى همچون حججى‏ها را نيز پرداخت نموده‏اند.

فرمايشات امام خامنه‏اى(مدظله‏العالى) در ديدار رئيس جمهور تركيه:

«دسيسه‏هاى رژيم صهيونيستى در ايجاد درگيرى قومى به بهانه‏ى استقلال كردستان عراق.»

اولا) اسرائيل و آمريكا پشت پرده‏ى خيانت در منطقه‏

شواهد آشكار موجود حكايت از آن دارد كه خيانت تجزيه‏ى عراق و راه‏انداختن موج برداركشى به اسم استقلال‏خواهى و خواسته‏هاى قومى داراى پشت‏پرده‏هايى جدى است. آمريكا و رژيم صهيونيستى در كنار انگليس خبيث، عاملان اصلى پشت پرده‏ى اين خيانت هستند. از همين‏رو حضرت آيت‏الله خامنه‏اى خطاب به رئيس‏جمهور تركيه افزودند: همچنان كه اشاره كرديد، از حوادث اخير در درجه اول رژيم صهيونيستى و بعد از آن، آمريكايى‏ها سود می‏برند.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال ايجاد يك «اسرائيل جديد» در منطقه و به‏وجود آوردن وسيله‏اى براى اختلاف و نزاع هستند.

ثانیا) سوءاستفاده از شعار استقلال

حال همين جنايتكاران در حال تحريك سران كردستان عراق هستند كه به بهانه‏ى شعار مقدس استقلال، كارى كنند كه كشورهاى منطقه درگير بحرانى خانمان‏سوز شوند كه براى هيچ‏كدام استقلالى باقى نگذارد. بر همين اساس است كه سران اسرائيلى با دسيسه و تزوير از مظلوميت كردها سخن مى‏گويند، از آن‏ها مى‏خواهند تا با ديگر اقوام منطقه درگير شوند.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال آن است كه اولا كردها را در برابر ساير اقوام منطقه قرار دهد و آنگاه وقتى جنگ برادركشى در ميان اقوام منطقه راه افتاد، از آن‏ها حمايت كرده و باعث تداوم كشتار شود و ازاين‏روست كه اين وزير سابق رژيم صهيونيستى مدعى شده است كه كردها بعد از جدا شدن از ساير اقوام بايد با اسرائيل متحد شوند.

هدف ديگر اسرائيل از شعار استقلال و دسيسه دلسوزى براى كردها اين است كه كردهاى منطقه را فداى امنيت اسرائيل كند. بر اين اساس سياست‏گذاران اسرائيلى مدعى هستند كه اگر در عمق خاك كشورهاى اسلامى يك درگيرى قومى جدى و غير قابل حل ايجاد شود و از تداوم آن حمايت شود، شدت اين درگيرى باعث خواهد شد كه توجه اسلامگرايان از مبارزه با اسرائيل معطوف به مبارزات داخلى و كشتارهاى قومى در ميان خود خواهد گرديد. در اين شرايط به‏جاى ناامن شدن سرزمين‏هاى اشغالى، اين كردها هستند كه كشته مى‏شوند.

4-    چرا اسرائيل به‏دنبال دسيسه جداسازى قومى در منطقه است:

چنان‏كه مى‏دانيم رژيم صهيونيستى بر اساس نژادپرستى قومى شكل‏گرفته و با تفكر برترى نژاد يهود تلاش كرده است با غصب سرزمين فلسطين، يك رژيم اساسا قومى را در منطقه بر مردم تحميل كند و با سركوب و جنايت، ساير مردم ساكن در فلسطين اشغالى را رانده است. براى اين رژيم علاوه بر ساير دستاوردها، ايجاد يك حكومت قوميتى ديگر كه اساس آن بر تفكرات نژادپرستانه‏ى قومى باشد و يك قوم را با ديگر اقوام منطقه دراندازد و از آن‏ها جدا كند، يك فايده‏ى هويتى دارد.

علاوه بر اين اسرائيل براى ايجاد فضاى تنفس براى رژيم نژادپرستانه‏ى قومى خود نيازمند ايجاد يك درگيرى خونين در ميان اقوام و ساكنان اين منطقه است.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال آن است كه اولا كردها را در برابر ساير اقوام منطقه قرار دهد و آنگاه وقتى جنگ برادركشى در ميان اقوام منطقه راه افتاد، از آن‏ها حمايت كرده و باعث تداوم كشتار شود و ازاين‏روست كه اين وزير سابق رژيم صهيونيستى مدعى شده است كه كردها بعد از جدا شدن از ساير اقوام بايد با اسرائيل متحد شوند.

فرمايشات امام خامنه‏اى(مدظله‏العالى) در ديدار رئيس جمهور تركيه:

«دسيسه‏هاى رژيم صهيونيستى در ايجاد درگيرى قومى به بهانه‏ى استقلال كردستان عراق.»

اولا) اسرائيل و آمريكا پشت پرده‏ى خيانت در منطقه‏

شواهد آشكار موجود حكايت از آن دارد كه خيانت تجزيه‏ى عراق و راه‏انداختن موج برداركشى به اسم استقلال‏خواهى و خواسته‏هاى قومى داراى پشت‏پرده‏هايى جدى است. آمريكا و رژيم صهيونيستى در كنار انگليس خبيث، عاملان اصلى پشت پرده‏ى اين خيانت هستند. از همين‏رو حضرت آيت‏الله خامنه‏اى خطاب به رئيس‏جمهور تركيه افزودند: همچنان كه اشاره كرديد، از حوادث اخير در درجه اول رژيم صهيونيستى و بعد از آن، آمريكايى‏ها سود می‏برند.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال ايجاد يك «اسرائيل جديد» در منطقه و به‏وجود آوردن وسيله‏اى براى اختلاف و نزاع هستند.

ثانیا) سوءاستفاده از شعار استقلال

حال همين جنايتكاران در حال تحريك سران كردستان عراق هستند كه به بهانه‏ى شعار مقدس استقلال، كارى كنند كه كشورهاى منطقه درگير بحرانى خانمان‏سوز شوند كه براى هيچ‏كدام استقلالى باقى نگذارد. بر همين اساس است كه سران اسرائيلى با دسيسه و تزوير از مظلوميت كردها سخن مى‏گويند، از آن‏ها مى‏خواهند تا با ديگر اقوام منطقه درگير شوند.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال آن است كه اولا كردها را در برابر ساير اقوام منطقه قرار دهد و آنگاه وقتى جنگ برادركشى در ميان اقوام منطقه راه افتاد، از آن‏ها حمايت كرده و باعث تداوم كشتار شود و ازاين‏روست كه اين وزير سابق رژيم صهيونيستى مدعى شده است كه كردها بعد از جدا شدن از ساير اقوام بايد با اسرائيل متحد شوند

هدف ديگر اسرائيل از شعار استقلال و دسيسه دلسوزى براى كردها اين است كه كردهاى منطقه را فداى امنيت اسرائيل كند. بر اين اساس سياست‏گذاران اسرائيلى مدعى هستند كه اگر در عمق خاك كشورهاى اسلامى يك درگيرى قومى جدى و غير قابل حل ايجاد شود و از تداوم آن حمايت شود، شدت اين درگيرى باعث خواهد شد كه توجه اسلامگرايان از مبارزه با اسرائيل معطوف به مبارزات داخلى و كشتارهاى قومى در ميان خود خواهد گرديد. در اين شرايط به‏جاى ناامن شدن سرزمين‏هاى اشغالى، اين كردها هستند كه كشته مى‏شوند،

ثالثا) چرا اسرائيل به‏دنبال دسيسه جداسازى قومى در منطقه است.

چنان‏كه مى‏دانيم رژيم صهيونيستى بر اساس نژادپرستى قومى شكل‏گرفته و با تفكر برترى نژاد يهود تلاش كرده است با غصب سرزمين فلسطين، يك رژيم اساسا قومى را در منطقه بر مردم تحميل كند و با سركوب و جنايت، ساير مردم ساكن در فلسطين اشغالى را رانده است. براى اين رژيم علاوه بر ساير دستاوردها، ايجاد يك حكومت قوميتى ديگر كه اساس آن بر تفكرات نژادپرستانه‏ى قومى باشد و يك قوم را با ديگر اقوام منطقه دراندازد و از آن‏ها جدا كند، يك فايده‏ى هويتى دارد.

علاوه بر اين اسرائيل براى ايجاد فضاى تنفس براى رژيم نژادپرستانه‏ى قومى خود نيازمند ايجاد يك درگيرى خونين در ميان اقوام و ساكنان اين منطقه است.

رژيم صهيونيستى به‏دنبال آن است كه اولا كردها را در برابر ساير اقوام منطقه قرار دهد و آنگاه وقتى جنگ برادركشى در ميان اقوام منطقه راه افتاد، از آن‏ها حمايت كرده و باعث تداوم كشتار شود و ازاين‏روست كه اين وزير سابق رژيم صهيونيستى مدعى شده است كه كردها بعد از جدا شدن از ساير اقوام بايد با اسرائيل متحد شوند.

دعــــــــــــا

سوره

اخبار
ارتباط با امام جمعه